جوک داغ و طنز فانتزی جدید تابستان ۹۲

جکهای فانتزی تابستان 92

ﯾﮑﯽ دیگه ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺑﺮﻡ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﺑﻌﺪ ﺗﻮ ﯾﻪ ﺑﺮﻑ ﻭ ﺑﻮﺭﺍﻥ ﻣﻦ ﭘﺎﻡ ﺑﺸﮑﻨﻪ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﺘﻮﻧﻢ ﺣﺮﮐﺖ کنم و ﺑﻪ ﺍﻭﻧﺎ ﺑﮕﻢ ﺑﺮﯾﺪ ﻭ ﻣﻨﻮ ﺍﯾﻨﺠﺎ ول کنید و ﺷﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺩﺗﻮﻧﻮ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﯾﺪ … ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻧﺎ ﺑﮕﻦ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺗﻮﺭﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺑﻌﺪﺵ ﻣﻦ ﺑﮕﻢ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺩﺗﻮﻧﻮ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﯾﺪ … ﻣﻨﻮ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﯿﺪ … ﺑﻌﺪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺑﺮﻥ ﻭ ﻣﻨﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺬﺍﺭﻥ …
ﺑﻌﺪ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺗﻮ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﮔﻤ بشن ﻭ ﯾﻪ ﺷﯿﺮ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﻭﺣﺸﯽ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺣﻤﻠﻪ کنه ﻭ ﺍﻭﻧﺎ ﻓﺮﺍﺭ کنن و ﻣﻮﻗﻊ ﻓﺮﺍﺭ ﺗﻮ ﺑﻦ ﺑﺴﺖ ﮔﯿﺮ کنن ﺑﻌﺪ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺷﯿﺮﻩ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﻨﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﯾﻪ ﺷﻠﯿﮏ ﺑﯿﺎﺩ ﻭ ﺷﯿﺮﻩ ﺑﯿﻔﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﺸﺖ ﺍﻭﻥ ﺻﺤﻨﻪ ﻣﻦ ﺑﺎ ﯾﻪ ﺗﻔﻨﮓ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺯﺵ ﺩﻭﺩ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﯾﻪ ﭘﺎﯼ ﻣﺠﺮﻭﺡ ﻭﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻡ …
خورشید ﺑﻪ ﺭﻧﮓ ﻧﺎﺭﻧﺠﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﻏﺮﻭﺏ ﻣﯿﮑﻨﻪ !
اصغر فرهادی برو از خدا بترس …
.
.
یکی از فانتزیام اینه که وقتی اعصابم خورده بزنم مخاطب خاصمو لهش کنم بعد پلیس بیاد منو بگیره بندازه زندان ، منم از زندان فرار کنم در حین فرار از پشت تیر بخورم و از هوش برم و وقتی به هوش میام ببینم روی ویلچر نشستم و از دماغ به پایین فلج شدم که درس عبرتی بشه برای سایرین !
.
.
یکی از فانتزیام اینه که با یه بوکسور دعوام بشه بعد برای انتقام برم تو یکی از مسابقاتی که شرکت کرده ثبت نام کنم بعد برم مسابقه بدم همرو شکست بدم اونم همرو شکست بده … همش با هم چشم تو چشم باشیم و برسیم فینال ، اونم تا حد مرگ منو بزنه ؛ همش هم به نقاطی که آسیب دیدم بزنه … بعد من با صورت خونی و کبود وقتی که فقط صدای سوت و تپش قلبمو میشنوم یاد حرفای پدر مرحومم بیفتم … مخاطب خاصمو کنار رینگ ببینم که با گریه میگه : حاجی دیگه ادامه نده که در این حین یهو خر شم و پاشم بزنم دهن بوکسورو آسفالت کنم و داور دستمو بگیره بالا و مسابقه رو ببرم !
.
.
یکی از فانتزیام اینه که یه زن بگیرم اسمش ستاره باشه بعد سرش یه هوو بیارم اسم اونم ستاره باشه بعد برم یه گوشه ی اتاق بی‌خیال بشینم و جنگ ستارگان ببینم !
.
.
یکی از فانتزیام اینه که با یه پورشه تصادف کنم که راننده ش یه دختر چشم و ابرو مشکیه با قد 180 بعد اون سریع پیاده بشه بگه تورو خدا ببخشید هزینه اش هرچی باشه تقدیم میکنم و … منم همون لحظه از ماشین پیاده بشم عینک آفتابی پلیس رو از چشمم بردارم بگم برو به پول نیاز نیست فقط از این به بعد بیشتر دقت کن ! بعد اون از این رفتارم تحت تاثیر قرار بگیره و عاشقم بشه ؛ منم بش اهمیت ندم و تو افق محو شم …
(خاک بر سر بی جنبم بکنم که لیاقت ندارم)
.
.
فانتزی های ذهن من :
وقتی تنها میشی دوستاتو از اینترنت دانلود کنی …
روزا که پشه ها خوابن بری بالا سرشون ویز ویز کنی …
موهاتو بزنی قهر کنه درنیاد …
از خودت فرار کنی گم شی …
برق بره با بزرگترش بیاد …
اشتهات کور شه ببریش مدرسه نابینایان !

.
.
یکی از فانتزیام اینه که بابام بفهمه سیگار میکشم بعد بیاد بزنه تو گوشم بگه کصافط چرا سیگار میکشی ؟ برو آب پرتقال بخور ! منم بگم ترجیح میدم سیگاری رو بکشم که صادقانه روش نوشته : سرطان زا تا آبمیوه ای رو بخورم که روش به دروغ نوشته : 100% طبیعی … بعد بابام اشک تو چشماش جمع بشه و منم یه لبخند نرمی بزنمو تو دود سیگارم گورمو گم کنم که دیگه با پدرم اینجوری صحبت نکنم …
.
.
یکی از فانتزیام اینه که رئیس یه شعبه بزرگ بانک بشم بعد بهم پیشنهاد اختلاس کنن ولی من قبول نکنم بعد شب که دارم تو خیابون با ماشینم برمیگردم خونه (پراید سفید) یهو موبایلم زنگ بخوره و همونایی که بهم پیشنهاد دادن بهم بگن ما دختر همسایه رو گروگان گرفتیم اگه واست مهمه بیا به این آدرس بعد من با مُشت بکوبم رو فرمون و داد بزنم لعنتی ! بعد موبایلو پرت کنم تو خیابون بعد داشبورد ماشینو باز کنم و خشاب تفنگمو پر کنم بعد برسم به اون برجِ نیمه کاره و متروک و داد بزنم کجایین لعنتیا ؟؟؟ بعد یهو ببینم دختر همسایمونو با طناب آویزون کردن به سقف اونم هی داد میزنه بعد ۷ و ۸ نفرم دورم کنن بعد من همشونم تا سرحده مرگ بزنم و برم طنابو باز کنم که یهوو یه چاقو بره تو شیکمم بعد ببینم کاره دختر همسایمون بوده و درحالیکه خون داره فواذه میزنه بهش بگم چرا با من این کارو کردی ؟ اونم یه لبخند کثیف بزنه و بگه اینا همش نقشه بود ، من با اونا همکارم بعد درحالیکه داره میره بهش بگم Game Over … اونم تا برگرده به من نگاه کنه منم کنترل بمبو از تو جیبم در بیارم و ساختمونو منفجر کنم !
.
.
یکی از فانتزی های من اینه که دیگه به چیزای فانتزی فکر نکنم و یه کم جدی باشم ، ناسلامتی سنی ازم گذشته …
.
.
یکی از فانتزیام اینه که یه فرش پونصد شونه بگیرم بعد هرشب سرمو بذارم رو یکی از شونه هاش …
فکر میکردم تحریم ها حداقل تا دوسال دیگه رو من اثر نذاره …
.
.
یکی از فانتزیام اینه که موقع امتحانات پایان ترم به غلط کردن نیفتم …
.
.
یکی از فانتزیام اینه که چندتا دختر سر من دعوا کنن و همدیگرو بزنن بعدش من یهو با گریه داد بزنم و بگم بسسسس کنید دیگه !!! بعد یهو همه آروم شن و به من نگاه کنن بعد همشون بیان منو نوازش کنن تا حالم بهتر شه بعدش من که دیگه متعلق به همشون شدم با صلح و دوستی کنارشون میمونم ، اونا هم همدیگرو دوس دارن ! دوشواری هم نداریم …
.
.
یکی از فانتزیام اینه که با پرواز 444 ساعت 4 برم آمریکا بعد هواپیما که پرواز کرد یهو یکی از جاش بلند شه داد بزنه هیچکی از جاش تکون نخوره ! هواپیما رباییده شده توسط من ! بعد یهو دختر همسایمون از بین جمعیت جیغ بزنه زن و بچه شروع کنن به گریه بعد مهماندار (ترجیحا دختر با قد بین 176 تا 182 مسلط به زبان فرانسه) بیاد دره گوشه من بگه تورو خدا یه کاری بکن اینجا همه زن و بچن ! بعد من از جام بلند شم اون رباینده رو بکشم بعد یهو خلبان تیر بخوره و درحالیکه داره جون میده سویچ هواپیما رو بده به من و بگه کاره خودته بعد تموم کنه بعد من با بدبختی هواپیما رو نجات بدم و بشونمش تو محلمون بعد همه مسافرا بیان دورم بوسم کنن و این حرفا بعد اون مهمانداره بیاد بهم بگه با من ازدواج میکنی ؟ بعد من یه نگاهی به دختر همسایموون بکنم و با یه لبخند نرم بهش بگم همیشه بهترین ها برای من بوده اگه مال من نشدی حتما بهترین نبودی … بعد برم پیش دختر همسایمون و اونم بپره بغلم به اونم همینو بگم اونم سکته کنه بمیره ؛ بعد منم موبایل جی‌ ال‌ ایکسو راحت از جیبم دربیارم بعد بگم من امیر هستم مامور امنیت پرواز ، منطقه پاک سازی شده بعد تشویقی ۲هفته بهم تعطیلات تو افق بخوره برم تو دود هواپیما محو بشم !
.
.
یکی از فانتزیام اینه که وقتی با زنم دعوام شد خودمو کنترل کنم ، نازش کنم و بزارم بخوابه …
وقتی خوابید قشنگ برم سر وسایل آرایشیش با ریملش کفشامو واکس بزنم … کرم دور چشم و شبشو بمالم به تایرای ماشینم … با مداد سیاه دور چشمش خشای روی کفشمو پر کنم … با دستمال مرطوبشم میتونم میز کامپیوترمو قشنگ تمیز کنم ، با موچینش یه حالی به موهای دماغم بدم …
.

SMSkhor.IR
.
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺳﺮ ﺟﻠﺴﻪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺑﺸﯿﻨﻢ ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺳﻮﺍﻻﺕ ﭘﺎﯾﻨﺶ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ :
ﻣﺮﺩﯼ ﻧَﺒُﻮَﺩ ﻓﺘﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﭘﺎﯼ ﺯﺩﻥ ، ﮔﺮ ﺩﺳﺖ ﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﺑﮕﻴﺮﯼ ﻣﺮﺩﯼ
ﺑﻌﺪ ﺑﺮﮔﻪ ﺭﻭ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺑﺪﻡ ﺑﺮﻡ !!! ﻣﺎ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺁﺩﻣﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ …
.
.
یکی از فانتزیام اینه که پلیس تو ایست بازرسی ماشینم رو نگهداره بگه اسم ؟
بگم عباس
بگه نام پدر ؟
بگم عباس علی
بگه فامیلت چیه ؟
بگم عباسی
بگه از کجا میای ؟
بگم عباس آباد
بگه کجا میری ؟
بگم بندر عباس
پلیسه شاکی شه بگه احمق منو سرکار گذاشتی ؟؟؟
بگم نه به حضرت عباس …
.
.
یکی از فانتزیام اینه که وقتی پورشه پانامرا دیدم با عجله سوار شم بگم چرا دیر اومدی ؟ بعدش که راننده رو دیدم بگم : اَ اَ اَ ببخشید فک کردم بابامه ؛ بعد پیاده شم …
.
.
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺩﻭﺗﺎ مخاطب نیمه خاص ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﺑﻌﺪ ﺑﺎ یکیشون ﺩﻋﻮﺍﻡ ﺑﺸﻪ و وقتی ﺍﻭﻥ ﯾﮑﯽ میاد جلو ﮐﻪ ﺟﺪﺍﻣﻮﻥ ﮐﻨﻪ ﯾﻪ ﭼﮏ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺑﺰﻧﻢ ﺑﮕﻢ : ﺗﻮ ﻫﻢ ﺩﺳﺖ ﮐﻤﯽ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻧﺪﺍﺭﯼ ؛ ﺑﻌﺪ ﺟﻔﺘﺸﻮﻥ ﺩﺳﺘﺎﻣﻮ ﺑﮕﯿﺮﻥ ﺑﮕﻦ : آقا تورو خدا باهامون ﺑﺎﺵ ، ﻋﺰﯾﺰ ﺩﻟﻤﻮﻥ ﺑﺎﺵ ؛ ﺑﻌﺪ ﻣﻨﻢ با کلی منت ﻗﺒﻮﻝ ﮐﻨﻢ …
.
.
فانتزی دوران مدرسه من این بود : اون مغازه بزرگ لوازم تحریر سرکوچه مدرسه مال من باشه !
.
.
یکی از فانتزیام اینه یه دختری به نام دریا بیاد میونه ی منو با اولین عشقم که اسمش دنیائه به هم بزنه بعدشم اولین عشقم منو ترک کنه بره ، منم یه گیتار بردارم برم ترمینال شرق سوار اتوبوسای شمال شم بیام شمال از سر ترمینال یه تاکسی بگیرم بیام لب دریا بعشدم گیتارو از کیسش دربیارم بشینم رو شنا ، راستی آتیشم روشن کنم … بعد همزمان هم گیتار بزنم هم این شعرو بخونم : دریـــــــــــــــــــا اولین عشق مرا بردی ، دینــــــــــــــــا دم به دم مرا تو آزردی …

مطلب مرتبط :
داستان فانتزی امتحان پایان ترم
جک فانتزی آپدیت جدید 92
استاتوس و جک فانتزی اسفند 91

3
اشتراک‌گذاری
admin

۶۲ دیدگاه

  1. مهسااا

    خیلی چرندوپرند بووووووووووووووود

  2. یکی از فانتزیام اینه که وقتی دارم میرم یه جا دم در مامانم ازم بپرسه:کجا میری؟ منم بگم: بیرون اونم فقط سرشو به معنای قانع شدن تکون بده
    فانتزی شما عین منه
    فقط بقیه داره / از بس من بهش گفتم میرم بیرون دیگه نمیگه کجا میری وقتی میرم بیرون میگه از کجا میایی !

  3. سحر

    یکی از فانتزیام اینکه که پیامهای فانتزیتون اینقدر زیاد باشه که من هرچی می خونم تمام نشه خیلی جالب بودن مرسی

  4. Nana*

    یکی از فانتزیام اینه که وقتی دارم میرم یه جا دم در مامانم ازم بپرسه:کجا میری؟ منم بگم:بیرون
    اونم فقط سرشو به معنای قانع شدن تکون بده

  5. اونیکه واسه شما فانتزیه واسه ما لواشه…

  6. سلام به همگی.خیلی خوب بودددددددددددددددددددددددددددددددددددد .کلی خندیدم منی که خنده رو یادم رفته بود.

  7. سارا جون

    یکی از فانتزیام اینه که با یه خارجی ازدواج کنم که بخاطرم مسلمون بشه بعد برنامه ماه عسل مارو دعوت کنن بعد آقای احسان علی خانی همش از ما تعریف کنه منم وسط برنامه برم افق محو شم بعدش برنامشونو کات کنن دنبال من بگردن

  8. سارا جون

    من یکی از فانتزیام اینه مردی که بهم نارو زده بعد سالها پسر من به دخترش نارو بزنه ،بعد دختره عذاب بکشه منم بگم ،کار خدارو میبینی……کرمتو شکر خدا

  9. الهه عشق

    سلام آقا مرتضی مثل همیشه عالی بود.بچه ها دستتون درد نکنه مرررررسسسییییی

  10. asal

    وای خیلیییییییییییییی خنده دار بودن!دمتون گرم

  11. مارال

    سلام آقا مرتضی مثه همیشه عالی بودن کلی خندیدم..مرسی

  12. fire girl

    Vaqean ali bud mrc aqaye modir va baqie dostane gol <3

  13. m-v

    مرسی آقا مرتضی خیلی جالب بودن
    یه پیشنهاد داشتم اگه میشه یه سری اس ام اس رفاقتی هم بزارید
    بازم ممنون

  14. سارا جون

    واقعأ جالب و خنده دار بود دمتون گرم از خنده روده بر شدمممممممممم ای وای

  15. فاطیما

    mamnon kheili aliiiiiiiiiiiiiiiiii bod….♥

  16. مهدیه

    لاااااااااایک به فانتزیات! خسته نباشی آقا مرتضی.

  17. MaJiD

    سلام ب دوستای گلم یه خسته نباشید به مدیر محترم.اومدم بگم اخر ماه رمضان عروسیمه و این اخرین پیامیه که تو این سایت میذارم.برای همه شماها ارزوی خوشبحتی میکنم.ایشالا همه عاشقا به عشقشون برسن(آمین)
    موفق باشید.

    • سحرناز68

      به سلامتی مجیدجان،از ته دل تبریک میگم،ایشالا خوشبخت بشی و روزی هممون شه،واسه منم دعا کن که واقعا از دوری خسته شدم

    • mohaddeseh tanha

      داداش مجید خیلی خوشحال شدم.خوشبخت شی داداشی.شیرینی ما یادت نره.

    • کاملیا

      مر۳۰ از دعای قشنگت داداش مجید.
      چرا آخرین پیام؟؟؟ Frown دلمون وا۳ کامنتای قشنگت تنگ میشه خب Big Frown((((
      ایشالا خوشبخت شین

    • gandom

      سلام مجید جان ایشالا خوشبخت بشی یعنی میری قاطی مرغا دور رفقارو خط میکشی ما رم دعوت نمیکنی نه دادا ؟
      شوخی کردم کار درستی میکنی برات ارزوی خوشبختی میکنم خوشحالم که یکی از بچه اس ام اس خوری ها داره سرو سامون میگیره دلمون برات خیلی تنگ میشه
      تبرییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییک
      شوملای لای لای لای شوملای لای عروسی داداشمونه دیگه ذوق زده شدم

    • kinglove

      به به نیومدم نیومدم عروسیت اومدم داداش مجید مبارک باشه

  18. kinglove

    فانتزیم اینه ازطرف همراه اول بیان اون کاغذ رو بدن دستم بگم بخون آخرشم ببینم اسمم رو توش نوشته و ۲۵ میلیون تومان برنده شده
    فقط موندم بعدش کدوم گزینه هیجانی تره؟
    جیغ بنش بکشم؟
    جیغ و هورا؟
    دست و جیغ و هورا؟
    حالا دسسسسسست آه آه آه بیا وسسسسسسط

  19. kinglove

    یکی از فانتزیام اینه که مغازه ی پارچه فروشی بزنم اسمشو بذارم برادران الهام به جز داداش گودزیلای تل.شاید اینجوری بتونم آروم شم.خخخخخخخ

  20. kinglove

    یکی از فانتزیام اینه ک وقتی شوهرم باهام قهره از خونه بزنم بیرون و تصادف کنم و غرق خون بشم بعد قاتلم با گوشیم زنگ بزنه به شوهرم و شوهرم بدو بدو با شلوار استرج مخملیه ریونه کتان تنگ لوله تفنگی با زیر پوش ابی بیاد بالا سرمو با بغض چشاشو سوز بده و بگه انصافت کجاست نکبت بلند شو وتو نباید ترکم کنی پاشو د لامصبه پاشو سگ مصب و هم چنان ک لبش میلرزه یقه لباسمو بگیره و داد بزنه و بگه تو رو خدا یه چیزی بگو منم انگشتمو بزنم توی خونم و بعد بنویسم خدانگهد…………. بعدم جون بدم و با یک لبخند دار فانیرو وداع کنم
    اوووووووف اشکم در اومد

  21. ايرج نظري

    یکی از فانتزیای دوران بچگیم این بود که با یه مسلسل و میلیونها گلوله میرفتم زمانهای خیلی خیلی قدیم،زمانی که مردم با نیزه وشمشیر جنگ میکردن مثلا زمان واقعه ی کربلا.بعدش مسلسل رو کار میذاشتم روی یه تپه که به همه جا مسلط باشه.وقتی افراد یزید نزدیک من میشدن باخونسردی تمام شروع میکردم به تیراندازی به طرفشون و دهنشون رو سرویس میکردم.اونا که میدیدن از پس من برنمیان تسلیم بشن وبگن هر کاری خواستی برات میکنیم فقط مارو نکش منم اونارو تحویل آدمای خوب اون زمان میدادم و میرفتم سراغ شوالیه ها تو اروپا و خلاصه همه جای دنیا سر میزدم وتمام ادم بدا رو سر جاشون میشوندم.واسه خودش کیفی داشت که نگو.البته ناگفته نماند که گاهی هم به این فکر میکردم که نکنه مسلسلم گیر کنه و اونا دهن منو … کنن؟اضطرابی داشت که نگو.

  22. مرضیه

    هزار بار گفتم همه با هم نرین تو افق فانتزیا قاطی میشه کصافطا …
    یکی پراید میخواسته حامله شده !

  23. مرضیه

    یکی ازفانتزیام اینه ک با ی پسر فقیر دوس بشم بعد دو سه ماه ک فهمید عاشقشم بگه بزرگترین تاجر ایرانه و میخواسته عشق منو امتحان کنه! بعد منم ناراحت شم و باهاش کات کنم!!

  24. مرضیه

    یکی از فانتزیام اینه ک یه پتو اختراع بشه سوراخ سوراخ، واسه ماهایی ک گرممونه ولی بی پتو هم خوابمون نمیبره..
    خخخخخخخ

  25. مرضیه

    یکی از فانتزیام اینه که وقتی بهم خوراکی تعارف کردن بگم:
    «مرسی … الان میل ندارم»
    لامصب این جمله خیلی با کلاسه
    ولی نمی دونم چه حکمتیه که من همیشه و همه جا میل دارم !

  26. pariya

    مرســی آقا مرتضی
    خیلی جالب بودن…

  27. مرضیه

    یکی از فانتزیام اینه که برای چند سال برم خارج و روی وسایل خونه م پارچه سفید بکشم و وقتی برگشتم بتکونمشون و خاک بلند بشه و منم سریع از موقعیت استفاده کنم و توی گرد و غبار محو بشم

  28. مرضیه

    یکی از فانتزیام اینه که یه روزی علم به جایی برسه که بشه غیب بشیم بعد من برم خونه آقای فلانی ببینم پسر/دختر آقای فلانی از صبح تا شب چه غلطی میکنه که بابام این همه دوسش داره و از تعریف میکنه !

  29. مرضیه

    یکی از فانتزیام اینه که …
    سعی کنم بیدار بمونم
    و ببینم کی خوابم میبره
    ولی همیشه باز صبش پامیشم یادم نیس!

  30. مرضیه

    افت تحصیلی پیدا کرده اید؟
    مشروط میشوید؟
    هی زرتو زرت شکست عشقی میخورید؟
    ترشیده اید؟
    به افق بپیوندید
    ما محوتان میکنیم
    محوستان شریف
    با مجوز رسمی از وزارت افق!!

  31. مرضیه

    یکی از فانتزیام اینه که ..
    تهیه کننده برنامه کودک بشم بعدش
    بجا این خاله ها،
    عمه بیارم!

  32. مرضیه

    یکى از فانتزیام اینه تو خیابون دوس پسرمو
    با یکی ببینم بعد من برم نزدیکش یه تف درشت ابدار بکنم تو صورتش بگم لیاقتت همینه بعد یه دوست پسرخارجى خوشگلم با یه پورشه بیاد بگه ” lady come on ” بعد منم بگم ” Ok baby i am coming ” بعد تو افق محو بشیم و جى اف اولیم از بغض بمیره یه تف دیگه رو جسدش کنم
    به روح هم اعتقاد ندارم
    ولی این فانتزی بیش نیست همون اول سکته میزنم از دست میرم!!

  33. مرضیه

    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﺯ ﭘﻠﻪ ﺑﺮﻗﯽ ﻣﯿﺮﻡ ﺑﺎﻻ … ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺑﯿﺎﺩ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﻌﺪ ﻧﮕﺎﻫﻤﻮﻥ ﺑﻪ ﻫﻢ ﮔﺮﻩ ﺑﺨﻮﺭﻩ، ﺗﻮ ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻢ ﺑﺸﯿﻢ ، ﺑﻌﺪ ﻣﻦ ﺑﺮﻡ ﺑﺎﻻ ، ﺍﻭﻥ ﺑﺮﻩ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺗﻮ ﺍﻓﻖ ﻣﻬﻮ ﺷﯿﻢ

  34. مرضیه

    یکی از فانتزیام اینه کــه

    شب عروسیم توی مـراسم عروسی یه دفعه پاشم میکروفن رو از خواننده بگیرم شروع کنم به خوندن !

    عروس و نیگاه کن چشای آبی شو ، اون مال من شد به پسر عالی شد …

    بعد عروس از خجالت بره تو افق محو شه ، منم برم هر چی بگردم پیداش نکنم …

    بعد از خدا تشکر کنم که دوباره بهم یه فرصت دیگه داد تا به زندگی برگردم و اسیر اشتباه نشدم …

  35. مرضیه

    یکی از فانتزیام اینه که توی خیابون کنار یه کارتن خواب و گدایی بزنم کنار پارک کنم از ماشین پیاده شم ، طرف که اومد دستشو دراز کرد سوییچ رو بندازم تو دستش بگم : بگیر ماله تو !

    کارتن خوابه هم با تعجب و شوک زدگی بگه : آقا پس خودتون چی ؟؟؟

    منم همینطور که دارم مـیرم رومو برگردونم و بـُگم : دلم میخواد تا افق قدم بزنم و بعد از چند لحظه دوباره برگردم تا یه لبخندی نرمی بزنم و برم که محو بشم ببینم کارتن خوابـه زودتر از مـن تو خیابون محو شده باشــه !!!

    هان چیه؟؟؟
    ماشین خودمه!!!!

  36. مرضیه

    آمریکایی ها توفکر اینن کــه برن مریــخ ،

    ما ایرانی ها نهایت فکرمون اینه کــه تـو فانتزیامون بریـم تو افق محو بشیم …

    به سلامتی ما ایرانی ها …

  37. مرضیه

    یکی از فانتزیام اینه کـــه

    یه ساعت داشته باشم که سر جلسه هر امتحانی وقتی اون رو میزنی زمان وایسه

    بعد بـرم همه جواب هارو از رو کتاب ببینم و همیشه بهترین نمره رو بگیرم،

    وااااااااااااای آب قـند بدیـد …

  38. مرضیه

    یکی از فانتزیام اینه کـــه

    مثلا واسه آخر ترم درس نخونم برم امتحان بدم

    بعد ببینم استاد داده بهم ۱۹ !!!

    بگم استاد چرا استاد ؟؟؟

    بگه من میدونم تو درست خوبه برای امتحان نتونستی بخونی …

  39. مرضیه

    یکی از فانتزیهام اینه کــــه

    اولین نوزادی کــه تو فامیل بدنیا اومـد بهش لیمو ترش بدم از قیافش عکس بگیرم …

    یه همچین آدم با مـحبت و بچـه دوستی هسـتم من !!

  40. مرضیه

    میخوام اینبار که مراقب اومد بالا سرم گفت : سرت بچرخه و تقلب کنی صفر رد میکنم ، یه نگاه به سبک فانتزی بهش بندازمو بگم : منو از صفـر میترسونی ؟ برو از خـدا بترس ! اونم که منقلب شده بگه اوکی هانی از یو ویش !

    فانتزیه دیگه ممکنه وسطاش زبونشـم عوض بشه !

    پرابلمیه ؟

  41. مرضیه

    یکی از فانتزی های من اینه که برعکس همه که کم کم توی افق محو میشن

    من از افق بیام بیرون و کم کم پدیدار بشم ….

    آرهههههه ، یه همچین آدمیم من …!

  42. مرضیه

    یکی دیـگه از فانتـزیام اینه کــه :

    چند سال دیگه تو اوجِ فانتزی گفتن، فانتزی رو ببوسم بذارم کنار ،

    عرصه رو واسه جوونترا باز بذارم برم یه گوشه بشینم و

    فانتزیها رو نقد و بررسی کنم نقاط ضعف و قوتشـون رو بهشـون گوش زد کنـم …

    طرفدارها هـم لقب اسـتاد بـزرگ فانتزی رو بهم بدن ،

    بعد بیان بغلم کنن و بندازنـم بالا

    همین که انداختن بالا برم تو افق محو بشم …

  43. مرضیه

    یکی از فانـتزی هام اینه کـــه

    بروسلی الان زنده بــود مـیرفتم مـیزدم تو گوشش !

    ببینم اخلاق ورزشکاری داره یا نــه !

    کصـافط مطمئنم بعدش تو افق محوم میکرد …

  44. مرضیه

    یکی از فانتزیام اینه کــه ازدواج کنم و وختی میرم خونه عربده بکشم عیاااااال !

    بعد زنم خودش بره کمربندو بیاره بـگه عاغامون بگیـر بـزن سیاه و کبودم کن ،

    تو نزنی کی بزنه ؟؟؟

    بعد منم بگم پاشو ضعیفهههه شووووما تاج سره مایی …

  45. مرضیه

    مرسی داداشم..

    عالی بود.

  46. کاملیا

    دمت گرم آقا مرتضی
    خدایا این فانتزیا رو از ما نگیـــــــــــــــــــــــر……….

  47. parinaz

    ای جــــــــــانم چ فانتزی هایی!!!
    همشون خخخخخ بودند.
    تشکر ویژه آقا مدیر.

  48. وای وای من نبودم ببین چقد آپ شده ها…..!خسته نباشی آقا مرتضی……دوستای گلم شمام خسته نباشید….!

  49. farsad

    یکی از فانتزیام اینه دکتر بشم بعد سر عمل جراحی وقتی به دختره دستیارم هی میگم پنس، چاقو، تیغ و اینا.. یه دفعه وسطش بگم ماااااااااچ! ببینم چیکار میکنه!

  50. farsad

    فانتزیم اینه یه چن وقتی برم تو کُما بعد روحم بره پیشِ مخاطبِ خاصم ببینم در چه حالیه، اگه پریشونه از کُما در بیام ولی اگه عین خیالش نیس بمیرم…
    چیه فانتزی عاشقانه ندیدی؟!!

  51. farsad

    یکی از فانتزیام اینه که توی فینال جام جهانی برزیل، ایران با تک گل من قهرمان جهان بشه و تا مدت ها بشم اسطوره مردم…
    من متعلق به همتونم…

  52. farsad

    یکی از فانتزیام اینه که وقتی با دوربین دارن از کسی مصاحبه میکنن برم پشتش و گانکنام استایل برقصم !!
    اما میترسم منو بگیرن ببرن تیمارستان !!!

  53. farsad

    یکی از فانتزی های من اینه که یه سازمان مخوف علمی به اسم M310KN که دارن روی مغز اینشتین تحقیق ZNG میکنن صبح پاشن ببینن کرما مغزرو خوردنش!
    بعد بگردن دنبال یک نمونه مشابه بعد بگردن و بگردن و کل دنیا و جهان و اصلا همه جا و همممه ی جاها رو بگردن و تهش برسن به من و فریاد بزنن یافتیم! یافتیم!
    بعد یه روز که دارم از مدرسه میام بیرون و مطابق معمول مخاطب خاصم داره جلو در مدرسه با هوندا۱۰۰۰ساخت چین به عشقم تکچرخ میزنه یه دفعه یه هلی کوفتل مدل کروز x550 ساخت روسیه جلو مدرسه بیاد پایین و چنتا نفرنبر جنگی مدل j350 بیاد جلو بزنه رو ترمز آقا همه ی اون نفرهای اون نفرنبر برن تو شیشه جلو از اگزوز عقب بیان بیرون و بعدش چنتا ون مشکی با شیشه های دودی بیان جلو و چن نفر با کت شلوارهای مشکی با عینک دودی پیاده شن رییسشون با یه سیگار برگ گوشه لبش بیاد جلو بگه تو باید باما بیای!
    بعد من بی اعتنا برم ترک موتور هوندا ۱۰۰۰ساخت چین مخاطب خاصم بشینم باهم فرار کنیم!
    بعدش بیفتن دنبالمون و هی فرماندشون داد بزنه دختررو زنده می خوام دختررو زنده میخوام!
    بعدش همینطور که داریم یه چرخ جلو میریم یه هلی کوفتل مدل x550 ساخت شرکت بلک واتر وسط اتوبان بیاد پایین راهه هوندا۱۰۰۰ ساخت چین عجقمو ببنده بعد عجقم ترمز کنه!
    بعد یه موشک کوتاه برد بالستیک والفجر۸ از جورابش دربیاره و طرف هلی کوفتل مدلx550ساخت روسیه شلیک کنه!
    بعدش چنتا موشک زمین به زیر زمین و زیرزمین به زمین و زیر زمین به رو زمین و زیر زمین به زیر زمین ازون یکی جورابش دربیاره و سمت بقیشون که تازه از پشت سر بهمون رسیدن شلیک کنه و نفرنبرها و ون ها و هلی کوفتل ها و اینا همه نابود شن!
    بعدش که همشون تموم شد باعجقم سوار موتور هوندا هزار ساخت چین بشیم بریم دربند صفا!
    ادامه دارد…

  54. farsad

    یکی از فانتزیای من اینه که بوکسور شم برم مسابقات جهانی،تو فینال بیوفتم با یه اسرائیلی،بجا اینکه انصراف بدم، میرم تو رینگ تلافی این تحریمارو روش دربیارم، لتوپارش کنم جوری که راهیه بیمارستان بشه،بعد من قهرمان شم وقتی که دارن سرود تیم قهرمان ایران قهرمان بمان ایرانو پخش میکنن با یه الکترو اسموک تو گوشه ی رینگ محو شم!

  55. farfar

    مرسی داداش مرتضی…. اول صبحی کلی خندیدم.

ارسال پاسخ

برای استفاده از شکلک ها رو آن های کلیک کنید

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNo