اس ام اس دوبیتی گلچین اردیبهشت ۹۳

دوبیتی جدید و زیبای اردیبهشت 93

نخورده می چه داند شراب یعنی چه ؟
ندیده آب چه داند سراب یعنی چه ؟
درست نیست که بدانی چه حالتی دارم
مرا ببین که بدانی خراب یعنی چه !
فرستنده : مترسک
.
.
بعد من با یاد من افسوس مى ماند به جا
در میان کلبه ها فانوس مى ماند به جا
میروم تا گم شوم در جاده هاى ناشناس
کس نمی یابد مرا ، افسوس مى ماند بجا …
.
.
شد کوچه به کوچه جستجو عاشق او
شد با شب و گریه رو به رو عاشق او
پایان حکایتم شنیدن دارد
من عاشق او بودم و او عاشق او
فرستنده : سهیل
.
.
ﺷﺒﻬﺎ ﮔﺬﺭﺩ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻩ ﻧﺘﻮﺍﻧﻢ ﺑﺴﺖ
ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻭ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻓﮑﺮ ﺗﻮ ﻣﺴﺖ
ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﯾﺶ ﺧﻮﻧﻢ ﺭﯾﺰﯼ
ﺗﺎ ﺟﺎﻥ ﺑﺪﻫﻢ ﺩﺍﻣﻦ ﻣﻘﺼﻮﺩ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ !
.
.
لبانت قند مصری ، گونه هایت سیب لبنان را
روایت می کند چشمانت آهوی خراسان را
من از هر جای دنیا هرکه هستم عاشقت هستم
به مهرت بسته ام دل را ، به دستت داده ام جان را
فرستنده : فرصاد
.
.
آن حرف که از دلت غمی بگشاید
در صحبت دل شکستگان می باید
هر شیشه که بشکند ندارد قیمت
جز شیشه دل که قیمتش افزاید !
.
.
مَردم از ماتم من شاد و من از غم خشنود
شادمانم کن و اندوه مکرر برسان
مرگ یا خواب ؟! چقدر این دو برادر دورند
مژده‌ی وصل برادر به برادر برسان
فرستنده : پیام

.
.
عاشقی دانی چه باشد ؟ بی دل و جان زیستن
جان و دل بر باختن ، بر روی جانان زیستن
سوختن در هجر و خوش بودن به امید وصال
ساختن با درد و پس با بوی درمان زیستن
“عراقی”
.
.
غم ، حادثه ، تردید ، من و تنهایی
یک شیشه ی می لبالب و تنهایی
من مانده کنار جاده ی خاطره ها
با یک چمدان سوز و تب و تنهایی
فرستنده : MATARSAK
.
.
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم
الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد
مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم
“حافظ”
.
.
تو را می خواهم و دانم که هرگز
به کام دل در آغوشت نگیرم
تویی آن آسمان صاف و روشن
من این کنج قفس مرغی اسیرم
فرستنده : بهاره
.
.
تا مثل من تو هم بشوی مبتلای تو
باید که از خودت بنویسم برای تو
من شانه ام پر از گسل است و بلا به دور
امشب چه گریه خیز شده شانه های تو ؟!
.
.
عشق بازی کار فرهاد است و بس
دل به شیرین داد و دیگر هیچکس
مهر امروزی فریبی بیش نیست
مانده ام حیران که اصل عشق چیست ؟!
فرستنده : پیام
.
.
موی افشان میکنی رفع خطر کردم عزیز
عقل حیران میکنی رفع خطر کردم عزیز
کشته ها را دیده ام ، زین پس فراری ام ز تو
وَان یکادی خوانده ام رفع خطر کردم عزیز
“فراز خراسانی”
.
.
دل زمزمه می‌کرد ، هلاکش کردند
با تیغِ برهنه چاک چاکش کردند
دل ، دهکده ای بود پر از چشمه و گل
از لوث وجود عشق پاکش کردند !
فرستنده : چراغی
.
.
ﺑﻪ ﺟﺮﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﻟﻢ ﺁﻩ ﻫﺴﺖ ﻭ ﺁﻫﻦ ﻧﯿﺴﺖ
ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ
ﺧﻮﺵ ﺁﻣﺪﯼ ﺑﻨﺸﯿﻦ ، ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺩﻡ ﮐﺮﺩﻡ
ﮐﻪ ﭼﺎﯼ ﺩﻏﺪﻏﻪ ﯼ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﯼ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ !
.

SMSkhor.IR
.
اندازه ی یک وقفه ی کوتاه بمان
حتی شده تا نیمه ی این راه بمان
دلتنگ تو بودن به خدا ممکن نیست
نه ، آه نکش ، آه نرو ، آه بمان !
فرستنده : MATARSAK
.
.
لبخند زدی و خنده ات خاطره شد
هر اخم تو فرشی از هزاران گره شد
یک صفحه ی صاف بود ، از آن آغاز
تا دور تو چرخید زمین ، دایره شد !
فرستنده : مترسک
.
.
ای ستاره ها مگر شما هم آگهید ؟
از دورویی و جفای ساکنان خاک
کاین چنین به قلبِ آسمان نهان شُدید
ای ستاره ها،  ستاره های خوب و پاک !
.
.
عشق یعنی حسرت پنهان دل
زندگی در گوشه ویران دل
عشق یعنی سایه در یک خیال
آرزوی سرکش و گاهی محال
فرستنده : MATARSAK
.
.
باز هم از یاد تو ، شعله به پا خواسته
آتش سرخش ز نور ، قلب من آراسته
زردی روی مرا نیک تماشا نما
شمع وجود من از ، دوری تو کاسته !
.
.
روزهایم عجیب دلگیرند
مثل آن جمعه ای که تب دارد
با دل من کمی مدارا کن
به خدا قلب هم عصب دارد
فرستنده : Baran Aram
.
.
در نوبتی دوباره دلت را مرور کن
از غم به هر بهانه ی ممکن عبور کن
گیرم تمام راه تو مسدود شد ، بگرد
یک آسمان تازه و یک جاده جور کن !
.
.
چشمان سیاه تو مرا خواهد کشت
افسون نگاه تو مرا خواهد کشت
اینگونه که آه می کشد لب هایت
پس لرزه ی آه تو مرا خواهد کشت
فرستنده : MATARSAK
.
.
چون کنم یاد تو ، نوری با من است
غایبی ، اما حضوری با من است
درد دلها میکنم با “عکس” تو
وه عجب “سنگ صبوری” با من است !
.
.
تو نباشی لحظه ها بیهوده است
در پس لبخندهایم گریه است
تو نباشی غم اسیرم میکند
دوریت هر لحظه پیرم میکند !
فرستنده : بهاره
.
.
هرکه گردد پاک طینت ، محرم دلها شود
هرکه در خون صاف گردد ، قابل مینا شود
از دهان گل شنیدم بر سر بازار گفت
هر که با ناکس نشیند عاقبت رسوا شود !
.
.
ای نازنین جواب معمای من تویی
تنها چراغ روشن شبهای من تویی
وقتی دلم گرفت از انبوه ابرها
احساس آفتابی دنیای من تویی
فرستنده : MATARSAK
.
.
دلم خون شد غریبانه
عذابم را ندیدی تو
قفس شد سهم من اما
چه خوب آسان پریدی تو ؟!

مطالب مرتیط :
دوبیتی های عاشقانه ناب و جدید آبان 92
دوبیتی ناب و اشعار عاشقانه کوتاه تیر 92
اس ام اس های دوبیتی عاشقانه گلچین 91

38
اشتراک‌گذاری
admin

۱۹ نظر در 'اس ام اس دوبیتی گلچین اردیبهشت ۹۳'

  1. نازنین محسنی گفت:

    دروود
    خسته نباشید
    خیلی وبتون عالیه

    ——————————————–
    گر بگویم با خیالت تا کجاها رفته ام
    مردمان این زمانه سنگسارم می کنند…
    فرامرز عرب عامری
    ——————————————–
    رج به رج هر بیت را از روی چشمت ساختم
    شعرهایم دستباف مهربانی های توست…
    فرامرز عرب عامری
    ——————————————-
    عطسه هایم عرصۀ پاییز را پر کرده است
    حرف رفتن می زنی هی صبر می آید فقط
    فرامرز عامری
    —————————————–
    روی نبودت هم حسابی تازه وا کردم
    یاد تو می ارزد به بودنهای خیلیها…
    فرامرز عرب عامری
    —————————————-
    تو در کنار خودت نیستی نمی دانی
    که در کنار تو بودن چه عالمی دارد…
    فرامرز عرب عامری
    —————————————-
    آنقدر بی قرار تو هستم که حاظرم
    با دیگران ببینمت اما ببینمت…
    فرامرز عرب عامری
    —————————————-
    خدا کند همۀ عشق ها به هم برسند
    من و تو نیز در این لابه لا به هم برسیم
    فرامرز عرب عامری
    —————————————–
    یک دیشبی که آمده بودی به خواب من
    من از غم فراق تو خوابم نبرده بود…
    فرامرز عرب عامری
    .

  2. الی بانو گفت:

    چشمتون بی بلا (اسمایل چایی شیرین Smile …)

  3. الی بانو گفت:

    با سلام و خدا قوت
    از اقا مرتضی بسیار متشکرم واقعا واقعا واقعا …امیدوارم لبخند خداوند همیشه همراتون باشه
    ::::::::::::
    نی قصه ی آن شمع چگل بتوان گفت
    نی حال دل سوخته دل بتوان گفت
    غم در دل من از آن است گه نیست
    یک دوست که با او غم دل بتوان گفت

  4. shokufeh گفت:

    مرسی اغا مدیر
    خسته نباشید

  5. Sahar گفت:

    چندیست که آشفته ام اى یار جوانم
    برگرد و از این حال پریشان برهانم
    از قصه ى چشمان تو دل کندن و رفتن
    هرگز نتوانم ، نتوانم ، نتوانم !

  6. Sahar گفت:

    دیده در هجر تو شرمنده ى احساسم کرد
    بس که شبها گوهر اشک بدامانم کرد
    ماجراى دل دیوانه بگفتم با شمع
    آنقدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد

  7. Sahar گفت:

    تا با غم عشق تو مرا کار افتاد
    بیچاره دلم در غمِ بسیار افتاد
    بسیار فتاده بود اندر رهِ عشق
    اما نه چنین زار که این بار افتاد

  8. Sahar گفت:

    روزى گفتى شبى کنم دلشادت
    وز بند غمان خود کنم آزادت
    دیدى که از آن روز چه شبها بگذشت
    وز گفته ى خود هیچ نیامد یادت ؟

  9. Sahar گفت:

    بـــا تو سخنانِ بـــی زبان خواهم گفت
    از جمله ی گوش ها نهان خواهم گفت
    جـز گـــوشِ تـو نشنود حدیث من کَــس
    هـــر چند میـــانِ مردُمــان خواهم گفت

  10. Sahar گفت:

    سپاس مدیر بسیار عالى

  11. ♥sEvEn♥ گفت:

    قرار بود که هر ۵ روز مطالب ارسالی دوستان رو بذارین چی شد آقا مرتضی ؟

  12. mehrsa گفت:

    آقا مرتضی عااااااالی..قشنگ بودن خسته نباشی.

  13. پرستو.... گفت:

    عالیییییییییییییییییی واقعا خسته نباشی

  14. ع.ک گفت:

    دل از من برد و روی از من نهان کرد
    خدا را با که این بازی توان کرد
    حافظ

  15. ع.ک گفت:

    سلام ممنون خیلی خوب بود

  16. گلبهار گفت:

    ممنونم مدیر زحمت کش…عالی بود
    =============================
    آن غنچه که نشکفت به گلشن شب ماست
    کامی که روا نمیشود مطلب ماست
    در عشق دو چیز است که پایانش نیست
    اول سر زلف یار و اخر شب ماست
    حزین لاهیجی
    ================================
    دانی که کدامین شب و روز است که عاشق
    خشنود دلی دارد و خوشبوی مشامی؟
    شامی که شمال آورد از دوست شمیمی
    صبحی که صبا آورد از یار پیامی
    حریف جندقی
    =============================
    بر رهگذرت نهاده ام چشم
    پیوسته چو کاسه ی گدایی
    عشقی که نظر بوصل دارد
    باشد چو عبادت ریایی
    میروالهی قمی

  17. زخمی ام گفت:

    آقای مدیر لطفأ مطالب ارسالی دوستان رو زودتر بزارید.جذابیتش ازهمه بیشتره.منتظریم

ارسال نظر به




برای استفاده از شکلک ها رو آن های کلیک کنید

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNo