اس ام اس و جملات خنده دار و فاز سنگین فامیل دور

اس ام اس و جملات خنده دار و بامعنی فامیل دور

اس ام اس و جملات خنده دار و فاز سنگین فامیل دور

اس ام اس و جملات خنده دار و فاز سنگین فامیل دور

آقای مجری در حال پاره کردن دفتر مشق کلاه قرمزی چون خودش ننوشته بود . . .

آقای مجری: الان این رو پاره میکنم تا خودت مشقاتو بنویسی.

فامیل دور: نه، عجب گیری افتادیما، ۳ ساعت به این گاو فهموندیم که نباید پاره کنه و بخوره، حالا باید به شما بفهمونیم

.

.

.

– ﻣﻦ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﻨﺪﻩ ، ﯾﻪ ۵ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭ

.

.

.
– ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺣﺴﺶ ﻧﯿﺴﺖ ﻏﺼﻪ ﺑﺨﻮﺭﯼ ﺭﺳﻤﺎ ﻏﺼﻪ ﺗﻮ ﺭﻭ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ

.

.

.

سه نوع دور داریم:

اونی که دستت بش نمی رسه

اونی که چشمت بهش نمی رسه

اونی که فکرت هم بش نمی رسه

.

.

.

– ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺷﮑﺴﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺧﻮﺭﺩﻡ , ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺩﺭﻭﻍ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ
ﺑﺎﯾﺪ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻢ , ﺍﻣﺎ ﻧﮕﻔﺘﻢ

.

.

.

آقای مجری: واسه چی در ُ باز گذاشتی؟

فامیل دور: واسه بهار.

از در بسته دزد رد می‌شه ولی از در باز رد نمی‌شه.

وقتی یه در ُ باز بذاری که دزد نمیاد توش. فکر می‌کنه یکی هست که در ُ باز

گذاشتی دیگه. ولی وقتی در بسته باشه، فکر می‌کنه کسی نیست ُ یه عالمه

چیز خوب اون‌تو هست ُ می‌ره سراغ‌شون دیگه.

در باز ُ کسی نمی‌زنه. ولی در بسته رو همه می‌زنند. خود شما به خاطر این‌که

بدونی توی این پسته دربسته چی ئه، می‌شکنیدش. شکسته می‌شه اون در.

دل آدم هم مثل همین پسته می‌مونه.

یه سری از دل‌ها درشون باز ئه. می‌فهمی تو دلش چی ئه. ولی یه سری از دل‌ها

هست که درش بسته‌اس. این‌قدر بسته نگه‌اش می‌دارند که بالاخره یه روز مجبور

می‌شند بشکنند و همه‌چی خراب می‌شه.

آقای مجری: در دل آدم چه‌جوری باز می‌شه؟

فامیل دور: در دل آدم با درد دل ئه که باز می‌شه.

.

.

.

– ﺷﺎﻧﺲ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﺁﺩﻣﻮ ﻣﯿﺰﻧﻪ؛ ﺑﺪﺷﺎﻧﺴﯽ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺯﻧﮓ ﺑﺮ
ﻧﻤﯿﺪﺍﺭﻩ؛ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﻫﻢ ﮐﻪ ﮐﻼً ﮐﻠﯿﺪ ﺩﺍﺭﻩ

.

.

.

– ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮ ﻳﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﭼﺎﺭ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺷﺪﻳﺪ ﺷﺪﯼ ﺑﺪﻭﻥ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﻴﺴﺘﯽ , ﺧﺮ
ﺩﺭﻭﻧﺘﻪ

.

.

.

– ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺍﻟﮑﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﻢ ﮐﺴﯽ ﺟﺪﯾﻢ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﻩ

.

.

.
– ﺁﻗﺎﯼ ﻣﺠﺮﯼ ﻣﺎ ﺑﯽ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ، ﺗﺮﺑﯿﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻣﻨﺘﻬﺎ ﺻﻼﺡ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﯿﻢ ﺍﺯﺵ
ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﻢ

.

.

.

فامیل دور :

راه رفتنی را باید رفت

در بستنی را باید بست

پسر عمه زا:

دربستنی را باید لیسید ….!

.

.

.
– ﺑﻌﻀﯿﺎ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﻗﺸﻨﮓ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯿﮕﻨﺪ ﺁﺩﻡ ﺣﯿﻔﺶ ﻣﯿﺎﺩ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﻨﻪ

.

.

.
– ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺸﮑﻮﮐﻲ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻬﻢ ﺧﻮﺵ ﻣﻲ ﮔﺬﺭﻩ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﻴﻤﻴﺮﻡ

.

.

.
– ﯾﻪ ﻋﺪﻩ ﺁﺩﻡ ﻫﺴﺘﻦ ﮐﻪ ﻣﯿﻔﻬﻤﻦ ﮐﻪ ﻧﻔﻬﻤﻦ ﺍﻣﺎ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﻦ ﮐﻪ ﻣﯿﻔﻬﻤﯿﻢ ﻧﻔﻬﻤﻦ

.

.

.
– ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﺎ ‏« ﺑﺎﺷﻪ ﻣﺮﺳﯽ ‏» ﯾﻌﻨﯽ ﺧﻔﻪ ﺷﻮ

.

.

.
– ﻣﻦ ﻧﻈﺮﻣﻮ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﺤﻤﯿﻞ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ ، ﺍﻣﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻧﻈﺮﺵ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻣﺨﺎﻟﻒ
ﺍﺳﺖ ، ﺧﺮ ﺍﺳﺖ ، ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ ﺭﻓﺖ

.

.

.

هیچوقت در زندگیتون با یه خر درد دل نکنین!” (فامیل دور)

.

.

.
– ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﻣﺎ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺍﻣﺎ ﺍﻭ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩﻭ ﺑﻌﻀﯽ
ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﮐﺴﯽ ﻣﺎﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻣﺎ ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﯿﻢ ﺧﻼﺻﻪ ﯾﮏ ﻣﺸﺖ ﻧﻔﻬﻢ ﺟﻤﻊ
ﺷﺪﯾﻢ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﺩﺍﺩﯾﻢ.
.
.
.

جیگر: من خر نیستم!من خر نیستم!من خر نیستم!

– فامیل دور: ببخشید جسارت کردم، شما عقابی، پروانه ای، من خرم که توو این خونه با تو موندم!

.

.

.

  فامیل دور: امروز داشتم حسرت میخوردم
آقای مجری:حسرت چی؟
فامیل دور: یه عمر در همه ی درها ایستادم ولی همه رو بسته نگه داشتم،چه وقتهایی که کسی اومد در زد و در رو باز نکردم و صدایی هم ندادم که فکر کنه کسی خونه نیست

.

.

.

فامیل دور: آقای مجری من با زوری که در این خر میبینم,افق های روشنی در بربر خودم میبینم

.

.

.

در اخر میخواستم بگم تعداد زیادی از جملات بالا رو یکی از دوستان عزیز در قسمت نظرا گذاشته بودن که متاسفانه اسمشون رو یادم رفت ازشون متشکرم , درضمن امکان ارسال مطلب در لینکی در بالای سایت هست فراهم  شده خوشحال میشم مطالب خود را اونجا ارسال کنید امکان درج اسم و خلاصه ای از حال نویسنده مطلب هم هست ! البته فقط مطالب کامل رو اونجا ارسال کنید که حداقل 10 اس ام اس باشن تک اس ام اس ها رو در همین بخش نظرات ارسال کنید

11
اشتراک‌گذاری
admin

۵۰ نظر در 'اس ام اس و جملات خنده دار و فاز سنگین فامیل دور'

  1. ghazal گفت:

    این فامیله دور دس مریزاد میخواد

  2. محکوم ب تنهایی گفت:

    سلام.خاهش میکنم برام دعا کنید ک از این بلا تکلیفی در بیام.خیلی سخته دلتنگ کسی باشی و واسه کسی اشک بریزی ک نمیدونی اون کیه… Cry
    داداش متین ممنون از اینکه ب سایت توجه داری Heart Heart Heart

  3. mamadborji گفت:

    پسر خاله :

    یه روز رفتم نونوایی …

    نونوا گفت هر کسی اومد ، بهش بگو پشت سرت وا نسه …
    نون نمی رسه

    منم هر کی اومد ، گفتم بیا جلوی من واسا …
    پشت سرم نون نمی رسه … !!

    ………………………………..

    آقای مجری: شما رفتی شیرینی بگیری. چرا آنقدر طول کشید؟

    پسر خاله: گرفتیم دیگه. طولانی شد.

    – خب بده من ببرم بزارم سر سفره هفت سین دیگه.

    – نه حالا باشه. می گیرم میدم حالا.

    – چی میگی؟

    – شیرینی گرفتیم اومدیم… یه بچه ای بود کار می کرد چیز می فروخت.

    – خب؟

    – گفت یه کمکی بکن شب عید. گفتم من پول ندارم. چشمش افتاد به جعبه شیرینی. در جعبه رو وا کردم، یه دونه…

    – خب یه دونه شیرینی دادی به یه بچه ای… شیرینی رو بده.

    – پیرمرده هم داشت می رفت، دست کرد یه دونه برداشت… خواست دیگه.

    – خب چه ایرادی داره؟ شیرینی برای خوردنه، برای تعارف کردنه… (رو به دوربین) من دیدم بعضیا همین جوری شیرینی رو می ذارن می مونه خشک می شه خراب می شه…

    – آقای مجری… شاگرد مغازه هم داشت جلوی مغازه رد می شد آب و جارو می کرد، دلش خواست یه دونه.

    – خب حالا یه دونه…

    – مغازه داره اومد بیرون، یه دونه… گفت قبول باشه. یکی دیگه اومد برداشت یه دونه… همه نگاه می کردن دیگه، بازار بود، شلوغ بود دیگه.

    – یعنی تو همه شیرینی رو دادی به بازار؟

    – نه قوطی اش دستم بود. بعد یکی داشت جوجه می خرید دست یه بچه هه…

    – خب؟

    – گفت پسر جون! این قوطی خالی به چه دردت می خوره؟ بده من این جوجه ها رو ببرم خونه… قوطی اش هم دادم به اون!

    – خب این یه طرفش… اون طرف قوطی کو؟

    – تازه اینم می خواست بگیره سوراخ سوراخ کنه گنجشکه جوجوه نفس بکشه. گفتم اینو بیارم که بدونی شیرینی رو گرفتم.

    ………………………………………………..

    آقای مجری: بله… چون این پسرعمه*زا خیلی بچه خوبیه و اون لباسی رو هم که پوشید، ازش خوشش اومد ولی هیچی نگفت و درش آورد، من براش یه هدیه دارم… خب حالا فکر می*کنی این هدیه چیه؟

    پسر عمه*زا: *ها؟

    آقای مجری: می*گم اون لباسه که از تنت درآوردم یادته؟ حالا حدس بزن این هدیه چیه.

    پسرعمه*زا: ماشین؟

    آقای مجری: نه ببین… یادت می*یاد اون لباسه که ازت گرفتم؟ حالا فکر می*کنی این هدیه چیه؟

    پسرعمه*زا: توپ؟

    آقای مجری: نه ببین. اصلا ولش کن. بیا این هدیه*هه رو بازش کنیم ببینیم چیه.

  4. عروسک گفت:

    دمتون گرم عالی بود Yes

  5. kinglove گفت:

    فامیل دور:اقا مجری بعضیا انقدر قشنگ دروغ میگن ادم حیفش میاد باورش نشه
    تمام دیالوگاشو حفظم

  6. fateme گفت:

    طرح آمارگیری خانوار
    شما چند تا بچه دارین؟
    بابام : یکی
    ولی توشناسنامه که نوشته دو تا
    اونو میگی؟ دکور خونست Neutral
    فقط وقتهایی که اینترنت قطع میشه میاد بیرون یه دوری میزنه! Eek!

  7. fateme گفت:

    یکی ﺍﺯ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺕ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ

    ﭼﻨﺪﺗﺎ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺁﺏ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻡ. ﺑﻌﺪ ﺩﺭﺍﺯ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪﻡ ﻭ ﺷﮑﻤﻤﻮ ﺗﮑﻮﻥ ﻣﯿﺪﺍﺩﻡ

    ﺍﺯ ﺗﻮ ﺷﮑﻤﻢ ﺻﺪﺍﯼ ﺁﺏ ﻣﯿﻮﻣﺪ!

    ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺳﻮﺍﺣﻞ ﺻﺨﺮﻩ ﺍﯼ ﺑﻬﻢ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺪﺍﺩ !

    ^_^

  8. fateme گفت:

    به داداشم گفتم لپتاپمو بده

    دو متر کلن از هم فاصله داشتیم

    دیدیم نه میتونه پرت کنه نه میتونه سُر بده

    آخرش گذاشتش روی یه پتو گفت بکِش از اون ور یه همچین ادمهای

    لارجـــی هستیــــم مــــا!!

  9. fateme گفت:

    از وقتی اس ام اس اختراع شد ، بچه هایی که بین زنونه مردونه میرفتن و میومدن،

    کاربردشون رو از دست دادن

  10. fateme گفت:

    لباسها در آب کوتاه میشوند و برنجها دراز.

    در درازای زندگی لباس باش ودرپهنای آن برنج

    و اگر عمق این پیام را نفهمیدی بدان که تنها نیستی،

    چون منم نفهمیدم

  11. علی زرعی گفت:

    سلام آقای مدیر واقعا دمت گرم واقعا لذت بردم یه مدت زیادی بود شدیدا حالم گرفته بود شادمون کردی داداش تشکر تشکر تشکر

  12. fateme گفت:

    قانون های فوتبال دوران کودکی! یادته؟!
    ۱٫ اونیکه از همه چاق تر بود، همیشه دروازبان بود!
    ۲٫ همیشه اونی که صاحب توپ بود، میگفت کی بازی میکنه کی نه!
    ۳٫ زیاد قسم میخوردی پنالتی بود، قسم نمیخوردی پنالــــــتی نبود!
    ۴٫ بــــازی زمــــانی تموم میشــــد، وقـــتی همه خســـته میــــشدن!
    ۵٫ مهم نبود بازی چند چنده، هرکی گلِ آخــر بازی رو میزد، برنده بود!
    ۶٫ داور هم که موی زائد! : ))
    ۷٫ اگه یه موقع توپ گیر نمیومد، یه جورابی دبِ پلاستیکی چیزی …!
    ۸٫ اگه یارکِشی آخر انتخاب میکـردی، دیگه امیدی واسه زندگی نبود!
    ۹٫ لحــظه ای که توپ مــیرفت زیر ماشینی که در حال حــرکته، پر استرسترین لحظه زندگی بود!
    ۱۰٫ وقـــــتی صــــاحب توپ عصــــبانی میشد، بازی تمــــوم میشد!
    ۱۱٫ دختر همســـایه از کوچه رد میشد، همه رونالدینیو میشدن! : ))
    ۱۲٫ شلــــوارت، کفشـــت، پیرهـــنت پاره میشد، کـتک شـب رو …!
    ۱۳٫ مسابقه با تیم کوچه بغلی مثل لشکر کـشی هیتلر به لهستان بود!

  13. fateme گفت:

    انسان کولر رو اختراع کرد خدا بدش اومد که تو آب و هوا دخالت شده
    پس پدر رو آفرید که نذاره روشنش کنن!
    .

  14. fateme گفت:

    مشکل پدر و مادر من اینه که من رو با موفق ترین بچه ى فامیل
    و خودشون رو با بدبخت ترین پدر و مادر فامیل مقایسه میکنن

  15. fateme گفت:

    بیچاره داداشم بچه که بود انقد دسته بازی رو نمیدادم بهش بازی کنه
    که الان از قارچ خور به عنوان فیلم یاد میکنه تا بازی!
    خدایا مارو ببخش

  16. fateme گفت:

    من هروقت زمین میخورم به جای اینکه ببینم کجام داغون شده
    فقط نگا میکنم دورم کسی نباشه.
    بعد میام خونه میبینم عه دستم قطع شده!

  17. fateme گفت:

    مامانم میگه دخترم همینجوری که نشستی پا اینترنت
    این تخم مرغارم بزار زیرت جوجه شن…
    احساس مسئولیت که نداری حداقل حس مادری رو تجربه کن !

  18. fateme گفت:

    پسره آلومینیوم بزنی دوره دماغش
    ۱۵ تا کانال رو بدون پارازیت میگیره
    بعد استاتوس داده : به ارواح جدم نیستی در حدم!

  19. fateme گفت:

    جدیدا پشه های خونمون قابلیت عبور از پتو رو هم بدست آوردن در حد کریس آنجل….!
    یکیشون اومد در گوشم گفت:… ماااااااااااااااااااایند فرییییییییییییییییک….

ارسال نظر به




برای استفاده از شکلک ها رو آن های کلیک کنید

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNo