استاتوس و جک فانتزی اسفند ۹۱

جک و فانتزی خنده دار اسفند 91

یکی از فانتزیام اینه که یه روز که دارم تو خیابون راه میرم یهو ببینم یه دزد اسلحه شو گذاشته رو شقیقه یه خانوم سانتی مانتال و میخواد کیفشو خالی کنه ، منم سریع بپرم بینشونو و درحالیکه دارم تفنگو ازش میگیرم باهاش درگیر شم و درحین درگیری یهو صدای شلیک شنیده شه و چند ثانیه هر دومون چشم تو چشم به هم نگاه کنیم و یهو دزده بخوره زمین و در حالیکه از شیکمش داره خون فواره میزنه من بگم : نهههههههه من نمیخواستم اینطوری شه … در همین حین پلیس از راه برسه و منو دستگیر کنه ! (شش ماه بعد)
تو دادگاه در حالیکه من دارم بی گناهیمو ثابت میکنم قاضی من رو مقصر بدونه و به قصاص محکوم کنه بعد در حالیکه من نا امید شدم یه نگاه به خانواده ام میندازم میبینم همه شون دارن گریه میکنن و یه نگاه به خانواده مقتول میکنم میبینم خون جلو چشاشونو گرفته سریع اونورو نیگا میکنم … بعد برمیگردم سپیده رو نگاه میکنم میبینم یه سر تکون میده به معنی خاک تو سرت ، عآخه به تو چه ربطی داشت نخود هر آش ؟؟؟ (بقیه شو یادم نمیاد عاخه شوکه شده بودم)
خلاصه روز اعدام فرا میرسه و منو میبرن برای اعدام ؛ بعد وقتی میخوان حکم رو اجرا کنن قاضی بهم میگه آخرین خواسته ات چیه ؟ منم میگم آخرین خواسته ام اینه که اعدامم نکنین ، بعد قاضی با همکاراش یه مشورت میکنه و با آخرین خواسته ام موافقت میکنه …
بعد منم میرم تو افق سحرگاهی محو میشم !
.
.
یکی از فانتزیام اینه که با مخاطب خاصم تو خیابون راه برم بعد یه پسره بیاد تیکه بندازه منم عین این فیلما وایسم یواش برگردم و بگم : “هی پسر … چیزی گفتی ؟” پسره هم با پررویی بگه آره و بعد با هم گلاویز بشیم و خیلی سنگین همدیگه رو بزنیم و مخاطب خاصم هی جیغ و داد و گریه. ملت دورمون اصن خیلی خفن ، بعد که پسر رو زدم با لباس خاکی برمیگردم یه لبخند نرم میزنم و میرم سمت مخاطبم. نزدیکش که میشم صدای گلوله میاد و من میوفتم رو زانوهام … نگو پسره اسلحه داشته و با سر و صورت خونی نفسای آخرو میزنه و میمیره … مخاطب خاصمم منو بغل میکنه و فریاد زنان میگه:”نــــــــــــــــــــــه” منم میگم : “دیدار به قیامت عزیزم” و میوفتم و جان به جان آفرین تسلیم میکنم …
خداییش حقمو خوردن ، من لایق اسکارم ، اصغر خدا ازت نگذره …
.
.
یکی از فانتزیام اینه مامور شهرداری بشم و یه کیف پر از پول پیدا کنم برم تو افق همشو خرج کنم ؛ همش که نباید فانتزی آموزنده باشه !!!
.
.
یکی از فانتزیام اینه که تو محلمون 10تا پسر غریبه به دختر همسایمون تیکه بندازن و من غیرتی بشم کله کنم برم براشون 10تاشونو لت و پار کنم و بعد بهشون بگم “خودتون خواستین من دعوا نداشتم” ، بعد دختر همسایه این صحنه رو ببینه کف و تف قاطی کنه تا میخواد بیاد سمتم که ازم قدردانی کنه یهو مادرش با چادر گُل گُلی از خونه بیاد بیرون و ببینه 10نفر پاره پوره رو زمین دارن خاک میخورن ، متوجه جریان میشه و با یه حالت بغض آلود بیاد سمتم بگه داماد من …
من : بله مادر ؟
بگه : من همیشه آرزو داشتم همچین پسر رخشی داشتم !
من : ولی مادرم تو همیشه به چشم یه پسر بد منو نگاه میکردی ، تو همیشه یه کاری میکردی که آمارم پیش بقیه همسایه ها خراب باشه ، تو به من تهمت میزدی (با صدای آلن دلون)
در همین حین یهو صدای کف زدن به گوشم میرسه ، برگردم ببینم 249 نفر دارن برام کف میزنن به خاطر جان فدایی و دیالوگ زیبام ، بعد یهو ببینم یه افق داره از سمت راستم میاد ، دوست داشتم بیشتر دیالوگ بگم که همسایه ها بیشتر کف بزنن ولی مجبور شدم تا افق نرفته توش محو بشم …

.
.
یکی از فانتزیام اینه که سوار اتوبوس باشم یکی با عجله سوار بشه و کارتش شارژ نداشته باشه بعد هی دنبال یکی باشه که براش کارت بزنه و بعد برسه به من ، منم دستمو بکنم تو جیبمو کارتمو در بیارم بدم بهش که کارت بکشه ، بعد من همون موقع ایستگاه پیاده شمو کارتمم ازش پس نگیرم و اون داد بزنه حداقل اسمتو بگو ؟؟؟
منم محل ندمو تو عمود محو شم ! (افق دیگه جا نداره)
.
.
هزار بار گفتم همه با هم نرین تو افق فانتزیا قاطی میشه کصافطا …
یکی پراید میخواسته حامله شده !
.
.
یکی از فانتزیام اینه که با یه دختر فقیر دوست بشم بعد دو سه ماه که فهمید عاشقشم بگه که دختر بزرگترین تاجر ایرانه و داشته عشق منو امتحان میکرده ! بعد منم ناراحت شم باهاش کات کنم …
.
.
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
عههه ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﯿﯿﻢ ﮐﻮﻭﻭﻭﻭ ؟
ﺁﻗﺎ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﯿﻢ ﻧﯿﺴﺖ …
ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﻤﻮ ﺩﺯﺩﯾﺪﻥ ، مردم کمک !
.
.
یکی از فانتزی هام اینه که راننده تاکسی باشم بعد یه مسافر سوار کنم و تو یه جای شلوغ پیادش کنم و وقتی که پیاده شد کیفش رو جا بزاره و وقتی کیف رو که میگیرم دستم یه صدای جیک جیک ازش بشنوم و وقتی که خوب نگاش کنم ببینم یه بمب توشه ، منم سریع گازش رو بگیرم خودم رو برسون به دریایی که نزدیک اون منطقست و گازشو بگیرم ماشینو با بمب پرت کنم تو دریا منم خودم قبل از اون بپرم پایین و همین که ماشین افتاد تو اب منفجر بشه و همین که بلند شدم مردم شروع کنن به دست زدن برام ؛ منم با غرور تمام تو افق به سمت اداره بیمه غیب بشم !
.
.
یکی از فانتزیام اینه که یه BMW بخرم بعد آرمشو بِکَنم آرم پرایدو بچسبونم …
.
.
یکی از فانتزیام اینه که یه روز که دارم با یه پالتوی مشکی و بلند از تو خیابون رد میشم ببینم یه نفرو میخواد ماشین زیر بگیره ، بپرم پرتش کنم اون ورو نجاتش بدم ، بعد طرف که بلند میشه ببینه دارم قدم زنان دور میشم ، داد بزنه بگه ببخشید شما ؟؟؟ منم یه لحظه وایسمو بدونه اینکه برگردم سرمو یکم بچرخونمو یه لبخند بزنمو بگم “یه رهگذر” بعد همون موقع تو افق محو بشم …
.
.
یکی از فانتزیام اینه که برم خواستگاری پدر عروس ازم بپرسه خوب آقا دوماد عزیز ، خونه ، ماشین ، کار ، پول چیا دارن ؟ بعد منم قاطی کنم کلید هاچ بک رو پرت کنم تو صورتش بگم من اومدم خواستگاری ، نیومدم خرید و فروش ! پدره هم سویچ پرایدمو ببینه و یه برق خاصی تو چشاش بیاد بعدشم بیوفته به پام که بیا دخدرمو بگیرو همش مال‌ خودت و اینا … منم بی توجه پراید 20 میلیونیم رو بیخیال شم و توی افق محو شم …
یه همچین آدم دست و دل بازی هستم من …
.
.
یکی از فانتزیام اینه که دکترای حسابداری داشته باشم بعد یه روز صبح که دارم میرم بیرون در پارکینگو که باز میکنم که برم بیرون همزمان دختر همسایمون با ماشین بخواد بیاد داخل … بعد ماشینامون شاخ به شاخ بشن و از تو ماشین به هم خیره بشیم بعد عاشق بشیم بعد همون موقع همینجوری الکی به ضرب گلوله کلت کمری کالیبر 50 کشته بشم و دختره پیاده بشه بیاد بغلم کنه بگه عزیزم تنهام نذار … منم در حالی که دارم جون میدم به افق خیره بشم بعد تموم کنم !
سوال شده که چرا دکترای حسابداری داشته باشم ؟ به نکته خوبی اشاره کردید ولی 100بار گفتم تو مسائلی که به شما مربوط نیست دخالت نکنین !!! روحمم که رفت همون جای همیشگی تو افق …
.
.
یکی فانتزی های فرهنگیم اینه که دوست دارم یه فیلم بسازم که توش کاپیتان با صدایى آروم و به غایت مودبانه به ملواناش میگه لطفا لنگرها رو بکشید !
.
.
یکی از فانتزیام اینه که اگه این ترم مشروط شدم و بابام گفت چرا ؟ دستشو میگیرم می برم دانشگاه ردیف آخر میشینیم. بعد کلیپسای شصت سانتی این دخترارو نشونش میدم میگم چیزی رو تخته می بینی ؟ تو بودی مشروط نمیشدی ؟ از خدا بترس !
بعد یه سیگار روشن میکنم با بغض و مظلومانه میرم سمت غروب آفتاب و تو افق ناپدید میشم !
.
.
یکی از فانتزیام اینه که ﭘﯿﺮ ﮐﻪ ﺷﺪﻡ ﯾﻪ ﻋﺼﺎ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﺮﻡ ﺗﻮ ﭘﺎﺭﮎ ﺑﺸﯿﻨﻢ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﺍﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﮕﻢ ﯾﻪ ﭘﺴﺮﻡ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺩﮐﺘﺮﻩ یه ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﺳﻮﺋﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪ ! بعد رو کنم سمت افق و توی برگای سنگفرش پارک محو بشم !
.
.
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﯾﻬﻮ ﺍﺯ ﺍﻓﻖ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺸﻢ ، ﻣﺤﻮ ﺧﺰ ﺷﺪ رفت !
.
.
یکی از فانتزیام اینه که سر میز شام وختی که همه دارن غذا میخورن من هی با غذام بازی کنم بعد بابام خَعلی باکلاس بهم بگه آ قربونش برم چرا غذاتو نمیخوری ؟ بعد من با یه لبخند ملیح بگم مرسی پدر میل ندارم … ولی لامصب یا همیشه مِث گاو میخورم یا بابام یه خورده سنگین برخورد میکنه و کلمات رکیک استفاده میکنه که چون اینجا خونواده نشسته از گفتنش معذورم …
.
.
یکی از فانتزیام اینه که تو مِه پنهان شم بعد فانتزیایی که میان تو مِه محو بشن رو با دمپایی ابری خیس اونقد بزنم که صدا سگ دربیارن تو مه !!!

مطلب مرتبط :
جکهای بامزه فانتزی بهمن 91

0
اشتراک‌گذاری
admin

۳۶۳ دیدگاه

  1. فریدون

    یکی از فانتزیای ما اینه که
    صبح که از خواب پا میشم ببینم الناز شاکردوست بالاسرمه و داره لبخند میزنه بعد منم برم زیر پتو محو بشم

  2. واقعاً عالى بود من و پسر عمه ام اونقدر خندیدیم که بابام ازمون عصبانى شد

  3. سحر

    وای خدا نکشتت چه قد خندیدم

  4. مهتاب

    فانتزی من شده حدیث دوست قدیمیم
    دلم از همه گرفته کاش واقعا میشد بهش ی چیزی بگمو تو افق محو بشم

  5. مهتاب

    محمد مهدی ایشا… میخری
    فانتزی ما هم شده ماشبن هاشپک کوچولویی که باسرعت باهاش تو افق محو بشیم
    دخترا تو ماشینین کمربند یادتون نره که مث من برا چشاتون روژ لب نزنین

  6. محمد مهدی

    امیدوارم دخترا رژ لب نزن زیر چشمشون

  7. مهتاب

    یکی از فانتزیام اینه محمد ماشین بخره منت مردم و نکشیم باهم تو افق محو بشیم

  8. مهتاب

    سلام چرا اینجا ایقد تکراری شده مطالبش؟؟؟؟؟
    یه سوال ؟ مدیر من تازگیا عاشق شدم درمورد فانتزی عشقم بنویسم اشکال ندار؟؟؟؟؟؟
    اما جدی باهم خواستیم تو افق محو بشیم امروز عصر

  9. مهتاب

    ای ول دمتون گرم
    یکی از فانتزیام اینه که خواهرم لاغر بشه

  10. مینا

    سلام-خیلی با حال بود یعنی شما فقط می خوای توی افق محوووووووووووووووووووووووووو ببببببببببشششششششششششششییییییییییییییییییییییییی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  11. چمیا

    چلام باحان بود!تستت دلدنچنه

  12. فاطمه

    خداوکیلی خیلی کیف کردم قربون همتون Smile

  13. ملی

    دستت طلا داداش عالی بود کلی خندیدم ایول

  14. maryam

    aghaaaaaaaaaaaaaaaaa khyli 20 bud .asanam harfaye baghiye mohem nis,ahamiyat nade

  15. نفیسه.nafise

    سلام به مدیر این سایت.
    یه سوال دارم:اگه شما این سایتو باز کردی و مطلب میذاری چرا نمیای به بچه ها و بازدیدکننده ها بگی از سایت ۴jok همه رو برمیداری و اینجا میذاری و منبع ات اون سایته و هیچیش از خودت نی؟خوب نی که مردمو با دروغ داری میخندونی.
    اگه وبلاگ باز میکنی از خودت مطلب بذار نه اینکه هر چی اونجا داره کپی پیست میکنی و میذاری اینجا…..اکثر فانتزیارو هم از فانتزیهای abas_m223 برداشتی و فقط اونجاهایی ک اسمش عباس بووووده رو به عزیزم تغیر دادی.
    من از اعضای ۴جوکم و همه فانتزیارو خوب یادمه.داداش خودت چی تو چنته ات داری؟واسه خودتو رووو کن.اگه بری سایت ۴جوک و قسمت مذهبی پستهای ویژه حضرت علیو که فرستندشون منم میبینی.
    ………………………..یاعلــــــــــــــی………………………

    • Morteza

      سلام
      یه جوری حرف میزنید انگار شما و اعضای سایت ۴jok دارید مطالب فانتزی رو مینویسید و کلا دیگه هیچ فانتزی ای در هیچ جای نت وجود نداره ! البته من سایت ۴jok رو که نگاه میکردم هیچ مطلب فانتزی مشابهی پیدا نکردم که اصلا در سطحی باشه که بشه ازش کپی برداری کرد ! لطفا لینک اون مطالبی رو که میگید ازشون کپی کردم برام بفرستید … البته اینو هم مد نظر قرار بدید که شاید اعضای اون سایت دارن از ما کپی میکنن !!!

      • سارا

        اقای محترم اصن اگه هم داری این کارو میکنی ..دمت گرم ..عشقت میکشه…همین که باعث خنده ی چند نفر دیگه میشی بسه…به دیگران…حالا اسم نمیبرم..اصلا ربطی نداره…..عاشق فانتزیاتم…

        • tina

          فرق سایت شما با ۴jok اینه ک سایت شما همه مطالبش خوبن
          اما ۴jok چیزای مزخرفم توش پیدا میشه. من خودم عضو ۴jokم
          سایت شما گلچینه
          دمتون گــــــــــــــــــرم……….

    • عسل

      واقعا که چقدر خودخواهی حالا انگار مطالب طنز فقط وفقط مال سایت فور جوکه مثل اینکه حافظ بیاد بگه چرا شعرای منو چاپ میکنین هرچند که قابل مقایسه با حافظ نیستید به قول دوستامون عشقش کشیده کپی کرده می تونی جلوشو بگیر
      پرچم اس مس خورا بالاست

  16. ss

    با با دمت گرم کلی خندیدم………………

  17. hamid saadati

    agha damet garm khily hal kardam bahat…vaghan oskar barazandate..

  18. نيما

    سلام داداش دمت گرم خیلی جالب بود

  19. sadaf

    kheyliiiiiiiiiiiiiiiii bahal budn merc vaqean :*

  20. javaneh

    kheeeeeeeeeeeli bahal bood Grin

  21. کیوان

    سلام
    من اولین باره که این سایت رو میبینم
    واقعا عالی بود مرسی من که یه دل سیر خندیدم
    جوری که بابام اومد تو اتاق گفت مگه خل شدی پسر……
    بدرود

  22. پرنیان

    من در آرزوی این موندم یه بار اون فرد باحالی که این جک و طنز وفانتزیای باحال و خنده دار رو و از خودش در میاره ببینم

  23. خعلی باحال بود مممنون

  24. سحرa

    خوب بودن مرسی ولی کم بودن ..بیشتر بیشترش کن

  25. سحررررررررر

    چرت بودن داصلادوست نداشتم اه

  26. ممنون اقا مرتضی..ببخشید فقط ی سوال در مرده سایت داشتم ..از کجا میارید این همه نوشته های قشنگووووووو؟؟؟؟؟؟؟ واقعا هر جایی پیدا نمیشن..

  27. پریا.خ

    شامپو خریدم روش نوشته:
    این محصول را روی سرتان بریزید و موهایتان را بمالید سپس آبکشی کنید!
    من میخواستم بریزم تو دهنم قرقره کنم خدا خیرشون بده آگاهم کردن

  28. sara

    مرسی ازهمه بچه های توپ سایت!وداداش مرتضی

  29. myself

    مرسی بچه ها عالی بود.

  30. واااااااااای عالی بود…مرسی.فقط ی سوال ادمین کیه اینجااا؟؟>>>>

  31. "Hamid Reza"

    یقینا کسی که در افق محو میشود فانتزی دارد
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    جواد خیابانی

  32. محکوم به تنهایی

    سلام دوستان.
    من همیشه یکی از فانتزیام این بود که تویک نگا عاشق شم.
    و عصری بود که اتفاقی یکی رو دریک نگا دیدم و عاشقش شدم.
    راست میگم بخدا… .

    • مرضی

      منم یه چنین فانتزی داشتم
      بعد در یک نگاه عاشق شدم…
      بعد طرف از دوست من خوشش اومد و با هم دوست شدن…
      بعد کات کردن…
      بعد من با یکی دیگه ازدواج کردم و در افق محو شدم…

  33. شقایق

    سلام مدیران عزیز لذت بردم ازسایت زیباتون؛واقعا خسته نباشید

  34. mohaddeseh tanha

    دمتون گرم.کلی خندیدم.یه عالمه تقدیر و تشکر از آقا محمد و حمید رضا و مجید و مرتضی…

  35. سلام!
    دوستان نظرتون راجع به اینکه استاد آپدیت نمی کنن چیه؟!!
    خود استاد میتونن در نظر سنجی شرکت کنن!
    والا…

  36. دلآرام

    hi.modir bbashkhid bazam invara peydam shod.hichi nazar nemizaram.qol midam.faqat umadam net gofam az emtehane aji baran+namzadi dada majid+kha3gari dada hamit khabar bgiram.mamad m3 hamishe number 1 budi.bazam sharmande!by

  37. mamad026

    یکی از فانتزیام اینه که مو هام فر باشه غذا بذارم توش که بپزه!!!!!

  38. mamad026

    یکی از فانتزیام اینه که فوتبالیست تیم ملی بشم .فینال جام جهانی در ضربات پنالتی آخرین پنالتی زن من باشم و با تمام وجود ضربمو بزنم اوج آسمون دستامو بذارم رو سرم و بگم آه…..ای حال میده…..تاریخ ساز میشم

  39. nana

    آقا مرتضا یه آپ بذار دیگههههه لفطن

  40. mamad026

    دخدره تو پروفایلش عکس”تیلور سویفت”رو گذاشته!حالا کامنت پسره رو داشته باش: معلومه فتوشاپه!!!!!!!!
    به همین برکت قسم!!!!!! خو نکنین این کارا رو! بچه مردم دچار توهمات فانتزی میشه!!! دیگه کار از محو شدن تو افق گذشته!!!! والللا!!!!!!!!

  41. mamad026

    یکی از فانتزیام اینه که خواننده نشم !
    این روزا خواننده نشدن خیلی سخته !

  42. mamad026

    تو این روزا اگه دیدین یه دانشجو نشسته یه نگاه به افق میکنه ،یه نگاه به گوشیش. باز یه نگاهمیندازه به افق باز به گوشیش بعد به افق خیره میشه بعد باز به گوشیش نگاه میکنه بعد به افق خیره میشه و تو افق نیست و نابود میشه بدونین داره با گوشیش معدلشو حساب میکنه ببینه مشروط میشه یا نه

  43. mamad026

    یه سوال دارم ای کسانی که درافق محو میشوید
    آیا……………..تو اونجا ایرانسل آنتن میده

  44. mamad026

    یکی از فانتزیام اینه که تو افق جون یکی رو نجات بدم بعد تو زمین محو بشم
    اخه حس متفاوت بودن رو خیلی دوس دارم

  45. مهســــــــــــــــــــــا

    دیگه نوبت یه آپ جدیده منتظریم

  46. مهســــــــــــــــــــــا

    یکی از فانتزی های دانشگاهیم اینه که با بچه ها یه برنامه بزاریم نمره ها که اومد بریم تو افق محو بشیم !!!
    .

  47. مهســــــــــــــــــــــا

    یکی از فانتزیام اینه که چنتا آدم گردن کلفت اجیر کنم نزدیک افق تا هرکی خواست اون اطراف محو بشه بزنن دهنشو … !
    انگار محو شدن تو افق بچه بازیه ؛ زرت و زورت میرن افق محو میشن !!!

  48. مهســــــــــــــــــــــا

    آخرین ورژن فانتزیام اینه که ﺍﻓﻘﻮ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﻨﻢ و همینجوری الکی ﺗﻮﺵ ﻣﺤﻮ ﺷﻢ …

  49. morteza0631

    از همه های بچه های اس ام اس خور و مدیریت تشکر ویژه ……

  50. مهســــــــــــــــــــــا

    تشکر ویژه ازmamad026/morteza0631.مجید.حمید رضا. محکوم به تنهایی و نازی و بقیه دوستان

  51. مهســــــــــــــــــــــا

    عالی بود
    ممنون از مدیریت /mamad026

  52. تارا

    یکی از فانتزیام اینه که………
    شماها انقد فانتزی نداشته باشین.
    در کل باحال بود .دم تک تکتون گرم

  53. پریا.خ

    وای چقد خندیدم !
    خدا خیرت بده مادر…

  54. احسان

    سلام
    آقا دم همتون گرم.
    کلی حال کردیم و خندیدیم و بازم مثل همیشه همکارا دلشون به حالم سوخت که چرا الکی میخندم…
    یه دفه رئییس امد تو اتاق منم که داشتم از خجالت آب میشدم رفتم تو افق محو شدم، رئیس که رفت بیرون منم از افق امدم بیرون و دوباره نشستم سر جام.
    خیلی باحالید.
    یاعلی

  55. سحرناز

    اقا مرتضی فلسفی هم بذارین لطفا،مرسی

  56. morteza0631

    عاقا من دیگه فانتزی ندارم….

    تمووووم شدن به خدااااا

  57. Faezeh.M

    ممنون ازهمه تون؛مرتضی؛مرتضی۰۶۳۱و محمد۰۲۶؛؛؛واقعا فوق العاده بود**

  58. آقا مرتضی دمت گرم بچه ها دم همتون گرم شادم کردید خدا شادتون کنه!!!!

  59. morteza0631

    خبر فوری:
    روابط عمومی افق لحظاتی پیش طی اطلاعیه ای اعلام کرد که محوستان افق به دلیل ازدحام محو شوندگان به مدت ۴۸ ساعت تعطیل است،لذا از محو شوندگان عزیز خواهشمند است فعلا تو عمود و اوریب محو شید کصافطا…

  60. mamad026

    یکی از فانتزیام اینه ک خخخخخخخ…!!
    یکی از فانتزیام این ک خخخخخخ…!!
    عاغا یکی از فانتزیام اینه ک خخخخخخخخخخخ…!!
    بچه ها شرمنده نمیتونم فانتزیمو بگم خیلی مبتذلٍ Neutral
    کصـــــــــــافت Neutral Big Smile))))

  61. morteza0631

    عاقا این چه وضعیه…
    چرا قانون کپی رایت فانتزیا رعایت نمیشه…

    بازدید کننده عزیز:با رعایت کپی رعایت فانتزی ها فانتزی نویسان را حمایت کنیم.

    با تشکر:ستاد حمایت از فانتزی نویسان جوان

  62. mamad026

    توجه توجه
    خبر رسیده یه چندتا دهه هشتادی تو افق رویت شدن
    برادران خواهران گرامی دهه شصت هفتادی همت کنید اینا رو بندازین بیرون
    از دست این اراذل ما تو افقم آسایش نداریم
    راستی یه نکته این دهه چهل پنجاهی ها رو هم راه ندین افق تجربه ثابت کرده اینا هرجا میرن یه گودزیلای دهه هشتاد نودی با خودشون حمل می کنن
    باشد که همه در افق به آسایش برسیم
    .
    ..

    ….
    روابط عمومی حمایت از محوشدگان

  63. mamad026

    یکی از فانتزیام اینه که یه شب که از زندکی کسل کننده خسه شدم بخوابمو
    صیح یهو یه صدایی بم بکه…
    Hey boy wake up…
    بد من هاج و واج اینور اونورو ببینم با خودم بکم
    Where is it. .
    هر کارکنم فارسی نتونم بحرفمو ببینم تو یه خونه خیلی شیک تو لندن زندکی می کنم…
    اصلا از همون اول من خارجی بودم
    و زمانی که می خوام برم صبحونه مفصلمو بخورم تو افق محو شم

  64. morteza0631

    یکی از فانتزیام فانتزی دوستم که فانتزیشو داده به من که فانتزی من بشه اینه که فانتزیش فانتزی من باشه و هردو باهم بریم تو افق محو بشیم…

  65. mamad026

    عاقا من یکی از فانتزی هام اینه که برم تو افق قایم شم هر دختری که میخاد بیاد محو شه یهو میپرم جلوش پخخخخخخ میکنم جیغ بکشه بترسه بدوه بره بغل مخاطب خاص یا خانوادش تا قدر اونارو بدونن
    یعنی همچین ادم خانواده دوستیم من

  66. mamad026

    آقـــــــــــا
    بعلت آلودگی بیش از حــــــــــــــــــد افق
    از هفته آینده محــــو شدن به صورت زوج و فــــــــــــــــرد اجرا می شود

  67. morteza0631

    فانتزیام خیلی فانتزی شده..
    مثل این یکی:
    کریس رونالدو بیاد بازیکن پرسپولیس شه و لیو مسی بیاد بازیکن استقلال بشه…
    اونوقت تو دربی وقتی میان که روبروی هم بازی کنن بقیه بازیکنا از شدت ذوق،همونجا ذوق مرگ شن و همه باهم تو چمن آزادی به صورت عمودی محو بشن…

  68. mamad026

    جاتون خالی دیروز با برو بچ رفتیم افق
    انصافــــــــــا حال دادBig Smile
    برگشتنی دیدیم یکی داره داد میزنه کمک کمک
    به دوستان گفتم شما باشین برم ببینم چی شده( فهمیدین چقدر شجاع هستم یا بیشتر شرح بدم)
    اقا تا رسیدم به موقیعت یه چیزی دیدم که بگم شاخ درمیارین!
    .
    .
    .
    ولی نمیگم تا مثل ادم به زندگی عادیتون ادامه بدینSmile
    دیوانه هم خودتیBig Smile))))))))))))))

  69. mamad026

    یکی از فانتزیام اینه که
    یه روزکه ازخواب بیدارمیشم
    بـبـیـنـم فــــقــــر از بـیـن رفـتـه
    بـبـیـنـم هـیـشـکی تـنـهـا نـیـســت
    بـبـیـنـم هـمـه دادگــاه هــا خـــلــوتـــه
    بـبـیـنـم هـمـه مـــــردمــ خـوشـحــــالـنـــــد
    بـبـیـنـم هـمـه بـیـمـارسـتـان هـا خـالـــی از مـریـضـه
    بـبـیـنـم هـمـه دردهـا بــا یــه “دوسـتــت دارمــ” درمــان میشـه
    بـبـیـنـم هـمـه جـــا خـوبـی وخــوشـبـــخـتـیـه کـه فـریــــاد مـی زنـه
    مثلا ببینم اقا مرتضی برا کامنت ها قسمت لایک گذاشته
    یا مثلا ببینم تعداد کامنتا از ۱۰۰۰۰ بالاتر رفته

  70. morteza0631

    فانتزی جدیدم اینه که….
    سرمربی بارسلونا شم و بارسا سقوط کنه دسته یک…

    اونوقت اهالی کاتالونیا حمله ور شن بزننم که همونجا بترکم و برم تو جایگاه vip نیوکمپ محو بشم…

    فانتزی در حد جام قهرمانان…

  71. mamad026

    یکی دیگه از فانتزیام اینه ک:
    بر اثر بیماری در بیمارستان باشم رو ب موت بعد همه بالا سرم باشن من ب مامانم بگم آهنگ پسرم وقتی میای از داریوش رو بخونه،اشک تو چشا حلقه بزنه بعد من با ی لبخند ملیح …
    إنا لله و إنا إلیه راجعون
    بعد از تحریم و گوشی راحت از جیب درا و پراید وانت و پراید دنده اتوماتیک اینجانب نیز خل و چل شده ام

  72. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که پرسپولیس قهرمان لیگ برتر بشه….

    یعنی فانتزی در حد لالیگا…..

  73. mamad026

    یکی از فانتزیام اینه که
    یه تاکسی پراید بخرم تو خط افق_محوستان مسافرکشی کنم.
    (لامصب بدجور مسافرخورش ملسه.)
    بعد یه ماه که کلی پول بهم زدم برم سواحل آنتالیا تو افق اونجا لخت شم بپرم تو آب و هیچی دیگه
    بقیش باشه بعدن ، یه بار یه نفر میره معدن .

  74. mamad026

    ﺩﺧﺘﺮﺍ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻦ ﻣﺘﻦ فانتزی ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺭﻭ ﺑﺨﻮﻧﻦ
    ﺍﻟﮑﯽ ﺯﻭﺭ ﻧﺰﻧﻦ
    .
    .
    ._______________ ­_______________ ­_________
    ________
    ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻦ ﺑﺨﻮﻧﻨﺶ
    ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺧﻂ ﻣﯿﺒﯿﻨﻦ
    ﭘﺴﺮﺍ ﺣﺎﻝ ﮐﺮﺩﯾﻦ ﺑﺎ فانتزی ﺑﺎﻻ ﯾﺎ ﻧﻪ؟
    ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎﺣﺎﻝ ﺑﻮﺩ ﺣﯿﻒ ﮐﻪ ﺩﺧﺘﺮﺍ
    ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻦ ﺑﺨﻮﻧﻨﺶ

  75. mamad026

    یکی از فانتزیام اینه که یه رستوران بزنم..
    توش فـــــــــــــــــقط ته دیگ سرو کنم!!! Big Smile

  76. mamad026

    میدوید مهم ترین فانتزی تایلندی ها چیه؟؟
    ถ้าจะชมพระอาทิตย์ตกดินสวยที่สุดในเขมรต้องมาที่ปราสาทพนมบาเค็ง เสียมเรียบ ดูจากรูปแล้วเพื่อนๆว่าจริงไหมครับ ? แม้ทางขึ้นจะสูงชันเพราะตัวปราสาทอยู่บนยอดเขาและใช้เวลาเดินเรียกเหงื่อไม่น้อยกว่า ۲۰ นาที แต่วิวทิวทัศน์แบบ bird eye view ที่มองเห็นโดยรอบพระนคร รวมทั้งเห็นยอดปราสาทหินนครวัดอยู่ลิบๆ และทิวทัศน์ที่งดงามของป่าไม้ที่ยังมีไม้ใหญ่อายุนับร้อยปี ท่ามกลางแสงทองยามอัสดง ไม่ทำให้นักท่องเที่ยวคนไหนผิดหวังครับ ปราสาทพนมบาเค็งเทวสถานฮินดูโบราณแห่งนี้เคยเป็นศูนย์กลางเมืองพระนคร สร้างในสมัยพระเจ้ายโศวรมันที่ ۱ ช่วงปีพ.ศ. ۱۴۴۰-۱۴۷۰ มีอายุราว ۳۰۰ ปี ก่อนยุคนครธม ครับ

    เพื่อนๆ KTC World ที่มีภาพประทับใจในเอเชีย ภายใน ۲۵ ก.พ นี้ อย่าลืมร่วมสนุกกับกิจกรรมถ่ายรูปดีมีรางวัล ธีม “Asia Memoir” บันทึกเอเชียในความทรงจำ แชร์ภาพเป็นแรงบันดาลใจในการเดินทางให้กับเพื่อนๆที่รักการท่องเที่ยวด้วยกัน นะครับ รายละเอียดตามลิงก์นี้

    فهمیدی عــایـــا؟؟؟؟!!!!
    حالا خوبت شد؟؟؟
    فوضولیت خوابید؟؟؟؟؟؟!!!
    حالا برو دنبال کار و زندگیت ! Neutral

  77. mamad026

    یکی دیگه از فانتزیامم اینه که یه روز با لامبورگینیم برم دمه دبیرستان دخترونه D:
    بعد که دارم به دخترا تیکه میندازم یدفه عزراییلو ببینم و الفاتحه!
    بعد خودمو تو جهنم ببینمو با کلی اصرار که خدایا یه فرصت دیگه به من بده!
    یهو اون دختری که بهش تیکه انداختمو ببینم که داره بهم میگه:بگو غلط کردم تا برگردی!
    منم بگم:
    نه!من هیچ وقت برای زنده موندن اصرار نکردم!
    بعد اونم یهو تو آتیش محو شه و منم عینه سگ تو آتیش بسوزم!
    بععععععله!
    به این میگن مرد سربلندی!
    آتیشو به معذرت خواهی ترجیح میدم!

  78. mamad026

    یکی از فانتزییام این بود بابام بفهمه سیگار میکشم
    که دیگه یواشکی نباشه
    دیروز ته مونده سیگارم رو دید
    گفت واسه کیه؟
    گفتم من((((
    منتتظر بودم بزنه تو گوشم
    اما گفت نه باور نمیکنم واسه تو نیس!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    ینیییییییی اب شدم تو افقBig Frown(((((((((((((((

  79. mamad026

    فکر کنم یکی از فانتزیای مامانم اینه صبح که در اتاقمو باز می کنه ببینه دیشب که داشتم درس می خووندم رو کتابم خوابم برده
    به نظر من که توقع زیادیه

  80. mamad026

    یکی از فانتزیام اینه که یه تغییر ژنتیکی توسیب ایجاد کنم که موقع خوردن لای دندون گیر نکنه

  81. یکی از فانتزیام اینه محسن چاووشی کنسرت بزاره
    Frown

  82. "Hamid Reza"

    یکی از فانتریام اینه برم عروسی دوس دخترم …………… … !!!
    .
    .یهو داد بزنم: “به افتخار دوس پسر عروس

  83. "Hamid Reza"

    یــکی از فـانتزیام ایـنه کـه دوس دخــترمو هـمینطوری بی دلیل با ضـرباته پـی در پـی مـوشت بــزنم جـوری کـه بـه فـنا بـره ،
    بـعد ایـن عـاهـنگ مجید خراطها کـه مـیگـه ‘ وای عـزیـزم رو صـورتت جـایه انـگشـتایه مـنـه ‘ رو بـذارم بعـد تا صُـب تو بـغل هـم های های گـریـه کـنیم…

    : D

  84. "Hamid Reza"

    یکی ازاَبَرفانتزیام اینه که به بابام بگم یه سیگارم واسه من روشن کن !!

  85. حاج رضا

    از این به بعد هم دیگه فانتزی تعطیل !!!!
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    فقط بربری !!!!!!!!!!!!!!

    خوب یکی از بربریام اینه که….

  86. محکوم به تنهایی

    پسر خالـم چند روز پیش رفته بود خواستگاری، شرایط دختره واسه ازدواج :

    ۱) پراید داشته باشه …

    ۲) تو افق ویلا داشته باشه …

    ۳) به موقه محو شه و سر وقت ظاهر بشه …

    ۴) گوشیش راحت از جیب در بیاد …

  87. محکوم به تنهایی

    آخرین نسخه ی فانتزی هام اینه که همینجوری که با پرایدم دارم میرم که توی افق محو بشم

    گوشی جی ال ایکسم رو به راحتی از جیبم دربیارم و زنگ بزنم بابام و بگم :

    فک و فامیله ما داریم ؟؟ …

  88. محکوم به تنهایی

    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ …
    یک شب قبل از ولنتاین (دقت کنید یک شب)
    وقتی دارم تو خیابون راه می رم یه لامبورگینی (ترجیحا مورسیه لگو)
    از کنارم رد شه بَد یهو بک بگیره (برگرده عقب) جلو پام واسته ،
    یه دخدر خشگل قدبلند (۱۷۰)
    از توش بیاد بیرونُ همینجوری واسته جلومُ بهم زُل بزنه
    یه نیم ساعت بعدش بگم خانم چیزی شده ؟
    اونم یهو اشک تو چشاش جمع شه بگه :
    من سال هاست دنبال تو می گردم !!
    من بگم دنبال من !؟ :-؟

    بگه آره هــانی ! حالابپر بالا بریم با هم تاب بخوریم ..
    منم بگم باشه جوجو و سوار شم !
    بد دوس دخدرم ماشین روشن کنه طوری تِکاف کنه که
    لاستیکا همینطور دود کنن انقد دود کنن که ما بتونیم
    به راحتی تو اون دودا محو شیم

  89. یکی از فانتزی هام یا عقده هام اینه…وقتی وارد سایت میشم و اقا مرتضی تازه پست گذاشته…اولین کسی باشم که نظر میدم …! Smile

  90. نازي

    ازفانتزیامه که گوشیه دوستمو بگیرم اسـم مخاطب های خاصش رو بـا هـم عوض کنم !

    اصـن یـه حالی میده که قابــل وصف نیست …

  91. نازي

    یکی از فانتزیام اینه که ،

    پسر مورد علاقمو با یکی دیگه تو تاکسی ببینم ، بعد متوجه بشم که پسره پول نداره کرایه رو حساب کنه ، منم واسه اینکه پسره ضایع نشه ، یه پنج هزار تومنی بدم به راننده و بگم امروز روز تولدمه ، همه مهمون من….
    الهی بمیرم واسه خودم … !

  92. نازي

    یکـی از فانتـزیام اینه کــه تو اوجه بدبختی باشم بعد

    یــه عتیقه پیدا کنــم بــرم بدم مــوزه آثار باستانی !

  93. morteza0631

    خسته شدیم از فانتزی..
    آقا مرتضی خواهشا اس ام اس غمگین و دپرس آپ کنین…
    مرسی…

  94. نازي

    یکی از فانتزیام اینه که یه پیرمرد پولدار تصادف کنه
    و من برسونمش بیمارستان و نجاتش بدم ،
    اونم با بچه هاش مشکل داشته باشه و تمام زندگیشو به نام من بزنه و بمیره ؛
    وقتی بچه هاش منو پیدا میکنن که پولارو بگیرن ،
    همه پولارو بندازم جلوشون بگم بردارید نامردها ،
    اونی که با ارزش بود پدرتون بود …

    بعد برم و در افق ناپدید شم !!!!!!

  95. نازي

    یکی از فانتزیام اینه که با دوستام برم ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ !
    ﺑﻌﺪ ﺗﻮ ﯾﻪ ﺑﺮﻑ ﻭ ﺑﻮﺭﺍﻥ ﻣﻦ ﭘﺎﻡ ﺑﺸﮑﻨﻪ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﺘﻮﻧﻢ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﻨﻢ !
    ﺑﻪ ﺍﻭﻧﺎ ﺑﮕﻢ ﺑﺮﯾﺪ ﻭ ﻣﻨﻮ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺩﺗﻮﻧﻮ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﯾﺪ . . .
    ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻧﺎ ﺑﮕﻦ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺑﻌﺪﺵ ﻣﻦ ﺑﮕﻢ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺩﺗﻮﻧﻮ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﯾﺪ ، ﻣﻨﻮ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﯿﺪ . . .
    ﺑﻌﺪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺑﺮﻥ ﻭ ﻣﻨﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺬﺍﺭﻥ . . .
    ﺑﻌﺪ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺗﻮ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﮔﻤﺸﺪﻥ ﻭ ﯾﻪ ﺷﯿﺮ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﻭﺣﺸﯽ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺣﻤﻠﻪ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭ ﺍﻭﻧﺎ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﻭ ﻣﻮﻗﻊ ﻓﺮﺍﺭ ﺗﻮ ﺑﻦ ﺑﺴﺖ ﮔﯿﺮ ﻣﯿﮑﻨﻦ . . .
    ﺑﻌﺪ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺷﯿﺮﻩ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﻨﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﯾﻪ ﺷﻠﯿﮏ ﺑﯿﺎﺩ ﻭ ﺷﯿﺮﻩ ﺑﯿﻔﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﺸﺖ ﺍﻭﻥ ﺻﺤﻨﻪ ﻣﻦ ﺑﺎ ﯾﻪ ﺗﻔﻨﮓ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺯﺵ ﺩﻭﺩ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﯾﻪ
    ﭘﺎﯼ ﻣﺠﺮﻭﺡ ﻭﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻡ ، خورشید ﺑﻪ ﺭﻧﮓ نارنجی داره پشت سرم غروب میکنه یه تًف مارکدار بندازمو برم تو افق محو شم . . .

  96. نازي

    الان داشتم از دم یه قلیون سرا ر د میشدم خیلی حسودیم شد بهشون همه خوشحال بودن
    نامردا به فانتزیشون رسیده بودن همه توو دود محو شده بودن لامصب افقی بود واسه خودش )))

  97. نازي

    من یه غلطی کردمُ قضیه فانتزیُ افقُ واسه بابام تعریف کردم ؛
    .
    .
    .
    حالا هروقت اَزَش پول میخوام، میره تو افق محو میشه !

  98. morteza0631

    بچه ها خسته نباشید…
    ممنون از حضور همیشگیتون در اس ام اس خور…
    تشکر ویژه از Hamid Reza،نازی،مجید،آقا ممد و…..
    همه بچه های عزیز و مدیریت سایت…

  99. نازي

    ‎یکی از فانتزیام اینه که :
    تو کوچه دارم رو پایی میزنم سیگارم هم دستمه.از دور میبینم مسی و رونالدو دارم میان سمتم…
    منم بدوم برم سمتشون با یه حرکت به جفتشون لایی بزنم بعد کف کنن بگن تو چجوری این کارو کردی
    بگم من شاگرد استاد تهامی هستم بعدشم این که چیزی نیست توپو بندازم بالا که بخوام مثله سوباسا برگردون بزنم
    اما اون بالا همینجوری وایسم یهو یه صدایی بیاد بگه ادامه داستان هفته آینده..
    بعدش تا هفته آینده همینجوری تو هوا باشم تا اینکه توپو شوت کنم…
    همینجوری که توپ داره میره تو افق محو بشه منم یه کام سنگین از سیگارم بگیرم بعدش یه دفعه پووووووووف تو دود سیگارم محو بشم!!!

  100. نازي

    یکی از فـانـتزیام اینه کــه
    کنترل تلویزیون خونمونو بردارم
    بـرم دم این مغازه های صـوتی تصویری،
    این تلویزیونایی کـه گـذاشتن پشت ویترینو خاموش کنم !

  101. نازي

    من از بچگی یک فانتزی بیشتــــــــر نمــــــیخواستم:
    آونم این که برم تــــــــــــو زمینی که سوباسا بازی مـــــــــــــیکنه بدووم چرا؟!
    خوب لامصبــــــــــــــــ چرا به دروازه نــــــمیرسی (۰_۰) هان بگو.. چرا…!

  102. نازي

    یکی از فانتزیام اینه ک تو یه مصاحبه جدی جدی ازم بخوان ی شعر از سعدی بخونم منم ک بلد نیستم(نخند اقا خوب بلد نیستم)شروع ب خوندن اتل متل توتوله کنم بعد بگن این چیه میخونی منم بگم این جز شعر هایی ک مجوز چاپشو سعدی نتونسته بگیره
    بعد سعدی بیاد بزنه منو عین کتلت پهنم کنه رو زمین:.)))

  103. نازي

    وای دست همتون درد نکنه هم اق مدیر هم بروبچ.

  104. مجید

    یه روز یه زنی رو عرشه کشتی ایستاده بود و داشت به آب دریا نگاه میکرد………………..
    یهو انگشترش که خیلی گرون و قیمتی هم بود می افته تو آب.زن اول خیلی ناراحت میشه,اما بعدش بیخیال میشه…………………………….
    چند سال بعد که زن تو یه رستورانی ماهی میخورده یه چیز سختی توی دهنش میره……….

    اره…..استخون ماهی بود که رفت تو دهنش….
    چیه نکنه فکر کردی که انگشتره بوده؟؟؟؟
    بابا تو دیگه فانتزیت خیلی قویه………میخوای یه افقم تشکیل بدم,محو شی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ Smile
    اخریش بود Smile

  105. مجید

    ﺁﻗﺎﯾﻮﻥ ﺧﺎﻧﻮﻣﺎ !
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    ﺯﯾﻦ ﭘﺲ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻭﺍﮊﻩ ﯼ ﻣﻨﻔﻮﺭ ﻭ ﻓﺮﻧﮕﯿﻪ “ﻓﺎﻧﺘﺰﯼ ” ﺍﺯ ﮐﻠﻤﻪ ﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﺍﺻﯿﻞ
    ﻭﻃﻨﯽ ” ﻋﻘﺪﻩ ” ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﺪ !!!
    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻋﻘﺪﻩ ﻫﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﺍﯾﻦ ﭘﺴﺖ ﺻﺪ ﺗﺎ ﻻﯾﮏ ﺑﺒﯿﻨﻢ !!
    مرسی از همه دوستان Smile و اقا مرتضی Smile

  106. مجید

    یکی از فانتزیام اینه که

    دوسدخترم جورابامو بشوره، بعد اتو کنه، بعد پام کنه! بعد بوسم کنه بگه مرسی که افتخار دادی
    جوراباتو بشورم عشقم!!
    من هم بگم وظیفه ات بود… حالا زود از جلو چشمم دور شو. باید به کارام برسم Big Smile))))))))

    من برم تو افق تا دخترا نیومدن Big Smile)))))))))

  107. مجید

    افق دیگه خز شد…
    .
    .
    .
    .
    .من میرم سمت خورشید ذوب بشم!! Neutral

  108. مجید

    چندتا فانتزی واسه بابام خوندم، گفت جا این قرطی بازیا نمره ها امتحانتتو نشونم بده کافیه افتاده باشی اول افقیت میکنم بعدم میفرستمت افق.. Neutral

  109. مجید

    یکی از فانتزی هام اینه که انقد پولدار بشم که تیکه میوه ی آخر رانی برام مهم نباشه Smile

  110. مجید

    یکی از فانتزی هام اینه که تو عروسی وقتی از اون دستگاهه دود میاد و دود همه جارو میگیره یه قر بدم و تو اون دود با عروس محو بشم Big Smile))

  111. مجید

    دقایقی پیش زمین لرزه ای به قدرت ۶٫۹ ریشتر افق را لرزاند
    به دلیل وجود گرد و غبار و دود هنوز آمار دقیق از مصدومان در دسترس نیست

    بچه ها کمک هاتون رو سریع بدید من دارم میرم سمت افق Smile

  112. مجید

    یکی از فانتزیام اینه که توی یه پارک شلوغ شروع کنم به دویدن و همزمان با موبایلم بگم : لعنتیا تا من نگفتم هیچکس شلیک نکنه ،
    کلی آدم بیگناه اینجا هست ! Smile

  113. مجید

    یکی از فانتزیام اینه که …

    برم آکادمی گوگوش موقع خوندن نتونم خودمو کنترل کنم
    و گریه کنم
    گوگوش هم احساساتی بشه دستاشو باز کنه
    بگه بیا بغلم
    منم برم جلو بابک سعیدی رو بغل کنم
    کلا من همینچی پسر چشمو دل پاکیم!! Smile

  114. مجید

    یکی از پیچیده ترین فانتزیام اینه که بفهمم چرا به الویه میگن سالاد الویه؟؟ Neutral

  115. مجید

    یکی دیگه از فانتزیام اینه که یه روز شوخی شوخی از دوستم با چاقو زورگیری کنمو دو هزارتومن ازش گیرم بعد به عنوانه زورگیر بگیرنم
    و قاضی بگه اعدامش کنین
    موقع اعدام جلاد میپرسه اخرین خواستت چیه :
    منم با بغض بگم :
    تو افق محو شم
    جلاد جارپایرو بندازه و
    بگه بمیر فانتزی باز
    بعد سوار پرایدش شه تو افق محو شه Smile

  116. مجید

    ظرفیت افق تکمیل شد,جمع شین بریم عمود Neutral

  117. مجید

    یکی از فانتری هام اینه که
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    پراید بخرم Neutral

  118. مجید

    یکی از فانتزیام اینه که روزی دخترا هم بتونن مثه پسرا اینقدر قشنگ زیر ابرو بردارن! Smile

  119. مجید

    ﺁﻗﺎ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﻫﻢ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ…
    ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺎ ﯾﻪ ﭘﺎﻟﺘﻮﯼ ﻣﺸﮑﯽ ﻭ ﺑﻠﻨﺪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺭﺩ ﻣﯿﺸﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﯾﻪ ﻧﻔﺮﻭ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺯﯾﺮ ﺑﮕﯿﺮﻩ !
    ﺑﭙﺮﻡ ﭘﺮﺗﺶ ﮐﻨﻢ ﺍﻭﻥ ﻭﺭﻭ ﻧﺠﺎﺗﺶ ﺑﺪﻡ، ﺑﻌﺪ ﻃﺮﻑ ﮐﻪ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﺒﯿﻨﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﻗﺪﻡ ﺯﻧﺎﻥ ﺩﻭﺭ ﻣﯿﺸﻢ،
    ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻧﻪ ﺑﮕﻪ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺷﻤﺎ …
    ﻣﻨﻢ ﯾﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﻭﺍﯾﺴﻤﻮ ﺑﺪﻭﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺮﮔﺮﺩﻡ ﺳﺮﻣﻮ ﯾﮑﻢ ﺑﭽﺮﺧﻮﻧﻤﻮ ﯾﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﻤﻮ ﺑﮕﻢ ﯾﻪ ﺭﻫﮕﺬﺭ !
    ﺑﻌﺪ ﻫﻤﻮﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﺗﻮ ﺍﻓﻖ ﻣﺤﻮ ﺷﻢ Big Smile

  120. مجید

    تیکه جدیدپسرابه دخترا
    .
    .
    .
    .
    .
    .

    .
    .
    .
    .
    .
    خانم شمااسمتون افق نیست؟
    نه،چطورمگه?
    آخه آدم میخوادمحوتون بشه!
    حسابی جواب میده Wink

  121. مجید

    یکی از فانتزیام اینه که……………..معنی
    کلمه فانتزیو بفهممNeutral

  122. اِلیستــــَــی

    یکی از فانتزیام اینه که بتونم تو افق محو بشم اما هم کاری میکنم error میده…..والا
    دوستان میتونید راهنمایی کنید یا آموش ویژه بذارید بخدا منم دل دارم…

  123. کاملیا

    برو بچ اس ام اس خور دست همتون درد نکنه مخصوصا “Hamid Reza” و morteza0631 و mamad026 و آقا مجید ووووو……………….
    ایول خدا قوت

  124. مجید

    یکی از فانتزیام اینه که برم قهوه خونه بعد یارو بپرسه قلیون میکشی ؟
    بعد من با یه لبخند تلخ بگم :قلیون واسه سوسولاس !
    ما یه عمره از زمونه میکشیم !
    بعد توی دود قلیونای قهوه خونه محو بشم Big Smile

  125. مجید

    یه فانتزی:
    ﯾﻪ دوس پسرم ﻧﺪﺍﺭﯾـــــــﻢ…!!
    ﺳﻤﺖِ ﮐِﺮِﻡ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﯿﺴﮑﻮﯾﯿتو ﺑﻬﺶ ﺑﺪﯾﻢ…!!
    ﺑﻌﺪ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺩ، ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻌﺼﻮﻣﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﮐﻨﻪ ﺑﻬﻢ ﻭ ﺑﭙﺮﺳﻪ…!!
    “عسیسم…؟؟دوسم داری..؟؟”
    ﺑﻌﺪ ﻣﻨﻢ ﺑﺰﻧﻢ ﭘﺲ ﮐﻠﻪ ﺵ ، ﺑﮕﻢ:…!!
    ﻭﻗﺘﯽ ﺳﻤﺖِ ﮐِﺮِﻡ ﺩﺍﺭ ﺑﯿﺴﮑﻮﯾﯿﺘﻮ ﻣﯿﺪﻡ ﺑﻬﺖ…!!
    ﯾﻨﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺎ ﺯﺑﻮﻧﻪ ﺑﯽ ﺯﺑﻮﻧﯽ ﻣﯿﮕﻢ :…!!
    ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ دیگه خنگووول منی تو، ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﯽ…!! Big Smile

  126. مجید

    یکی از فانتزیام اینه برم آکادمیه گوگوش
    “تو خودت قند و نباتیه پسرشو میخونم ببینم چه ریختی میشه قیافش Smile

  127. مجید

    یکــــــــى از فانتزیام گم شده !!! کسی ندیده ؟؟ !!! Frown

  128. یکی از فانتزی هام اینه که آیفونم ۵ام راحت از جیبم در بیاد

  129. مجید

    یکی از فانتزیام اینه بدونیم از تو یخچال چی میخوایم Grin

  130. مجید

    یکی از فانتزیام اینه گنجیشک ها یبوست بگیرن Grin

  131. مجید

    یکی از فانتزیام این که ﯾﻪ ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺘﺮﻡ داشتم ببرمش ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﺰﺍﺭﯾﻢ ﻟﭙﺎﺵ ﯾﺦ ﺑﺰﻧﻪ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎ ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﮐﺶ ﺑﺰﻧﯿﻢ ﺗﻮ ﺻﻮﺭﺗﺶ ﺩﺭﺩﺵ ﺑﮕﯿﺮﻩ هار هار بش بخندم همون جا بام کات کنه Grin

  132. مجید

    یکی از فانتــزیام این بود که تنظیم خانواده رو با نمره ۹ بیفتم،
    تا خونوادم باور کنن من تو خطه این چیزا نیستـم ولی در کمال شرمندگی تنها درسی بود که ۲۰ شدم Grin

  133. اِلیستــــَــی

    مث هیشه…ممنون!

  134. مجید

    یکی از فانتزیام اینه که با مخاطب خاصم تو خیابون راه برم بعد یه پسره بیاد تیکه بندازه منم عین این فیلما وایسم یواش برگردم و بگم: “هی خشگل پسر چیزی گفتی؟ پسره هم با پررویی بگه آره بد مخاطب خاص ام بگه مجید ولش کن منم بگم زن تو ؛ تو این مثاعل دخالت نکن بعد باهم گلاویز بشیم خیلی سنگین همدیگه رو بزنیم مخاطب خاصم هی جیغ و داد و گریه مجید ولش کن خونش می افته گردنمون. ملت دورمون اصن خیلی خفن بعد که پسر رو زدم با لباس خاکی برمیگردم، یه لبخند نرم میزنم و میرم سمت مخاطبم. نزدیکش که میشم صدای گلوله میاد و من میوفتم رو زانوهام نگو پسره اسلحه داشته بد مصب نالوتی و با سر و صورت خونی نفسای آخرو بزنم و بمیرم
    مخاطب خاصمم منو بغل میکنه و فریاد زنان ییگه:مجیییییید ام
    منم میگم:”دیدار به قیامت عزیزم” و میوفتم و جان به جان آفرین تسلیم میکنم میرم شب تو خاب مخاطب ام و قاتلم حضار اونجا قاضی وکیل مدافع خلاصه دوستان وابستگان و بد تو افق محو شم قاتلم از عذاب وجدان خودکشی….
    وووو چقدر حرف زدم ولش کن دیگه تازه می خواستم بگم مخاطب خاص هم مشگی شو هیچ وقت در نیوردو اینا Grin

  135. هزار بار گفتم همه با هم نرین تو افق فانتزیا قاطی میشه کصافطا …
    یکی پراید میخواسته حامله شده !
    عاغا خیییییییییییییییییلیییی باحال بود
    نمرت ۰+۰+۰+۰+۲۰

  136. مجید

    یکی از فانتزیام اینه که برم بانک با اسلحه دوتا تیر هوایی بزنم بگم
    دستا بالا شرتا پایین بعد هر هر بخندم و فرار کنم برم تو افق ناپدید شم
    منگولم خودتی … Neutral
    محو شدم از خجالت Neutral

  137. مجید

    یکی از فانتزیام اینه صبح از خواب بیدار شم ژولیده پولیده برم پا آئینه بعد ببینم دماغم کوچیک و قلمی شده موهام بلوند چشام آبی قدم هم یه ۲۰ سانت ناقابل اضاف شده دیگه خلاصه همه چیز که اوکی شد با خیال راحت برم مستراح خودمو تخلیه کنم و با صدا سیفون محو شم!! Neutral

  138. مجید

    ﻳﻜﻲ اﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﻳﺎﻡ اﻳﻨﻪ ﻛﻪ ﺑﺮﻡ ﻋﺮﻭﺳﻲ ﻳﻪ ﻏﺮﻳﺒﻪ ﺑﻌﺪ ﺗﻮ ﺟﻤﻊ ﺩاﺩ ﺑﺰﻧﻢ, ﺑﺰﻥ ﻛﻒ ﺧﻮﺷﮕﻠﻪ ﺭﻭ ﺑﻪ اﻓﺘﺨﺎﺭ ﺩﻭﺳﺖ ﭘﺴﺮاﻱ ﻋﺮﻭﺱ ﺧﺎﻧﻮﻡ. ﻫﻴﭽﻲ ﺩﻳﮕﻪ ﺑﻌﺪ ﻓﺎﻣﻴﻼﻱ ﺩﻭﻣﺎﺩ ﻫﻢ ﺟﻨﺎﺯﻣﻮ ﺑﺒﺮﻥ ﺗﻮ اﻓﻖ ﻣﺤﻮ ﺑﺸﻦ Big Smile))

  139. مجید

    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﻡ
    ﺑﻬﻢ ﺷﮏ ﺑﮑﻨﻪ
    ﯾﻪ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺑﺨﻮﺍﺑﻮﻧﻪ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﻢ ﺑﮕﻪ
    ﺧﯿﻠﯽ ﭘﺴﺘﯽ,, ﭼﺮﺍ ﺑﻬﻢ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩﯼ
    ﺩﯾﺸﺐ ﮔﻮﺷﯿﺘﻮ ﭼﮏ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﻭﻥ ﺩﺧﺘﺮﻩ
    ﮐﯿﻪ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺑﻬﺖ ﺍﺳﻤﺲ ﺩﺍﺩﻩ ﭼﺮﺍ ﻣﻨﻮ
    ﺑﻬﺶ ﻓﺮﻭﺧﺘﯽ
    ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭﯾﻪ ﺑﺬﺍﺭ ﺑﮕﻢ ﻣﻨﻢ ۳ ﻣﺎﻫﻪ
    ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﯾﻨﻮ ﻣﯿﮕﻢ ﮐﻪ
    ﺑﺴﻮﺯﯼ
    ﯾﻬﻮ ﻫﻤﻮﻥ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﻪ ﮔﻮﺷﯿﻢ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﻪ
    ﮔﻮﺷﯿﻢ ﻣﯿﺮﻩ ﺭﻭ ﭘﯿﻐﺎﻡ ﮔﯿﺮ ﻭ ﻣﯿﮕﻪ
    ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﻫﯽ ﻣﺰﺍﺣﻢ ﻣﯿﺸﻢ ﺍﯾﻦ ﻧﺮﻡ
    ﺍﻓﺰﺍﺭ ﭘﺮﻭﻓﺎﮐﺴﻮﻥ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺎﮐﺲ
    ﺩﺍﺩﯾﺪ ﮐﺎﺭ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯿﻢ
    ﮐﻨﯿﺪ ..
    ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﻡ ﻣﺘﻮﺟﻪ
    ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺶ ﻣﯿﺸﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﻮ
    ﺑﺒﺨﺸﻤﺶ ﻭﻟﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﯾﺮ ﺷﺪﻩ ﻣﻦ ﺑﻪ
    ﺳﻤﺖ ﻏﺮﻭﺏ ﺍﻓﺘﺎﺏ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ ﺩﺭ
    ﻣﯿﺎﻥ ﺗﻼﻟﻮ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻣﻬﻮ ﻣﯿﺸﻢ ….
    ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯿﺮﻡ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ
    ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﺳﻤﺲ ﻣﯿﺪﻡ
    ﺧﯿﻠﯽ ﺧﺮﯼ
    ﭘﺮﻭﻓﺎﮐﺴﯿﻮﻥ ﻧﻪ ﭘﺮﻭﮐﺴﯽ ﻓﺎﯾﺮ Neutral Neutral

  140. مجید

    بچه که بودم یکی از فانتزیام این بود که وقتی دستمو مکنم تو دماغم هر چی توشه با یه حرکت بکشم بیرون. الان هم که بزرگ شدم بازم یکی از فانتزیامه. یعنی این فانتزی تا کی باید ادامه داشته باشه . هااااااااااا؟؟؟؟ Smile

  141. مجید

    همه فانتزیامو جمع کرده بودم گذاشته بودم تو کوله پشتیم که یکی یکی واستون پست کنم هی تو افقق و دود محو شم که دیدم همه بدون همااهنگی رفتن سمت افق محو شدن هیچی دیگه من موندم و یه کوله پشتی خالی …… دیگه باید تنها با کوله پشتیم برم محو بشم ……..
    D:

  142. مجید

    یکی از فانتزیام اینه :
    یه تور برا ۵شنبه جمعه ها به مقصد افق راه بندازم
    هر ۵شنبه مشتریامو ببرم تو افق محوشون کنم Smile

  143. مجید

    مثلا ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ …
    ﺩﺧدﺮﻩ ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻥ ﻭﺍﺳﻤﻮﻥ نذری ﺑﯿﺎﺭﻩ ﺑﻌﺪ
    ﻣﻦ ﺩﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ ﺍﻭﻧﻢ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻭ ﻧﺎﺯ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﮕﻪ ﺳﻼﻡ مجید جـون ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪ نذریه ﻣﻨﻢ ﯾﻪ ﺩﺳﺘﯽ ﺑﻪ ﺳﯿﺒﯿﻼﻡ ﺑﮑﺸﻢ (:ﺩﯼ) ﺑﮕﻢ ﺍﻭل یاد بگیر ﺑﮕﻮ ﻋـﺎقـﺎ مجید ﺯِﺑـﻮﻧﺖ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﻨﻪ ﺿﻌﯿﻔﻪ ﺑﻌﺪﺷﻢ ﺑﺮﻭ ﺑﻪ ﻧﻨﺖ ﺑﮕﻮ ﺍﻣﺸﺐ ﻣﯿﺎﯾﻢ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﺍﻭﻧﻢ ﭼﺎﺩﺭﺷﻮ ﺑﮑﺸﻪ ﺭﻭ ﺻﻮﺭﺗﺶ ﺑﮕﻪ ﻭﺍﯾﯿﯿﯽ ﺫﻭﻕ ﻣﺮﮒ ﺷﻪ ﺑﺪﻭﻭﻩ ﺑﺮﻩ ﺳﻤﺖ افق تو مه دود محو بشه دیگه دسمم بش نرسه Smile

  144. مهرداد

    پوکیدم ینی…آخه این همه فانتزی.ن واگعن هم چین چیزی میشه…ینی کف سطح بچه ها از سقف این مملکت ی چن صد طبقه بالاتره…لایک واسه همه اس ام اس خوریاوا…آ

  145. مجید

    یکـی از فانتــزی هام اینـه کــه…
    یه مبحث تو درس ریاضیات اضافه کنن به اسم : محاسبه زاویه افق و توابع فانتزی آن Smile

  146. مجید

    یه فـانـتـزیـه خـوب سـراغ دارم خـعــلی تــوپــه..
    مـالـه یـه خــانـوم دکـتــر بـوده ۲ بـار بـیـشـتـر بـاهـاش تـا افـــق نـرفـتـه..!
    هرکی مـیـخـواد نظر بـده تـا هـمـاهـنـگـی هـای لازم واسـه فــروش فـانـتـزی را انـجـام بـدیـم!! Smile

  147. مجید

    یکی از فانتزیام اینه که وقتی دارم تو کوچه راه میرم دختر همسایمون در خونشونو باز کنه و همینجوری که محو تماشای منه منم گوشیمو راحت از تو جیبم در بیارمو بگم عزیزم من یه تار موتو به تمام دنیا نمیدم! بدم گوشیو راحت بزارم تو جیبمو تو افق محو بشم!! بله یه همچین آدم با کلاسیم من از این گوشیا دارم بلههه!! Smile

  148. مجید

    یکی از فانتزیام اینه که شکمم اجازه میداد اعتصاب غذا کنم بلکه جواب میدادو مشکلاتم حل میشد!! تازه خعلی هم کلاس داشت!
    اما لامصب اصن اجازه نمیده که!! Neutral

  149. مجید

    یکی از فانتزیام اینه که دیگه ریشامو نزنم ، بلند بشه ، جوونه بزنه ، میوه بده ، بهار بشه گل در بیاد گنجیشکا آواز بخونن ، با شادی پرواز بکنن ، تنها روی سه پایه ، بشینم توی سایه به افق خیره بشم

  150. sh.m

    daste hamatoon dard nakone (bacheha v modire aziz)

  151. مجید

    یکی از فانتزیام اینه که به عنوان اولین ایرانی تو زاویه قائم محو بشم و علم فیزیک رو به چالش بکشم و یه افتخاری بشم واسه مملکتم!
    آخه چقدر دیگه افق و عمود… Neutral

  152. مجید

    یکی از فانتزی هام اینه که
    .
    .
    برم سره کلاس هندسه
    .
    .
    بگم این درسا بسه…کاشکی این زنگ بخور دل به دلدار برسه استاد حذفم کنه من پاشم نگامو بندازم توو نگاش.درحالی که میرم تو افق بگم خوب دستِ منو خوندی منو بدجوری سوزوندی .منو مثه یه برده کجا ها که نکشوندی
    Big Smile))))) =)))

  153. مجید

    کی از فانتزیام اینه که چندسال دیگه تو اوجِ فانتزی گفتن فانتزی رو ببوسم بذارم کنار عرصه رو واسه جوونترا باز بذارم برم یه گوشه بشینم فقط فانتزیها رو نقد و بررسی کنم نقاط ضعف و قوتشون رو بهشون گوش زد کنم… طرفدارها هم لقب استاد بزرگ فانتزی رو بهم بدن بعد بیان بغلم کنن و بندازنم بالا همین که انداختن بالا برم تو افق دیگه بر نگردم…!

  154. اِلیستــــَــی

    چی شد؟؟اینا چین!درکت میکنم ولی!Big Frown(

  155. nana

    وای کف کردم دیگه بسه
    خعلی بامزه بود مخصوصا اون کلاس هندسه و اینا..
    مرسی از مدیرررر و بچه ها….

  156. francesco

    آزمایش خون بدم بعدش مثله تو فیلما آزمایشم جابه جا شه و زنگ بزنن بگن:متاسفم! شماHIV دارین! منم غش کنم :آبان
    البته اگه شانس منه زنگ میزنن میگن:تبریک میگم! شما باردارین
    پسرما Smile

  157. mohaddeseh tanha

    یکی دیگه از فانتزیام اینه که متاهل بشم
    حسرت دوره ی مجردیمو بخورم و بسوزمو بسازم …

  158. mohaddeseh tanha

    میخوام اینبار که مراقب اومد بالا سرم گفت :
    سرت بچرخه و تقلب کنی صفر رد میکنم ،
    یه نگاه به سبک فانتزی بهش بندازمو بگم :
    منو از صفر میترسونی ؟ برو از خدا بترس !
    اونم که منقلب شده بگه اوکی هانی از یو ویش !!!
    فانتزیه دیگه ممکنه وسطاش زبونشم عوض بشه ! پرابلم ؟

  159. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه که یه روز پشت تلفن توی جمع بگم خودمو با اولین پرواز میرسونم …

  160. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیای مامانم اینه که بیاد تو اتاقم ببینه همه چی مرتبه …

  161. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه که مامانم داره سیب زمینی سرخ میکنه،
    بعد من یواشکی میام تو آشپزخونه یهو در حالی که کفگیر دستشه
    بر میگرده سمت من، منم کرک و پرم میریزه
    بعد یهو لبخند بهم میزنه و میگه:
    “بیا سیب زمینی سرخ کرده واسه تو درستکردم دخترم،
    بیا نیازی نیست بترسی همه ش واسه تو”
    اصن دیگه اشک شوق تو چشمام جمع شده

  162. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه که توی کوهستان ویلا داشته باشم،
    یه حموم داشته باشه که سقفش از شیشه باشه،
    تازه برف پاک کن هم داشته باشه !
    منم وقتی برف میاد برم زیر دوش دراز بکشم !
    بعد چندتا قورباغه ، از این سبزا ، از اون بالا منو نیگا کنن !

  163. mohaddeseh tanha

    سلام.بابا آقا مرتضی دستت درست.بچه ها دم شمام گرم.مخصوصا حمیدرضا و محمد.آدم نمیتونه مریض شه!!!۲ روز نبودما!!!

  164. "Hamid Reza"

    یکی از فانتــزیام این بود که تنظیم خانواده رو با نمره ۹ بیفتم،

    .
    .
    تا خونوادم باور کنن من تو خطه این چیزا نیستـــــــم!!!! ولی لامصب ۲۰ شدم =)))))

    اصن فانتزی به ما نیومده =)))

  165. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیهام اینه دخترارو بشونم رو صندلی داغ کم بیارن و بعد من بگم شما برنده ایی من کم اوردم تو غروب و مه گم بشم همچین جیگریم من

  166. "Hamid Reza"

    روابط عمومی افق اعلام کرد: ظرفیت افق تکمیل شده جون مادرتون برید یجا دیگه محو شید.

  167. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه :
    یه تور برا ۵شنبه جمعه ها به مقصد افق راه بندازم هر ۵شنبه مشتریامو ببرم تو افق محوشون کنم ))))))))))

  168. "Hamid Reza"

    یه ماشینه لامبورگینی داشته باشم
    بعد یه روز که میرم بانک واسه چک کردن حـسابم
    همون موقع یه سرقت خفن انجام بشه !
    بعد یکی از اون دزدا اسلحه شو بگیره سمت یه مشتری
    (ترجیحا دخـدر بین ۲۰ تا ۲۲ ساله)
    بعد من برم به دزده بگم : دِ عاخه لا مـروّت , چرا سمت ضعیفه اسلحه میکشی ؟؟

    شــَــق بخوابونم زیره گوشش اونم عصبانی بشه یه گلوله حرومم کنه …
    بعد وختی که دارم جون میدم دخـدره بیاد سرمو بزاره رو پاش بعد با گریه بگه چــرا !
    ما میتونستیم با هم خوش بخت بشیم ، چـرررررا !!

    بعد من یه لبخند نَـــرم بزنم و بگم
    اونجا رو نگا کن اون نوره سفیدُ چه قشنگه ..

    اونم سرشو برگردونه بگه کو ؟ کجا ؟
    بعد تا سرشو برگردونه من دیگه تموم کرده باشم !
    سوال شده که اون ماشین لامبورگینی چیه ؟!
    هیچی گول خوردین ماشین لامبورگینی نکته انحرافی بود

    =)))))))))))))))))))

  169. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیامم اینه که وقتی گنجشکای محلمون ماشین خریدن،
    ب ری ن م رو ماشیناشون! Neutral

  170. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه با یـه عرب بشینم اسم فامیل بازی کنم
    بعد بگم:
    اسم با”پ… ”

    بعد همینجور که داره زور می*زنه اسم پیدا کنه من تند تند همرو پر کنم

  171. "Hamid Reza"

    بعد از اعلام نتایج امتحانات تصمیم گرفتم در افق محو شم
    البته باید زود عمل کنم چون در غیر این صورت پدر گرامی خود به خود منو تو افق محو میکنه Neutral

  172. "Hamid Reza"

    من فانتزی ندارم
    ولی دوست دارم به جای اینکه افقی محو بشم عمودی محو بشم

  173. morteza0631

    یکی دیگه از فانتزیام اینه که…

    یه ساختمون ۱۱۸ طبقه آتیش بگیره و من بعد از نجات دادن همه ساکنین،با سروصورت زخمی و سوخته بیام بیاستم جلو جمعیت…

    ودر حالی که دارم لبخند ملیحی میزنم همه برام دست بزنن…
    نور افق هم بیاد پایین و من در آخرین لحظه با همون لبخند ملیح بگم..

    من برعکس همه،پشت خنده هام غمه…
    وبعد برم تو افق محو بشم…

    من…

    محسن یگانه…

    فانتزیام…

    مدیریت افق…

  174. "Hamid Reza"

    وبلاخره فانتزی جهت اتمام حجت:
    یه عده تنها نشستن و دارن به افق نگاه میکنن ولذت میبرند….. یهو زمین زیر پاهاشون میلرزه و یه طوفان مهیب از سمت افق به سمتشون میاد.هزاران نفر رو میبینند که وحشت زده دارن فرار میکنن و این عده هم از ترس بی حرکت ایستاده اند .عایا چه اتفاقی افتاده؟ طوفان اروم میشه و من رو میبیند که از سمت افق با یه اسب سفید میام به سمتشون.میپرسن شما کی هستین؟ این ادما کی بودن؟ منم یه لبخند میزنم و میگم یه غریبه .اینا همون پدرسوخته هایی هستن که چند وقتیه یکی یکی میان سمت افق و محو میشن. الان همهرو بیرون کردم.اونوخت اونا زانو میزن رو پاهاشون اشک هم تو چشاشون هست.منم سوار بر اسب میرم سمت افق و محو میشم.در رو هم میبندم کلید رو هم قورت میدم
    =)))))))))))))

  175. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که یه نفر به قصد تروره شخصیتی من سایت شرکتمو هک کنه بعد عکسای عروسی من و زنمو بزاره رو سایت بعد زنگ بزنه بگه تنها بیا به این آدرس بعد منم لامصب غـــیرتییییی اون تفنگ کالیبر ۲۰ که تازه واسم از مکزیک آووردنُ خشابشو پُر کنم برم سر قرار بعد وختی رسیدم به اون کارخونه ی متروک و تاریک داد بزنم کجایی ! بیا من اومدم بعد یهو چراغا رو روشن کنن ببینم لامصب زنمه واسم تولد گرفته همه خونواده هم اومدن بعد من عصابانی بشم همه رو ببندم به رگبار و داد بزنم پــدر سَگا این شوخی خَـرَکـیا چیــــــــــــــه بعد محلُ ترک کنم و توی تاریکی محو بشم برم خونه ی زن دوومم
    =)))))))))))))))))))

  176. "Hamid Reza"

    یکى از فانتزیای معکوسم اینه که سر مبحث هندسه در حالی که گوشیم دستمه دارم واسه اس ام اس خور پست میذارم استاده گیر بده بگه یا پاشو بیا این سوالو حل کن یا حذفی منم که هیچی بلد نیستم برم پای تخته با رقص بگم: سر زنگ هندسه میگم این درسا بسه، کاشکى این زنگ بخوره دل به دلدار برسه,دل به دلدار برسه !!!بعد بچه ها همه دست و جیغ , استاده هم تا بخواد لیست رو برداره از کلاس حذفم کنه لیستو از رو میزش بردارم و با تشویق بچه ها خرشم از موهاش بگیرم سرشو بکوبم به دیوار و بگم به ما نمیخوری کوچولو…..بعدش در حالی که تقریبا جنازش رو دارم رو زمین میکشم می برم سمت مثلث برمودا بگم حال کردی دستتو خوندم؟؟؟بعد استادمون بگه:خوب دست منو خوندى منو بدجورى سوزوندى منو مثه یه برده کجاها که نکشوندى!!!(دهه شصتیا این آهنگو یادشونه)
    برای اولین بار زنده موندم تو فانتزیام,واسه خودم هم عجیبه

  177. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که…

    تو مسابقات المپیک ،تو یکی از رشته های رزمی همه حریفامو شکست بدم و برسم فینال…

    بعدش بخورم به حریف اسرائیلی و برخلاف انتظار همه که منتظر انصراف من هستند…

    بزنم حلواش کنم صدا سگ بده…

    والا به خدا…کصافطا

  178. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که یکی از فانتزیام رو که به کسی نگفتم جای یه فانتزی دیگه که فانتزی یکی دیگه ست که اون فانتزی رو کسی نشنیده باشه به جای فانتزی خودم بگم و فانتزی اون رو به فانتزی یکی دیگه بگم که فانتزی اون رو هم کسی نشنیده باشه…
    چی گفتم من….افق بیا محوم کن…

  179. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که ..
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .از افق بیان به زور کتک محوم کنن و به زور ببرنم تو افق…

  180. چرا مطالبی که من یا بچه ها میزارن حذف میشه؟ (میکنی) آقای مدیر سایت بجای تشکر از بچا که این همه بهت کمک میکن میای پاک میکنیش، هر کسی ام میاد تو این سایت بخاطره یدونه مطالبه شما نمییادا بخاطر اون همه نظرای قشنگ بچه ها میاد.
    بجای پاک کردنشون تشکر کردن بد نیست. یا علی.

    • سحرناز

      بهراد جان من بعد از حدود دو ماه دوباره برگشتم و زیاد از اتفاقات چن وقت اخیر و مقررات سایت خبر ندارم ولی میدونم مرتضای عزیز مطلبی رو بی دلیل پاک نمیکنه. اگه بد میگم بگو بد میگی؟؟

  181. سحرناز

    سلام به همه ی دوستای اس مس خوری، دلم واسه همتون تنگ شده بودFrown من به خاطر یه سری مشکلات از دی ماه وقت نکرده بودم مطالبو بخونم. امروز از صبح نشستم کل مطالب این مدتو خوندم.دیگه چشام از خستگی باز نمیشه… آقا مرتضی ایول داری به خدا، صمیمیت بچه ها باورنکردنیه. همتونو دوست دارم مخصوصا حمیدرضا و ممد و باران گل……….

  182. حدیث

    چه کردین…………….! سرم گیج رفت

  183. دیروز انقد از این پُست های اُفُق و این داستانا حالم بهم خورد که کامپیوترو بستم گفتم برم تلویزیون ببینم ، خلاصه تلویزیونو روشن کردم دیدم نوشته :

    اذان ظهر به ” اُفق” تهران
    هیچی دیگه در ضمیرِ ناخودآگاهم محو شدم

  184. "Hamid Reza"

    فانتزی ﺩﺧﺪﺭﻩ ﺗﻮ ﭼﺖ ﮔﻔﺖ:ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺫﻫﻨﻤﻮ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮐﺮﺩﻩ
    ﺑﭙﺮﺳﻢ ؟؟ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﭙﺮﺱ ﮔﻔﺖ:ﻭﺍﯼ ﻓــﺎﯼ ﻫﻤﻮﻥ
    ﺍﻧــﺪﺭﻭﯾﺪﻩ؟
    ﻣﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯿﺮﻡ ﺗﻮ ﺍﻓﻖ ﻣﺤﻮ ﻭ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﺷﻢ
    .
    Neutral

  185. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزی هام اینه که یه دختر خوشگل خفن که داره میره زیر ماشین نجات بدم،

    بعد سرم رو بندازم پایین برم

    بعد بگه آقــــــآ…آقــــــآ مرسیــــ

    فقط بهم بگو اسمت چیه ؟!

    یه لحظه سرم رو بچرخونم نگاش کنم
    دوباره برگردم تو افق ناپدید شم

  186. "Hamid Reza"

    تـا حـالا دقت کـردین چـرا به لوک میگن خوش شانس؟
    .
    ..
    .
    .
    .
    .
    .
    .چون همیـشه فانتزیاش به حقیقت تبدیل میشنو تـو افق محـو میـشه =)))))

  187. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که…
    .
    .
    تو دانشگاه یکی از اساتید تهدیدم کنه ک بهت صفر میدم…
    بعد منم در حضور همه برم جلوش سرمو بکوبم ب دیوار بگم…
    منو از نمره میترسونی من زندگیمو باختم استاد…
    برو از خدا بترس…. Neutral

  188. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه خوانــنده بشــــم
    بعد کنسرت بزارم تو یه ورزشگاه بــــزرگــــــ…
    کل ورزشگاه پر بشـــه بعد من نــرم کنسرت رو اجرا کــــــنم
    خخخخخخخ : ))))

    عمه هم ندارم : )))

  189. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که
    دوس دخترم رو گول بزنم ببرمش سمت افق آروم آروم تو افق بره محو شه گم شه دیگه برنـــگرده راحت شیم بخدا
    چیه هرچی عذابه ریخته سرِ من Neutral

  190. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که
    یه دوس دختر داشته باشم ۴ صب بش زنگ بزنم هانیه بیا دم در کارت دارم، بعدش اونم بیاد با یه سوشرت و شلوارک و چشای نیمه باز تو ماشینم.بگم عشقم تو بخواب فقط میخوام نگات کنم !
    بعد گازشو بگیرم برم شمال ۷ صب لب ساحل باشم ! بعد تو یه ساحل آروم وایسم و دوتا درارو باز کنم و خودم بشینم چارزانو رو کاپوت و نگاش کنم
    اونم با نسیم ساحل بیدار شه و از خوشحالی جیـــــــــــــغ بکشه و در اثر ایست قلبی جونشو بده به شما و من اونجا با گیتارم این آهنگو بخونم : دریـــــــا ! اولین عشق مرا بردیــــــــی………… !

    خاک تو سرم : ))
    دیونه شدم : ))

  191. "Hamid Reza"

    محو شوندگان گرامی زین پس زباله های خود را در افق نریزید!
    افقِ ما خانه ی ما!”
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .روابط عمومی شهرداری افق Neutral
    : )))

  192. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که تو خیابون دوس دخترم رو بایکی ببینم بعد من برم نزدیکش یه تف کنم تو صورتش بگم لیاقتت همینه….
    بعد یه دوس دختر خارجی خوشگلم با یه پروشه سفید توربو بیاد بگه “my love RAZI come on”
    بعد منم بگم
    “ok baby i am coming”
    بعد تو افق محو بشیم و دوس دختر اولیم از بغض بمیره : ))))

  193. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که برای چند سال برم خارج و روی وسایل خونه*ام پارچه سفید بکشم
    .
    .
    وقتی برگشتم بتــکونمشون و خـــاک باشه منم از فرصت استفاده کنم سریع تو گردو غبار محو بشم Neutral

    اینجور نگام نکن : ))
    خو باشه دیوونم : ))

  194. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که اسم پسرمو بزارم اسماعیل صداش کنم اسمال

    بعد وقتی بزرگ شد بهش بگم دو ایکس لارج Neutral

  195. "Hamid Reza"

    خواهرزاده ی ۵ ساله مُ بردم سوپرمارکت بهش میگم عزیزم چی دوس داری برات بخرم؟
    میگه شکلات …گفتم ای جونم!
    چه شکلاتی بخرم برات؟
    یهو چشماشُ تنگ کرد گفت: شکلات تلخ!
    مثه طعمِ زندگی …

    من Neutral
    زندگی Neutral
    فانتزی هام Neutral

  196. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که بچه هام یه دو قلوی پسرو دختر بشن! بعد اسم دوتاشونو بذارم “رها”.
    بعد که دعواشون بشه بزنن تو سر و کله ی هم ،داد بزنم بگم:
    رها، رها رو رها کن!

  197. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که یه روز که دارم با یه پالتوی مشکی و بلند از تو خیابون رد میشم ببینم یه نفرو میخواد ماشین زیر بگیره، بپرم پرتش کنم اون ورو نجاتش بدم، بعد طرف که بلند میشه ببینه دارم قدم زنان دور میشم، داد بزنه بگه ببخشید شما … منم یه لحظه وایسمو بدونه اینکه برگردم سرمو یکم بچرخونمو یه لبخند بزنمو بگم یه رهگذر بعد همون موقع تو افق محو شم …

  198. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که فانتزی ِ یکی باشم. . .

    چیه خب؟؟؟ منتظر ِ غبارید؟؟؟ نداره آقا، نداره. . .

  199. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزی هام
    .
    .
    گم شده کسی ندیدش؟
    : ))))

  200. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که یکی* واسم یه جعبهٔ بزرگ کادو بیاره و توش یه جعبه کوچکتر باشه و همین روند ادامه پیدا کنه آخرش برسه به سویچ پراید

    از خجالت محو شدم

  201. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که با دوس دخترم بریم بام (کرج) بعد دوس دخترم یهو بگه حمید چـقـد دوسم داری ؟!
    بعد منم بگم اولا بـگو آقا حمید زِبـونت عادت کنه دووما حالا کی گفته دوسِـت دارم ؟ :دی
    بعد اونم دچار بحران عـصـبی بشه منو پرت کـنه پایین منم در حالی که دارم میوفتم یه گلوله حرومش کنم
    دختره ی چــثـــافــط

  202. "Hamid Reza"

    واقعا” به مامان و بابام حسودیم میشه!!!

    چون من هیچوقت نمیتونم بچه ای به باحالیه بچه ی اونا داشته باشم…

    به فانتزیام قسم…. =))))))

  203. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که با نوزاد کوچیکم و سگم برم جنگل شکار …
    بچه رو با سگ بذار کلبه..
    بعد که برگردم سگ بیاد دم در..
    دهنش خونی مالی …
    شوکه بشم بزنم مخشو با تفنگ دولولم بترکونم…
    بعد باوحشت برم تو ببینم بچه ام داره با یک جسد مار بوآ بازی میکنه …
    فریاد بزنم نههههههههه..
    جسد سگم رو خاک کنم ..
    یهو عکس سگه رو تو آسمون ببینم داره واسم دم تکون میده…
    آخیش اشکتون رو در آوردم..
    یه فضولی هم اون ته داد میزنه شوهرت کدوم گوری بود ..
    خو دیوونه سرطان داشته مرده دیگه…

  204. "Hamid Reza"

    فروش فوق العــــــــا *ده ….
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    ” افق ” برای محو شدن با گارانتی ۶ ساله ، مخصوص علاقمندان ساخت فانتزیNeutral

  205. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که برم آکادمی گوگوش تست بدم
    بعد آهنگ گودبای پارتی جفر رو اجرا کنم
    تموم که شد هومن بگه استاد شما تا حالا کجا بودی؟ چرا آلبوم ندادی بیرون تا من صدای نازت رو بشنوم؟ منم بگم از شهرت خوشم نمیاد. الانم که اومدم اینجا فقط واسه دیدن خانوم گوگوش بوده. از اونطرف گوگوش از این همه احساسات پاک من گریش بگیره خودمم گریم بگیره یک ساعت گریه کنیم بعد دستمال گوگوش رو بگیرم آدامسمو بزارم وسطش و در مه و غبار محو بشم! حالا میگی مه و غبار از کجا اومد؟ خوب جلوه های ویژه اس دیگه!

  206. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که رفتم پوشک بخرم گفتم چند
    گفت ۴۸۰۰۰ تومان
    گفتم یه دو نخ بده فروشنده اشک میریخت از خنده رفیقش امد بلندش کرد آب قند دادیم بهش داشت خونش میفتاد گردنم….
    اینقدر خندید داشت محو میشد : )))

  207. "Hamid Reza"

    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ
    ﺑﺮﻡ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎ ﺗﻮ ﺟﻠﺴﻪ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﺷﺮﮐﺖ
    ﮐﻨﻢ .
    ﻫﻤﯿﻦ ﻭﺳﻂ ﻫﺎ ﯼ ﺟﻠﺴﻪ ﮔﻮﺷﯽ Glxﺍﻡ
    ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﻪ
    ﻣﻨﻢ ﺑﮕﻢ sorry ﻭ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﮔﻮﺷﯽ ﺭﻭ
    ﺍﺯ ﺟﯿﺒﻢ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﺭﻡ ﻭ ﺩﺭﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﻘﯿﻪ
    ﺩﺍﺭﻥ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻨﺪﻧﺪ ﯾﻬﻮ ﮔﻮﺷﯿﯿﮑﯽ ﺷﻮﻥ
    ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﻪ ﻭﻟﯽ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯾﮑﻨﻪ
    ﮔﻮﺷﯽ ﺟﺪﯾﺪ apple ﺍﺵ ﺍﺯ ﺟﯿﺒﺶ
    ﺩﺭﻧﯿﺎﺩ . ﻣﻨﻢ ﯾﻪ ﭘﻮﺯﺧﻨﺪ ﺑﺰﻧﻢ ﻭ
    ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﻘﯿﻪ ﺩﺍﺭﻥ ﺑﻪ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﺑﻪ
    ﻣﻦ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﻭ ﻣﯿﮕﻨﺪ wait , wait !!!
    ﺗﻮ ﺍﻓﻖ ﻧﺎﭘﺪﯾﺪ ﺷﻢ

  208. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که یه روز تو خونه با دوست پسرم(…) جروبحثم بشه منم قاتی کنم با مشت بزنم تو شیشه.
    شیشه بشکنه منم دستم پر خون بشه بعد غمگین بشینم یه گوشه بعدش دوس پسرم با بتادین و باند بیاد بالاسرم بگه راضی دستتو بده بانداژ کنم
    منم بهش بگم برو چیزه مهمی نیست بعد اونم بهم بگه خفه شو داره ازت کلی خون میره.
    هیچی دیگه منم دستم و بدم بانداژ کنه وقتی داره بانداژ میکنه هی تو چشمام نگاه کنه بعد بهم بگه عاشقتم دیوونه Neutral
    بعد باهم بریم محو شیم

  209. "Hamid Reza"

    یکی از برنامه های زندگیم واسه آینده اینه که یه انارو بازش کنم بشمرم،
    ببینم چند تا دونه انار واقعا توشه !!! خیلی برام سؤاله …
    موز رو شمردم فقط یه دونه توش بود ! Neutral

  210. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که توی مترو با صدای بلند با عصبانیت با موبایلم حرف بزنم بگم هم وزن سرش بهتون طلا میدم فقط سرشو واسم بیارید!! مــلــت قیافشون دیدنی میشه : )))))))

  211. "Hamid Reza"

    عاغا یکی از فانتزیام اینه که برم تو یه عروسی
    موقعی که عروس می خوادبعله بگه یهو از وسط جمعیت داد برنم: نــــــــــــــــه باهاش ازدواج نکن. من هنوز دوستت دارمممم….بعد فامیلای دوماد جنازمو ببرن سمت افق ))))

  212. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که یه روز زنگ در خونمون بخوره وقتی که درو وا کردم یه هو یه خانوم و آقا بپرن بغلم کننو ببوسن و بگن تو دختر مایی تو بیمارستان عوض شده بودی الانم باید بیای با ما بریم آمریکا..
    هیچی دیگه منم بهشون بگم نه الان نمیام
    یه ۵دقیقه صبر کنید وسایلمو جم کنم بعدابریم : )
    بعله چی فرض کردین خرم مگه بهشون بگم نه
    یه همچین ادمه فرصت طلبو بی عاطفه ایم : ))))

  213. "Hamid Reza"

    قابل توجه بچه ها

    طرح ویژه فانتزی های شما :
    افق متری ۷۵۰ تومن، با دود و جلوه های ویژه متری ۹۵۰ تومن !

    خریداراش کامنت بدن تخفیف ویژه هم داریم

  214. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزی های دیگم اینه که با یه کیف سامسونت برم توی مترو بعد گوشیم زنگ بخوره …
    بردارم بگم : خیلی خب من همونجاییم که گفتی
    فقط بهم بگو باید چکار بکنم
    بعد با یک مکث بگم : ببین لعنتی کاری رو که خواستی میکنم
    اما اینو بدون اگه یه مو از سرش کم بشه میگردم دنبالت
    پیدات میکنم بعد خودم میکشمت …

    .
    .
    .
    بعدش همینطوری واگن به واگن برم و توی شلوغی جمعیت محو بشم…: )))

  215. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که برم آکادمی گوگوش موقع خوندن نتونم خودمو کنترل کنم و گریه کنم.
    گوگوش هم احساساتی بشه دستاشو باز کنه بگه بیا بغلم منم برم جلو بابک سعیدی رو بغل کنم گوگوش ضایع بشه.: ))

  216. "Hamid Reza"

    یکی از خفنترین فانتزیام اینه که برم تو گونی گچ
    ” ب گ و ز م” غبار بلند شه بعد توش محو شم!

  217. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه یه نفرو یهو اینقده تحویل بگیرم خودمونی بشه یهو یه چی بگه اون روی سگم بالا بیاد همچین بزنم تو دهنش که دیگه با هیچکی اینجوری گرم نگیره
    .
    .
    .
    .
    فانتزیه خوبیه نه !؟

  218. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که برم مادرید یقه ی سرخیو راموس رو بگیرمو بگم. آقای پنگوئن… اون توپه بودا تو پنالتی جلو بایرن مونیخ زدی تو دب اکبر. خورد تو شیشه خونه ما… منم اعصاب ندارم یا پولشو میدی یا یه جور میزنمت دیواری شی المثنی هم برات صادر نشه. زیرتم مینویسم ۵ هزار دلار…

  219. "Hamid Reza"

    ﯾﻪ ﻓـﺎﻧـﺘـﺰﯾـﻪ ﺧـﻮﺏ ﺳـﺮﺍﻍ ﺩﺍﺭﻡ؛ﺧـﻌــﻠﯽ ﺗــﻮﭘــﻪ..!
    ﻣـﺎﻟـﻪ ﯾـﻪ ﺧــﺎﻧـﻮﻡ ﺩﮐـﺘــﺮ ﺑـﻮﺩﻩ ۲ ﺑـﺎﺭ
    ﺑـﯿـﺸـﺘـﺮ ﺑـﺎﻫـﺎﺵ ﺗـﺎ ﺍﻓـــﻖ ﻧـﺮﻓـﺘـﻪ!
    ﻫﺮﮐﯽ ﻣـﯿـﺨـﻮﺍﺩ بگه تا ﻫـﻤـﺎﻫـﻨـﮕـﯽ ﻫـﺎﯼ ﻻﺯﻡ ﻭﺍﺳـﻪ
    واگذاری ﻓـﺎﻧـﺘـﺰﯼ ﺭو ﺍﻧـﺠـﺎﻡ ﺑـﺪﯾـﻢ ..!

  220. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که توی برنامه آینه ممنوع تی وی پرشیا، وقتی مجری اون کاور رو از روی آینه برمیداره , یه لگد محکم توی آینه بزنم و بگم: جمش کن بابا ….. حال این مجریه لوسشو بگیرم ، بعدم برم تو افق گم شه.

  221. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که
    شب عروسی عشقم برم بالای سن تالار

    همه منتظرن آهنگ شاد بخونم

    یه دفعه سرمو بالا میگیرم
    به دی جی علامت میدم
    بعد آهنگ حلقه مجید خراطها رو می خونم
    همه مبهوت شدن. . .!

    آهنگ که تموم میشه عشقم میدوعه طرفم

    بعد من میگم(با حالت داد و خیلی بغض آلود و هندی)

    نمی خوام دیگه برگردی
    تو که تنها نمی مونی
    ولم کردی به جرمی که،
    خودت حتی نمی دونی…

    فکر داماد و فک و فامیلاشم کردم : )
    بعد اونا می دوعن طرفم
    من یه نیشخند میزنم بعد محو میشم . . .
    (رو سن از این دود مصنوعی ها داره)

    یکدفعه نگاه فک و فامیلا به دی جی میفته
    می دوعن سمتش

    بعد من یک دفعه دستم از تو دود میاد بیرون
    می گیرمش میگم آخ ببخشید تو رو یادم رفت ببرم…

  222. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که ازدواج کنم ، بچه دار شیم ، بچمون دختر باشه ، اسمشو بذاریم گیتا ، بعد باشوهرم دعوا کنم و جول و پلاسش رو که خواست جمع کنه بره بهش بگم : هرچی میخوای ببری ببر ، فقط گیتارو با خودت نبر

  223. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که تو عروسی اقوام یهوووووووو داد بزنم :
    “داماد چقدر انتره ، عروس ازون بدتره”

  224. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که چنتا آدم گردن کلفت اجیر کنم نزدیک افق تا هرکی خواست اون اطراف محو بشه بزنن دهنشو … !
    انگار محو شدن تو افق بچه بازیه ؛ زرت و زورت میرن افق محو میشن !!!

  225. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که وقتی می خوام از خیابون رد بشم یه پیرزنه بهم بگه `svl میشه منو هم از خیابون رد کنی؟
    منم بگم بله چرا نشه؟
    و بعد با مهربونی دستشو بگیرم و از خیابون ردش کنم و اونم بگه چقدر تو مهربونی هیچکی با من مهربون نبوده و من الان هیچکیو ندارم،
    بعد جوگیر بشه و تمام دار و ندارشو به نام من بزنه
    منم برم باهاش خونه و ماشین بخرم…
    ها چیه؟
    فکر کردی می رم تو افق محومیشم؟
    نه جونم با این وضع افق نمی رم : ))))

  226. "Hamid Reza"

    یکی دیگه از فانتزیام اینه که…

    یه دوس دختر داشته باشم ۳ صب بش زنگ بزنم هانی بیا دم در کارت دارم …

    بعدش اونم با یه تاپ و شلوارک و یه مانتوی ژولیده و چشای نیمه باز بیاد پایین و بشینه تو ماشینم …

    بگم عشقم تو بخواب فقط میخوام نگات کنم …

    بعد گازشو بگیرم برم شمال ۷ صب لب ساحل باشم …

    بعد تو یه ساحل آروم وایسم و خودم بشینم چارزانو رو کاپوت و نگاش کنم …

    اونم با نسیم ساحل بیدار شه و از خوشحالی جیییییییییغ بکشه و در اثر ایست قلبی جونشو بده به شما …

    و من اونجا با گیتارم این آهنگو بخونم :

    دریاااااا ! اولین عشق مرا بردیییییی … Neutral

    خداوکیلی چیزی نمیخوام !

  227. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه
    وقتی تو دستشویی دارم سگار میکشم
    بابام در باز کنم
    منم به سرعت برق باد تو سوراخ دستشویی محو بشم
    بابامم سیفونو بکشه
    : )))))))
    .
    .
    .
    .

    خوب این دیگه نه دود داره نه افق
    حال کردید

  228. "Hamid Reza"

    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ …

    ایرانسل یه روز صبح بت اس ام اس میداد
    مشترک محترم و عزیز ما ، شما قبلا در طول روز فولان شماره رو دویست بار میگرفتی
    اس ام اس که حرف ش رو نزن ، اینقدر زیاد بود که ما حساب کتابش از دستمون در میرفت
    حتی بعضی اوقات اس ام اس هاتون اینقدر خوشگل بود که برا خودمون سیوش میکردیم
    حتی یه شب ، ( زمستون بود فکر کنم ) ، اینقدر حرفای خشگل خشگل میزدین و ما هم هی گوش میدادیم که پای تلیفون خابمون برد ، یادمون رفت بقیه پول تلفن شما رو حساب کتاب کنیم

    حالا مشترک محترم و عزیز ، چی شده که این همه سال خبری ازت نیست ؟
    چیزی شده ؟ چرا اون شمارهه رو دیگه نمیگیری ؟ یه اس ام اس خالی هم حتی نمیدی !
    توروقرعان بهمون بگو ، منِ ایرانسل اون دوره رو باهاتون زندگی کردم ، حقمه که بدونم

    منم اس ام اس بدم بگم : بیخیال رفیق ، این نیز بگذرد …

    بعد به روز*های خوب گذشته فکر کنم و محو بشم

  229. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه
    برم رو بروی افق یه اینه بگیرم دستم
    و اوتای که فانتزیشون اینه میخوان تو افق محو شن بیان بخورآ به اینه بگم اسگل افق روبرو هستش : )))
    .
    .
    .
    .
    .
    خوب این افق داره ولی مه دود نداره

  230. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه وقتی کنار خیابون دارم سیگارمو روشن میکنم یه ماشین با سرعت زیاد بزنه به یه دختره
    من بپرم دختره تو هوابگیرمش بغلش کنم بزارم زمین اونم تو چشای من زل بزنه با چشاش ازم تشکر کنه عاشقونه نیگام کنه
    تا میخواد حرفی بزنه دود سیگار فوت کنم تو صورتش وقتی که دود از جلو چشاش میره من رفته باشم
    : )))

    .
    .
    .

    افق نداره اخه شب هستش

  231. "Hamid Reza"

    یکی دیگه از فانتزیام اینه که برم قهوه خونه بعدیارو بپرسه دادا قلیون میکشی ؟ بعد من با یه لبخند تلخ بگم : داداش قلیون واسه شماهاست نه ما ! مایه عمره از زمونه میکشیم !
    بعد توی دود قلیونای قهوه خونه محو بشم Neutral

  232. "Hamid Reza"

    ﯾﮑﯽ دیگه ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ …
    ﺁﭘﺎﺭﺗﻤﺎﻧﻤﻮﻥ ﺁﺗﯿﺶ ﺑﮕﯿﺮﻩ
    ﺑﻌﺪ ﻣﻦ ﯾـﻪ ﺗــﻨﻪ ﻫﻤﻪ ﯼ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻫﺎ ﺭﻭ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﻡ
    ﺑﻌﺪ ﺩﯾﮕﻪ
    ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﯾﻬﻮ ﺯﻥ ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻥ ﺟـﯿﻎ ﺑﺰﻧﻪ ﺧـــــــﺎﮎ ﺗﻮ
    ﺳﺮﻣﻤﻤﻢ ﺩﺧـدﺮﻡ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﺗﻮ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ!!
    ﺩﺧـدﺮﺵ ۱۹ ﺳﺎﻟﺸﻪ
    ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﺩﻣﺎﻏﺸﻮ ﻋﻤﻞ ﮐﺮﺩﻩ ، به چشخواهری هم بد تیکه ای نیس !
    ﺑﻌﺪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻬﻢ ﺑﻨﺪﺍﺯﻩ ﻭ ﺑﺎ
    ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﻬﻢ ﺑﮕﻪ ﮐﺎﺭﻩ ﺧﻮﺩﺗـﻪ ; )
    ﻣﻨﻢ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺻﻮﺭﺗﻢ ﺳﯿﺎﻩ ﺷﺪﻩ
    ﻭ ﺩﺍﺭﻡ ﻧﻔﺲ ﻧﻔﺲ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻧﻢ :
    ﯾﻪ ﭘـﺘﻮ ﺑﯿﺎﺭﯾﻦ براااااااام
    ﺑﻌﺪ ﺑﺮﻡ ﺗﻮ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﻭ ﺩﺧـدﺮﻩ ﺭﻭ ﺑﻨﺪﺍﺯﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ !
    ﺑﻌﺪ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﻣﻨﻔﺠﺮ ﺑﺸﻪ ، تیکه هاش بپاشه تو خیابون
    ﺑﻌﺪ ﺩﺧـدﺮﻩ ﺑﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻧﻪ میلاد ، میلاااااد
    ﺑﻌﺪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺑﻪ ﺩﺧـدﺮﻩ ﺑﮕﻪ ﻋﺮﻭﺱ ﮔﻠﻢ ، ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑﯿﺎﯼ ﺑﺎ ﻣﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ
    ﮐﻨﯽ
    ﺗﻮ ﻫﻤﯿﻦ ﻫـﯿـﺮﯼ ﻭﯾـﺮﯼ ﯾﻬﻮ ﯾﮑﯽ ﺩﺍﺩ ﺑـﺰﻧﻪ ﺍﺁﺍﺍﺍﺍﺍ
    ﺍﻭﻧﺠﺎﺭﻭ !!
    ﯾﻬﻮ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺩﻭﺩ ﻭ ﺁﺗﯿﺶ ﺑﯿﺎﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺳﻮﺕ و جیـغ
    ﺑﮑﺸﻦ ﺑﺮﺍﻡ
    ﺑﻌﺪ ﺁﺧﺮﺷﻢ ﻣﻦ ﭘﺸﺖ ﺁﻣﺒﻮﻻﻧﺲ ﺑﺸﯿﻨﻢﭘﺪﺭﻡ ﺑﯿﺎﺩ ﺑﮕﻪ
    ﺑﻬﺖ ﺍفتخار ﻣﯿﮑﻨﻢ پسـرم
    ﺩﺧـدﺮ ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻥ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﻣﻨﻮ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﻪ
    یه ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﻪ و از راه دور واسم بوس بفرسته
    همین جوری هم آمبولانس توی دود محـو بشه …!
    ﺍﺷﮑﻢ ﺩﺭ ﺍﻭﻣﺪ ﻣﻦ ﺑﺮﻡ ﺻﻮﺭﺗﻤﻮ ﺑﺸﻮﺭﻡ :'(

  233. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه کلی خــــــر بزنم واسه یه امتحان سخت بعد سرجلسه تا برگه هارو دادن شروع کنم به جواب دادن بدون هیچ وقفه ای بعد یکم که گذشت با بادی که در گلو انداختم بگم یه برگه اضافی لدفن
    بعد استاد بیاد بالا سرم همینجور که دارم جواب میدم یه نگاه به برگم بندازه بگه عافرین دختر باهوش منم بلافاصله بگم هیسسسسسس حواسم پرت میشه :@
    بعدم زودتراز همه برگمو تحویل بدمو برم به سمت انتهای سالن همینطور از دیده ها کوچک و کوچکتر شم تا تو یه مه غلیظ محو شم Neutral

  234. morteza0631

    ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺍﺯ ﯾﻪ ﻣﻨﺒﻊ ﻣﻮﺛﻖ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻻﻥ ﺷﻨﯿﺪﻡ ..
    ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﻓﻖ ﮔﺸﺖ ﺍﺭﺷﺎﺩ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ
    ﺍﺯ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﺼﺪ ﻣﺤﻮ ﺷﺪﻥ ﺩﺍﺭﻥ
    ﺗﻘﺎﺿﺎ ﺩﺍﺭﻡ ﺣﺠﺎﺑﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﮐﻨﻦ

  235. morteza0631

    ﺍﻓﺖ ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﺪ؟
    ﻣﺸﺮﻭﻁ ﻣﯿﺸﻮﯾﺪ؟
    ﻫﯽ ﺯﺭﺗﻮ ﺯﺭﺕ ﺷﮑﺴﺖ ﻋﺸﻘﯽ ﻣﯿﺨﻮﺭﯾﺪ؟
    ﺗﺮﺷﯿﺪﻩ ﺍﯾﺪ؟
    ﺑﻪ ﺍﻓﻖ ﺑﭙﯿﻮﻧﺪﯾﺪ
    ﻣﺎ ﻣﺤﻮﺗﺎﻥ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ
    ﻣﺤﻮﺳﺘﺎﻥ ﺷﺮﯾﻒ
    ﺑﺎ ﻣﺠﻮﺯ ﺭﺳﻤﯽ ﺍﺯ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺍﻓﻖ ..

  236. morteza0631

    ﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﻣﺸﻬﻮﺭ ﺑﺸﻢ …
    ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺩﻧﺒﺎﻟﻢ ﺭﺍﻩ ﺑﯿﻔﺘﻦ ﮐﻪ ﺍﺯﻡ ﺍﻣﻀﺎ ﺑﮕﯿﺮﻥ …
    ﻣﻨﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩ ﯾﻪ ﺍﺳﺘﺎﻣﭗ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺟﯿﺐ ﮐُﺘَﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ
    ﺑﯿﺎﺭﻡ، ﺑﮕﻢ :
    ﺍﻣﻀﺎ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﻢ، ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻣﯽﺯﻧﻢ…

  237. morteza0631

    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﯾﻪ ﻻﻣﺒﻮﺭﮔﯿﻨﯽ ﺭﻭﻧﺘﻮﻥ ﺑﺨﺮﻡ ﭘﺸﺘﺶ
    ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ
    (عاقبت ﻓﺮﺍﺭ ﺍﺯ ﻣﺪﺭﺳﻪ)

  238. morteza0631

    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ
    ﺑﺮﻡ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎ ﺗﻮ ﺟﻠﺴﻪ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﻢ .
    ﻫﻤﯿﻦ ﻭﺳﻂ ﻫﺎ ﯼ ﺟﻠﺴﻪ ﮔﻮﺷﯽ Glx ﺍﻡ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﻪ
    ﻣﻨﻢ ﺑﮕﻢ sorry ﻭ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﮔﻮﺷﯽ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺟﯿﺒﻢ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﺭﻡ ﻭ ﺩﺭ
    ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﻘﯿﻪ
    ﺩﺍﺭﻥ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻨﺪﻧﺪ ﯾﻬﻮ ﮔﻮﺷﯽ ﯾﮑﯽ ﺷﻮﻥ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﻪ ﻭﻟﯽ ﻫﺮ
    ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻨﻪ
    ﮔﻮﺷﯽ ﺟﺪﯾﺪ apple ﺍﺵ ﺍﺯ ﺟﯿﺒﺶ ﺩﺭ ﻧﯿﺎﺩ . ﻣﻨﻢ ﯾﻪ ﭘﻮﺯﺧﻨﺪ
    ﺑﺰﻧﻢ ﻭ
    ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﻘﯿﻪ ﺩﺍﺭﻥ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﻭ ﻣﯿﮕﻨﺪ
    wait , wait !!!
    ﺗﻮ ﺍﻓﻖ ﻧﺎﭘﺪﯾﺪ ﺷﻢ (((((

  239. morteza0631

    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﺟﻨﮓ ﺑﺸﻪ , ﺑﻌﺪ ﻣﺤﺎﺻﺮﻩ ﺑﺸﯿﻢ , ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ
    ﺑﮕﻪ ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﻩ ﺣﻮﺍﺱ ﺩﺷﻤﻨﻮ ﭘﺮﺕ ﮐﻨﻪ ﺗﺎ ﺑﻘﯿﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ
    ﻧﺠﺎﺕ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻦ ﺑﻌﺪ ﻫﻤﻮﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﺑﯿﺴﯿﻢ ﭼﯽ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﮕﻪ
    ﺣــــــﺎﺟﯽ ﺳﺮﯾﻊ ﺗﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﮕﯿﺮ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺩﺍﺭﻥ ﺍﺯ ﭘُـﺸﺖ ﻗﯿﭽﯽ
    ﻣﯿﺸﻦ ﺑﻌﺪ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻧﻪ ﮐــــــﯽ ﺍﯾﻦ ﻓﺪﺍﮐﺎﺭﯼ ﺭﻭ
    ﻣﯿﮑﻨــــــــﻪ ؟ ! ﺑﻌﺪ ﻣﻦ ﺑﺎ ﯾﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣَــﻠﯿﺢ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺑﯿﺎﻡ
    ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻭ ﺑﮕﻢ ﺣﺎﺟﯽ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﻢ (: ﺑﻌﺪ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﮕﻪ ﺳِـﯿﺪ مرتضی
    ﺗـﻮ ﭼـﺮﺍ ؟ ! ﺗـﻮ ﮐﻪ ﻋﯿﺎﻟﺖ ﺑﺎﺭ ﺩﺍﺭﻩ ) : ( ﻧـﻪ ﺗﻮ ﺑﺎﯾﺪ ﺳﺎﻟﻢ
    ﺑﺮﮔﺮﺩﯼ ﻋـﻘﺐ ﺑﻌﺪ ﻣﻦ ﺑﮕﻢ ﻧـﻪ ﺣﺎﺟﯽ ﻣﻦ ﺳﻨﮕﺎﻣﻮ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﻭﺍ
    ﮐﻨﺪﻡ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﻝ ﺑﺴﺘﮕﯽ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺑﻌﺪ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﮕﻪ ﭘﺲ
    ﭘﻼﮐﺖُ ﺑﺪﻩ ﺑﺒﺮﻡ ﻭﺍﺳﻪ ﭘﺴﺮﺕ ﺁ ﺳِـﺪ ﻣﺠﯿﺪ ﻣﻨﻢ ﯾﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﻢُ
    ﺑﮕﻢ ﻧﻪ ﺑﻌﺪ ﺑﺮﻡ ﻭ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﻃﻮﻓﺎﻥ ﺑﺸﻪ ﻭ ﺗﻮﯼ ﻃﻮﻓﺎﻥ ﻣﺤﻮ
    ﺑﺸﻢ ﻭ ﺻـﺪﺍﯼ ﺧُــﻤﭙﺎﺭﻩ ﺑﯿﺎﺩ ﻭ ﺣﺎﺟﯽ ﺍﺷﮑﺎﺵ ﺳﺮﺁﺯﯾﺮ ﺑﺸﻪ ﻭ
    ﺯﯾﺮ ﻟﺐ ﺑﮕﻪ ﺍﻧﺎ ﻟﻠﻪ ﻭﺍﻧﺎ ﺍﻟﻴﻪ ﺭﺍﺟﻌﻮﻥ
    ﺧـﻮﺩﻡ ﮔـﺮﯾﻪ ﻡ ﮔـﺮﻓﺖ ﻻﻣـــﺼــﺒﺎ ﺷﺎﺩﯼ ﺭﻭﺡِ ﻣـﻄﻬﺮﻡ ﺑﺰﻥ
    ﺩﺳﺖ ﻗﺸﻨﮕﻪ ﺭﻭ

  240. morteza0631

    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ …
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    ﺗﻮ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺳﺎﺗﯿﺪ ﺗﻬﺪﯾﺪﻡ ﮐﻨﻪ ﮎ ﺑﻬﺖ ﺻﻔﺮ ﻣﯿﺪﻡ …
    ﺑﻌﺪ ﻣﻨﻢ ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﻫﻤﻪ ﺑﺮﻡ ﺟﻠﻮﺵ ﺳﺮﻣﻮ ﺑﮑﻮﺑﻢ ﺏ ﺩﯾﻮﺍﺭ
    ﺑﮕﻢ …
    ﻣﻨﻮ ﺍﺯ ﻧﻤﺮﻩ ﻣﯿﺘﺮﺳﻮﻧﯽ ﻣﻦ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﻮ ﺑﺎﺧﺘﻢ ﺍﺳﺘﺎﺩ …
    ﺑﺮﻭ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺑﺘﺮﺱ …

  241. morteza0631

    ﻣﻦ ﻓﺎﻧﺘﺰﯼ ﺯﯾﺎﺩ ﺩﺍﺭﻡ
    ﻭﻟﯽ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﺯﻧﻢ ﺩﻭﺗﺎ ﭘﺎﺷﻮ ﺑﮑﻨﻪ ﺗﻮ ﯾﻪ ﮐﻔﺶ
    ﺑﮕﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﯾﻪ ﺯﻥ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﺑﮕﯿﺮﯼ …

  242. morteza0631

    ﺗﻮﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ،ﯾﻪ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ ﺯﯾﺒﺎ ﻭﺟﺬﺍﺏ ﺍﺯ ﺍﺗﺎﻕ
    ﻋﻤﻞ ﺳﺮﯾﻊ ﻣﯿﺎﺩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻭ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﻧﻪ :
    ﺁﻗﺎﯼ ﺩﮐﺘﺮ؟ﺁﻗﺎﯼ ﺩﮐﺘﺮ؟ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺮﻩ …
    ﻣﻦ ﺩﺭﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﭘﺮﻣﻌﻨﺎ ﺑﺮ ﻟﺐ ﺩﺍﺭﻡ ﺳﺮﻣﻮ ﻣﯿﻨﺪﺍﺯﻡ ﭘﺎﯾﯿﻦ
    ﻭ ﺍﺯ ﺗﻮﯼ ﮐﺸﻮ ﺩﺳﺘﮑﺸﻤﻮ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺭﻡ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ ﺑﻠﻨﺪﺗﺮ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ
    ﻣﯿﮕﻪ :
    ﺁﻗﺎﯼ ﺩﮐﺘﺮ ﻋﺠﻠﻪ ﮐﻨﯿﺪ ،ﻗﻠﺒﺶ ﺍﺯ ﺣﺮﮐﺖ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ …
    ﻣﻦ ﺑﺎﺯﻫﻢ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﻣﻌﻨﺎ ﺩﺍﺭ ﺩﺳﺘﮑﺸﺎﺭﻭ ﺩﺳﺘﻢ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺍﯾﻨﺪﻓﻌﻪ
    ﻫﻤﻪﺀﭘﺮﺳﺘﺎﺭﺍ ﻭﺩﮐﺘﺮﺍ ﺍﺯ ﺍﺗﺎﻕ ﻣﯿﺮﯾﺰﻥ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯿﺰﻧﻦ :
    ﺁﻗﺎﯼ ﺩﮐﺘﺮ ﺁﻗﺎﯼ ﺩﮐﺘﺮ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺩﺍﺭﻩ ﻣﯿﻤﯿﺮﻩ …
    ﻣﻦ ﮐﻪ ﺩﺳﮑﺸﺎﻣﻮ ﺩﺳﺘﻢ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺎ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩﯼ ﺑﻪ ﭼﻬﺮﻩﺀﺗﮏ
    ﺗﮑﺸﻮﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ ﻣﯿﮕﻢ :
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    ﺁﻗﺎﯼ ﺩﮐﺘﺮ ﻃﺒﻘﻪ ﺑﺎﻻ ﺗﺸﺮﯾﻒ ﺩﺍﺭﻥ …
    ﺑﻌﺪ ﺳﻄﻞ ﺁﺑﻮ ﺑﺎ ﭘﺎﻡ ﻫﻮﻝ ﻣﯿﺪﻡ ﺟﻠﻮ ﻭ ﻫﻤﯿﻨﺠﻮﺭ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺯﻣﯿﻨﻮ
    ﺗﯽ ﻣﯿﮑﺸﻢ ﺗﻮﯼ ﻣﻪ ﻭ ﻏﺒﺎﺭ ﺩﻭﺭ ﻣﯿﺸﻢ … (((:

  243. morteza0631

    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺳﺮ ﺟﻠﺴﻪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺑﺸﯿﯿﻨﻢ ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻩ
    ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺳﻮﺍﻻﺕ, ﭘﺎﯾﻨﺶ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ :
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    ” ﻣَﺮﺩﯼ ﻧَﺒُﻮَﺩ ﻓﺘﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﭘﺎﯼ ﺯﺩﻥ .. ﮔﺮ ﺩﺳﺖ ﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﺑﮕﻴﺮﯼ
    ﻣَﺮﺩﯼ ”
    ﺑﻌﺪ ﺑﺮﮔﻪ ﺭﻭ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺑﺪﻡ ﺑﺮﻡ !!!
    ﻣﺎ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺁﺩﻣﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ ….

  244. morteza0631

    ﻫﻤﻪ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻣﻮ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺗﻮ ﮐﻮﻟﻪ ﭘﺸﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﯾﮑﯽ
    ﻭﺍﺳﺘﻮﻥ ﭘﺴﺖ ﮐﻨﻢ،ﺍﻵﻥ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﻫﻤﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﯽ ﺭﻓﺘﻦ
    ﺳﻤﺖ ﺍﻓﻖ ﻣﺤﻮ ﺷﺪﻥ ! |:
    ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﻪ ﻣﺎ ﺩﺍﺭﯾﻢ؟ ((:

  245. morteza0631

    ﯾﮑﯽ ﺍﺭ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ !!!……
    ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ !!!!!
    ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ!!!!!!!
    .
    .
    .
    .
    .
    ﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍ ﮐﻮﺵ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﻢ ………….. ؟ !!!!!

    ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ ﻓﻌﻼ ﺗﻮ ﺍﻓﻖ ﻣﺤﻮ ﻣﯿﺸﻢ
    ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻘﯿﻪ ﺵ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺲ …

  246. morteza0631

    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺗﻮﯼ ﮐﺎﻓﯽﺷﺎﭖ ﭘﺸﺖ ﯾﻪ ﻣﯿﺰ ﺩﻭ
    ﻧﻔﺮﻩ
    ﺗﻨﻬﺎ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ، ﮐﻪ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﺑﯿﺎﺩ ﺳﻤﺘﻢ ﻭ
    ﺑﮕﻪ :
    ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺷﻤﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﻫﺴﺘﯿﺪ؟
    ﺑﻌﺪ ﻣﻦ ﺑﮕﻢ : ﺁﺭﻩ ﻣﻦ ﺍﻻﻥ ﺗﻨﻬﺎﻡ
    ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻧﻢ ﺑﮕﻪ ﻣﻨﻢ ﺗﻨﻬﺎﻡ ﻣﯿﺸﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺸﻨﻢ ؟
    ﺑﻌﺪ ﻣﻨﻢ ﺑﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺑﺰﻧﻢ ﺗﻮ ﺳﺮﺵ |:
    ﺑﮕﻢ ﮔﻤﺸﻮ ﺧﺎﻧﻢ ﻣﺰﺍﺣﻢ ﻧﺸﻮ |: …
    ﺍﻻﻥ ﺗﻨﻬﺎﻡ !
    ۲ ﻣﯿﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﻡ ﻣﯿﺎﺩ
    ﺷﺎﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﭘﯿﺶ ﺑﯿﺎﺩ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﺗﻮ ﺍﻓﻖ ﻣﺤﻮ ﻧﺸﺪﻡ؟
    ﺑﺎﺱ ﺑﮕﻢ فضولیش به ﮐﺴﯽ ﻧﯿﻮﻣﺪﻩ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﻓﻖ ﺭﻭ ﻣﺘﺮﯼ
    ۹۵۰ ﺑﺎ ﺟﻠﻮﻩ ﻫﺎﯼ ﻭﯾﮋﻩ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﺩﻭﺩ ﻏﻠﯿﻆ ﺧﺮﯾﺪﻡ ﻫﺮ ﻭﺥ ﺩﻟﻢ
    ﺑﺨﻮﺍﺩ ﺗﻮﺵ ﻣﺤﻮ ﻣﯿﺸﻢ ﻫﺮ ﻭﺥ ﺑﺨﻮﺍﻡ ﻧﻤﯿﺸﻢ ﺩﻫﻊ …

  247. morteza0631

    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺍﻭﻝ ﺑﺸﻢ ﺑﻌﺪ ﺧﺒﺮﻧﮕﺎﺭﺍ ﺑﯿﺎﻥ
    ﺣﻤﻠﻪ ﮐﻨﻦ ﺳﻤﺖ ﻣﻦ . ﺑﻌﺪﺵ ﺗﻮ ﺍﺯﺩﻫﺎﻡ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﻣﺤﻮ ﺷﻢ ﺑﺮﻡ
    ﭘﯽ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩﻡ…Grin

  248. morteza0631

    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﻢ ﺍﯾﻨﻪ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﺩﯾﮕﻪ ﺗﻮ ﺍﻭﺝِ ﻓﺎﻧﺘﺰﯼ ﮔﻔﺘﻦ
    ﻓﺎﻧﺘﺰﯼ ﺭﻭ ﺑﺒﻮﺳﻢ ﺑﺬﺍﺭﻡ ﮐﻨﺎﺭﻋﺮﺻﻪ ﺭﻭ ﻭﺍﺳﻪ ﺟﻮﻭﻧﺘﺮﺍ ﺑﺎﺯ ﺑﺬﺍﺭﻡ
    ﺑﺮﻡ ﯾﻪ ﮔﻮﺷﻪ ﺑﺸﯿﻨﻢ ﻓﻘﻂ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﻬﺎ ﺭﻭ ﻧﻘﺪ ﻭ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﮐﻨﻢ ﻧﻘﺎﻁ
    ﺿﻌﻒ ﻭ ﻗﻮﺗﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﮔﻮﺵ ﺯﺩ ﮐﻨﻢ …….. ﻃﺮﻓﺪﺍﺭﻫﺎ
    ﻫﻢ ﻟﻘﺐ ﭘﺪﺭ ﻓﺎﻧﺘﺰﯼ ﺭﻭ ﺑﻬﻢ ﺑﺪﻥ ﺑﻌﺪ ﺑﯿﺎﻥ ﺑﻐﻠﻢ ﮐﻨﻨﻮ ﺑﻨﺪﺍﺯﻧﻢ
    ﺑﺎﻻﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ﺑﺎﻻﺑﻤﺐ ﺩﻭﺩﺯﺍ ﺑﺰﻧﻢ ﺗﻮ ﺩﻭﺩ ﻣﺤﻮ
    ﺑﺸﻢ …

  249. morteza0631

    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺭﺍﻧﯽ ﻫﻠﻮ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﻧﺼﻔﺸﻮ ﺑﺨﻮﺭﻡ ﺑﻌﺪ
    ﺑﻘﯿﺸﻮ ﺑﻨﺪﺍﺯﻡ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﺑـﻌـﺪ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺗﯿﮑﻪ ﻫﺎﯼ ﻫﻠﻮ
    ﻣﯿﺎﻓﺘﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﻠـﺖ ﺩﻫـﻦ ﺑـﺎﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﻦ ﺑﮕﻦ ﻋـَـــــــ ﻋﺠﺐ ﺁﺩﻡ
    ﭘـﻮﻟﺪﺍﺭﯾﻪ
    ﺑـﻌـﺪ ﻣـﻦ ﯾـﻪ ﻟﺒﺨـﻨﺪ ﺑﺰﻧﻢ ﺳـﻮﺍﺭﻡ ﭘـﺮﺍﯾـﺪﻡ ﺑـﺸﻤﻮ ﮔـﺎﺯﺷﻮ ﺑﮕﯿﺮﻡ
    ﺑﺮﻡ ﺗـﻮ ﺍﻓﻖ ﻣﺤﻮ ﺷـﻢ …

  250. morteza0631

    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﺑﻌﺪ ﻋﮑﺴﻤﻮ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯿﺰﻧﻢ
    ﻭ ﯾﻪ ﺧﻂ ﺳﯿﺎﻩ ﮐﻨﺎﺭﺷﻪ ﺑﺰﺍﺭﻥ ﺗﻮ ﻭﺏ ﺑﻌﺪ ﺷﻤﺎ ﮐﺎﻣﻨﺖ ﺑﺰﺍﺭﯾﻦ
    ﺭﻭﺣﺶ ﺷﺎﺩ ﺧﯿﻠﯽ ﺁﺩﻡ ﺑﺎ ﺣﺎﻟﯽ ﺑﻮﺩ…

  251. morteza0631

    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﻡ ﯾﻪ ﺩﻭ ﻗﻠﻮﯼ ﭘﺴﺮﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺸﻦ !
    ﺑﻌﺪ ﺍﺳﻢ ﺩﻭﺗﺎﺷﻮﻧﻮ ﺑﺬﺍﺭﻡ ” ﺭﻫﺎ .”
    ﺑﻌﺪ ﮐﻪ ﺩﻋﻮﺍﺷﻮﻥ ﺑﺸﻪ
    .
    .
    .
    .
    .
    ﺑﺰﻧﻦ ﺗﻮ ﺳﺮ ﻭ ﮐﻠﻪ ﯼ ﻫﻢ ،ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻧﻢ ﺑﮕﻢ :
    ﺭﻫﺎ، ﺭﻫﺎ ﺭﻭ ﺭﻫﺎ ﮐﻦ

  252. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که آقا ما ۲ بار اون شعر هیچکس رو خوندیم مامانم شنید ! تا یه ماه میخواست منو بیدار کنه صدام میکرد میگفت : ((پاشو تو یه آشغالی باهات کار دارم ))
    منNeutral

  253. "Hamid Reza"

    افق تقلبی هم رسید!!!

    به گزارش خبرگزاری ایسنا تعدادی از افراد سودجو اقدام به واردات افق تقلبی از کشور چین نمودند.

    این گزارش ضمن هشدار به محوشوندگان در مورد استفاده از این افق ها تاکید نموده که مصرف این افق ها باعث بیماری ها و عوارضی مانند : گور به گوری ؛ مشنگی مزمن ؛ دپرسی نوع ۴ ؛ انهدام و نهایتا مرگ میشود!!!

  254. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که..
    آگهی بدم..
    وام مسکن جهت خرید پراید موجود است!!!
    بعد تو افق محو بشم!!

  255. یکی از فانتزیام این بود که فامیلیم جعفری
    بود…
    یه عکس خانوادگی میگرفتیم میذاشتم فیس بوک…
    زیرش مینوشتم :
    همه جعفریاااا!!!!:-دی

  256. "Hamid Reza"

    از فانتزیای اصلیم اینه که واسه یه سرماخوردگی ساده برم دکتر یهو بگن بیماری لاعلاج داری و فقط ۱ سال زنده میمونی ! منم ۱۱ماه با این راز تو سینم زندگی کنم تا اینکه یه روز که خیلی اطرافیان یا همکلاسیام اذیتم کردن این راز رو فاش کنم و همه تو بهت و حیرت به هم نگاه کنن و زبونشون بند بیاد … منم در همین حین صحنه رو به سمت نور افق ترک کنم و در نور محو بشم و هرچی صدام کنن و دنبالم بیان بهم نرسن و بقیه ی عمرشونو تو حسرت و غم و احساس عذاب زندگی کنن کصـافـطــا !!! اخیرا هم به این شکل کاملش کردم : بعد که ۱سال تموم شد به نحو عجیبی زنده بمونم و قیافه و هویتمو عوض کنم برم تو کلاس به عنوان یه شاگرد جدید بشینم که از خارج اومده ؛ بعد عذاب وجدانشونو ببینم حال کنم ! تخیل در حد جنگ ستارگان هندی

  257. یکی از فانتـزیـام اینه …
    برم ایتالیا از اونور برم لندن برم آکادمی گوگوش ! بعد خیلی راحت برم تو ۱۰نفر اصلی و پدیده امسال لقب بگیرم بعد که کار به رای گیری مردم و ۴ نفر پایانی میرسه … شب پایانی خودم بگم که من خودم میکشم کنار به نفع بچه ها .. خلاصه از اینطرف هومن خلعتبری بیاد بگه نــه ali … عکدمی (:دی) بدون تو معنی نداره امسال .. بعد من بزن رو شونه هاشو بگم هومن جان به سر بی موت قسم من واسه شهرت نیومدم اینجا ! من واسه اینکه ارزشهامو تثبیت کنم اومدم .. بعدم سرکچل هومنو ببوسم و تا میام برم تو افق محو شم ، یهو سالی تاک بگه بیا برا پشت صحنه آکادمی و من بگم نیازی نیست سالـی ! من خیلی وقته تو این زندگی به پشت صحنش رسیدم و برم توی دود و غبار عکدمی گوگوش محو بشم .. و گوگوش تا اخر عمرش حسرت چنین شاگردی رو دلش بمونه …
    .
    .
    .
    ( البته شاید بگید چرا رفتم ایتالیا و بعد رفتم لندن ! نه ایندفه نکته انحرافی نیست ، بلیت مستقیم لندن گیرم نیومد مجبور شدم .. میفهمی ؟؟ مجبــور !! )

  258. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیایم اینکه از دوس دخترم سنشو بپرسم اونم ناز کنه
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    منم با تبر بزنم نصفش کنم از رو خط ها سنش رو بفهمم
    چیه?فک کردید من ناز میکشم???Thinking

  259. یکی از فانتزیام:
    یه ماشینه تویوتا داشته باشم بعد یه روز که میرم بانک واسه چک کردن حـسابم همون موقع یه سرقت خفن انجام بشه ! بعد یکی از اون دزدا اسلحه شو بگیره سمت یه مشتری … (ترجیحا دخـدر بین ۲۰ تا ۲۲ ساله :دی) بعد من برم به دزده بگم : دِ عاخه لا مـروّت چرا سمت ضعیفه اسلحه میکشی ؟؟
    شــَــق بخوابونم زیره گوشش اونم عصبانی بشه یه گلوله حرومم کنه … بعد وختی که دارم جون میدم دخـدره بیاد سرمو بزاره رو پاش بعد با گریه بگه چــرا ! ما میتونستیم با هم خوش بخت بشیم ، چـرررررا !!
    بعد من یه لبخند نَـــرم بزنم و بگم اونجا رو نگا کن اون نوره سفیدُ چه قشنگه ..
    اونم سرشو برگردونه بگه کو ؟ کجا ؟ بعد تا سرشو برگردونه من دیگه تموم کرده باشم ! سوال شده که اون ماشین تویوتا چیه ؟! هیچی گول خوردین ماشین تویوتا نکته انحرافی بود

  260. mamad026

    یکی از فانتزیام اینه که برم پاریس روصندلی کنار پیاده رو بشینم و این کفترا بیان دورو برم ، براش دون بپاشم؛ یهو پاشم همشونو با سنگ بزنم …

  261. "Hamid Reza"

    فانتزیم
    نامردا چرا اینقدر تو افق محـــو میشید Neutral
    یه بارم بیاید تو عمود محــــو شید
    )

  262. mamad026

    یکی از فانتزی هام اینکه یه فرش پونصد شونه بگیرم بعد هر شب سرمو بذارم رو یکی از شونه هاش Neutral
    فکر میکردم تحریم ها حداقل تا دوسال دیگه رو من اثر نذاره… Frown

  263. mamad026

    یکی از فانتزی های اخیرم این بوده که وقتی به حس پرواز رسیدم با یه هواپیما تصادف کنم Neutral
    من Wink
    برادران رایت Neutral
    شاگرد شوفر خلبان Neutral

  264. mamad026

    یکی از فانتزیام اینه که وقتی مهمون مهمی داریم ومامانم استرس داره هی کرم بریزم:/

  265. "Hamid Reza"

    دیروز انقد از این پُست های اُفُق و این داستانا دیدم که حالم بهم خورد که کامپیوترو خاموش کردم برم تلویزیون ببینم ، خلاصه تلویزیونو روشن کردم دیدم نوشته…..
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    اذان مغرب به ” اُفق” تهران Neutral Neutral Neutral

  266. mamad026

    یکی از فانتزیام اینه که بدجورعاشق یه دختری بشم یعنی از اون عشقای ناب ودرجه یک بعد یه روز به دختره بگم یه عکس ازبابات بیار ببینم اصلا من با کی طرفم؟ میتونم زوری تورا ازش بگیرم یانه؟
    بعد که عکسو دیدم یه لحظه خشکم بزنه وبگم واااااااااااای یعنی توخواهر منی؟ یعنی بابام یه زن دیگه داره وما بی خبریم؟
    بعد که اینو فهمیدم و خواهرمو بیخیال شدم((وگور پدر عشق وعاشق))جریانو به بابام بگم اونم بگه:
    پسرم نمیخوای این پرایدو با یه مزدا۳ برات عوض کنم؟ راستی اون گوشیه که میخواستی اسمش چی بود؟گفتی لپ تاب اپل دوست داری یا سونی؟ میخوای تو تعطیلی بعد امتحانای این ترم باخواهر جدیدت یه سفر بری؟
    یعنی میشه؟؟؟؟؟؟؟؟

  267. "Hamid Reza"

    فانتزیم
    افق دیگه خز شد…
    من میرم سمت خورشید ذوب بشم…

  268. mamad026

    کی از فانتزیام اینه که یه روز صبح که با سرویس میایم سرویس پر باشه جا واسه نشستن نباشه
    همون دختر قد بلنده چشم سبز که خیلی هم من ازش خوشم میاد جا برا نشستن نداشته باشه
    من بلند شم سرپا وایسم بگم شما بفرما بشین من سرپا وایمیسم
    اونم یه لبخند ژکوند بهم بزنه و بشینه جای من بعد بهم اس بده بگه صبحونه خوردی؟
    منم بگم نه عزیزم. اونم بگه هوس کردم باهم بریم کله پاچه بخوریم.
    ای خدا توهم در حد لالیگا
    منم بگم آره ولی به شرطی که من حساب کنم خلاصه بریم کله پاچه بخوریم بعد همون دختر چشم سبز بگه امروزو بی خیال اداره بیا مرخصی بگیریم بریم سینمار این ور و اون ور تفریح کنیم
    وای خدای این فانتزی بود یا آرزو دارم قاطی میکنم
    بچه های اس ام اس خور به نظر شما من حالم خوب میشه امیدی هست؟ دکتر خوب سراغ دارین؟

  269. "Hamid Reza"

    ﺑﭽﻪ ﻫـﺎ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﻳﻪ ﺧﺒﺮ ﺑﺪ ﺩﺍﺭﻡ ﻭﺍﺳﺘﻮﻥ

    ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺳﺎﻋﺖ ﭼﺎﺭُ ﻧﻴﻢِ ﺻﺒﺢ ﺗﻮ ﺍﻓﻖ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﺍﻭﻣﺪﻩ |: ﻟــﺪﻓـﻦ ﻛﻤﻚ ﻫـﺎﯼ ﻧﻘﺪﻳﺘﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﻦ ﻭﺍﺭﻳﺰ ﻛﻨﻴﺪ ﺗﺎ ﺑﺪﺳﺖ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﺯﺩﻩ ﻫﺎ ﺑﺮﺳﻪ ): ﮐﺎﺭﺕ ﺷﺎﺭﺝ ﻫﻢ ﻗﺒﻮﻟﻪ

  270. mamad026

    کی از فانتزیام اینه که بروسلی الان زنده بود می رفتم می زدم تو گوشش ببینم اخلاق ورزشکاری داره یا نه!!!
    کصافط مطمئنم بعدش اونم جوری می زد که صدای سگ میدادم و تو افق محوم میکرد……!!!
    خب خوشبختانه آخر این فانتزیم هم به سلامتی مثه یه قهرمان مردم!!!

  271. mamad026

    یکی از فانتزیای معکوسم اینه که یه شب که دارم با دوستم از دانشگاه بر می گردم یکی از دخترای کوچمون رو ببینم که ۳تا پسر مزاحمش شدن و دارن اذیتش می کنن….خلاصه منم جلوی دختره جو بگیره کیفم رو پرت کنم زمین آستینامو عینهو فیلما بزنم بالا و داد بزنم:آهای خوشگل پسرااا زورتون به اون ضعیفه رسیده؟؟اگه مردید بیاید پیش من ببینم حرفتون چیه؟؟؟
    اونام بیان ۳تایی بزنن صدای سگ بدم و جنازم رو ببرن سمت افق تا من باشم فردین بازی درنیارم,آخه منو چه به این چیز خوریا آخه؟؟؟
    خب سوال پرسیدن چرا دوستت نیومد کمکمت؟
    بعله سوال کاملا به جا و جالبیه, خب دوستم رفته بود دود بیاره تو افق محو بشیم که دیر رسید منو مثل بقیه فانتزیام کشتن!!!
    بازم سوال پرسیدن دختر همسایتون چی شد ممد آقا؟
    سوال کاملا جالبیه,هیچی دیگ دختر همسایمون نبود ما اشتباه دیده بودیم, الکی الکی مردم منو از دست دادین,۱۰ نفره باید ادامه بدین بازی رو!!!

  272. "Hamid Reza"

    دیگه جملات قصار به درد نمیخوره…
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    باید برم تو افق محو شم… Neutral(دکتر شریعتی – دقایقی پیش)

  273. mamad026

    یکی دیگه از فانتزیام اینه :
    سوار یه پیکان تاکسی بشم، یه تراول ۵۰ تومنی تا نخورده بدم به راننده. راننده بگه آقا یه نفرید؟
    منم یه کم مکث کنم و با یه لبخند معنی دار و یه کم بغض بگم: خیلی وقته …
    بعدش پیاده بشم و تو اون هوای بارونی به سمت افق حرکت کنم!
    راننده هم از پشت صدام بزنه آقا … آقا … بقیه پولتون !!!
    منم کُتمو بندازم رو دوشمو بی توجه به راننده تو افق محو بشم!

  274. mamad026

    یکی از فانتزیام اینه که صبح زود بیدار شم. بعد همینطور که اعضای خونواده از زود بیدار شدن من تعجب کردن خودم و بدون اینکه کسی بهم بگه برم سر درسم. اونوقت همه دیوانه بشن و برن یه دودی، گرد و غباری، افقی چیزی پیدا کنن توش محو شن!!!

  275. mamad026

    یکی از فانتزیای معکوسم اینه که بعد از ۲۰ سال از اسپانیا برگردم طوری که زبون مادریمو دست و پا شکسته حرف بزنم (لامصب آخره کلاسه) بعد همه هی ازم بپرسن آقا ممد چی شد که بعد ۲۰سال برگشتی ؟ منم بگم همه جمعه شب واسه شام بیاین خونمون میخوام دلیل برگشتمو بگم بعدش جمعه شب سر شام یهو بلند شم و بگم متاسفانه من چند وقت دیگه بیشتر زنده نیستم زیاد فرصت ندارم اومدم روزای آخرمو کنارتون باشم بعدش جواب آزمایشامو پرت کنم بیوفته رو خورشت قرمه سبزی و برم تو حیاط به افق خیره بشم و قلیون بکشم….
    دوستان پرسیدن چرا این دفعه نمردی آقا ممد؟
    بعله سوال جالبیه,چشم قلیونم رو کشیدم حتما می میرم,حیفه آخه دوسیب هنوز تنباکوش نسوخته!!!هههههی روزگار عجب آدم نازنینی رو از دست دادید!!!

  276. mamad026

    یکی دیگ از فانتزیای معکوسم اینه که برم صورتمو بشورم بعد با قیافه داغون و خسته به آینه خـیره بشم بگم ممد دیگ اینجا آخر خطه,بعد یهو داد بزنم نــــــــــه !!!
    بعدش با مُـشت بزنم آینه روبشکونم و سرم رو بذارم رو میز (لامصب خـعلی کلاس داره مـث تو فیلما)
    بعد یهو بابام بیاد و بگه زهر ماره نه,کوفته نه,ای مرض و نه,اسکله سادیسمی چرا آینه رو میشکونی,بزنم صدای سگ بدی؟؟؟
    بعد من زل بزنم تو چشاش بگم,لعنتی….
    منو از زدن میترسونی؟؟؟
    من دیگ آخر خطم…,برو از خدا بترس… و در کمال ناباوریی بابام کمربندو بکشه بیرون اینقدر منو بزنه که صدای سگ بدم جنازمو ببرن سمت افق!!!
    خب خدارو شکر این فانتزیم هم به خوبی و خوشی آخرش مردم!!!

  277. mamad026

    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎی معکوسم ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﯾﻪ کشتی کج کار ﺩﻋﻮﺍﻡ ﺑﺸﻪ ﺑﻌﺪ ﺑﺮﺍﯼﺍﻧﺘﻘﺎﻡ ﺑﺮﻡ ﺗﻮ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺴﺎﺑﻘﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺛﺒﺖ ﻧﺎﻡﮐﻨﻢ. ﺑﻌﺪ هر دو ﻫﻤﺮﻭ ﺷﮑﺴﺖ ﺑﺪیم ﺑﺮﺳﯿﻢﻓﯿﻨﺎﻝ ﺍﻭن بهم بگه ممد کوچولو بزنم صدای سگ بدی؟؟بعد من بهش بگم ببین…من همه چیمو از دست دادم خودم دیوونه ام…برو از خدا بترس …!!!اونم ﺗﺎ ﺣﺪ ﻣﺮﮒ ﻣﻨﻮ ﺑﺰﻧﻪ ﺑﻌﺪ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺻﻮﺭﺕ ﺧﻮﻧﯽ ﻭ چشمای ﮐﺒﻮﺩ ﺑﯿﻮﻓﺘﻢﺯﻣﯿﻦ ﺑﻌﺪ ﻓﻘﻂ ﺻﺪﺍﯼﺗﭙﺶ ﻗﻠﺒﻤﻮ ﺑﺸﻨﻮﻡ ﻭ ﯾﺎﺩ ﺣﺮﻓﺎﯼ ﭘﺪﺭ ﺑﯿﻮﻓﺘﻢ ﮐﻪ دائما ﻣﯿﮕﻔﺖ:ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺳﮓ ﺟﻮﻥ ﺑﺎﺵ ممد… ﺑﻌﺪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﻣﻮ ﺑﺎﺻﺤﻨﻪ آهسته کنار ﺭﯾﻨﮓ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮕﻪ:ممد جونم ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻧﺪﻩ.منم ﯾﻬﻮ ﺧﺮ ﺷﻢ جو بگیره ﻭ ﭘﺎﺷﻢ ﺑﺰﻧﻢ ﺩﻫﻦ ﯾﺎﺭﻭ رو با صندلی آسفالت ﮐﻨﻢ..!!!بعدش ﺩﺍﻭﺭﺩﺳﺘﻤﻮ ﺑﮕﯿﺮﻩ ﺑﺎﻻ ﻭ ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﺭﻭ ﺑﺒﺮﻡ…بعد ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﻡ ﺑﯿﺎﺩ ﺯﯾﺮ ﺑﻐﻠﻤﻮ ﺑﮕﯿﺮﻩ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻟﻨﮓ ﻟﻨﮕﻮﻥﺑﺮﯾﻢ ﺳﻤﺖ ﺍﻓﻖ!!!
    بعله دوستان پرسیدن ممد آقا این دفعه نمردی آخر فانتزیت؟؟
    بعله سوال جالبیه,چرا از ورزشگاه که رفتم بیرون رفیقای پسره زدن صدای سگ دادم مردم جنازمو بردن سمت افق!!!

  278. mamad026

    یکی دیگ از فانتزیای معکوسم اینه که مخ آنجلینا جولی رو توی چت بزنم بعدش اونم عاشقم بشه دعوتش کنم پاشه بیاد اینجا, وقتی رسید تهران دعوتش کنم بریم دوتایی ناهار “آبگوشت” بخوریم و باهم قلیون بکشیم!!! خلاصه وقتی رفتیم تو سفره خونه آنجلینا بگه ممد جونم؟من عاشق اینم که دود قلیون رو بدی تو صورتم دوتایی تو دود محو بشیم بریم افق,این کارو میکنی عزیزم؟؟؟ بعد من با کلمه ی عزیزمش خر شم جو بگیره دود رو بدم تو صورتش که محو شیم, بعدش یهو برد پیت بیاد از پشت با تیر بزنه تو قلبم و روی زانوهای آنجلینا نفسای آخرمو بکشم و بمیرم….
    بعد آنجلینا در حال گریه داد بزنه ممد تو نباید بمیری, ناموسن تو حیفی از پیش ما بری!!!
    بعد من زنده شم بگم خفه شو بابا هندی بازی در نیار,من روزی ۵بار تو پستام می میرم فرداش دوباره زنده میشم!!!

  279. mamad026

    یکی دیگ از فانتزیام اینه که گنجیشکای محلمون ماشین بخرن…
    پسرخالمو (۱ سالشه) ببرم رو ماشینشون پی پی کنه!!!
    حالا یکی دیگ از فانتزیام هم اینه کبوترای محل لباس نو بخرن,بقیش هم که خودتون میدونید چجوری از خجالتشون در میام!!!

  280. "Hamid Reza"

    یک از فانتزی هام اینه که سیگار توی کلاس درس دانشگاه آزاد باشه و همین طور که استاد داره درس میده ماهم تو کلاس استاد رو با دود سیگارمون محو کنیم….خعلی حال میده عاغا

  281. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که وقتی یک ثانیه مونده مایکروویو زمانش تموم شه، خاموشش کنم …
    اصلا لامصب احساس خنثی کردن بمب تو ثانیه آخر بهم دست میده !

  282. mamad026

    یکی دیگ از فانتزیای معکوسم اینه که جنیفر لوپز بهم زنگ بزنه بگه ممد پاشو بیا لس آنجلس کنسرت دارم دوستام گیر دادن میخان تورو ببینن!!!بعدش با یه “پیرهن صورتی” خودمو با اولین پرواز برسونم اونجا و راننده هاش بیان استقبالم منو ببرن خونه ش,بعدش وقتی رفتم خونشون جنیفر بگه ممد جان شرمنده نیومدم استقبالت دستم بند بود داشتم سبزی خورد میکردم, برات قرمه سبزی که دوس داری درست کردم!!!خلاصه بعده ناهاربریم واسه کنسرت و جنیفر با لهجه غلیظ فارسی آهنگ “پیرهن صورتی دل منو بردی ” رو برام بخونه!!!یهو گیر بده بگه ممد بیا یه دهن واسه مردم ما بخون,منم برم رو سن وچون اونا فارسی بلد نیستن شروع کنم عمو سبزی فروش خوندن:
    عمو سبزی فروش؟(اونا بگن بعله)
    عمو سبزی فروش؟ بعله
    سبزیت آشیه؟ بعله
    جنیفر *اشیه؟ بعله…..
    بعد یهو یکیشون فارسی بلد باشه با تیر بزنه تو مغزم, جنازمو ببرن سمت افق!!!

  283. "Hamid Reza"

    شما یادتون نمیاد اولا مد بود زیر هر مطلب این چیز هارو مینوشتند مثلا:
    من)))))))))))
    فلانی(((((((((((
    فلان وفلانی&&&&&&&&&
    بعد دیوار بتنی مد شد (واسه خودکشی)
    بعد وان حموم حالا هم با افق در خدمتتون هستیم

  284. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که برم کنگ فو یاد بگیرم بعد برم مدرسه جلوی یکی که گنده ی مدرسس هیکلش سه برابر منه و به بقیه زور میگه بگم جوجه بیا با هم قد خودت در بیفت بعد بپرم هوا یه فیلیپینی بزنم تو صورتش پخش زمین شه بعد رفیقاشو صدا کنه بیان منو بزنن بعد بزنن حلوام کنن بعد مدیر بیاد همه چیزو بفهمه اونا رو اخراج کنه بعد تو یه مراسم بزرگ ازم تقدیر یشه بعد در حالی که دوربین منو از پشت نشون میده برم تو اریب محو بشم…

  285. "Hamid Reza"

    یکی از فاتزی های معکوسم اینه که یه فرد مهم و معروف بشم و برای برداشتن تحریما برم آمریکا بعد یه تک تیر انداز آمریکایی، از فاصله ۴کیلو متری(!) یه گلوله بزنه به قلبم همه فکر کنن ترور شدم ولی بعد رسوندنم بیمارستان و به طرز معجزه آسایی زنده بمونم! بعد بررسی کنن ببینن قلبم اصطثناعن سمت راست بوده!! بعدم برم تو مورب محو بشم…

  286. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیای من اینه که سیگارمو با فندک زیپو روشن کنم

    بعد فندک رو پرت کنم پشت سرم پمپ بنزین منفجر بشه

    منم خونسرد بیام طرف دوربین از کادر خارج بشم

    : ))

  287. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که یه پست بذارم شما کمتر از ۵ دقیقه ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰تا لایک بزنین بعد
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    من از خوشحالی توی افق محو شم

  288. mamad026

    یکی از فانتزیهام اینه که با هسته خرما مگس رو رو هوا بزنم (لامصب حال اینو میده که با آر پی جی اف ۱۴ رو بزنی)والا

  289. "Hamid Reza"

    ﯾﻪ ﺭﻭﺯﻩ ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ ﯾﻪ ﺧﺎﻧﻢِ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺭﻭﯼ ﻋﺮﺷﻪ
    ﮐﺸﺘﯽ ، ﺩﺭ ﺳﻮﺍﺣﻞ ﻣﮑﺰﯾﮏ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩ
    ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺍﻧﮕﺸﺘﺮ ﺍﻟﻤﺎﺱ ﮔﺮﺍﻧﺒﻬﺎﯾﺶ ﺍﺯ
    ﺍﻧﮕﺸﺘﺶ ﺳﺮ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺗﻮ ﺁﺏ ﻭ ﺯﻥ ﺑﺎ
    ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﺳﻔﺮ ﺭﺍ ﺳﭙﺮﯾﮑﺮﺩ…
    … ﭘﺲ ﺍﺯ۱۵ﺳﺎﻝ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﻬﺮﻩ ﻣﮑﺰﯾﮑﻮ ﺳﯿﺘﯽ ﺭﻓﺘﻪ
    ﺑﻮﺩ ، ﺩﺭ ﯾﮏ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺳﺎﺣﻞ ﺳﻔﺎﺭﺵ
    ﺧﻮﺭﺍﮎ ﻣﺎﻫﯽ ﺩﺍﺩ ، ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﺎﻫﯽ ﺭﻭ
    ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ ﯾﻪ ﺟﺴﻢ ﺳﻔﺖ ﻭ ﺳﺨﺖ ﺯﯾﺮ ﺩﻧﺪﻭﻧﺶ
    ﺣﺲ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ ﺩﯾﺪ
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﻣﺎﻫﯿﻪ
    ﻧﮑﻨﻪ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﺍﻧﮕﺸﺘﺮﻩ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ﺑﺎﺑﺎ ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﺨﯿﻠﺖ ﻗﻮﯾﻪ!!!!
    ﻣﯿﺨﻮﺍﯾﻦ ﯾﻪ ﺍﻓﻖ ﻫﻢ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺑﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﺮﻩ ﺗﻮﺵ
    ﻣﺤﻮ ﺑﺸﻪ ؟؟

  290. mamad026

    یکی از فانتزیام اینه که رو در دفتر معلما درشت و خوانا بنویسم
    “معلم دونی” ..
    خیلی شیک میشه
    از الان قیوف معلمامونو میبینم
    (۰_o)
    (O_O)
    |Õ_Õ|
    و قیوف ما
    (^_^)

  291. mamad026

    یکی از فانتزیام اینه که تهیه کننده برنامه کودک بشم بجای این دائی و خاله ها، عمه و عمو بیارم…

  292. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که همیشه دوس داشتم یه دوس دختره چادری داشته باشم تا وقتی منو میبینه یههوو هوول بشه چادرو بکشه رو سرش بگه خاک به سرم اقامون اومد !
    .
    .
    اصن حال معنوی عجیبی داره

  293. mamad026

    یکی از فانتزیام اینه که وختی تو راهرو دارم راه میرم بخورم به یه دختره کل وسایلش بریزه زمین منم از کنارش رد بشم و بگم اووووی می کوری؟ Big Smile
    همش که نباید بریم براش جمع کنیم بعد عاشقش بشیم بریم بگیریمش Big Smile

  294. mamad026

    یکی از فانتزیام اینه که لباس سر تاپا مشکی بپوشم …
    عیــــــــــــــــــــــــنک دودی هم بزنم !!
    بعد گوشیمو بگیرم جلو گوشم و تو پارک بدووووم و بگم :
    نـــــــــــــــــــــــــهـ نه نه آلان شلیــــــــــــک نکــــــــــنید
    اینجــــــــــــــــــــا کلی آدم بی گنــــــــــــــــاه هست !!

  295. mamad026

    یکی از فانتزیام اینه که یهروز به موقعییتی برسم که جنیفر لوپزو با باباش ببینم . به بابای جنیفر بگم دختر شماست؟بابای جنیفرم ملتمسانه منو نگا کنه بگه کنیز شماست

  296. mamad026

    یکی از فانتزیهام اینه که تو یه جمعی دعوام بشه بایکی بعد من اشک توچشمام حلقه بزنه وباصدای بلند داد بزنم:
    تو میدونی من کی هستم؟؟؟ اره؟ میدونی؟میدونی بابام کیه؟؟ میدونی من کی ام لعنتی؟؟
    خعلی حال میده.

  297. mamad026

    یکی از فانتزیام اینه که برم موزه ی لوور پاریس..!!
    بعد از مدتی گشتــــن معشوقمو پیدا کنم..
    لامصب مونالیزا هر روز یه لبخند از تو قاب بم میزنه…قند تو دلم آب میشه Big Smile)
    بعد اونجا یهو با یه حرکته سریع عین پاندای کونگفو کار بپره از تو قاب بیرون..
    مردم ۸[]
    من : Smile
    مونالیزا : <3
    دوباره من : :*
    بعد دوربین از روی من و عشقم دور بشه… و به خوبی و خوشی زندگی کنیم با هم

  298. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه کــه
    برم چین افق چینی وارد کنم بعد هرکی خواست تو این افقا محو شه نـتونه خیط شه بعد من در حالی که از خنـده پشتک میزنم تـوی افــق واقعی مــحو شم …

  299. mamad026

    یکی از فانتیزهام اینه که بازی های گوشی اپلمو به دهه هشتادی ها نشون بدم بعد بیان التماس کنن که بده ما بازی کنیم.منم بگم نه گوشیرو خراب میکنید
    پسر بچه آزاریم من Smile

  300. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که داف دانشگاه بخوره زمین همه بهش بخندن…بعد من برم دستمو دراز کنمو بگم بلند شو عزیزم…تا حالا سقوط یک فرشترو ندیده بودم….
    و در حالیکه اشک تو چشای اون دافه جمع شده حراست دانشگاه
    یکی از آهنگای آروم انریکرو بذاره و منو دافه تو افق محو بشیم…

  301. mamad026

    یکی از فانتزیام اینه که تو المپیک با ناداوری حذف شم.اون موقع هر چی فن و تکنیک که یاد گرفتم و نگرفتم رو داور مسابقه اجرا کنم بعدش بشینم وسط زمین مسابقه اجازه مسابقه های بعدی رو ندم!!! ای حال میده

  302. mamad026

    یکی دیگه از فانتزیام اینه که تو فینال دوی ۱۰۰متر المپیک اوسین بولت رو شونزده متر جا بذارم با ۸ثانیه رکورد تاریخ دو و میدانی رو بشکونم…..بعدشم از خوشحالی یازده بار دور پیست رو با سرعت میانگین ۱۰۰متر در ۶ ثانیه طی کنم

  303. "Hamid Reza"

    یکی از فانتزیام اینه که یه شب بارونی ببینم دارن یه دختره رو اذیت میکنن منم برسم بهشونو دخل تک تکشونو بیارم !
    بعد دختره رو از رو زمین بلند کنم و کتمو دربیارم بدم تنش کنه …
    بعد سرشو بیاره بالا تو چشام نگاه کنه و بگه: میشه اسمتو بدونم ؟
    بعد من از توی کتم یه سیگار دربیارم روشن کنم ، بعد یه پوک عمیق بگیرمو یه لبخند ملیح بزنمو دودشو بزنم تو صورتش ، بعد دود که رفت کنار من غیب شده باشم و اونم یهو بیفته رو زمینو سرشو بیاره رو به آسمونو از ته دل داد بزنه خدااااااااااااا

  304. mamad026

    یکی از فانتزیام اینه که تصادف کنم (خودتون میدونید با یه خانم ترجیحا دکتر) بعد اون پیادهشه منو ببره مطب شخصی خودش و معاینم کنه، بگه دستت شکسته بعد برای اینکه دل منو بدست بیاره خودش معالجم کنه
    بعد بشه رفیق فابریک من ووجدانش درد بگیره و همیشه واسم پول خرج کنه
    خیلی حال میده لامصب تازه از محو شدن تو غروبم خیلی بهتره

  305. mamad026

    یکی از فانتزیام اینه که مخاطب خا صم تو کما باشه بعد من از پشت او شیشه بزرگه که روش نوشته مراقبت های ویژه با چشمانی لبریز از اشک زل بزنم بش بعد در عین ناباوری اون یکی از انگشتاشو تکون بده،بعد من فریاد بزنم دکتر دکتر …..بعد وقتی دکتر مخاطب خاصمو معاینه کرد بگه:تو درگیر توهمی کمتر فیلم ایرانی نگاه کن؛بعد من یه گوشه بشینم تا خبر مرگشو برام بیارن وبعد دوتایی در افق محو بشیم.

  306. mamad026

    یکی از فانتزیام اینه وقتی میخوام حروف تصویر وارد شدن به سیستم دانشگام رو وارد کنم خیلی اتفاقی حروف اسم مخاطب خاصم باشه بدش برم مامانم رو صدا کنم بگم ببین هی تو میگی عاشقش نباش دیگه نشونه از این بهتر بدش مامانم اشک تو چشاش جم شه اجازه بده ازدواج کنیم
    ببخشین ی کارگردان فیلم هندی زنگ زده ازم مشورت بگیره خخخخخخخخخ
    Smile

  307. mamad026

    فانتزی خاصی ندارم
    فقط خیلی دوووس دارم تو افق محو بشمSmile !!!
    ینی میشه ه ه ه Neutral||||

  308. mamad026

    از فانتزیام اینه بفهمم نصف شبا که افق نیست دقیقا اگه مه نباشه کجا باید محو شم؟؟
    به نظرم تو حق شبا در فانتزیا ظلم شده !!!

  309. mamad026

    از فانتزیای دیگم اینه برم تو افق بچه های اس ام اس خور رو که تو افق محو شدن از دست غول نجات بدم
    بعد اخرش که میخایم از افق بریم بیرون یکی مجبور باشه حواس غول افق رو پرت کنه! بعد من بگم: من میمونم شما برین !برین به طنز دنیا کمک کنین!دنیا به شما نیاز داره!
    اونا هم اشک تو چشاشون جم شه و از افق خارج بشن!!!!
    و آخرین صحنه ای که منو میبینن از لا به لای دروازه ی افق هستش در حالی که داره بسته میشه و من پریدم و رو هوا دارم میرم به سمت غول!!!!

  310. mamad026

    یکی از فانتزیام اینه که یه بار که آتیش گرفتم و در حالی که از افق ظاهر میشم و همینطوری در حال سوختن هستم بیام تو خیابون جلو یه نفر رو بگیرم و خیلی ریلکس و آروم و با آرامش بهش بگم کا! دمت گرم یه زنگ بزن آتیش نشانی بگو اگه وقت داره بیاد ما رو خاموش کنه اگه که نه مو سعی میکنوم همیطوری روشن بمونوم تا بیان…..

  311. "Hamid Reza"

    پراید با دنده اتوماتیک! ۲۸ تومن Neutral
    افق دیگه جواب نمیده من میرم مستراح!!!

  312. mamad026

    یکی از شغلایی که این روزها و در قرن پُر پیشرفت ۲۱ میخام بهش دست پیدا کنم اینه که در زیر توضیح دادم و فانتزیم شده
    این که بیا توی جاهای شلوغ شهر ماشین پارک کنم بعدش جا پارکم رو کرایه بدم سر قیمت هم همون جا توافق میکنیم
    خوبه؟مگه نه؟

  313. mamad026

    یکی از فانتزیام اینه که وقتی دارم با داداشم پفک میخورم آخرین پفک به من برسه!!!!!! لا مصب هر چقدرم برنامه میریزم بازم نمیشه که نمیشه!!

  314. mamad026

    یکی از فانتزیام اینه که قبل از این که معلم بخواد منو از کلاسش پرت کنه بیرون یه پس گردنی بش بزنم و سریعا تو افق محو بشم!!!!!!!

  315. mamad026

    یکی ازفانتزیام اینه، توی فینال جام جهانی به گلر حریف لایی بزنم و بعدش جای اینکه گل بزنم، بشینم هر هر بهش بخندم

  316. "Hamid Reza"

    میگه: ماشین چیداری
    میگم: پیکان
    میگه:برو گمشو حیوان
    … … … … ——————–
    میگه:ماشینت چیه
    میگم:پرادو
    میگه:زنگ بزن بشنوم صداتو
    ——————-
    میگه:ماشینت چیه
    میگم:lexus
    زنگ زده هی میگه:bus bus
    ——————-
    میگه:ماشین چیداری
    میگم:بنز
    میگه:میام خونتون بزنم لنز
    ——————-
    میگه:ماشینت چیه
    میگم: porsche
    میگه:بوسم کن ببین لبام torsche

  317. یکی از فانتزیام اینه که برم انزلی پریدامو پلاک منطقه آزاد انزلی کنمGrin

  318. ساسان

    ببین یعنی خندیدمااااا
    ممنون.خیر از جوونیت ببینی
    ایشالا به همه فانتزیات برسی.

  319. mamad026

    یکی ازفانتزیام اینه که بشینم توخونه مث بلانسبت شماخردرس بخونم بعدفرداش وقتی دوستام میپرسن درس خوندی بگم حتی لای کتتاابم بازنکردم بعدیهوداوطلبانه برم درس جواب بدم وهمه روشگفت زده کنم!!!!!!!!!!!بعلهههههههههههههه اینجورادمی هستم من!

  320. nana

    خخخخخخخخخخ
    خیلی باحال بودن
    هه هه
    مرسی آقای مدیر جان

  321. خعــــــــــــــــــــــــــــلی باحال بود با!

  322. pariya

    خیلی بامزه بودن مرســـی

  323. mamad026

    خیلی شاخ بودن
    مرسی

  324. gangstere tanha

    بسیار زیبا بود کلی خندیدم

  325. یعنی باور کنم الان من اولین نفرم؟!!! واقعا؟!!! از خوشی کیبورد رو گم کردم
    خدایی معرفت رو دارین؟ ۶ماهه من همش اینجام… یاد بگیرین…

    • راستی جناب اگر بیشتر نزول اجلال بفرمایین و جواب مخاطباتون رو بدین چیزی نمیشه والا…
      قبلنا معرفتتون بیشتر بودا… نظرا که رفت بالا معرفتا اومد پایین…!

ارسال پاسخ

برای استفاده از شکلک ها رو آن های کلیک کنید

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNo