جک فانتزی آپدیت جدید ۹۲

جک فانتزی جدید فروردین 92

یکی از فانتزیای من اینه که سیگارمو با فندک زیپو روشن کنم بعد فندک رو پرت کنم پشت سرم پمپ بنزین منفجر بشه منم خونسرد بیام طرف دوربین از کادر خارج بشم …
.
.
یکی از بربریام اینه که یکی از شلوارهای قدیمیمو برای شستن ببرم توی حموم بعد همینجور که دارم جیباشو چک میکنم که چیزی توش نباشه بصورت ناباورانه ای از قسمت فوقانی جیب پشت شلوار یه مغز پسته از قدیم (دوره کیلویی 10000 تومان) بیفته و غلتان غلتان روی زمین و در حال حرکت بگیرم و بردارمش و قبل اینکه کسی بخواد منو بعنوان محتکر لو بده مثل یه حبه بندازمش بالا و همینجور مِلَچ مُلوچ کنان در افق محو بشم !
.
.
یکی از فانتزیام اینه که از بانک زنگ بزنن بگن شما برنده شدید ! منم با لبخندی تلخ بگم حتما خونه برنده شدم یا ویلا یا شایدم صد میلیارد پول نقد یا … هیییییییی ! بدید به فقرا …
بعد بگن نه دیوونه تو پراید برنده شدی !!!!!
بعد دیگه از شدت خوشحالی سکته کنم و به رحمت ایزدی بپیوندم …
.
.
یکی از فانتزیام اینه که ازدواج کنم و وختی میرم خونه عربده بکشم عیاااااال ! بعد زنم خودش بره کمربندو بیاره بگه عاغامون بگیر بزن سیاهو کبودم کن ، تو نزنی کی بزنه ؟؟؟
بعد منم بگم پاشو ضعیفههههه شووووما تاج سره مایییییی …
فرستنده : مجید
.
.
یکی از فانتزیام اینه که اسم دخترمو بزارم مروارید ، مامانش هم که اسمش صدفه ، حتما منم جلبکم !
کلا یه خانواده دریایی درست کنیم …
.
.
یکی از فانتریام اینه که یه لباس قدیمی بپوشم تو جیبش پسته پیدا کنم !
فرستنده : پریا
.
.
یکی از فانتزیام اینه که یه روزی علم به جایی برسه که بشه غیب بشیم بعد من برم خونه آقای فلانی ببینم پسر/دختر آقای فلانی از صبح تا شب چه غلطی میکنه که بابام این همه دوسش داره و از تعریف میکنه !

.
.
یکی از فانتزیام اینه که وختی تو راهرو دارم راه میرم بخورم به یه دختره کل وسایلش بریزه زمین منم از کنارش رد بشم و بگم اووووی مگه کوری ؟
همش که نباید بریم براش جمع کنیم بعد عاشقش بشیم بریم بگیریمش !!! والا …
فرستنده : پریا
.
.
یکی از فانتزیام اینه که توی خیابون کنار یه کارتن خواب و گدایی بزنم کنار پارک کنم از ماشین پیاده شم ، طرف که اومد دستشو دراز کرد سوییچ رو بندازم تو دستش بگم : بیاااا ماله تو ! کارتن خوابه هم با تعجب و شوک زدگی بگه : آقا پس خودتون چی ؟؟؟ منم همینطور که دارم میرم رومو برگردونم و بگم : دلم میخواد تا افق قدم بزنم و بعد از چند لحظه دوباره برگردم تا یه لبخندی نرمی بزنم و برم که محو بشم ببینم کارتن خوابه زودتر از من تو خیابون محو شده باشه !!!
.
.
ما همون پرسپولیسیایی هستیم که دقیقه ۸۰ تلویزیونو روشن می کنیم بعد یه لبخند می زنیم و تو غبار محو میشیم !
.
.
یکی از فانتزیای عیدم این بود که مراسم عید دیدنی مثه مراسم خواستگاری بشه وسط مراسم یکی بلند بگه : خب دیگه بریم سر اصل مطلب ؛ بعد همه عیدیاشون رو بدن ما انقدر معطل نشیم !
فرستنده : مجید
.
.
یکی از فانتزیام اینه که شب عروسیم رو سر همه پسته بریزم و ماشین عروسم هم پراید باشه !
خدایا یعنی میشه ؟؟؟
.
.
یکی از فانتزیام اینه دوس دخترم بمیره بعد منم تیپ مشکی بزنم ، عینک دودی بزنم ، برم سر خاکش بعد همه بگن خدا بیامرز عجب چیزی تور کرده بود حیف شد واقعا …
فرستنده : مجید
.
.
یکی از فانتزی هام اینه که یه دفعه یه فانتزی بنویسم بعد یکی از کارگردان های هالیود (بر حسب اتفاق پارسی هم بدونه) بیاد بگه من از این فانتزی شما خیلی خوشم اومده میخوام اونو یه فیلم کنم و این داستان شمارو 2ملیون دلار خریدارم !
منم با غرور کامل قبول کنم و اونم 2میلیون دلار رو بده به من و فیلمش فروش بالایی کنه بعدش همه ی کارگردان های دیگه هم برای داستان فیلم هاشون بیان سراغ من ولی دیگه حیف دیر شده چون من با اون دو میلیون دلار یه پراید ، 30 کیلو پسته ، یه گوشی از اونایی که راحت از جیب درمیاد و یه بلیط به افق خریدم و رفتم تو ویلای افقم زندگی میکنم و جواب هیچ کسم نمیدم حتی شما دوست عزیز …
.

SMSkhor.IR
.
مهم ترین فانتزی زندگیم اینه که یه روز منو بفرستن کره جنوبی فقط 48ساعت بهم وقت بدن تمام چیزایی که توی این چند سال میخواستم از اینترنت دانلود کنم ولی به خاطر سرعت پایین نتونستم رو دانلود کنم برگردم ، به خدا بر می گردم !!!
.
.
یکی از فانتزیام اینه که یه ساعت داشته باشم که سر جلسه هر امتحانی وقتی اونو میزنی زمان وایسه بعد برم همه جوابارو از رو کتاب ببینم و همیشه بهترین نمره رو بگیرم و وااااااااااااای آب قند بدید …
فرستنده : پریا
.
.
تو این روزا اگه دیدین یه دانشجو نشسته یه نگاه به افق میکنه یه نگاه به گوشیش باز یه نگاه میندازه به افق باز به گوشیش بعد به افق خیره میشه بعد باز به گوشیش نگاه میکنه بعد به افق خیره میشه و محو میشه بدونین داره با گوشیش معدلشو حساب میکنه ببینه مشروط میشه یا نه !!!
.
.
یکی از فانتزیای جدیدم اینه که جلوی در دانشگاه در حالی ک دارم گوشیمو به راحتی از جیبم درمیارم سوار پرایدم بشم و باهاش جلو چشم دخترای دانشگاه یه تکاف مشتی بکشم و تو گرد و خاکش محو شم !
.
.
یکی از فانتزیام اینه این مخترع کلمه ی فانتزیو ببینم و ازش به خاطر این که موجبات شادی و تفریح ما را فراهم کرده تشکر کنم بعد برم تو افق محوم نشم !
فرستنده : پریا
.
.
یکی از فانتزیام اینه که وقتی زیپ شلوارمو میارم بالا زبونمو نیارم بیرون ، هر کاری میکنم نمیتونم !
فرستنده : پریا
.
.
یکی از فانتزیام اینه که یه دوست دختر هم داشته باشم اسمش رویا باشه ببرمش پیش زنم که اسمش دنیاس معرفیش کنم بگم :
رویای من اینه ، دنیای بی کینه
دنیای بی کینه ، رویای من اینه !
اونام با هم رو بوسی کنن و تا آخر عمر به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کنیم …
فرستنده : مجید
.
.
یکی از فانتزیام اینه روز آخر ترم که نشستم سر کلاس استاد موقعی که داره حضور غیاب میکنه اسمِ منو بخونه بعد با صدای پر از درد و خسته بگم : “حاضر” بعد استاد بگه آقا شما ۷ جلسه غیبت داشتی حذفی این درس و ایشاا… ترم بعد !
بعد بلند شم و استادو نگاه کنم همینجوری که کلاس رفته تو سکوت آروم آروم برم سمت استاد بعد که رسیدم جلوی استاد بگم : ببین منو از حذف کردن میترسونی ؟ بعد محکم بکوبم رو میز داد بزنم دِ لعنتی حرف بزن … منو از حذف کردن میترسونی ؟
بعد بچه ها میان جدام کنن منو از استاد دور کنن همینجوری که دارم از کلاس میرم بیرون داد میزنم : برو از خدا بترس … من چیزی واسه از دست دادن ندارم … من زندگیمو باختم لعنتی … بعد همینطوری که همه کپ کردن یه کلّه محکم میکوبم به در بعدش در خرد میشه بعد من خونی و ماgی از کلاس میرم بیرون …
بعد اصغر فرهادی میگه کات … آفرین پسر آفرین بعد میاد جلو و صورتمو میبوسه ، من میگم مخلصیم عمو اصغر ، کاری بود که برمیومد دیگه همه تشویق و سوت اصن یه حالی میده …
خلاصه من یه همچین توهمایی میزنم یعنی !
فرستنده : مجید

مطالب مرتبط :
استاتوس و جک فانتزی اسفند 91
جکهای بامزه فانتزی بهمن 91

0
اشتراک‌گذاری
admin

۳۵۲ دیدگاه

  1. souror67

    یکی از فانتزیام اینه که دوست پسرم از اطاق عمل بیاد بیرون وپیش همه فک وفامیل باباومامانو… دست منوماچ کنه وبگه:عزیزم خوشحالم بعدازاینکه چشماموباز کردم اولین کسی که میبینم تویی!!!!تاچشم یه سریا دربیاد

  2. ghasem

    یکی از فانتزی های من اینه که اسم بچه مو بذارم پرچم.بعد یه روز بفرستمش بالا پشتبون آنتن درست کنه.بعد زنم بگه پرچم کجاست؟بعد من با غرور بگم:پرچم بالاست.

  3. Negar 666

    سلام من نگارم برای شروع دیر نیس؟

  4. Nana*

    یکی از فانتزیام اینه که وقتی به یه نفر میگم میتونم بهت اعتماد کنم,بگه:نه!!!!

  5. مهرداد

    یکی ازفانتزی هام اینه که تو خیابون درحالی که دارم قدم میزنم یه موتور سوار ببینم که کیف خانوم رو زده وخانوم هم داره داد می زنه دزد دزد بگیریدش بعد من با یه حس قهرمانی وارد عمل بشم و موتور سوارو دستگیرکنم وبا غرور بگم خانوم نگران نشید کیفتون اینجاست بعد قبل از این که بخواد ازم تشکر کنه بگم : تشکر لازم نیست وظیفه من بود و بعد تو افق ناپدید بشم!

  6. roya

    یکی ازفانتزیام اینه کهیه نفروبا سانتافم بزنم بعدبیام ازماشین پایین ببینم اگه نمرده بش بگم چراهنوززنده ای مگه پراید داری ؟ اونم بگه نه بدش من با ماشینم ازروش رد میشم میکشمش ویا بگه آره اونوقت زنگ بزنم اورژانس تا بیان ببرنش و منم سوئیچ به سوئیچ کنم وپرایدشوببرم با هرچی پسته توشه و افق روتوپسته ها محو کنم انوفقت هیچ کدوم ازفانتزیای شماها کامل نمیشه چون افق رو محو کردم هههههههههههه

  7. احمــــــــــــد

    یکی از فانتزیای من اینکه همراه تیم ملی برم جام جهانی و توو بازی فینال برابر برزیل توو دقیقه ی نود گل پیروزیو بزنم و اصلا خوشحالی نکنم….. و بعد سوت پایانه بازی توو یه نمایی که دو گنجشک عاشق رو شاخه نشستن برم توو افق محو شم

  8. taasom karimi

    سلام به همه
    خوشبحالتون چه دوستای حوبی واسه هم هستید
    میشه با منم دوست بشید آخه گناه دارما

  9. ابراهیم

    یکی از فانتزیام اینه که تو جشن تولد خواهرم یهو درو باز کنم و وارد بشم همه دوستاش که اونجا هستن دستاشونو با کارد میوه خوری ببرن . بعد مثل یابو برم تو افق محو بشم و دیگه هم بیرون نیام

  10. amin

    یکی از فانتزیام اینه که با بچه ها یه جارو بمب گزاری کنیم بعد موقع فرار از روی یه پل رد بشم اما من روی پل تیر بخورم
    به چهره خونین و مالین بگم بچه ها خدا حافظ
    اونام بگن بای داداش واسمون نامه بده
    (لعنت بهشون )

  11. mehrdad

    میگم احتمال داره یکم ازهم نعریف کنید اونم فانتزی ! ! اصن شدنیه عایا !

  12. kinglove

    یکی از فانتزیام اینه که تو یه روز سرد دارم قدم میزنم یهوmorteza0631رو میبینم داره از سرما یخ میزنه و درحالی که همچنان دمپایی ابری خیس دسشه کاملیا میزنه تو صورتش (البته با چادر وگرنه ما از اوناش نیسیم خخ)زنده بمون یه نگاهی به من میکنه و میگه یه اس بده به برو بچ اس ام اس خور بیان کمک
    انگاهmorteza0631 میکرخه ومیگه ترخدا نده این اس بده به جا اسم اس خور اس میده به سایت آدم خور(تمسخر میکنه )منم گوشیمو میندازم زمین میگم با دمپایی ابری خیست روزای خوبی داشته باشی قندیل ودرحالیکه دارم میرم افق یه لیز بخورم بیفتم زمین

    • کاملیا

      یکی از فانتزیام اینه ک بیام ببینم kinglove کامنت گذاشته ک تولدشه منم براش کادویی ی دمپایی ابری خیس بفرستم بعدشم سریع با morteza0631 تو عمود محوشیم.

      • kinglove

        داشتیممممممممم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟من برم قرض کنم بذات پسته بخرم اما شما………باشه هق هق خودم اگه کادوت این باشه سمت morteza0631 میرسه به من وهروز باید ازتونل وحشت kinglove لذت ببرید خخخخخخخخ بعدم کو تا ۲۵ تیر ( گفتم که کادتو آماده کنی پرو ام نیسم من اوم)

        • کاملیا

          نمیدونی این دمپایی ابری اونم از نوع خیسش چ قدرتی ب آدم میده.اصن ی وضی
          الان ی لنگش دسته منه اون یکی لنگشم کادو میدم ب تو خخخخخخ
          بابت پسته ها دمت گرم رفیق…من برات از جون مایه میذارم.۲۵ تیر سوئچ ی پراید صفر تو دسته…شک نکن!!!!!
          بععععععععععععله ی همچین دوستیم منSmile

  13. الای

    یکی از فانتزیام اینه که فانتزی نداشته باشم !!!

  14. مرضیه

    میخوام اینبار که مراقب اومد بالا سرم گفت :
    سرت بچرخه و تقلب کنی صفر رد میکنم ،
    یه نگاه به سبک فانتزی بهش بندازمو بگم :
    منو از صفر میترسونی ؟ برو از خدا بترس !
    اونم که منقلب شده بگه اوکی هانی از یو ویش !!!
    فانتزیه دیگه ممکنه وسطاش زبونشم عوض بشه ! پرابلم ؟

  15. مرضیه

    یکی از فانتزیام اینه که:
    اسم بابا رو بنویسم واسه کنکور بعدش هی بهش بگم درس بخون!! خیلی حال میده ها!!!

  16. مرضیه

    یکی از فانتزیام اینه که یکی بخواد به یکی دیگه شلیک کنه
    بعد من داد بزنم نننننههههههههه و خودمو بندازم جلوی گلوله ،
    بعد خون بپاشه از قلبم بیرون و مردم دورم جمع بشن با گریه بهم افتخار کنن ؛
    از اون طرف کارگردان داد بزنه کات اقا کات بازم خراب کردین اهههههه …..

  17. مرضیه

    یکی از فانتزیام اینه که تو المپیک با ناداوری حذف شم
    اون موقع هر چی فن و تکنیک که یاد گرفتم و نگرفتم رو داور مسابقه اجرا کنم
    بعدش بشینم وسط زمین مسابقه اجازه مسابقه های بعدی رو ندم !!
    .

  18. مرضیه

    یکی از فانتزیامم اینه که برعکس بقیه ماشینا
    که تا چراغ سبز میشه شروع میکنن به بوق زدن…
    من تا چراغ قرمز میشه بوق بزنم اونم یه تنه….
    حالا اینجا سوال پیش میاد که چرا پشت چراغ قرمز؟!
    سوال بسیار بسیار به جا و خوبیه ولی متآسفانه ربطی نداره به کسی
    چون ماشینِ خودمِ دوس دارم از بوقش پشت چراغ قرمز استفاده کنم…
    .

  19. مرضیه

    یکی از فانتزیام اینه که مامانم داره سیب زمینی سرخ میکنه،
    بعد من یواشکی میام تو آشپزخونه یهو در حالی که کفگیر دستشه
    بر میگرده سمت من، منم کرک و پرم میریزه
    بعد یهو لبخند بهم میزنه و میگه:
    “بیا سیب زمینی سرخ کرده واسه تو درستکردم دخترم،
    بیا نیازی نیست بترسی همه ش واسه تو”
    اصن دیگه اشک شوق تو چشمام جمع شده Neutral
    .

  20. مرضیه

    یکی از فانتزیام اینه که توی کوهستان ویلا داشته باشم،
    یه حموم داشته باشه که سقفش از شیشه باشه،
    تازه برف پاک کن هم داشته باشه !
    منم وقتی برف میاد برم زیر دوش دراز بکشم !
    بعد چندتا قورباغه ، از این سبزا ، از اون بالا منو نیگا کنن !

  21. مرضیه

    عالی بودن..
    king love & morteza 0631 شما هم فانتزی هاتون خ قشنگ بودن.مرسیییییی

  22. مرضیه

    یکی دیگه از فانتزیام اینه که متاهل بشم
    حسرت دوره ی مجردیمو بخورم و بسوزمو بسازم …
    .

  23. morteza0631

    یکی از فانتزیام که واقعا برام خیلی فانتزی شده اینه که king love وقتی کامنت میذاره غلط املایی نداشته باشه…
    به خدا اگه دیکته بود نمره ش زیر صفر میشد…

    • kinglove

      یکی از فانتزیام اینه فانتزی های morteza0631رو عملی کنم اما وجدان خبیس (خبیص خبیث}نمیذراه و راسی چند روزه داری برا من فانتزی میسازیا برو از خدابترس نذار برات فانتزی بسازما خخخ

  24. kinglove

    یکی دگ از فانتزیام اینه یه روز که دارم با دوسام کاملیا و محدثه تنها و رها و مهسا وباران وحدیث سوار پرایدمیم(داری چه حوری جا شدیم خخ کامیلا جان جلو بشین)داریم پسته میخوریم یهو یه لامبورگینی میبینیم که ممد ۰۲۶ و مرتضی ۰۶۳۱ اقا مجید دارن مارو درحالی که پسته دهن بسته رو میندازیم دور میبینن و تاسف میخورن یهو مرتضی ۹۶۳۱ عصبی میشه ومیگه دل مارو میشکونی برو از خدابترس یهو میخورن به یه کوه پسنه ما یه گاز میدیم و نرسیده به افق ماشین خاموش میشه و.ضایع میشیم ..(کلید اسرار )

  25. kinglove

    یکی از فانتزیام اینه که یه روز دارم از تو خیابون رد میشم یهو بوم یه پراید بهم میزنه ومغزم میریزه کف آسفالت وخون همه جا رو برداشته و مرتضی ۰۶۳۱ داره تو خونم قایق سواری میکنه و پسه میخوره راننده میاد پایین چشامو به زور بازمیکنم میگم ممد ۰۲۶ تویی؟؟؟؟؟(دوتاسلفه)بگه:خواهش میکنم زنده بمون
    میگم نه راه رفتنی باید رفت ولی (یه سرفه دگ)عاقبت بخیر شدم و با پراید مردم درهمین حال که دارم خون بالا میار پم میگم یادت نره بیای به جای منم کامنت بذاری از اونور کاملیا درحالی که داره رو خونام لیزمیخوره بگه نعععععععععععععععععععععععععععع وایسا با هم بریم منم بگم ا مردی بیا من وایستادم خخخ میمیرم وو درهمین حال که آق مرتضی داره تاسف میخوره که چرا کامنتامو تایید نکرده میمیرم جنازم مث بخار محو میشه (اگه بی مزه بود ببشید اولین بارمه دارم خودم فانتزی میگم اونم فانتزی با بچه های اس ام اس خوری

    • کاملیا

      یکی از فانتزیام اینه وقتی آقا مرتضی میخواد تو افق محو شه نتونه، من بگم برو از خدا بترس ! این مال اون روزایی ک کامنتای بچه هارو تایید نمیکردی

    • کاملیا

      یکی دیگه از فانتزیام اینه ک وقتی آقا مرتضی میخواد تو عمود محو شه نتونه، منم اون بغل وایساده باشمو درحالی ک ی مشت پسته تو مشتمه دارم میخورم بگم برو از خدا بترس !!! این مال اینه ک بچه هاهنوز تو لیست انتظارن خخخخخخخSmile

  26. kinglove

    یکی از فانتزیام اینه که یه روز که پیرشدم به جای قصه مال نوه هام خاطرات تمو بگم
    میخوانیم خاطرات را:
    ننه من جوون بودم از این دخترای فیسبوک برو نبودم مث شماها یه سایتی بودننه به نام نمیدونم چی چی خوراونجا فقط اس وفس (اس ام اس )میذاشتن
    من اسمم kinglove د پسره بیشعور نخند من خودم اونموقع ها یه پادشاهی بودم ما ل خودم نگاه به الانم نکن
    خوب داشتم میگفتم یه دختره بود به نام کامی کامل چه میدونم ننه تو به ایناش کاری نداشته باش انقدر این ماه بود انقدر از همه تشکر میکرد مث تو نبود که …
    یه مرتضی ۰۶۳۱ نامی بود همین پیرمرده که الان نوه اش تو فیسبوک باهاش دوسی هم اسم آقاشه کلک مرتضی ۱۵۰۰(سال ۱۵۰۰ هس مثلا) توفانتزی استاد بعدهمشم بادمپای ابری خیس دنبال بچه ها بود یه بارم میخواس به من بزنه ننه فرار کرم الان اینجام مخخخ
    یه ممد ۲۰۶بود یا ۴۰۵نمیدونم پراید داشت مال خودش کسی بود ننه یه کامنتایی میذاش . کلا باهم دوس بودیم ننه مث الان نبود اینترنت قژقژی بود اینجوری پیر شدیم سر یه دانلود. همم التماس مدیر میکردیم تایید کنه آخ دهنم خشک شد ننه بچه سرتق برو برام آب بیار وگرنه لایک نمیکنم تو فیسبوکتا برو

  27. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که کسایی رو که ماشین رو تو دنده خاموش میکنن یا شیر آب حموم رو تو حالت دوش می بندن رو اونقدر با دمپایی ابری خیس بزنم که صدا سگ بدن و تو زاویه ۳۰ درجه مایل محوشون کنم کصافطارو…

  28. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که بفهمم تو این آهنگ دیشب اومدم خونتون نبودی، بالاخره حق با کی بود؟ زنه که قسم میخورد میگفت رفته بودم سقاخونه دعا کنم. مرده هم که شنیده بود زنه رو با رقیبش تو جاجرود دیدن. شما چیزی متوجه شدید؟

  29. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که این مسولین شرکت های نوشابه سازی روببینم وازشون بپرسم… یعنی‌ اگه رو نوشابه نمی نوشتن “خنک بنوشید”،
    من میجوشوندم بعد میخوردم!!!

  30. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که بفهمم
    این دو جمله ی:
    کوچه تنگه بله..
    عروس قشنگه بله..
    چه ربطی به هم دارن دقیقا؟!؟

  31. پاییز

    یکی از فانتزیام اینه که همه بچه های سایت ی قرار بزاریم همدیگرو ببینیم چه حالی میده یعنی میشه،این غیرقابل دسترس ترین فانتزی دنیاس دیدین زدم رو دست همتون

  32. morteza0631

    یکی از فانتزیام این بود که یکیو بخوام بهم ندن عاشقش بشم که همون طوری شد. الان یکی از فانتزیام اینکه اونو بهم بدن بعد باهم تو افق محو شیم؟!!!؟

  33. morteza0631

    ﯾﮑﯽ از ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎم اﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﻧﻢ ﻣﺰﻩ ﻗﻬﻮﻩ ﺗﺮک رو از ﻓﺮاﻧﺴﻪ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﺑﺪم
    ﻻﻣﺼﺐ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎ ﮐﻼﺳﻪ
    وﻟﯽ ﻓﻌﻼ” ﻓﻘﻂ ﻓﺮق ﺷﯿﺮ ﮐﺎﮐﺎﺋﻮ ﺑﺎ ﻗﻬﻮﻩ رو ﻣﯿﺪوﻧﻢ”

  34. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که کتابمو ببرم تو دستشویی اونجا درس بخونم
    آخه اونجا ذهن آدم باز میشه قشنگ آدم همه ی درس هارو یاد میگیره والا…

  35. morteza0631

    یکی أفانتزیام اینه مدیر اس ام اس خور بشم
    بعدش صاحب پراید وباغ پسته بشم
    تازه مفتی هم کامنتارو تأیید نکنم…
    اینجاس ک همه بایدبریم توافق محوبشیم…!

  36. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که تو دنیای مجازی هم حقیقی باشم…

  37. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که گوشیمو یه هفته خاموش کنم بعد که روشنش کردم ببینم هیچ تماس از دست رفته و اس ام اسی ندارم… بعدم همون موقع از خوشحالی برم تو افق پسته بدم به مردم….

  38. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که وقتی میخوام بخوابم کسی بهم زنگ نزنه..
    لامصبا تا میخوام سرمو بزارم رو بالش همه یادشون میفته که باهام کار دارن…

  39. morteza0631

    یکی از فانتزیای جدیدم اینه که king love بیاد و اسم اصلیشو بگه…
    بعدش هرجا که دوست داره بره محو شه….

  40. king love

    یکی از فانتزیام اینه که ببینم morteza0631این همه فانتزیرو تا حالاکجا مغزش نگه داشته ؟؟؟ مغزش هنگ نکرد دمت گرم مریریت فانتزی هارو ازهمین حالا من بهتون میدم بزن به افتخار مدیر فانتزی ها

  41. king love

    یکی از فانتزیام اینه که مخاطب خاصم ازدواج کنه برم عروسیش بگم به افتخار دوست دختر داماد بزن کف قشنگرو..وسریع برم تو افق ..

  42. king love

    یکی از فانتزیام اینه ببینم آقا مرتضی چه حسی داره وقتی کامنتا رئ تاید نمیکنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    • Morteza

      هیچ احساسی ندارم ! در مورد تایید نشدن فانتزی های شما باید بگم که اگه از اول نظرات رو بخونید جواب سوالتون رو میگیرید …

    • کاملیا

      ن king love میدونی علتش چیه؟ منم اولا همین فکرو میکردم ولی اینطوری نیست.خود من بارها شده اومدم کامنت بذارم دیدم همش ۱۰ نظر بیشتر نیست منم ی سری مطلب گذاشتمو رفتم ولی وقتی ۲باره اومدمو نظرات تایید شده بودن دیدم ی سری کامنتای من تایید نشده ک علتشم این بوده ک بچه هایی ک قبل از من کامنت گذاشته بودن همون متنی رو گذاشته بودن ک منم گذاشته بودم ولی چون اون موقع منتظر تایید مدیریت بوده من ندیدمو همونو گذاشتم پس در نتیجه کامنت من تکراری محسوب میشده و تایید نشده.بقیه کامنتام ک یا ب موضوع ربط نداشته یا مناسب محیط سایت نبوده.

  43. مهدیس حکیمی

    اق مرتضی تیکه دار وغمگین بذار….خواهش میکنم

  44. king love

    یکی از فانتزیام اینه که آقا مرتضی رو حرفم یه ذره فک کنه بعد بگه نمیشه آقامرتضی این سایت اس ام اس درست من یه نظر دارم بیاین یه قسمتس بذاریم بنام پاتوق اس ام اس خوری که بچه ها بیان اونجا حرف هاشونو بزنن(غیر مرتبط با آپ) مث قسمت اس ام اس ها که کامنت میذارن و تایید میکنیید این پیشنهادو دادم که چت روم نمیکنید حداقل این خوبه فعلا

  45. king love

    یکی از فانتزیای معکوسم اینکه شوهرم کامیون دار باشه،منم یه زن دیپلمه ی کدبانوی به تمام عیار،از درو دیوار خونه هم بچه بریزه. شوهرم(شعبون خان)شب که میاد خونه یه عربده بزنه که: ضعیفه شووووووم. بچه ها بگرخن بریزن خونه مامانم اینا منم با ترس و لرز شام بیارم و بگم بفرمایید آقا.اونم بگه هی سوگل امروز مامانت سر زده؟ بگم آره اومده،بگه:چه خبره هرروز اینجاس؟زن گرفتم خون که نکردم،یا بگم نه نیومده، بگه: همینه دیگه ولت کرده به امون خدا، منظر بودن شوهرت بدن.
    بعد دوباره بپرسه:امروز خونه رو جارو پارو کردی؟بگم بله آقا.بگه : چه خبره هر روز جارو میکنی کرک فرشا رفت از خونه بابات که نیاوردی،یا بگم نه جارو نزدم،بگه:پس چه غلطی کردی از صبح تا حالا؟؟هاااااااااااااااااااااااااااااااااا؟
    عصبانی شه و کمربند خیسشو دربیاره و منم از ترس چشمامو ببندم،تا بخواد منو بزنه عشق اولم یه گلوله از پشت بزنه تو قلبشو بگه:سوگلی چشماتو وا کن بذار آروم بگیرم،منم با یه لبخند ژکوند بگم میگن هیچ عشقی تو دنیا مثل عشق اولی نیست..بعد باهم بریم تو افق محو شیم…
    بابام پرسیده سوگلی پس بچه هات چی میشن؟؟بعععله سوال خوبیه،به مامان گفتم هر هفته چند تاشو برام پست کنه،بابا شما هم نظارت کن بچه تکراری نفرسته که من تو عید بتونم همه شونو ببینم

  46. king love

    یکی از فانتزیام اینه که اگه این ترم مشروط شدم و بابام گفت چرا ؟ دستشو میگیرم می برم دانشگاه ردیف آخر میشینیم. بعد کلیپسای شصت سانتی این دخترارو نشونش میدم میگم چیزی رو تخته می بینی ؟ تو بودی مشروط نمیشدی ؟ از خدا بترس !
    بعد یه سیگار روشن میکنم با بغض و مظلومانه میرم سمت غروب آفتاب و تو افق ناپدید میشم !

  47. king love

    یکی از فانتزیام اینه که یه BMW بخرم بعد آرمشو بِکَنم آرم پرایدو بچسبونم …

  48. king love

    یکی از فانتزیام اینه که توی یه پارک شلوغ شروع کنم به دویدن و همزمان با موبایلم بگم : لعنتیا تا من نگفتم هیچکس شلیک نکنه ،
    کلی آدم بیگناه اینجا هست !
    .
    .
    .
    توهم در حد سراب های بیابان های ۱۵۰ درجه آمازون …

  49. مهســــــــــــــــــــــا

    جدیدآبزرگترین فانتزیم این شده ک آقا مرتضی زود به زود آپ دیت کنه
    سعنس میشه؟؟؟؟؟؟؟؟ هعیییییی دل غافل

  50. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که حکمت اون سوراخ لوله ی خودکار بیک رو بفهمم چی بود؟

  51. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که سر جلسه امتحان وقتی دارم تقلبی میکنم یکی از مراقبا یا استادا بتونن مچمو بگیرن که تا حالا به واقعیت نپیوسته…

  52. morteza0631

    مطمئنا هر فانتزی ،یه افق داره که توش خودشو محو کنه…
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    جواد خیابانی

  53. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که یه بار هم که شده ،فقط یه بار وقتی میخوام برم بیرون اول لباسام رو بپوشم،بعد موهام درست کنم…
    لامصب همیشه بعد از کلی حالت دادن به موها،یادم میفته که هنوز لباسامو عوض نکردم..

  54. morteza0631

    یکی از بعید ترین فانتزیام اینه که تابستونا این پشه های عزیز کاری به کار ما نداشته باشن کصافطا…

  55. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که موقعی که میخوام بخوابم این بالش زیر سرم هیچوقت گرم نشه…

  56. king love

    من یکی ازفانتزیام اینه که انقدر پول داشته باشم که سره هر چهارراه وقتی یه دختر کوچولو میگه: اقا، اقا گل میخری؟ دستمو تو جیبم کنمو یه تراول بهش بدم و بگم بقیش ماله خودت، بعدش وقتی چراغ سبز شد برم تو افق محو بشم.

  57. مجيد

    نشستم پشت پی سی.داشتم کامنتای دوستان رو میخوندم یهو دیدم صدای خنده میاد !برگشتم دیدم خانومم وایساده پشتم داره فانتزی میخونه ! Neutral هیچی دیگه گیر داده باید منم نظر بذارم با بچه های سایت آشنا شم. Grin

  58. مرضیه

    یکی از فانتزیام اینه که وقتی اوج گرفتمو میخام تو افق محو شم یهو جلومو بگیرن و نزارن ..هیچی دیگه منم م۳ بچه آدم برمیگردم و تو زمین آب میشم!!!

  59. مرضیه

    یکی از فانتزیام اینه که .هههههه
    اینه که خخخخخخخخخخ
    بابا فانتزیم اینه که الان میگم:خخخخخخخخخ
    بچه ها ببخشید، فانتزیم خیلی زشته کثافت!!

  60. soheil asgari

    یکی از فانتزی هام اینه که حداقل برا یه بارم شده مجید خراط ها ۶٫۸ بخونه.
    میدونم از اون نوع فانتزی هاست که آخرش باید ناامیدانه تو افق نه ببخشید تو عمود محوشم.

  61. مرضیه

    یکی از فانتزیام اینه که ی کاری کنم تا خونوادم هم ی بار تو افق محو شن آخه خ دوس دارم اوناهم این حس خاصو تجربه کنن…….

  62. مرضیه

    یکی‌ از فانتزیام اینه که یکی‌ واسم یه جعبه بزرگ کادو بیاره و توش یه جعبه کوچکتر باشه و همین روند ادامه پیدا کنه و آخرش برسه به ی دونه پسته خندون…یعنی میشه!!!

  63. مرضیه

    یکیاز فانتزیام اینه که ی روز که بابام در اتاقو باز کرد منو در حاله درس خوندن ببینه و با تعجب بگه:آفرین دختر عزیزم بلاخره درس خون شدی ..منم از خجالت همونجا بیخیاله درس شم و بی سروصدا و خیلی آروم تو افق محو شم…

  64. مرضیه

    یکی از فانتزیام اینه که وقتی مامانم حسابی قربونه قدو بالام میره پشت بندش دیگه کاری ازم نخواد انجام بدم..و فقط وفقط واسه اینکه دختر گلیم ازم تعریف کنه!!!!!!!!!!!!!!!!! هییییییییی

  65. mamad026

    آبجی کاملیا تولدت مبارک…ایشالا ۱۲۰ سال زندگی کنی نه فقط۱۲۰ سال زنده باشی
    .
    .
    بچه ها از شمام بابت کامنتا ممنونم

  66. مرضیه

    یکی از فانتزیام اینه که برم استادیوم آزادی بعد بگن آقایون لطفا بیرون این بازیو خانوما اومدن ببینن !,…واااای..خیلی خوب میشه

  67. کاملیا

    خدایی من دیروز ی سوتی دادم بــــــــــــــد…
    عاغا هرچی راست و چپ و بالا و پایینو جلو و عقب و مایل و اریب رو نگاه کردم هیچ زاویه و خطی رو پیدا نکردم ک برم توش محو شم…
    هیچی دیگه آبروم رفت.اصن ی وضی
    میگم شاید فانتزی نداشتم نتونستم تو افق محو شم؟؟؟؟
    مسئولین رسیدگی کنن لطفا (لتفا،لفتا،لفطا،طلفا،طفلا)!

  68. yasna

    دستتون درد نکنه بچه ها عالی بوود

  69. مجید

    دوستان اگه پایه هستین بریم عمود افق خز شد Smile

  70. مجید

    یکی از فانتزی هام اینه جراح قلب بشم بعد از اتاق عمل بیام بیرون سرم و آروم تکون بدم بندازم پائین بگم متآسفم…

    بعد خانوادش بریزن منو بزنن منم همینجور ثابت وایسام
    بعد بیان بعداز یه ساعت منت کشی که آقای دکتر
    یعنی امیدی نیست ؟؟؟
    دوباره با همون حالت ناامیدوارانه و اندوهگین سرم و
    بندازم پائین و آروم بگم “من همه ی تلاشم و کردم
    ولی متآسفم”
    باز بریزن منو بزنن باز من همونطوری وایسم
    (((((((((:
    یعنی اینطوری تو توهمم مــــــــــــــــــــــــن
    ((((((:

  71. mahshad

    یکی ازفانتزیام اینه ک ازین صلوات شمارای جدیدبخرم بعداون بنداشوبکنم.اونوقت خودشو باچسب۱-۲-۳بچسبونم ب پیشونیم هروقت یه جمله ی قشنگ گفتم دوستام برام فشارش بدن و لایک بشم.ارررررره خعلیم باحاله….

  72. مجید

    یکی از فانتزیای منگل سه بعدی زندگیم
    اینه که توی مراسم American Music Awards بین جمعیت نشسته باشم بغل Psy (همونی کُره ایه که گانگنام استایلو خونده)
    برگرده بهم بگه: داش … خداییش کارت خیلی درسته… هلاکتم به مولا.
    منم سوئیچ پرایدمو پرت کنم تو صورتش بگم: بیا بدبخت پاچه مال!!… فقط یادت باشه زیر صندلی راننده یه خورده پوست پسته ریخته اونارم تمیز کنی!!
    بعدش رومو بکنم سمت Eminem و بگم: میبینی داداش… یه مشت لاشخور دور مارو گرفتن، هععععییییی.
    از اونورم مدونا در حالی که روی صحنه داره با اصغر فرهادی دست میده و روبوسی میکه اعلام کنه: جایزه بهترین آلبوم سال… جاستین بیبر
    جاستینم سریع بیاد روی صحنه و بگه چه آهنگی براتون بخونم؟ منم از لابلای جمعیت داد بزنم: آهوی دارم خوشگله رو بخون…
    یهو سالن بره هوا و درعین نا باوری جاستین بیبر از تو جیبش یه قمه در بیاره این هوا (دقیقا این هوا)
    Eminem داد بزنه بگه: رفیق… این پسره ی #%#@**@!$##$**)&*%**^%&$&$%&$^)&$@@!!)&*_=+ قـــــــمه داره ( ببخشید اون علامتا فحشه که من سانسورش کردم)
    منم که دستم خالیه با گوشیم آهنگ “قیصر” مسعود کیمیایی رو میذارم و به جاستین میگم: گوش کن جـَـوون… نامرد باید از بازوی آدم بترسه، نه از چاقوش
    اونم که تحت تاثیر قرار گرفته و توی چشماش اشک مثلث زده میاد و بهم میگه: من میخوام تو رکاب شما باشم… منم با بغض بگم: اول باید مـــــرد بشی. و رومو برگردونم
    اونم قمه رو بکنه تو قلبمو فرار کنه. در اون لحظه همه بیان بالا سرم من بگم: یه نخ سیگار بهم بدین!! ۵۰cent میاد و بهم سیگار میده منم یه نیگا بهش میندازم و میگم: یادم نبود…. تو ترکم.
    Eminem هم بگه: مرتیکه ی **^%&$&$%&$^)&$@@!!)&*_=+ ، مارو اسکل کردی؟؟
    منم یه لبخند نرم بزنم و عینک سه بعدی بذارم رو چشمام و یه سلام نظامی بدم و بمیرم. تو اون کش و قوس محمد اصفهانی از لای جمعیت میاد بالا سرمو میخونه: “دنیارو با همه ی خوب و بدش… با همه زندونی های ابدش… پشت سر گذاشتن و رها شدن… رفتن و سری توی سرا شدن”
    تو همون حین هم زوم دوربین آروم آروم کم میشه و همه خانوادگی تو افق محو میشن …

    سوالی نیست؟؟؟…….. ممنونم

  73. مجید

    یکی از فانتزیام اینه که :
    یک روز با یک ماشین مدل بالا ( خیلی هم بالا نبود نبود….خوب منم درک دارم….وضع اقتصادیو که میبینید ) از روی پلی کنار دریای طوفانی رد بشم، یکهو ببینم یک دختری داره توی دریا غرق میشه…مردمم همه جمع شدن فقط دارن نگاه میکنن…بعد بزنم روی فرمان ماشین و بگم: لعنتی ( انصافا خیلی کلاس داره) بعد گوشیمو از ماشین پرت کنم بیرون (چیه…گوشی خودمه، دلم میخواد گوشیمم پرت کنم بیرون ) بعد از روی پل با ماشینم بپرم پایین کنار ساحل…ماشین از کنترل خارج بشه ۷-۸ تا ملق بزنه…بعد من با سر و صورت خونی از ماشین پیاده بشم دوربین شکاریمو در بیارم ببینم دختره حدودا چند سالشه…اصلا ارزشسو داره یا نه ( البته توصیه بنده اینه که قبله پرش از روی پل باید این کارو کرد ولی خوب مخ آدم اون موقع کار نمیکنه که ) اگه دختره ارزششو داشت سپس رو به مردم داد بزنم هیچکی این خانمو نمیشناسه؟؟؟….اگه کسی میشناخت، ازش بپرسم دختره مجرده یا متاهل…والا جلوی ضرر رو هر وقت بگیری منفعته…..اگه دختره مجرد بود داد بزنم یعنی یک مرد بین شما ها پیدا نمیشه….بدوم سمت دریا یهو متوجه شم کوسه ها دارن دختره رو میخورن…والا من از بچگی از کوسه میترسیدم….رو من حساب نکنید…

  74. مجید

    پنجم دبستان که با معدل ۲۰ قبول شدم
    .

    .
    .
    .

    .
    .
    .
    .
    اشتباه کردم …
    باید تو همون موقع که تو اوج بودم از دنیای درس خدافظی میکردم Big Smile)

  75. مجید

    سلام خسته نباشین.خیلی دوستون دارم…ی مشکل برام پیش اومده بود.بخدا وقتی ختم بخیر شد احساس کردم نتیجه دعای خیر داداشا و ابجیام بود.خیلی ممنونم…

  76. مرضیه

    خیلی عالی بودن

    morteza0631 دم شما هم گرم…

  77. mamali

    یکی از فانتزیام اینه که تو “زمان” سفر کنم.شاید فکر کنید میخوام برم گذشته یا شایدم برم جلو اتفاقای تلخ و بگیرم(نه)…! میرم به اینده تا اونجایی که نسل ادما منقرض شده باشه اونوقته که دلم خنک میشه خخخخخخخخخخخخ

  78. morteza0631

    یکی دیگه از فانتزیام اینه که،یه قسمت با عنوان un cut یا صندلی داغ توی سایت بزاریم و هر هفته یکی از بچه های سایتو بیاریم تو برنامه یا بنشونیمش روی صندلی داغ و هرکس هر سوالی داره ازش بپرسه…
    خعلی حال میده….

  79. king love

    SALAM baraieh man chand roozecamputeram kharabeh omadam sariii tavalood abji kamelia roo tabrik begam .120 saleh beshi hamrah ba eshghet biain ba dast haieh larzoon kamnt bezarin. va kadoom be shoma man dookhtar hasm va hamtoon bekhater harfaieh shitanatim fek kardin…………….. hala ki baid to ofogh mahv besheh?????????????)agha morteza ba hezar zoor omadam to ro khoda taied kon)

    • کاملیا

      آخییییییییی الهی چ دعای خوبی برام کردی.مر۳۰ عزیزمممممممممممممم
      من خودم دارم میرم سمت افق…mamad026 حست این دفعه بهت دروغ گفت داداش بدو بیا ک دارم میرم افق محو شم.بدو جا نمونی…
      morteza0631 داداش توهم اون دمپایی ابری خیسَ رو سریع نیست و نابودش کن…بدبخت شدیم
      عاغا مرتضی تورو خدا تایید کن

  80. mahshad

    یکی از فانتزیام اینه ک انقدر فانتزی بسازم ک روی این داش مرتضی۰۶۳۱رو کم کنم واونم بهم بگ اهای ابجی مهشاد ب این حرفانمیخوری منم ب طور خیلی سریع ازسایت بیام بیرون و محوشم.ارررره.

  81. نيما

    سلام به همه اس ام اس خوریا گل
    خیلی دوستون دارم من تازه اومدم تو جمعتون از همتون تشکر میکنم بخصوص عاقا مرتزای گل گلاب

    الهی که دستت بره زیر تریلی طلا در بیاد بیرون!!!!!!!

    همچنین شما کاملیا و morteza0631╞♫☺☻♥♠♣♦•◘○♠

  82. نيما

    یکی از فانتزیامم اینه بفهمم چجوری این بادوما لا به لای تخمه ژاپنی استتار میکنن عوضیا

  83. دوستان متاسفانه ظرفیت افق تکمیل شد همه بزنید برید عمود=))

  84. بچه ها خسته نباشید کامنتاتون بی نظیر بودن.

  85. یکی از فانتزیام اینه ک بدون تقلب نمره بیست بگیرم ببینم چ مزه ایه!!

  86. کاملیا

    یکی از پیچیده ترین فانتزیام اینه ک بفهمم چرا ب الویه میگن سالاد الویه ؟

  87. کاملیا

    تا حالا دقت کردین چـرا ب لوک میگن خوش شانس ؟

    .
    .
    .
    چون همیـشه فانتزیاش ب حقیقت تبدیل میشنو تـو افق محـو میـشه Big Smile)))

  88. کاملیا

    یکی از فانتزیام اینه ک وقتی از روی آتیش میپرم کباب نشم ؛ آخه جیگر طاقت حرارت نداره !
    یکی این بیاد این نوشابه هایی ک واسه خودم باز میکنمو بگیره…!!!!
    اعتماد ب نفس نیست ک …. اعتماد ب سقفه….

  89. sara

    آقامرتضی دستت دردنکنه ولی دیگه خسته شدیم ازجوک خواهشاغمگین آپ کن

  90. مجيد

    آبجی کاملیا تولدت مبارک …ایشالا ۱۲۰ ساله شی Razz

  91. gandom

    یکی از فانتزیام اینه که یه روز خیلی جدی برم تو جمع پسرهای همکلاسیم بعد از یکیشون خیلی معمولی بپرسم اقای فلانی کجا ابرو هاتو برمی داری خیل کارش تمیزه به نظرتون جوابمو میده

  92. mohaddeseh tanha

    من یه غلطی کردمُ قضیه فانتزیُ افقُ واسه بابام تعریف کردم ؛
    .
    .
    .
    حالا هروقت اَزَش پول میخوام، میره تو افق محو میشه !

  93. mohaddeseh tanha

    فکر کنم یکی از فانتزیای مامانم اینه صبح که در اتاقمو باز می کنه ببینه دیشب که داشتم درس می خووندم رو کتابم خوابم برده
    به نظر من که توقع زیادیه

  94. mohaddeseh tanha

    پسرﺍ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻦ ﻣﺘﻦ فانتزی ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺭﻭ ﺑﺨﻮﻧﻦ
    ﺍﻟﮑﯽ ﺯﻭﺭ ﻧﺰﻧﻦ
    .
    .
    ._______________ ­_______________ ­_________
    ________
    ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ پسرﺍ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻦ ﺑﺨﻮﻧﻨﺶ
    ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺧﻂ ﻣﯿﺒﯿﻨﻦ
    دخترﺍ ﺣﺎﻝ ﮐﺮﺩﯾﻦ ﺑﺎ فانتزی ﺑﺎﻻ ﯾﺎ ﻧﻪ؟
    ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎﺣﺎﻝ ﺑﻮﺩ ﺣﯿﻒ ﮐﻪ پسرﺍ
    ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻦ ﺑﺨﻮﻧﻨﺶ

  95. mohaddeseh tanha

    عاقا من یکی از فانتزی هام اینه که برم تو افق قایم شم هر دختری که میخاد بیاد محو شه یهو میپرم جلوش پخخخخخخ میکنم جیغ بکشه بترسه بدوه بره بغل مخاطب خاص یا خانوادش تا قدر اونارو بدونن
    یعنی همچین ادم خانواده دوستیم من

  96. gandom

    یکی از فانتزیام اینه که اینبار که پایان نامه ام رو بردم پیش استادم اگه دوباره البته دوباره که چه عرض کنم هزار باره ایراد الکی گرفت من هم صدامو ببرم بالا و در حالی که همه بچه ها دوروبرش دکتر کتر میکنن بگم این واسه شوما دکتره واسه من امپول زن هم نیست بعد همه بچه ها کپ کنن بگن ایول حرف دل مارو زد بعد تو افق هم محو نشم ومثل یه مرد واقعی از کلاس بزنم بیرون البته دیگه باید قید نمره و پایان ناممو بزنم حیف شد دیگه اخه من که مرد نیستم

  97. mohaddeseh tanha

    توجه توجه
    خبر رسیده یه چندتا دهه هشتادی تو افق رویت شدن
    برادران خواهران گرامی دهه شصت هفتادی همت کنید اینا رو بندازین بیرون
    از دست این اراذل ما تو افقم آسایش نداریم
    راستی یه نکته این دهه چهل پنجاهی ها رو هم راه ندین افق تجربه ثابت کرده اینا هرجا میرن یه گودزیلای دهه هشتاد نودی با خودشون حمل می کنن
    باشد که همه در افق به آسایش برسیم
    .
    ..

    ….
    روابط عمومی حمایت از محوشدگان

  98. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه که تو افق جون یکی رو نجات بدم بعد تو زمین محو بشم
    اخه حس متفاوت بودن رو خیلی دوس دارم

  99. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه که فوتبالیست تیم ملی بشم .فینال جام جهانی در ضربات پنالتی آخرین پنالتی زن من باشم و با تمام وجود ضربمو بزنم اوج آسمون دستامو بذارم رو سرم و بگم آه…..ای حال میده…..تاریخ ساز میشم

  100. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه که دوس دخترمو همینطوری بی دلیل با ضربات پی در پی مشت بزنم جوری که بـه فنا بره بعد این آهنگ مجید خراطها که میگه وای عزیزم رو صورتت جای انگشتای منه رو بذارم بعد تا صُب تو بغل هم های های گریه کنیم …

  101. gandom

    یکی از فانتزیام اینه که ازدواج کنم وقتی اومدم خونه دیدم شوهرم غذا درست نکرده داد بزنم بگم بروووووخونه بابات تا اشپزی یاد نگرفتی هم بر نگرد اون هم مثل یه جنتل من به حرفم گوش کنه و بگه حق با تو عزیزم وبره خونه باباش (یعنی یه همچین خری پیدا میشه اگه بود که خودم میرفتم خواستگاریش)فانتزیه دیگه

  102. gandom

    یکی از فانتزیام اینه که یه کار خوب پیدا کنم مثل بچه ادم برم سر کارقول میدم تو افق هم محو نشم جون مادرتون واسه این فانتزیم دعا کنین اما چه کنیم فانتزی بر جوانان عیب نیست

  103. morteza0631

    یکی از فانتزیامم اینه که توی دانشگاه معدلم ۲۰ شه
    فک نکنم نیازی به افق باشه، همکلاسیام خودشون محوم میکنن…

  104. crazy girl

    یکی از فانتزیام اینه که تو بازی امشب با گالاتاسارای رو گافای ناجور دروازه بان ۲تا گل بخوریم،رونالدو و هیگواین و کریم و سایر عزیزان هم گل نزنن و در یک قدمی حذف قرار بگیریم و دقیقه ۸۷ دیگو لوپز مرگ گرفته خطای پنالتی انجام بده؛بعد داور اخراجش کنه؛بعد موری آربلوآی لش رو با عشقم(کاپیتان کاسیاس)تعویض کنه؛بعد کاپیتان،پنالتی مهار نشدنی دروگبا رو بگیره؛از اون طرف رونالدو و سایر دلبندان یکی دوتا گل تو وقت اضافه بزنن و بازی تموم شه و بعد بازی مورینیو بیوفته به دست و پاش که من غلط کردم ب تو بازی ندادم و از این حرفا؛بعد کاپیتان ی زهر خند بزنه و بیاد به سمت من(در این صحنه،من با پرایدم تو افق منتظر کاپیتانم)بعد سوار ماشین شه و ما تو افق محو شیم و مورینیو و پرز و سارا کاربونرو و کلا همه هم دنبال ما تو افق بدوئن!چه حالی میده؛ووووییییی!عاقا مرتضی؛این اولین فانتزیمه جون من درجش کن؛حتی اگه بارسایی هستی!

  105. hossein

    asan az fantezi khosham nemiyad kheili looseee
    morteza jan bazam mamnun

  106. فرصاد

    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ …

    با دوس دخترم سوار ماشین شیم بعد همینطور که با سرعت داریم میریم سمت شمال

    یهو سپیده زنگ بزنه بگه ببین فرصاد من تو ماشینت یه بمب گذاشتم اگه ترمز کنی یا سرعتتو کم کنی با اون دختره ایکبیری (دوس دخترم) میرین رو هوا بعد من با عصابنیت بگم نــکــبــت منو از بمب میترسونی؟ برو از خدا بترس ! من فقط نگران جونِ دوس دخترمم !

    بعد موبایلو پرت کنم بیرو بعد با مُـشت بکوبم رو فرمون داد بزنم لـعنتییی (لامـصب خـَـعلی جذبه داره این حرکت)

    بعد به دوس دخترم بگم تو بپر پایین بعد اون بـگه نــه من بدون تو هیچ جایی نمیرم
    بعد منم با عصابنیت بگم زِر نزن نِـفـله مگه میخوام برم پیک نیک تو خودتو نجات بده
    بعد بپره پایین منم پامو بزارم رو گاز ولش کنم برم تو دلم بگم آخییییییش از شر این یکی‌ هم راحت شدم

    بعد یه سیگار روشن کنم برم تو مه‌ جاده محو به شم Grin

  107. فرصاد

    با پرواز ۴۴۴ ساعت ۴ برم عامریکا بعد هواپیما که پرواز کرد یهو یکی از جاش بلند شه داد بزنه هیچکی از جاش تکون نخوره !
    هواپیما رباییده شده توسط من !

    بعد یهو دختر همسایمون از بین جمعیت جیغ بزنه زن و بچه شروع کنن به گریه بعد مهماندار بیاد دره گوشه من بگه تورو خدا یه کاری بکن اینجا همه زن و بچن ! بعد من از جام بلند شم اون رباینده رو بکوشم بعد یهو خلبان تیر بخوره در حالی که داره جون میده سویچ هواپیما رو بده به من و بگه فرصاد کاره خودته بعد تموم کنه بعد من با بدبختی هواپیما رو نجات بدم بشونمش تو محلمون بعد همه مسافرا بیان دورم بوسم کنن و این حرفا بعد اون مهمانداره بیاد بهم بگه با من ازدواج میکنی ؟! بعد من یه نگاهی به دختر همسایموون بکنم و با یه لبخند نـــرم بهش بگم همیشه بهترین ها برای من بوده اگه مال من نشدی حتما بهترین نبودی .
    بعد برم پیش دختر همسایمون و اونم بپره بغلم به اونم همینو بگم اونم سکته کنه بمیره .

    بعد منم موبایل جی‌ ال‌ اکس – جی‌ ۲ راحت از جیبم در بیارم ، بعد بگم من فرصاد هستم مأمور امنیت پرواز
    منطقه پاک سازی شده بعد تشویقی ۲ هفته بهم تعطیلات تو افق بخوره ، برم تو دود هواپیما محو بشم

  108. فرصاد

    یکی از فانتزیام اینه که :

    یه روز که دارم تو خیابون راه میرم یهو ببینم یه دزد اسلحه شو گذاشته رو شقیقه یه خانوم سانتی مانتال
    و میخواد کیف شو خالی کنه
    منم سریع بپرم بینشونو و درحالیکه دارم تفنگو ازش میگیرم باهاش درگیر شم
    درحین درگیری یهو صدای شلیک شنیده شه
    چند ثانیه هر دومون چشم تو چشم به هم نگاه کنیم و یهو دزده بخوره زمین درحالیکه از شیکمش داره خون فواره میزنه
    بعد من بگم: نهههههههه ، من نمیخواستم اینطوری شه
    در همین حین پلیس از راه برسه و منو دستگیر کنه
    تو دادگاه درحالیکه من دارم بی گناهی مو ثابت میکنم
    قاضی من رو مقصر بدونه به قصاص محکوم کنه
    بعد در حالیکه من نا امید شدم یه نگاه به خانواده ام میندازم
    میبینم همه شون دارن گریه میکنن
    یه نگاه به خانواده مقتول میکنم
    میبینم خون جلو چشاشونو گرفته سریع اونورو نیگا میکنم
    بعد برمیگردم به سپیده نگاه میکنم میبینم یه سر تکون میده
    (به معنی خاک تو سرت، عآخه به تو چه ربطی داشت نخود هر آش)
    بقیه شو یادم نمیاد عاخه شوکه شده بودم
    خلاصه روز اعدام فرامیرسه و منو میبرن برای اعدام
    بعد وقتی میخوان حکم رو اجرا کنن قاضی بهم میگه آخرین خواسته ات چیه؟
    منم میگم آخرین خواسته ام اینه که اعدامم نکنین
    بعد قاضی با همکاراش یه مشورت میکنه و با آخرین خواسته ام موافقت میکنه
    بعد منم میرم تو افق محو میشم….

  109. فرصاد

    یکی از فانتزیام اینه که‎…

    تو تاکسی نشسته باشم ۴ تا دختر که همگی کتاب زبان دستشونه هم سوار تاکسیه شن

    بعد یهو موبایل من زنگ میخوره گوشیم و راحت از جیبم در میارم بعد شروع کنم تند تند انگلیسی صحبت کردن با طرف
    بعد که گوشیو قطع کردم و همه تو کف حرکته بودن دوباره گوشیه زنگ بخوره اینبار شروع کنم اسپانیایی خف در حد لا لیگا و مسی صحبت کنم

    بعد که همه گرخیدن به راننده به کردی بگم پیاده میشم
    وقتی پیاده شدم همه هم پشت سرم پیاده بشن
    اونی که از همه خوشگل تر بود بیاد جلو بپرسه آقا ببخشید شما زبانو کجا یاد گرفتین میشه شمارتونو داشته باشم
    منم یه لبخند بهش بزنم بعد یه نگاه عاقل اندر سفیه بهش بکنم و بگم:
    شرمنده من بیژن نیستم من فرصاد هستم ولی‌ می‌تونم شمارمو بدم فقط بعد از ایام الله ولنتاین زنگ بزن بعد اونم بگه :
    عزیزم من به جز تو تا حالا با هیشکی نبودم” بعد من ندونم باید احساسِ “خاص ” بودن بکنم، یا “خر” بودن !

  110. فرصاد

    یکی از فانتزیام اینه که‎…

    درگیر یه بازی کثیف بشم (مواد مخدر) بعد دوستم بهم بگه فرصاد بکش بیرون از این جریان لعنتی
    بعد من رو به پنجره به افق خیره بشم و در حالی که دارم سیگار میکشم بهش بگم میخوام از این بازی کثیف بکشم بیرون اما یه کاره نا تموم دارم! این لعنتیا دختر همسایمونو واسه تضمین خیانت نکردن من به گروه گروگان گرفتن !

    بعد دوستم با یه لبخند ملیح دستشو بزاره رو شونم و بگه برو تا عاخرش رفیق

    بعد من برم سر قرار تو یه سوله خارج از شهر داد بزنم کجایید من اینجام !
    بعد یه دفعه چراغ‌ها روشن بشن من نتونم جایی ببینم دستمو بگیرم جلوی صورتم

    بعد ریس باند بگه فرصاد من رو تو یه حساب دیگه ای باز کرده بودم هنوزم وقت هست برگرد به گروه ! علاوه به حقوق بیشتر یه پراید هم بهت پاداش میدیم بعد من با عصبانیت بگم زِر نزن نفله اون دخترو آزاد کنید جاش منو بگیرید !

    بعد طرف دست به جیب بشه تنفگو در بیاره ۳ تا گلوله شلیک کنه به سمت من
    بعد منم همونجوری که دستم جلوی صورتم بود تیرهارو رو هوا نگه دارم بعد بگم اشکالی نداره
    که فقط پرایدو به من نشان بدید بعد پرایدو بگیرمو برم سمت افق محو بشم

  111. فرصاد

    یکی از فانتزیام اینه که‎…

    عـاتشنـشان بـشم بـعد یـهو خـبر بدن کـه یـه ساختمون عـاتیش گرفته بعد بریم توی اون مـحل بـچـه هـا کـه عـاتیش به اون بزرگی رو دیدن کرک و پرشون بریزه و جا بزنن بعد فرمانده عملیات بگه ترسو ها چرا جا زدین ؟!

    بعد هیچکی هیچی نگه بعد فرمانده داد بزنه واقـعا هیچکی نیست این شجاعتو داشته باشه که بره تو ساختمون ؟!

    بـعد مـن یهو بگم فرمانده مـن این کارو میکنم! بعد با یه لبخند ملیح در حالی که دارم کلاهمو از سرم برمیدارم از بین جمعیت بیام بیرون
    بعد فرمانده بگه عافرین !!

    اگه یه مـرد توی این گـروه باشه اون تویی فرصاد Neutral بعد من بش بگم خوب بسه دیگه زیاد زِر نزن وقت نداریم بوگو عـابو باز کنن
    بعد من برم تو ساختمون تمام ساکنا رو نجات بدم بعد آخرین نفر که میاد بیرون یهو ساختمون منفجر بشه بعد همه با چهره غمگین شروع کنن به گریه کردن بعد فرمانده زیر لب با بغض بگه شَـهـید غـُسل نـدارد !

    بعد همینطور که دارن همه گریه میکنن یهوو یه بچه داد بزنه اون کیه داره از تو دود میاد بیرون !!!!!
    بعد فرمانده با خوشحالی داد بزنه اون فرصاده عه فرصاد عه !!!
    بعد دیگه مردم دورم کنن و بوس و این حرفا بعد همون موقع به طرز مشکوکی تیر بخورم و بمیرم !

  112. فرصاد

    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ که ﺑﺎ مخاطب خاصم دعوا ﮐﻨﻢ ﺑﻌﺪ ﮐﻪ ﺍﺯش ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺷﺪﻡ ﺳﯿﮕﺎﺭمو ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻨﻢ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﻏﺮﻭﺏ ﻧﺎﭘﺪﯾﺪ ﻣﯿﺸﻢ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﺰﻧﻪ ﻟﻬﻢ ﮐﻨﻪ ﺑﻌﺪ مخاطب خاصم ﺑﺒﯿﻨﻪ و “ﭼﯿﺮﯾﮏ ﭼﯿﺮﯾﮏ ﭼﯿﺮﯾﮏ”(صدای کفششه!) ﺑﺪﻭﻭﻩ ﺑﯿﺎﺩ ﭘﯿﺸﻢ ﺑﮕﻪ آه ﺧﺪﺍی ﻣﻦ ! ﺗﻮ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻣﻨﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺰﺍﺭﯼ … ﻣﻨﻢ ﺑﻬﺶ ﺑﮕﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﯾﺮﻩ و بعدش ﺩﻭﺗﺎ ﺳﺮﻓﻪ ﮐﻨﻢ و ﺑﻤﯿﺮﻡ … دختره ﻫﻢ ﺍﺯ ﻧﺒﻮﺩ ﻣﻦ ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ ﮐﻨﻪ !!!

  113. فرصاد

    یکی از فانتزیام اینه که :

    برم یه تحقیقاتی بکنم بفهمم مسی یه رگش ایرانیه(مثلا اقاش اینا).
    بعد اونم کلی حال کنه… بعد یواشکی بگه فارسی هم بلده و اینا…
    بعد بع عنوان نماینده ملت و کیروش راضی کنمش بیاد تیم ملی ایران بازی کنه برامون ( چه حالی میده)…

    بعد بیاد و بازی کنه ولی بازم نریم جام جهانیو از بارسا هم بندازنش بیرون
    بعد با دلال بازی بیارمش پرسپولیس کنار غلامو هادی نوروزی فوتبالشو فراموش کنه…..

    دنیا شاکی بشن که چرا لذت دیدن بازیشو تو جام گرفتیم ازشون
    و خلاصه همه بیفتن دنبال اینکه کی این کارو کرده منم افقی نباشه که حتی توش گم و گور شم…

  114. فرصاد

    یکی از فانتزیام اینه که‎…

    با دوست پسرم برم بیرون بعد بابام مارو بیرون ببینه
    بعد من و دوست پسرم سریع بدوییم تو افق محو شیم
    بعد بابام بیخیال نشه اونم بیاد تو افق دوست پسرمو زیر مشت و لقط(لگد) بزنه بترکونه
    بعد دوست پسرم عمر با عزتشو بده به شما.
    بعد چون شگون نداره مرده رو زمین بمونه همون تو افق با سوز و گداز فراوان خاکش کنم
    و دیگه آخر هر هفته بدون فانتزی برم تو افق سر خاکش :’(

  115. فرصاد

    یکی از فانتزیام اینه :
    توی بیمارستان، یه پرستار فوق العاده زیبا وجذاب
    از اتاق عمل سریع میاد بیرون و
    داد میزنه: آقای دکتر؟ آقای دکتر؟ بیمار داره از دست میره
    من درحالی که لبخندی پرمعنا بر لب دارم سرمو میندازم پایین و از توی کشو دستکشمو در میارم
    پرستار بلندتر و با التماس میگه: آقای دکتر عجله کنید ، قلبش از حرکت ایستاده من باز هم با لبخندی معنا دار دستکشارو دستم میکنم
    ایندفعه همه پرستارا و دکترا از اتاق میریزن بیرون و فریاد میزنن آقای دکتر آقای دکتر بیمار داره میمیره من که دسکشامو دستم کردم با خونسردی به چهره تک تکشون نگاه میکنم و میگم: . . .

    آقای دکتر طبقه بالا تشریف دارن بعد سطل آبو با پام هول میدم جلو و همینجور که دارم زمینو تی میکشم توی مه و غبار و دود محو میشم

  116. فرصاد

    یکی دیگه از فانتزیام اینه که…

    با یه بوکسوردعوام بشه بعد برای انتقام برمو یکی از مسابقاتی که شرکت کرده ثبت نام کنم.

    بعد برم مسابقه بدم همرو شکست بدم. اونم همرو شکست بده همش با هم چشم تو چشم باشیم

    بعد برسیم فینال اونم تا حد مرگ منو بزنه همش هم به نقاطی که آسیب دیدم بزنه عوضی Neutral

    بعد من با صورت خونی و کبود بیوفتم زمین و فقط صدای تپش قلبمو بشنوم و یاد حرفای پدر مرحومم بیوفتم که میگفت: همیشه مرد باش بچه جون…

    بعد نامزدمو با صحنه اهسته کنار رینگ ببینم که با گریه میگه :عزیزم دیگه ادامه نده Big Frown(

    منم یهو قات بزنم و پاشم بزنم دهن مرتیکه رو سرویس کنم…

    داورم دستمو بگیره بالا و مسابقه رو ببرم..

    بعد نامزدم بیاد زیر بغلمو بگیره با هم لنگ لنگون بریم سمت افق…

  117. فرصاد

    یکی از فانتزی هام اینه که…
    شب عروسی عشقم برم بالای سن تالار همه منتظرن آهنگ شاد بخونم

    یه دفعه سرمو بالا میگیرم
    به دی جی علامت میدم
    بعد آهنگ حلقه مجید خراطها رو می خونم
    همه مبهوت شدن. . .!

    آهنگ که تموم میشه عشقم میدوعه طرفم
    بعد من میگم(با حالت داد و خیلی بغض آلود و هندی)

    نمی خوام دیگه برگردی
    تو که تنها نمی مونی
    ولم کردی به جرمی که،
    خودت حتی نمی دونی…

    فکر داماد و فک و فامیلاشم کردم : )
    بعد اونا می دوعن طرفم
    من یه نیشخند میزنم بعد محو میشم . . .
    (رو سن از این دود مصنوعی ها داره)

    یکدفعه نگاه فک و فامیلا به دی جی میفته
    می دوعن سمتش

    بعد من یک دفعه دستم از تو دود میاد بیرون
    می گیرمش میگم آخ ببخشید تو رو یادم رفت ببرم…

  118. فرصاد

    یکی از فانتزیام اینه :
    یه تور برا ۵ شنبه جمعه ها به مقصد افق راه بندازم هر ۵ شنبه مشتریامو ببرم تو افق محوشون کنم )

  119. فرصاد

    از فانتزیای اصلیم اینه که واسه یه سرماخوردگی ساده برم دکتر

    یهو بگن بیماری لاعلاج داری و فقط ۱ سال زنده میمونی!

    منم ۱۱ ماه با این راز تو سینم زندگی کنم تا اینکه

    یه روز که خیلی اطرافیان یا همکلاسیام اذیتم کردن این راز رو فاش کنم

    و همه تو بهت و حیرت به هم نگاه کنن و زبونشون بند بیاد…

    منم در همین حین صحنه رو به سمت نور افق ترک کنم و در نور محو بشم

    و هرچی صدام کنن و دنبالم بیان بهم نرسن

    و بقیه ی عمرشونو تو حسرت و غم و احساس عذاب زندگی کنن کصـافـطــا!!!

    اخیرا هم به این شکل کاملش کردم:
    بعد که ۱ سال تموم شد به نحو عجیبی زنده بمونم

    و قیافه و هویتمو عوض کنم برم تو کلاس به عنوان یه شاگرد جدید بشینم که از خارج اومده؛

    بعد عذاب وجدانشونو ببینم حال کنم!

    تخیل در حد جنگ ستارگان هندی

  120. فرصاد

    یکی از فـانـتزیام اینه کــه
    کنترل تلویزیون خونمونو بردارم
    بـرم دم این مغازه های صـوتی تصویری،
    این تلویزیونایی کـه گـذاشتن پشت ویترینو خاموش کنم!

  121. فرصاد

    یکی از فانتزیام اینه که یه رانی ( ترجیحا آناناس ) بگیرم دستم بخورم چند قدم حرکت کنم
    بعد قوطی رانی رو به سمت پشت بندازم همونطوری که تیکه های آناناس دارن از قوطی
    درمیان ( با حرکت آهسته ) همه دهنشون وا بمونه بگن این کیه که اینقدر پولداره از خیر
    ته رانی گذشت !
    منم پشت سرمو نگاه نکنم و به سمت پرایدم به حرکتم ادامه بدم Neutral

  122. فرصاد

    یه افق دارم شاه نداره
    نوری داره ماه نداره
    به کسی نشونش نمی دم
    به کسی می دم که کس باشه
    ماشین باباش پراید باشه
    گوشی تو جیبش گیر نکنه
    مخ منو درگیر نکنه LOL

  123. فرصاد

    اونی که واسه شما فانتزیه !
    .
    .
    .
    واسه ما لواشه . . . Grin

  124. فرصاد

    یکی از فانتزیام اینه تو افق عوارض بذارم با پولش پراید بخرم ! LOL

  125. فرصاد

    یکی از فانتزیام اینه که . . .
    .
    .
    .
    برم به شرکت سامسونگ پیشنهاد بدم که روی گوشی هاشون یه شلوار کردی هم بدند به مردم که دیگه گوشیاشون راحت از جیبشون در بیاد. بعد اونا هم همین کارو بکنن بعد فروششون ۱۰ برابر شه . بعدش بیان دنبال من که برم مدیر عاملشون بشم منم بی تفاوت به همه چی برم تو افق محو شم ! Grin

  126. فرصاد

    یکی از فانتزیام اینه صبح که از خواب پا میشم مثل یه غنچه وا بشم
    .
    .
    .
    خخخخخخخ

  127. فرصاد

    یکی از فانتزیام اینه
    که رئیس یه شعبه بزرگ بانک بشم بعد بهم پیشنهاد اختلاس کنن ولی من قبول نکنم بعد شب که دارم تو خیابون با ماشینم بر میگردم خونه ( پــراید سـفید Grin ) یهو موبایلم زنگ بخوره همونا که بهم پیشنهاد اختلاس کرن باشن بعد بهم بگن ما دختر همسایتو گروگان گرفتیم اگه واست مهمه بیا به این آدرس بعد من با مُشت بکوبم رو فرمون و داد بزنم لعنتی ! بعد موبایلو پرت کنم تو خیابون ( خعلی با کلاسه نـه؟! Grin ) بعد داشبورد ماشینو باز کنم و خشاب تفنگمو پُـر کنم بعد برسم به اون بـُرجِ نیمه کاره و متروک بعد داد بزنم کجایین لعنتیا ؟! بعد یهو ببینم دختر همسایمونو با تناب عاویزون کردن به سقف اونم هی داد میزنه بعد ۷ و ۸ نفرم دورم کنن بعد من همشونم تا سَـر حـده مرگ بزنم و برم تنابُ باز کنم یهوو یه چاقو بره تو شیکمم بعدببینم کاره دختر همسایمون بوده بهش بگم چرا با من این کارو کردی !؟ اونم یه لبخند کثیف بزنه و بگه اینا همش نقشه بود من با اونا همکارم بعد در حالی که داره میره بهش بگم Game Over !! اونم تا برگرده به من نگا کنه منم کنترل بمبُ از تو جیبم در بیارم و ساختمونو منفجر کنم Grin

  128. فرصاد

    ﺁﻗﺎ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﻫﻢ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
    ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺎ ﯾﻪ ﭘﺎﻟﺘﻮﯼ ﻣﺸﮑﯽ ﻭ ﺑﻠﻨﺪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺭﺩ ﻣﯿﺸﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﯾﻪ ﻧﻔﺮﻭ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺯﯾﺮ ﺑﮕﯿﺮﻩ !
    ﺑﭙﺮﻡ ﭘﺮﺗﺶ ﮐﻨﻢ ﺍﻭﻥ ﻭﺭﻭ ﻧﺠﺎﺗﺶ ﺑﺪﻡ، ﺑﻌﺪ ﻃﺮﻑ ﮐﻪ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﺒﯿﻨﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﻗﺪﻡ ﺯﻧﺎﻥ ﺩﻭﺭ ﻣﯿﺸﻢ ، ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻧﻪ ﺑﮕﻪ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺷﻤﺎ . . .
    ﻣﻨﻢ ﯾﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﻭﺍﯾﺴﻤﻮ ﺑﺪﻭﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺮﮔﺮﺩﻡ ﺳﺮﻣﻮ ﯾﮑﻢ ﺑﭽﺮﺧﻮﻧﻤﻮ ﯾﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﻤﻮ ﺑﮕﻢ ﯾﻪ ﺭﻫﮕﺬﺭ !
    ﺑﻌﺪ ﻫﻤﻮﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﺗﻮ ﺍﻓﻖ ﻣﺤﻮ ﺷﻢ Grin

  129. فرصاد

    یکی از فانتزیام اینه که برم چین افق چینی وارد کنم بعد هرکی خواست تو این افقا محو شه نتونه خیط شه بعد من در حالی که خنده میزنم تو افق واقعی محو شم !

  130. فرصاد

    یه فانتزی دارم توی یه مهمونی بزرگ سر شام یهو تلفنم زنگ بزنه ، گوشی رو وردارم بعد کلی حرف زدن بگم این حرفا چیه اقای وزیر مگه پول منو شما داریم ما ، با اقای رییس جمهورم حرف بزنید اگه صلاح میدونن من این چند ملیارد رو وارد بازار کنم ، من همه جوره حاضرم به دولت کمک کنم . تو این بحران ارزی ، بعد بگم به خانم بچه ها سلام برسونید . تلفنو قطع کنم ، بعد به مهمونا که با دهان باز دارن منو بگا میکنم بگم ببخشید اقای وزیر بعد موقع زنگ زدن ، احمد جون بی زحمت اون کاسه ترشی رو بده یکم ازش بکشیم ، ( نکته : چون سر شام هستیم نمیتونم شامو ول کنم برم افق )
    از قدیم گفتن : فانتزی سالم در بدن سالم LOL

  131. کاملیا

    سلام بچه هااااااااااااااااااااااا
    امروز تولدمه
    تولد تولد تولدم مبارکـــــــــــ خخخخخخخخخخخخخخخخخ Smile

  132. فوق العاده بود….
    مرســــــــــــی. خسته نباشید.

  133. فرصاد

    یکی از فانتزیام اینه که
    یه سیمکارت بخرم واسه اولین بار اس ام اس بدم به برنامه ی ۹۰ بعدش برنده شم ! Neutral
    هر چقدرم بهم زنگیدن جواب ندم و کسی متوجه نشه که من کی بودم . . .
    بعدش آروم آروم برم تو افق محو شم Grin

  134. فرصاد

    یکی از فانتزیام اینه که صدای کلاغ دربیارم Neutral
    بعد که همه مسخره ام کردن و بهم خندیدن ، یهو ناراحت بشم ، پرواز کنم برم LOL
    من LOL
    کلاغ Neutral
    گنجشکک اشی مشی Grin
    بقیه حضار Shock

  135. مرضیه

    سلام خسته نباشید..
    چرا کامنتا اینقد دیر تایید میشن آقا مرتضی؟؟؟

  136. morteza0631

    یکی از قشنگ ترین فانتزیام که خیلی دوسش دارم اینه که ی روز آقا مرتضی(مدیریت محترم)رو از نزدیک ببینم و بپرم بغلش کنمو ماچش کنمو به خاطر همه زحماتی که کشیدنو مطالب قشنگی که واسمون میزارن تشکر کنم…
    ای خدا …ینی میشه…

  137. morteza0631

    یکی از تلخ ترین فانتزیام اینه که مخاطب خاصم کنارم باشه و در حالی که همدیگرو بغل کردیم بریم افق واسه ماه عسل….

  138. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که یه کیبورد بسازن که خودش بفهمه کی میخوایم فارسی تایپ کنیم وکی میخوایم انگلیسی…
    دیوونه شدم به خدا…پس این دانشمندا چیکار میکنن کطافطا….

  139. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که بتونم با چشمام اجسام رو حرکت بدم…
    مثلا(مصلا،مسلا)وقتی سر سفره ای با یه حرکت چشم پارچ آبو بیاری یا وقتی پای کامپیوتری میگن برو نون بگیر با چشمام…بقیه شو نمیگم اشک تو چشام جمع شد…ینی میشه…ای خداااااا….

  140. morteza0631

    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺳﺮ ﺟﻠﺴﻪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺑﺸﯿﯿﻨﻢ ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻩ
    ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺳﻮﺍﻻﺕ, ﭘﺎﯾﻨﺶ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ :
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    ” ﻣَﺮﺩﯼ ﻧَﺒُﻮَﺩ ﻓﺘﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﭘﺎﯼ ﺯﺩﻥ .. ﮔﺮ ﺩﺳﺖ ﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﺑﮕﻴﺮﯼ
    ﻣَﺮﺩﯼ ”
    ﺑﻌﺪ ﺑﺮﮔﻪ ﺭﻭ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺑﺪﻡ ﺑﺮﻡ !!!
    ﻣﺎ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺁﺩﻣﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ ….

  141. morteza0631

    ﻣﻦ ﻓﺎﻧﺘﺰﯼ ﺯﯾﺎﺩ ﺩﺍﺭﻡ
    ﻭﻟﯽ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﺯﻧﻢ ﺩﻭﺗﺎ ﭘﺎﺷﻮ ﺑﮑﻨﻪ ﺗﻮ ﯾﻪ ﮐﻔﺶ
    ﺑﮕﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﯾﻪ ﺯﻥ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﺑﮕﯿﺮﯼ …

  142. morteza0631

    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﺟﻨﮓ ﺑﺸﻪ , ﺑﻌﺪ ﻣﺤﺎﺻﺮﻩ ﺑﺸﯿﻢ , ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ
    ﺑﮕﻪ ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﻩ ﺣﻮﺍﺱ ﺩﺷﻤﻨﻮ ﭘﺮﺕ ﮐﻨﻪ ﺗﺎ ﺑﻘﯿﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ
    ﻧﺠﺎﺕ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻦ ﺑﻌﺪ ﻫﻤﻮﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﺑﯿﺴﯿﻢ ﭼﯽ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﮕﻪ
    ﺣــــــﺎﺟﯽ ﺳﺮﯾﻊ ﺗﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﮕﯿﺮ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺩﺍﺭﻥ ﺍﺯ ﭘُـﺸﺖ ﻗﯿﭽﯽ
    ﻣﯿﺸﻦ ﺑﻌﺪ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻧﻪ ﮐــــــﯽ ﺍﯾﻦ ﻓﺪﺍﮐﺎﺭﯼ ﺭﻭ
    ﻣﯿﮑﻨــــــــﻪ ؟ ! ﺑﻌﺪ ﻣﻦ ﺑﺎ ﯾﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣَــﻠﯿﺢ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺑﯿﺎﻡ
    ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻭ ﺑﮕﻢ ﺣﺎﺟﯽ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﻢ (: ﺑﻌﺪ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﮕﻪ ﺳِـﯿﺪ مرتضی
    ﺗـﻮ ﭼـﺮﺍ ؟ ! ﺗـﻮ ﮐﻪ ﻋﯿﺎﻟﺖ ﺑﺎﺭ ﺩﺍﺭﻩ ) : ( ﻧـﻪ ﺗﻮ ﺑﺎﯾﺪ ﺳﺎﻟﻢ
    ﺑﺮﮔﺮﺩﯼ ﻋـﻘﺐ ﺑﻌﺪ ﻣﻦ ﺑﮕﻢ ﻧـﻪ ﺣﺎﺟﯽ ﻣﻦ ﺳﻨﮕﺎﻣﻮ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﻭﺍ
    ﮐﻨﺪﻡ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﻝ ﺑﺴﺘﮕﯽ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺑﻌﺪ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﮕﻪ ﭘﺲ
    ﭘﻼﮐﺖُ ﺑﺪﻩ ﺑﺒﺮﻡ ﻭﺍﺳﻪ ﭘﺴﺮﺕ ﺁ ﺳِـﺪ ﻣﺠﯿﺪ ﻣﻨﻢ ﯾﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﻢُ
    ﺑﮕﻢ ﻧﻪ ﺑﻌﺪ ﺑﺮﻡ ﻭ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﻃﻮﻓﺎﻥ ﺑﺸﻪ ﻭ ﺗﻮﯼ ﻃﻮﻓﺎﻥ ﻣﺤﻮ
    ﺑﺸﻢ ﻭ ﺻـﺪﺍﯼ ﺧُــﻤﭙﺎﺭﻩ ﺑﯿﺎﺩ ﻭ ﺣﺎﺟﯽ ﺍﺷﮑﺎﺵ ﺳﺮﺁﺯﯾﺮ ﺑﺸﻪ ﻭ
    ﺯﯾﺮ ﻟﺐ ﺑﮕﻪ ﺍﻧﺎ ﻟﻠﻪ ﻭﺍﻧﺎ ﺍﻟﻴﻪ ﺭﺍﺟﻌﻮﻥ
    ﺧـﻮﺩﻡ ﮔـﺮﯾﻪ ﻡ ﮔـﺮﻓﺖ ﻻﻣـــﺼــﺒﺎ ﺷﺎﺩﯼ ﺭﻭﺡِ ﻣـﻄﻬﺮﻡ ﺑﺰﻥ
    ﺩﺳﺖ ﻗﺸﻨﮕﻪ ﺭﻭ

  143. morteza0631

    ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﻣﺸﻬﻮﺭ ﺑﺸﻢ …
    ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺩﻧﺒﺎﻟﻢ ﺭﺍﻩ ﺑﯿﻔﺘﻦ ﮐﻪ ﺍﺯﻡ ﺍﻣﻀﺎ ﺑﮕﯿﺮﻥ …
    ﻣﻨﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩ ﯾﻪ ﺍﺳﺘﺎﻣﭗ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺟﯿﺐ ﮐُﺘَﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ
    ﺑﯿﺎﺭﻡ، ﺑﮕﻢ :
    ﺍﻣﻀﺎ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﻢ، ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻣﯽﺯﻧﻢ…

  144. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که ..
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .از افق بیان به زور کتک محوم کنن و به زور ببرنم تو افق…

  145. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که یکی از فانتزیام رو که به کسی نگفتم جای یه فانتزی دیگه که فانتزی یکی دیگه ست که اون فانتزی رو کسی نشنیده باشه به جای فانتزی خودم بگم و فانتزی اون رو به فانتزی یکی دیگه بگم که فانتزی اون رو هم کسی نشنیده باشه…
    چی گفتم من….افق بیا محوم کن…

  146. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که…

    تو مسابقات المپیک ،تو یکی از رشته های رزمی همه حریفامو شکست بدم و برسم فینال…

    بعدش بخورم به حریف اسرائیلی و برخلاف انتظار همه که منتظر انصراف من هستند…

    بزنم حلواش کنم صدا سگ بده…

    والا به خدا…کصافطا

  147. morteza0631

    یکی از فانتزیام فانتزی دوستم که فانتزیشو داده به من که فانتزی من بشه اینه که فانتزیش فانتزی من باشه و هردو باهم بریم تو افق محو بشیم…

  148. morteza0631

    خبر فوری:
    روابط عمومی افق لحظاتی پیش طی اطلاعیه ای اعلام کرد که محوستان افق به دلیل ازدحام محو شوندگان به مدت ۴۸ ساعت تعطیل است،لذا از محو شوندگان عزیز خواهشمند است فعلا تو عمود و اوریب محو شید کصافطا…

  149. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که یه روز بیام تو سایت و ببینم که آبجی کاملیا از هیچکدوم بچه ها تشکر نکرده و بعدشم بره تو افق محو بشه…

  150. morteza0631

    یادش بخیر بچه بود یکی از فانتزیام این بود که وقتی گریه میکنم مثل شخصیت های کارتونی که اشکاشون به دو طرف پرت می شد ، باشم ولی افسوس

  151. morteza0631

    یکی از اصلی ترین فانتزیام اینه که،برم تو افق قایم بشم.
    بعد وقتی که داداشmamad026 و آبجی کاملیا از king love سوال کنن که دختره یا پسره و اونم واسه فرار از جواب دادن بیاد تو افق محو بشه،اونقدر با دمپایی ابری خیس بزنمش که هویتشو لو بده و منم از افق بیام به بچه ها بگم که دختره یا پسره….

  152. morteza0631

    تو این گیر و دار و گرونی یکی از فانتزیام اینه که از طبقه پنجم تف کنم تو خیابون بعدش صدای انفجارش رو بشنوم یییییک حالی میده
    خدایا اینجانب را شفای عاجل ( آجل ، آجیل ، پسته ، پراید و چیزای دیگر. ….. ) بفرما

  153. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که یه فیلم دو قسمتی بدم بیرون (روی سی دی مثه قهوه تلخ)
    بعد اول قسمت دو رو منتشر کنم
    یه ماه بعد قسمت یک رو.
    هیچی دیگه! من برم افق!!

  154. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که به مخاطب خاصم پیشنهاد ازدواج بدم. یک دفعه بزنه زیر گریه. منم بگم چی شده دختر. چرا ناراحت شدی مگه همینو نمیخواستی. اونم بگه نه دیونه این اشک شوقه. منم یکی بزنم زیر گوشش بگم خودت دیونه ای خره. آی خدا یعنی میشه منو این همه خوشبختی (مجال، ملال،جون من نگو نوک زبونم. آها محال…‏)‏

  155. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که یه روز برم استادیوم بعد برم قاطی تماشاگرایه تیم حریف بشینم بعد وقتی که تیمم گل زد شروع کنم به دست زدنو شادی کردن وبعدشم زیر مشت ولگد محو بشم

  156. morteza0631

    یکی ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺗﻮﯼ ﯾﮏ ﻣﻬﻤﻮﻧﯽ ﯾﻬﻮ ﻭﺍﺭﺩ ﺑﺸﻢ ﻭ ﺩﺧﺪﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻥ ﻣﯿﻮﻩ ﭘﻮﺳﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻦ ﻫﻤﻪ ﺩﺳﺘﺎﺷﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺒﺮﻥ ﺍﺯ ﺧﻮﺷﺘﯿﭙﯽ ﻣﻦ!
    ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾِﮑَﻢ ﻧﺸﺴﺘﻢ، ﭘﺎﺷﻢ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﻨﻢ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺍﻓﻖ…

  157. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که سوار اتوبوس باشم یکی با عجله سوار بشه و کارتش شارژ نداشته باشه بعد هی دنبال یکی باشه که براش کارت بزنه و بعد برسه به من، منم دستمو بکنم تو جیبمو کارتمو در بیارم بدم بهش که کارت بکشه، بعد من همون موقع ایستگاه پیاده شمو کارتمم ازش پس نگیرم و اون داد بزنه حداقل اسمتو بگو؟منم محل ندمو تو عمود محو شم!

  158. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که جراح بشم وقتی از اتاق عمل اومدم بیرون همراهای مریض ازم بپرسن: امیدی هس؟! منم با آرامش تمام بگم: ماتلاشمونوکردیم
    بعدم تو راهرو بیمارستان محو شم…

  159. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که بجای اینکه من به سمت افق برم توش محو بشم افق سمت من بیاد تو من محو بشه…!!!

  160. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که به عنوان اولین ایرانی تو زاویه قائم محو بشم و علم فیزیک رو به چالش بکشم و یه افتخاری بشم واسه مملکتم!
    آخه چقدر دیگه افق و عمود..

  161. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که پرایدمو بدزدن… بعد افقو پیدا نکنم… بعد از زور ناراحتی برم تو چراغ یخچال محو شم… چه رمانتیک!

  162. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که برم تو اینترنت از اونورش بیام بیرون برم تو افق محو بشم

  163. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که بابام اجیل فروشی داشته باشه شب عید صلواتیش کنم بعد از ترس بابام برم افق محور شم

  164. morteza0631

    یکی از فانتزی هام اینه که با یه لباس سفید تو خیابون بدوم بعد به همه تنه بزنم بعد اونا فک میکنن دکترمو یه موقیت اورژانسی برام پیش اومده خعلی حال میده

  165. morteza0631

    یکی از فانتزی هام اینه که برم دم خونه شنگول ومنگول ،بگم آغا گرگه داره میاد شما رو بخوره یهو در باز شه ببینم گرگه همه رو خورده. میخواد تو افق محو شه…….

  166. morteza0631

    یکی از فانتزیهام اینه بدونم:
    بعد از اینکه فلفلی دزده مرغشو پیدا کرد آیا تو افق محو شد یا نه؟

  167. morteza0631

    یکی از فانتزیهام اینه که برم دو سه تا چیپس و پفک و شارژ ایرانسل از یه سوپر مارکت بگیرم بعد هم تو افق محو شم و بعد هم فروشنده در انتهای افق بگیرتم و حسابی بزندم…

  168. morteza0631

    از فانتزیام: تو دانشکده بعد از گرفتن جزوه از دختره, بهش بگم میتونم شمارتو داشته باشم؟ اونم با کمال پررویی بگه نه! منم بگم: پس فکر کردی خوش خطی, دارم جزوتو میگیرم؟! جزوه رو بدم بهش و اونم همینجوری دهنش باز بمونه و چشاش گاوی بشه و منو ببینه که دارم تو افق..

  169. morteza0631

    یکی از فانتزیام محقق شد:
    از جلو دستشویی اساتید رد می شدم که دیدم یکی بدجور سر و صدا راه انداخته!
    وایسادم تا بیاد بیرون. وقتی که در رو باز کرد یه نگاه بهش کردم و در حالی که نچ نچ می کردم، سرم رو تکون دادم.
    البته افق رو خالی کردم تا استاد بره توش گم شه!

  170. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که توی سال ۹۲همه ی اونایی که واسه خودشون یه فانتزی دارن بهش برسن…

  171. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که ته مبلمونو پاره کنم به خیال اینکه توش پره گنج ،ولی ازشانس بدم خالی دراد…
    بعد مامانم با دمپایی ابری خیس اونقد بزنه تا تو افق محو شم تا یه هفته خونه رام ندن…

  172. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که دوس دخترم رو توی پارک بغل کنم بعدش یه مأمور بیاد بپرسه خانوم با شما چه نسبتی دارن؟ منم بگم از بستگان هوگو چاوز هستن من دارم بهشون دلداری میدم، ماموره کلی‌ معذرت خواهی‌ کنه و بره بعدش ما هم تو بغل هم محو بشیم

  173. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که…. اممممممم
    مممممم
    خو چه میدونم
    اصن فانتزی ندارم من…

  174. morteza0631

    یکی از فانتزی هام اینه که:
    بعد از زدن عینک پلیسم سوار هلی کوپتر شخصیم شم و تو افق محو بشم
    هر کسی هم که پشت سرم بیاد با موشک f47 چنان بزنمش که نرسیده به افق محو بشه.

  175. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که یه بار که تو pes13 میام جلو دروازه بان توپی رو که گرفته و میخواد شوت کنه; بخوره به من!!!

  176. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که آقا مرتضی واسم ایمیل بفرسته که تمامی کامنتای شما بدون بررسی تایید میشود…
    خوبه دیگه منم تو افق محو میشم و دیگه کامنت نمیزارم…

  177. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که یه روز که تو خیابون راه میرم یه پراید بهم بزنه و رانندشم خانوم باشه، بعد برسونتم بیمارستان دم در خودم پیاده شم و برم تو افق بیمارستان محو شم…

  178. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که وقتی معلم شیمیمون گفت امتحان داریم من سریع پاشم از جدول تناوبی کتاب، اورانیم غنی شده در بیارم، با ضربه سر به اورانیوم شکاف هسته ایش بدم بعد کلاس بره رو هوا و امتحان کنسل شه. تو افق هم محو نمیشم

  179. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که مدیر و ناظمو بشونم جای دانش اموزا و بگم امتحان بدینوبعدش نمره کم بیارن و منم زنگ بزنم به ماماناشون اطلاع بدم که چرا درس نمیخونن..!

  180. morteza0631

    یکی از عجیبترین فانتزیامم اینه که واسه امتحانا درس بخونم!

  181. morteza0631

    من یکی ازفانتزیام اینه که انقدر پول داشته باشم که سره هر چهارراه وقتی یه دختر کوچولو میگه: اقا، اقا گل میخری؟ دستمو تو جیبم کنمو یه تراول صدی بهش بدم و بگم بقیش ماله خودت، بعدش وقتی چراغ سبز شد برم تو افق محو بشم

  182. morteza0631

    یکی از راه حلهای فانتزی داشتن ومحو شدن تو افق اینه که
    ۱: دوش اب داغ حمومو باز میکنی
    ۲: یکی از فانتزیای خفنتو تو ذهنت پرورش میدی
    ۳: در حمومو باز کن تو مه حموم اروم اروم محو شو ببین چه حالی میده

  183. morteza0631

    یکی از فانتزیهام اینه تو یه روز برفی برم کوه و یه دفه ی گوله گنده برفی دنبالم کنه… اونقد بدووووووووم…. اخرشم له شم!!!! بعدشم تو تمام زوایا محو شم…

  184. morteza0631

    دو تا از فانتزیام اینه که فانتزی اولمو نگم بعد فانتزی دومم هم بعد از اولی بگم

  185. morteza0631

    یکی ازفانتزیام اینه که ازدانشگاه برم خونه ببینم داداشم خوابه جورابم بیارم بیرون بزارم رو دماغش که تو افق محو بشه

  186. morteza0631

    یکی از فانتزی هام اینه که یه روز که نشستم پا کامپیوتر مامانم ب بهانه های مختلف بلندم نکنه!!!!!

  187. morteza0631

    یکی ار اَبَر فانتزیام اینه که بعد شام بابام بگه واسه توام یه نخ روشن کنم؟!..منم با یه حالت رفقاتیه خسته بش بگم نه بابا فعلا تو ترکم!!! =))

  188. morteza0631

    آقا ما یه بار اومدیم بریم تو افق محو بشیم، مامورا اونجا جلومون رو گرفتن گفتن بدون فانتزی نمیتونید وارد افق بشید!! هیچی دیگه دور زدم اومدم…

  189. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که مثلا واسه آخر ترم درس نخونم برم امتحان بدم ببینم استاد داده بهم ۱۹ بگم استاد چرا استاد؟ بگه من میدونم تو درست خوبه برای امتحان نتونستی بخونی. خیلی خوبه از این فانتزیا که هیچ وقت به حقیقت نمی پیونده!

    • مهســــــــــــــــــــــا

      به جان خودم فانتزیت برام اتفاق افتاده
      میدونستمنهایتآنمره قبولی میگیرم اما در کمال تعجب استاد عزیز نمره کامل داده بود.تنها کسی بودم که نمره کامل گرفته بودم.یاد قیافه خرخون کلاس میفتم تموم وجودمو شعف میگیره خخخخخخخخخخخخخخ

  190. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه ناخدا بشم تو عرشه کشتی وایسم دوربین یه چشمیمو دربیارم و لولشو وا کنم، بقیش مهم نیست، بیشتر همون دوربینه مد نظرم بود و البته یه قطب نما

  191. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که گوشیم رو بذارم رو حالت airplane بعد سوارش شم و برم همونجا که همه میدونن سقوط کنم و محو بشم!

  192. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که موهام فر باشه توش پیتزا بپزم

  193. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که بدونم اونایی که تو افق محو میشن چیکار میشن؟
    تصویر واضحی ندارم از محو شدن…
    بعدشم بدونم این افق که میگن افق خورشیده یا افق خطی؟
    بعد که ابهامام برطرف شد تصمیم بگیرم تو افق محو شم یا نه؟!

  194. morteza0631

    یه فانتزی داشتم در حد مستر لیگ pes13
    لب تاقچه گذاشته بودمش برادرم پاش خورد بهش افتاد شکست!!!
    الانم دیگه چیزی ندارم واسه گفتن

  195. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که وقتی کسی داره با مودمم دانلود میکنه برم وایر لسشو خاموش، روشن کنم. تا طرف کلافه شه بعد بره تو افق محو شه.

  196. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که خط رایتل بخرم. صبح کله سحر زنگ بزنم به استادام قیافه هاشونو ببینم.!

  197. morteza0631

    عاقا من نمیدونم اینهمه فانتزی از کجاتون درمیارید. ولی من یکی از فانتزیام اینه ک هیچکدومتون به فانتزیاتون نرسید و خودم تنهایی برم توی افق راحت محو بشم

  198. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که همگی به جای اینکه تو افق و عمود و مایل محو شیم. بریم مثلا تو زمین آب شیم. چیه؟؟؟؟ اینم یه فاتزیه دیگه، یه ذره تنوع دادم بهش.

  199. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که بعد از مرتب کردن اتاقم
    بتونم تا ۱ساعت مرتب نگهش دارم.
    اونوقته که از خوشحالی میرم و تو نور
    کرم های شب تاب به صورت عمودى محو میشم!!

  200. morteza0631

    یکى از فانتزیاى زندگیم اینه که یه سرى سوار هواپیما بشم، از مهماندار بپرسم که برا ناهار و دستشویى هم نگه مى دارین؟  

  201. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که یه گوشی ۱۰سیم کارته درست کنن برا این عزیزانی که ۱۰ تا سیم کارت دارن والا هر موقع به هر سیم کارتشون زنگ میزنی خاموشه
    از مسولین خواهش دارم پیگیری کنن یا طرح زوج و فرد بزارن…

  202. morteza0631

    یکی از فاتزیام اینه که تو کنکور بجای سولا اشتباهی جوابا رو بهم بدن منم تو چند دیقه همه تست هارو بزنم و در حالی که دارم میرم پاسخنامه رو تحویل بدم تو افق محو بشم…

  203. morteza0631

    عاقا یکی از فانتزیام اینه ببینم یه زن یه فرمون پارک دوبل کنه ینی همونجا صاف میرم تو افق دیگه ام بر نمیگردم….

  204. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که بشینیم پای کامپیوتر و تو خونه کاری نباشه تا حالا بهش نرسیدم

  205. morteza0631

    یکی از فانتزی هام اینه که:
    الکی بگم جدا شیم تو بگی که نمی تونم!

  206. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه نزدیک افق با پراید دستی بکشم بعد که گردو غبارا خوابید من و پرایدم ظاهر بشیم. بعد با دستم سوت بزنم همه از افق برگردن نگام کنن بعد من برم تو اگزوز پراید محو شم. همه تو حسرت بمونن. اما لامصب بلد نیستم بادست سوت بزنم…

  207. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که رکورد اصحاب کهف رو توو خواب بشکونم هر کاری میکنم نمیتونم…. بخدا خیلی سخته

  208. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که رو بچم اسم نذارم new folder بمونهBig Smile تو افقم محو نمیشم بچه ی خودمه دوس دارم اصنBig Smile

  209. morteza0631

    یکی از فانتزیهام اینه که اولین نوزادی ک تو فامیل بدنیا اومد بهش لیمو ترش بدم از قیافش عکس بگیرم. یه همچین آدم با محبت و بچه دوستی هستم من!!
    : D

  210. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که:
    واسه ی بارم که شده ظهر تا هر وقت دلم بخواد بخوابم و مامانم هر نیم ساعت نیاد بیدارم کنه یا به گوشیم زنگ بزنه…
    شاید واسه شما مسخره باشه اما واسه من تبدیل به فانتزی شده……. هععععی افق
    کجایی که بیای منو ببری!

  211. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که برم قهوه خونه یکی بهم بگه قلیون می کشی؟ من بگم: من اهل قلیون نیستم من از دست زمونه می کشم. بعدش تو دود قلیون محو بشم.

  212. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که برم تو برنامه آشپزی بهونه دستمو مثل مجریش باز کنم بالای دستام بنویسن بهونه بعد تو مواد غذایی محو بشم.

  213. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که یه دختر بیاد جلوم خیلی قشنگ پارک دوبل کنه از ماشین پیاده شه بگه حال کردی؟
    بعد همین که خاست بیاد این ور جدول, بیفته تو جدول.
    هه هه هه

  214. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که مثل این سریالای کره ای، درگیر یه مثلث عشقی بشم اما به جای انتخاب پسرِ مغرور نقش اول، پسر مهربون و فداکار نقش دوم رو انتخاب کنم.
    بعدشم دیگه نیازی به محو شدن نیست، می مونیم زمین زندگیمونو می کنیم.

  215. morteza0631

    نامرد اومده بهم میگه یکی از فانتزیام اینه که محکم بچسبونم پس گردنت شتررررق! بعد با هم بشینیم بخندیم!
    مرده شور ببرت با این فانتزیت!
    رفیقه ما داریم؟!

  216. morteza0631

    یکی از فانتزیام اینه که: مدیر یه شرکت باشم بعد بهم زنگ بزنن بگن به ور شکست شدی با چهار تا چک برگشتی منم با سند پرایدم ویه جعبه پسته فلنگو ببندم.

  217. morteza0631

    مرسی آقا مرتضی…
    خیلی خوب بود.

  218. hamed

    رک بگم!!!!!!!!!جالب نبودن آقامرتضی ولی بابت زحمتت مرسی.خسته نباشی

  219. پریا.خ

    یکی از فانتزیام این بود که آقا مرتضی مطالبمو به اسم خودم تو پست بزاره که بر آورده شد.من رفتم تو افق…

  220. پریا.خ

    یکی از فانتزیام اینه که همه ی بچه های اس ام اس خوری و آقا مرتضی رو از نزدیک ببینم بعد با هم دست جمعی تو افق محو شیم…
    یکی دیگه از فانتزیامم اینه ک بدونم تولد آقا مرتضی کیه!
    (فضولم خودتی)

  221. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه شب عروسیم توی مراسم عروسی یه دفعه پاشم میکروفن رو از خواننده بگیرم شروع کنم به خوندن !
    عروس و نیگاه کن چشای آبی شو ، اون مال من شد به پسر عالی شد LOL
    بعد عروس از خجالت بره تو افق محو شه ، منم برم هر چی بگردم پیداش نکنم Frown
    بعد از خدا تشکر کنم که دوباره بهم یه فرصت دیگه داد تا به زندگی برگردم و اسیر اشتباه نشدم Grin

  222. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه که یه شب خونه نرم !
    بعد فرداش بابام پرسید کجا بودی ؟
    بگم پیش یکی از دوستام !
    مامانم به ۱۰ تا از دوستام زنگ بزنه و ۸ تاشون بگن این جا بوده !
    دوتاشونم بگن هنوز اینجاس ! Neutral
    بابام = Neutral
    بعد بگم اونجارو نیگا بابا !
    تا حواسش پرت شدن برم تو افق محو شم

  223. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه که بعد ها پسرم بهم بگه بابا ۵۰ هزار تومان بهم پول میدی ! Neutral
    منم بگم چی ۴۰ هزار تومان ؟
    ۳۰ هزار تومان می خوای چی کارش کنی عاخه ؟
    بچه های مردم روزی ۲۰ هزار تومان می گیرن با همون ۱۰ هزار تومن کنار میان ، اونوقت تو ۵ هزار تومان از من می خوای ؟
    بابای من ۴ هزار تومان به من نمی داد که من بخوام ۳ هزار تومان به تو بدم !
    بیا حالا این دو هزار تومان تومن رو بگیر ! Neutral
    بعد پسرم نگاه کنه ببینه بهش هزاری دادم ! Neutral
    بره همون افق خونه مجردی رفیقاش ! والا LOL

  224. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه که اون دسته ای که تیریپ خفن روشنفکری برمیدارن و میگن باید به هر عقیده ای احترام گذاشت رو بندازم وسط یه قبیله بدوی تو اعماق جنگل آمازون که اعتقاد دارن غریبه هارو باید خورد !
    تا نسلشون برای همیشه محو بشه . ببینم همچنان نظرشون همونه !

  225. mohaddeseh tanha

    امریکایی ها توفکر اینن که برن مریخ،
    ما ایرانیا نهایت فکرمون اینه که تو فانتزیامون بریم تو افق محو بشیم . . . Neutral Neutral
    به سلامتی ما ایرانیا ! Grin

  226. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه که یه قنادی بزنم توش قند بفروشم !
    یه عطاری بزنم توش عطر بفروشم !
    یه قهوه خونه بزنم توش قهوه بفروشم !

  227. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیامم اینه بفهمم چجوری این بادوما لا به لای تخمه ژاپنی استتار میکنن عوضیا LOL

  228. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه که صدای کلاغ دربیارم Neutral
    بعد که همه مسخره ام کردن و بهم خندیدن ، یهو ناراحت بشم ، پرواز کنم برم LOL
    من LOL
    کلاغ Neutral
    گنجشکک اشی مشی Grin
    بقیه حضار Shock

  229. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزی هام اینه که بروسلی الان زنده بود میرفتم میزدم تو گوشش !
    ببینم اخلاق ورزشکاری داره یا نه !
    کصافط مطمئنم بعدش تو افق محوم میکرد Neutral

  230. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه که
    یه سیمکارت بخرم واسه اولین بار اس ام اس بدم به برنامه ی ۹۰ بعدش برنده شم ! Neutral
    هر چقدرم بهم زنگیدن جواب ندم و کسی متوجه نشه که من کی بودم . . .
    بعدش آروم آروم برم تو افق محو شم Grin

  231. مرضیه

    یکی از فانتزیام اینه ک ….
    چیه منتظرین!!!
    هرچی هست سرتون به کار خودتون باشه..ای بابا!!!

  232. مرضیه

    یکی از فانتزیام اینه که وقتی میخام از پای نت بلند شم دیگه یهویی دل بکنم و عین آدم بلند شم..لا مصب مثه مرگ تدریجی میمونه!!!

  233. مرضیه

    یکی از فانتزیام اینه که بعد از سالها با کسی که دوسش دارم بشینم سر سفره عقد.وقتی عاقد خطبه رو خوند و همه با ی لبخند ملیح منتظر
    بله منن در کمال خونسردی بگم نه!!!!
    بعد توی چشمای از حدقه در اومده عشقم نگاه کنم و با ی لبخند قشنگ!بگم:
    متاسفم ما ب درد هم نمیخوریم!و همینجوری ک اشک از چشام میاد صحنه رو ترک و توی افق محو بشم!!
    خودمونیم فانتزیه داغونی دارما!!!

  234. سارا

    سلام مطالبتون خیییلی قشنگن ولی من فقط برا لاو وعاشقانه سر میزنم به این سایت
    خاهشااا زودتر اپدیت کنیین
    مررررسی

  235. francesco

    عاغا یکی از فانتزیام اینه ک برم پشت سر یه دختر خانم خوشکل بعد بگم چطوری عزیزم؟ چرا یادی نمیکنی؟

    بعد دختره با کلی عشوه برگرده نگاه کنه ببینه دارم با گوشی صحبت میکنم

    بیچاره دچار شکست روحی میشه
    Smile

  236. mamad026

    یکی از فانتزیام اینه که با پرایدم تو بزرگراه باسرعت ۲۷۰ کیلومتر بر ساعت پشت سر هم بین ماشینا لایی بکشم بعد پلیس راه بیافته دنبالم اونم که ماشینش زانتیاست به من نمیرسه خلاصه نیرو درخواست میکنن اونا هم به بوگاتی بیافتن دنبالم درحالی که دارم میرم تو افق که محو بشم یهو جاخالی بدمو ماشین پلیس به جام بره تو افق و محو بشه منم با خیال راحت برم خونه

  237. mamad026

    فانتزی من اینه که دست رو یه چیزی بزارم یا یه چیزی داشته باشم که از ارزشش کاسته نشه.این روزا خیلی دپرسم آخه میگن پراید ارزون شده.دیگه نمیتونیم کلاس بزاریم دوباره توی اس ام اسا به جا اینکه با افتخار بگیم پرایدم باید با گوشه کنایه بگیم ماشینم…هییییی روزگار…آخه همین اواخر یه سکه هم خریده بودم…دارم به این فکر میکنم دلار بخرم..شاید ارزون شه اما باور کنید فداکاری بزرگیه.

  238. mamad026

    یکی از فانتزیام اینه که ی روزوقتی دارم گریه میکنم مخاطب خاصم بیاد آروم بهم بگه چ شده عشقم؟چراگریه میکنی؟منم آروم بهش بگم چون با اون یکی دوس دخترم بهم زدم دارم گریه میکنم………………خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

  239. mamad026

    فانتزی من اینه که یه ماشین داشته باشم و با یک پراید ۱۳۲ تصادف کنم بزنم تبدیل به ۱۱۱ کنمش بعد یارو ازم تشکر کنه

  240. mamad026

    یکی از فانتزیام اینه که وقتی با مخاطب خاصم میرم بیرون یهو ازش تقاضای ازدواج کنم و اون یهو شوکه بشه و همه ملت دورمون جمع بشن و دست بزنن بعد یه دفه مخاطب خاص ثابقم از بین جمعیت بیاد و بگه چندتای دیگه رو زیر سر داری؟ راستشو بگو. بعد هرکی اونجاس نفری یه تو گوشی به من بزنن و برن همینطور که همه دارن محو میشن من بگم خب بیاین با هم سه تایی در کنار هم زندگی میکنیم اون دوتا هم یهو پدیدار بشن و سه تایی بریم با هم محو بشیم.

  241. mamad026

    فانتزی من اینه که یه جعبه دسمال کاغذی بگیرم وقتی بازش کنم ای دسمال اولی مثه بچه آدم بیاد بیرون ¡¡¡¡¡¡¡¡¡¡
    هی اگه بشه چی میشه

  242. mamad026

    یکی از بزرگترین فانتزیام اینه که روز بعد کنکور ساعت رو کوک کنم ۵صبح زنگ بزنه بیدار شم خاموشش کنم بعد یه لبخند بزنم با خیال راحت دوباره بخوابم…..وای یعنی میشه؟؟؟؟

  243. کاملیا

    عاغا مرتضــــیــ دسـتـتـــــــ درســــتــــــــ
    عالی م۳ همیشه خخخخخ Smile

  244. کاملیا

    یکی از فانتزیام دیشب برام اتفاق افتاد.
    اینو بود ک سرچهاراه ی دختر خوشتیپ و خوشکل از پشت بزنه ماشین و دربو داغون کنه و من بیام پایینو بگم برو آبجی تخصیر (تقصیر. تخسیر.تغصیر و…) تو نیست تخسیر اون کسیه ک بهت گواهینامه داده برو برو د برو
    ب جون خودم اتفاق افتاد
    دخدره جوری سر چهار راه زد بهم (از پشت) ک کلم خورد ب فرمون. اومدم پایین و همون جمله رو گفتم. آی نمیدونین چی شد. یهو ملت همه با هم رفتن توی مه غروبگاهی.
    من Big Smile))))))
    دخدره ۰-۰
    ملت ۰-۰

  245. کاملیا

    یکی از فانتزی هام اینه ک آشغالا خودشون خود ب خود هرشب ساعت ۹ برن جلو در تا من مجبور نباشم این همه رااااااااااااااااااااااااااااااااه برم تا جلو در!!!!

  246. کاملیا

    یکی دیگه از فانتزیای خیلی خیلی مهمم اینه ک :
    ” …. ……….. ….. …………….. …. …….. ………… … “.
    چیه لابد انتظار داشتی بگم؟!؟! گفتم ک خیلی مهمه نمیشه ب هر کسی بگم!!!
    اصن نمیخوام بگم آقا فانتزیه خودمه مگه زوره؟
    سوختی؟ حالا برو تو اریب مایل ب عمود محو شو!
    خخخخخخ Smile

  247. کاملیا

    فانتزی من اینه ک تو ی بازی مثل واکاشیزوما (دروازبان کاکرو اینا دیگه) همه توپ ها رو بگیرم
    ولی از۴۰ متری ی گل خفن بخورم بعد برم تو اعماق زمین محوشم !!!!!

  248. کاملیا

    یکی از فانتزیام اینه ک
    با دو برم سمت افق ی هو افق جا خالی بده منم با سر برم تو دیوار بعد کم کم دنیا جلوی چشمام محو بشه!

  249. کاملیا

    ی فانتزی دیگمم اینه ک…
    تو خیابون دارم راه میرم بعد ی لامبور بیاد بغل پام ترمز کنه بعد ببینم رانندش ی پسره بهم بگه مخاطب خاص من میشی؟
    بعد منم ک با مخاطب خاص خودم قرار دارم بگم ن بعد ب مخاطب خاصم بزنگم بگم کجایی عزیزم اونم بگه دارم میام بعد با ی پراید بیاد دنبالم منم سوارشم برم سمت عمود!
    اون پسره هم هیچی دیگه بمونه تو خماری!!

  250. مهدیس حکیمی

    ایول اقامرتضی
    عالی بودین…
    پس اس تیکه دار؟بخدا من دلم خونه….تیکه داربرسونین

  251. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه خوانــنده بشــــم بعد کنسرت بزارم تو یه ورزشگاه بزرگ
    کل ورزشگاه پر بشـــه بعد من نــرم کنسرت و اجرا کــــــنم

  252. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه که رتبه ی یک کارشناسی ارشد رو بیارم،
    بعد این موسسات که زنگ میزنن و ازم میخوان در عوض یه چند میلیون اونا رو تبلیغ کنم،
    با کمال خونسردی بگم :نه متاسفم نمیتونم این کار رو براتون انجام بدم

  253. mohaddeseh tanha

    یکی از فانـــتزیام اینه کــه ســر سفره عقد وقتی عاقد میگه وکیلم؟

    بپرم وسط سفره عقد داد بــزنم : نه نه نه تو آخوندی

  254. mohaddeseh tanha

    یکی از فـانتزیام اینه که ، روز آخر ترم که نشستـم سر کلاس

    اســتاد موقعی که داره حضور غیاب میکنــه

    اسمِ مـنو بخونــه بعــد بـا صـدای پـر از درد و خسته بگــم : ” حــاضر”

    بعد استاد بگه آقا شما ۷ جلســه غـــیبت داشتی ، حذفی ایــن درس و ایشاا… ترم بعد،

    بعد بلند شم و استاد رو نگـاه کنم و همینجوری کــه کلاس رفــته تو سکوت آروم آروم برم سمــت اســتاد …

    بعـد که رسیدم جلـــوی استاد بگــم :

    ببین ! مـنو از حــذف کردن مـیترسونی ؟

    بعـد مـحکم بکــوبم رو مـیز داد بزنم دِ لعنتی حرف بزن …

    مــنو از حــذف کردن میترســونی ؟

    بعد بچه ها مـیان جدام کنن منو از اســتاد دور کنن

    همینجوری که دارم از کلاس میرم بیــرون ، داد میزنم :

    برو از خدا بترس …

    من چیزی واســه از دست دادن نــدارم …

    من زندگیــم رو باختــم لعنتی …

    بعـد همـینطوری کـــه همــه کپ کردن یــه کلّه محکم میکوبم به در

    بعدش در خورد میشه بعد من خـــونی و مـالی از کلاس میرم بیرون

    بعد اصغر فرهادی میگه کــــات … آفرین پسر آفرین

    بعد میـــاد جلو صورتم و میبوسه من میگم مخلصیم عمـو اصغر …

    کاری بود که بر میومد دیگه همه تشویق ســـوت اصن یه حــالی میده …

    من یه همچین توهــم هایـی میزنم یعنی …

  255. mohaddeseh tanha

    میخوام اینبار که مراقب اومد بالا سرم گفت : سرت بچرخه و تقلب کنی صفر رد میکنم ، یه نگاه به سبک فانتزی بهش بندازمو بگم : منو از صفـر میترسونی ؟ برو از خـدا بترس ! اونم که منقلب شده بگه اوکی هانی از یو ویش !

    فانتزیه دیگه ممکنه وسطاش زبونشـم عوض بشه !

    پرابلمیه ؟

  256. mohaddeseh tanha

    ﺻﻼ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﻢ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ : ﺧﺎﻧﻮﻣـﻢ ﻣﻬﻤﺎﻧﺪﺍﺭ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺑﺎﺷﻪ

    ﺑﻌﺪ ﻫﯽ ﻣﻦ ﺍﻟﮑﯽ ﺑﻠﯿﻂ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺑــﺮﻡ ﺳﻮﺍﺭ ﻫﻮﺍﭘﯿــﻤﺎ ﺑﺸﻢ ،

    همینکه ﺧﺎﻧﻮﻣﻢ ﺍﻭﻣـﺪ بهـش ﺑــﮕﻢ ﺣﺎﻟﻢ ﺑﺪ ﺷﺪﻩ !…

    ﺍﻭﻧﻢ ﺍﺯ ﺍﯾـﻦ ﭘﺎﮐﺘﺎ ﺑﯿﺎﺭﻩ ﻣـﻦ ﺗﻮﺵ ﺍﺳـﺘﻔﺮﺍﻍ ﮐﻨﻢ ﺑﺪﻡ ﺩﺳﺘﺶ ,

    ﺍﻭﻧﻢ ﺑﺎ ﻧﺎﺯ ﻧﮕﺎﻡ ﮐﻨﻪ ﺑﮕﻪ ﻓﺪﺍﺕ ﺷﻢ ﻋﺠﯿﺠﻢ ﺍﻻﻥ ﺑﻬﺘﺮ ﺷﺪﯼ ؟

    ﺧﺨﺨﺨﺨﺨﺨﺨﺦ

  257. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه که سوار اتوبوس باشــم یــکی با عــجله ســوار شه و کارتش شارژ نداشته باشه، بعد هی دنبال یکی باشه که بــراش کارت بــزنه و بعـــد برسه به من، منم دستمو بکنم تو جیــبمو کارتمو در بیارمو بدم بهش که کارت بکشه، بعد من همون موقع ایستگاه پیاده شمو کارتمم ازش پـــس نگیرم، داد بــزنه حداقل اسمتو بگو ؟؟؟
    منم محل ندمو تو عمود محو بــشم ! ( آخــه اُفُق دیگه جا نداره)

  258. mohaddeseh tanha

    ﯾﮑـــﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯼ ﻫﺎﯼ ﻣﻨﻪ ﺍﯾﻨــــﻪ ﮐــﻪ :

    ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﺜﻼً ﭼﻨـﺪﺗﺎ ﺯﻥ ﺑﺎ ﻫـﻢ ﺑﮕﯿــﺮﻡ ،

    ﺑﻌﺪ ﺧﻌﻠﯽ ﺑﺎ ﻫـﻢ ﻣﻬﺮﺑﻮﻥ ﻭﻫﻤﺪﻝ ﺑﺎﺷـﻦ

    ﻫﯽ ﺻﺪﺍﺷﻮﻥ ﮐـﻨﻢ ﻋَﯿﺎﻻﺕ ﻣـﺘﺤﺪﻩ …

  259. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه که :

    یه روز پشـت تلفـن تـوی جمـع بگـم خـودم رو با اولـین پـرواز میرسـونم …

  260. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه که ،

    دختر مورد علاقمو با یکی دیگه تو تاکسی ببینم ، بعد متوجه بشم که پسره پول نداره کرایه رو حساب کنه ، منم واسه اینکه پسره ضایع نشه ، یه پنج هزار تومنی بدم به راننده و بگم امروز روز تولدمه ، همه مهمون من….
    الهی بمیرم واسه خودم … !

  261. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه کـه با لحن جدی و خسته به یه دکتر بگم : ببین دکتر لطفا حاشیه نرو …

    بعد بلند شم و از پنجره مـطبش به افـق خیره بشم و بگم :

    فقط بگــو چـند روز دیگــه زنـده میمونم ؟

  262. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه کــه یــه روز کـه دارم تو خیابون راه میرم یهو ببینم یه دزد اسلحه اش رو گذاشته رو شقیقه یه خانوم ژانتی مانتی و میخواد کیفشو خالی کنه ،

    منم سریع بپرم بینشون و درحالیکه دارم تفنگ رو ازش میگیرم باهاش درگیر شم

    و درحین درگیری یهو صدای شلیک شنیده شه و چند ثانیه هر دومون چشم تو چشم به هم نگاه کنیم و یهو دزده بخوره زمین و در حالیکه از شیکمش داره خون فواره میزنه من بگم :

    نهههههههه من نمیخواستم اینطوری شه … در همین حین پلیس از راه برسه و منو دستگیر کنه !

    (شش ماه بعد)

    تو دادگاه در حالیکه من دارم بی گناهیم رو ثابت میکنم قاضی مــن رو مقصر بدونـه و به قصاص محکوم کنه بعد در حالیکه مـن نا امید شدم یه نگاه به خانواده ام میندازم میبینم همه شون دارن گریه میکنن و یه نگاه به خانواده مـقتول میکنم میبینم خون جلو چشاشون رو گرفته سریـع اونورو نیگا میکنم …

    بعد برمیگردم سپیده رو نگاه میکنم میبینم یه سر تکون میده به معنی خاک تو سرت ،

    عآخه به تو چه ربطی داشت نخود هر آش ؟؟؟ (بقیه شو یادم نمیاد عاخه شوکه شده بودم)

    خلاصه روز اعدام فرا میرسه و منو میبرن برای اعدام ؛

    بعد وقتی میخوان حکم رو اجـرا کنن قاضی بهم میگه آخرین خواسته ات چیه ؟

    منم میگم آخـرین خواسته ام اینه که اعدامم نکنین ،

    بعد قاضی با همکاراش یه مـشورت میکنه و با آخرین خواسته ام موافقت میکنه …

    بعد منم میرم تو افـق سحرگاهی مـحو میشم …

  263. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینـه کــه دارم با یه پراید هاچ بک گوجـه ای از افق میام خونه و دستم تو دماغمه و بینیم رو درمیارم گیلی گیلی میکنم و مـیندازمش تو خیابون بعـد یهو گوشیم زنگ میخوره منم تبلت جـدید اپلم رو از تو جیب شلوار کردیـم کــه ۱۶۰۰ تا پیلیسه داره در میارم و مـیگم : بنال !!!

    بعد اون یارو میگه : بهتره خودت رو از این بازی بکشی بیرون !!!

    میگم : کدوم بازی ککصصصااااافففططط ؟؟

    میگه : همون بازی کثیف …

    بعد من متوجه میشم وارد یه بازی کثیف شدم و سریع گوشیم رو قطع مـیکنم

    و میرم تو یه حموم عمومی خوب خودمو میشورم که از این بازی کثیف بیام بیرون !!

    بعد دوباره یارو زنگ میزنه ازم تشکر میکنه و میگه ولی خداییش گوشیت خیلی زاقارته …

    بهتره یه گوشی جی ال ایکس بگیری بعد من یه نگاه عاقل اندر سفیه بهش میکنم و میگم داداش شلـوار کــردی مال همچین موقعیتاییه دیگه …

    خدایـیش اون صبر و حوصلتون تو حلقم ینی بازم میخواین ادامه بــدم ؟؟؟

  264. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه که با مخاطب خاصم تو خیابون راه برم بعد

    یه پسره بیاد تیکه بندازه مــنم عین ایـن فیلما وایسم یواش برگردم و بگم :

    “هی پــسر … چـیزی گفتی ؟”

    پسره هم با پـررویی بگه آره …

    و بعد با هم گلاویز بشیم و خیلی سنگین همـدیگه رو بزنیم و مخاطب خاصم هی جیغ و داد

    و گریه … ملت دورمون ، اصن خیلی خفن ، بعـد کـه پسر رو زدم با لباس خاکی برمیگردم یه لبخند نرم مـیزنم و میرم سمت مخاطبم … نزدیکش کـه میشم صدای گلوله مـیاد و من میوفتم رو زانوهام … نگو پسره اسلحه داشته و با سر و صورت خونی نفسای آخرو میزنه و میمیره … مخاطب خاصمـم مـن رو بغل میکنه و فریاد زنان میگه : ”نـــه تو باید زنده بمونی”

    منم میگم : “دیدار بــه قیامت عزیزم” و میوفتم و جان به جان آفرین تسلیم میکنم …

    خداییش حقمو خوردن ، مـن لایق اسکارم ، اصغر خـدا ازت نگذره …

  265. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه کــه ﭘﯿﺮ ﮐﻪ ﺷﺪﻡ ﯾﻪ ﻋﺼﺎ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﺮﻡ ﺗﻮ ﭘﺎﺭﮎ ﺑﺸﯿﻨﻢ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩهای ﺩﯾﮕــﻪ ﺑــﮕﻢ ﯾـﻪ ﭘﺴـﺮﻡ ﺁﻣــﺮﯾﮑﺎ ﺩﮐﺘـﺮﻩ یـه ﺩﺧــﺘﺮ ﻫــﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﺳﻮﺋﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪ !

    بعد رو کنم سمت افــق و تـوی برگ های سنگفرش پارک مـحو بشـم !

  266. mohaddeseh tanha

    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐــﻪ :

    اههههه ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﯿﯿﻢ ﮐﻮﻭﻭﻭﻭش ؟

    ﺁﻗﺎ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﯿﻢ ﻧﯿﺴﺖ …

    ﻓﺎﻧﺘﺰﯾم رﻮ ﺩﺯﺩﯾﺪﻥ ، مــردم کمک …

  267. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه کـه مامور شهرداری بشم و یه کیف پر از پول پیدا کنم

    بعد بـرم تـو افـق همشو خرج کنم …

    همش که نباید فانتزی آمـوزنده باشه !…

  268. قشنگ بود ..ولی اقا مرتضی ی ساله اس دلتنگی میخوام نذاشتی..اس غمگینم نذاشتی

  269. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه که برم آمریکا تو این برنامه آمریکن آی دل شرکت کنم
    اول بشم
    ،یه میلیون دلارو بردارم بیام ایران
    یه پراید بخرم و با بقیش یه پسته فروشی بزنمو …
    خلاصه سری تو سرا در بیارم

  270. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه که پورشه پانامرا دیدم باعجله سوار شم
    بگم چرا دیر اومدی
    بعدش که راننده رو دیدم بگم : ااا ببخشید فک کردم بابامه !
    بعد پیاده شم

  271. mohaddeseh tanha

    امروز داشتم برمیگشتم خونه یه مرده ازم پرسید افق کجاست؟
    گفتم: همینو مستقیم بری تو افق محو میشی دیدم
    بد نگاه کرد(شایدم نفهمید چی گفتم)
    بهش گفتم:کجا بهتون ادرس دادن؟
    گفت: کوچه ی کنار مروارید نگو یارو موسسه زبان افق رو میگفت.
    اینقدر ضایع شده بودم که نفهمیدم چه جوری خودمو محو کنم.

  272. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه بفهمم جرا با اینکه
    سالهاست در تولید گوجه فرنگی خود کفا شدیم
    اما هنوز اسمش به گوجه ملی تغییر نیافته!

  273. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه که با یه پسر فقیر دوست بشم بعد دو سه ماه که فهمید عاشقشم بگه که پسر بزرگترین تاجر ایرانه و داشته عشق منو امتحان میکرده ! بعد منم ناراحت شم باهاش کات کنم …

  274. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه که دختر همسایمون تیر بخوره بعد سریع با هلیکوپتر برسونمش بیمارستان بعد دکتر بگه : اوه خدای من ! این گروه خونیش خَـعلی کم یابه ! بعد پرستار با قیافه ی عاشوفته به دکتر بگه دکتر نبضش ضعیف شده باید هرچه زود تر بهش خون برسونیم بعد مادر دختر همسایمون شروع کنه به گریه کردن , پدرش به دکتر بگه دِ عـاخه لامـــــصب یه نگاهی به دور و بَـرت بـنداز ! دخترم داره جون میده ! بعد دکتر داد بزنه بزنه کسی نیست این فداکاری رو انجام بده !؟ بعد من در حالی که دارم هلیکوپترو خاموش میکنم و سوییچشو در میارم , از هلیکوپتر بیام بیرون و با یه لبخنده ملیح آستینمو بزنم بالا به دکتر بگم بیا بزن بعد پدر دختر همسایمون با لبخند بگه چرا دیر کردی داماده گــُلم ؟ بعد من برم توی اتاق عمل بعد که دختره بهوش اومد بگه ، پس عشق من کوش ؟ بعد باباش از پنجره به افق خیره بشه و لبخند رضایت بگه ، متاسفانه باید بگم به خاطـره ها پـیـوست
    روحـش شاد …

  275. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام همیشه این بوده که توی سیستم عامل ویندوز یک مشکل پیدا کنم بفرستم براشون بعد بیل گیبس زنگ بزنه بگه مهندس لطفا بیا امریکا تو مجموعه من ، دخترمم میدم بهت کنیزت باشه تا آخرررر عمرش ، خونه ماشین پول همه چی میدم بهت . . .
    منم بعد از یک دقیقه سکوت بگم : خیلی دلم میخواد اما من متعلقم به این مردمم !

  276. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه که با دوستام برم ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ !
    ﺑﻌﺪ ﺗﻮ ﯾﻪ ﺑﺮﻑ ﻭ ﺑﻮﺭﺍﻥ ﻣﻦ ﭘﺎﻡ ﺑﺸﮑﻨﻪ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﺘﻮﻧﻢ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﻨﻢ !
    ﺑﻪ ﺍﻭﻧﺎ ﺑﮕﻢ ﺑﺮﯾﺪ ﻭ ﻣﻨﻮ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺩﺗﻮﻧﻮ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﯾﺪ . . .
    ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻧﺎ ﺑﮕﻦ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺑﻌﺪﺵ ﻣﻦ ﺑﮕﻢ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺩﺗﻮﻧﻮ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﯾﺪ ، ﻣﻨﻮ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﯿﺪ . . .
    ﺑﻌﺪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺑﺮﻥ ﻭ ﻣﻨﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺬﺍﺭﻥ . . .
    ﺑﻌﺪ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺗﻮ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﮔﻤﺸﺪﻥ ﻭ ﯾﻪ ﺷﯿﺮ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﻭﺣﺸﯽ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺣﻤﻠﻪ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭ ﺍﻭﻧﺎ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﻭ ﻣﻮﻗﻊ ﻓﺮﺍﺭ ﺗﻮ ﺑﻦ ﺑﺴﺖ ﮔﯿﺮ ﻣﯿﮑﻨﻦ . . .
    ﺑﻌﺪ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺷﯿﺮﻩ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﻨﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﯾﻪ ﺷﻠﯿﮏ ﺑﯿﺎﺩ ﻭ ﺷﯿﺮﻩ ﺑﯿﻔﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﺸﺖ ﺍﻭﻥ ﺻﺤﻨﻪ ﻣﻦ ﺑﺎ ﯾﻪ ﺗﻔﻨﮓ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺯﺵ ﺩﻭﺩ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﯾﻪ
    ﭘﺎﯼ ﻣﺠﺮﻭﺡ ﻭﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻡ ، خورشید ﺑﻪ ﺭﻧﮓ نارنجی داره پشت سرم غروب میکنه یه تًف مارکدار بندازمو برم تو افق محو شم . .

  277. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه که سر میز شام وختی که همه دارن غذا میخورن من هی با غذام بازی کنم بعد بابام خَعلی باکلاس بهم بگه آ قربونش برم چرا غذاتو نمیخوری ؟ بعد من با یه لبخند ملیح بگم مرسی پدر میل ندارم … ولی لامصب یا همیشه مِث گاو میخورم یا بابام یه خورده سنگین برخورد میکنه و کلمات رکیک استفاده میکنه که چون اینجا خونواده نشسته از گفتنش معذورم …

  278. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزی هام اینه برم سره کلاس هندسه،
    … بگم این درسا بسه
    کاشکی این زنگ بخور دل به دلدار برسه !!
    بعد استاد حذفم کنه !
    من پاشم نگامو بندازم توو نگاش
    درحالی که میرم تو افق،
    بگم خوب دستِ منو خوندی
    منو بدجوری سوزوندی

  279. مهســــــــــــــــــــــا

    یکی از فانتزیام اینه ی بار دیگه فاطمه حسین زاده بیاد ببسنه هنوز اس ام اس خوریا تو تحریمن
    قابل توجه آقا مرتضی

  280. mohaddeseh tanha

    معدل این ترممو حساب کردم دارم وسایلمو جمع میکنم راهی شم سمت افق

  281. mohaddeseh tanha

    چندتا فانتزی واسه بابام خوندم ، گفت جا این قرطی بازیا نمره ها امتحانتتو نشونم بده کافیه افتاده باشی اول افقیت میکنم بعدم میفرستمت افق . .

  282. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه که بابام بفهمه سیگار میکشم ! بعد بیاد بزنه تو گوشم بگه کصافـط چرا سیگار میکشی ؟ برو آب پرتقال بخور !!
    منم بگم ، ترجیح میدم سیگاری رو بکشم که صادقانه روش نوشته : سرطان زا ؛ تا آبمیوه ای رو بخورم که روش به دروغ نوشته : ۱۰۰% طبیعی . . .
    بعد بابام اشک تو چشماش جمع بشه !
    منم یه لبخند نرمی بزنمو تو دود سیگارم برم محو بشم

  283. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه که ﭘﯿﺮ ﮐﻪ ﺷﺪﻡ ﯾﻪ ﻋﺼﺎ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﺮﻡ ﺗﻮ ﭘﺎﺭﮎ ﺑﺸﯿﻨﻢ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﺍﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﮕﻢ ﯾﻪ ﭘﺴﺮﻡ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺩﮐﺘﺮﻩ یه ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﺳﻮﺋﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪ ! بعد رو کنم سمت افق و توی برگای سنگفرش پارک محو بشم !

  284. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزی های من اینه که برعکس همه که کم کم توی افق محو میشن
    من از افق بیام بیرون و کم کم پدیدار بشم . . .
    آرههههه !
    آرهههههه ، یه همچین آدمیم من . . . !

  285. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه توی آمریکا باشم ( لاس وگاس ) آواره خیابونا شم خسته و بی پول همینجوری که دارم قدم میزنم و تو فکرم و از زندگی سیر . . .
    یهو سرمو بلند کنم ببینم جلوی در یه کازینو ام با خودم بگم من دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم بعد جیبامو بگردم و یه ۵۰ دلاری (تنها پولی که دارم ) از جیبم در میارم و میرم توی کازینو و همه پولمو میدم بینگو بازی میکنم . . .
    یهو در عین ناباوری یه میلیون دلار ببرم و میلیونر شم !
    پولمو بگیرم و در حالی که همه دارن بهم حسرت میخورن از کازینو بیام بیرون . . .
    چیه منتظری محو شم ؟؟
    اصلنم محو نمیشم همه پولمو میبرم زندگیمو میکنم بعد عمری میلیونر شدم مگه مرض دارم محو شم ؟؟؟

  286. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه که صبح از خواب پا شدم در اخبار بشنوم دلار سقوط کرده ، قیمت یک دلار شده یک ریال اونوقت با نصف حقوق یک ماهم یه بوگاتی می خرم در افق تویه گرد غبار ها محو می شم

  287. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه که دکترای کامپیوتر ( شاخه نرم افزار + شبکه ) داشته باشم بعد یه روز صبح که دارم میرم بیرون در پارکینگو که باز میکنم که برم بیرون همزمان دختر همسایمون با ماشین بخواد بیاد داخل ، بعد ماشینامون شاخ به شاخ بشن و از تو ماشین به هم خیره بشیم بعد عاشق بشیم بعد همون موقع همینجوری الکی به ضرب گلوله کلت کمری کالیبر ۵۰ کشته بشم و دختره پیاده بشه بیاد بغلم کنه بگه عزیزم تنهام نذار . . .
    منم در حالی که دارم جون میدم به افق خیره بشم بعد تموم کنم !
    سوال شده که چرا دکترای کامپیوتر داشته باشم ؟ به نکته خوبی اشاره کردید ولی ۱۰۰ بار گفتم تو مسائلی که به شما مربوط نیست دخالت نکنین ! روحمم که رفت همون جای همیشگی تو افق . . .

  288. HamiD

    داداش اس تیکه دار هم آپ کن دیگه منتظرییییییییییم

  289. mamad026

    مثل همیشه ۲۰ بود..خسته نباشی آقا مرتضی

  290. mohaddeseh tanha

    میگن تو جهنم یه سرى دود هست هر چى میری توش محو نمیشى !
    تازه افقم نداره !
    خخخخخخخ

  291. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه بمیرم بعد عکسمو که دارم لبخند میزنم و یه خط سیاه کنارشه بزارن تو سایت ، بعد شما کامنت بزارین : روحش شاد خیلی آدم با حالی بود

  292. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه یه نوشابه بخرم گازشو بگیرم برم شمال . . . !

  293. mohaddeseh tanha

    یکی‌ از فانتزیام اینه که یه پتو اختراع بشه که سوراخ سوراخ باشه ، واسه ماهایی که همیشه گرممونه ولی‌ بی‌ پتو هم خوابمون نمیبره
    خخخخخخ

  294. mamad026

    کثل همیشه ۲۰ بود..خسته نباشی آقا مرتضی

  295. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه که یه پیکان ۴۸ خسته بخرم بعد باهاش برم پشت چراغ قرمز بقل یه فراری ۴۵۸ وایسم با بوق ده یازده یه بوق بزنم و اشاره کنم شیشو بده پایین و بهش بگم پایه ی کورس تا چراغ بعدی هستی ؟ سر ماشینامون !
    بعد یارو هم قبول کنه !
    چراغ که سبز شد یک ثانیه بعد از اون راه بیفتم و در کمال ناباوری ازش جلو بزنم
    اونم سر چهارراه بعدی بیاد جلو ماشینم و از ماشینش پیاده شه و سوییچشو بده بهم منم قبول نکنم و با پیکانم از صحنه محو شم

  296. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزیام اینه که یه بار بلیط هوا پیما برا کیش بگیرم . بعد وقتی میرم فرودگاه مامورای فرودگاه منو اشتباهی بفرستن سوار یه هوا پیما دیگه بشم . منم بی خبر از همه جا ( تا رفتم تو هواپیما گرفتم خوابیدم )
    یدفه تا از هواپیما پیاده میشم ببینم که تو فرودگاه جزایر قناریم . بعد برم لب ساحلش خودمو محو کنم آخ که چه حای میده

  297. mohaddeseh tanha

    ورژن جدید فانتزیم اینه که :
    .
    از افق ظاهر بشم .
    محو شدن خعلی خز شده

  298. mohaddeseh tanha

    یکی از فانتزی هام اینه که راننده تاکسی باشم بعد یه مسافر سوار کنم و تو یه جای شلوغ پیادش کنم و وقتی که پیاده شد کیفش رو جا بزاره و وقتی کیف رو که میگیرم دستم یه صدای جیک جیک ازش بشنوم و وقتی که خوب نگاش کنم ببینم یه بمب توشه ، منم سریع گازش رو بگیرم خودم رو برسون به دریایی که نزدیک اون منطقست و گازشو بگیرم ماشینو با بمب پرت کنم تو دریا منم خودم قبل از اون بپرم پایین و همین که ماشین افتاد تو اب منفجر بشه و همین که بلند شدم مردم شروع کنن به دست زدن برام ؛ منم با غرور تمام تو افق به سمت اداره بیمه محو بشم !

  299. mohaddeseh tanha

    دمــــــــــتــــــــــ گــــــــرم آقـــــــــ مرتضـــــــــــــــــی.

ارسال پاسخ

برای استفاده از شکلک ها رو آن های کلیک کنید

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNo