متن فلسفی درباره سال جدید و نوروز

نوشته فلسفی زیبا در مورد سال نو

نوروز تمام شد و رفت !
ما مسافرت هایمان را رفتیم و برگشتیم.
فامیل های دور و نزدیک را دیدیم و شهرهایمان را دوباره پر از خاطره ها کردیم.
روستاهایمان را پر از بهار و شکوفه نگاه کردیم و عین خیالمان نبود که دوباره باید برگردیم و باز هم همان حرف ها و همان کارهای همیشگی را که نامش زندگی است تکرار کنیم.
آخرهای اسفند کوله بارمان را به دوش گرفتیم و دستی به سر و رویمان کشیدیم و از روزهای تکراری دست کشیدیم و رفتیم ؛ خیلی هایمان سیاست را پشت در جا گذاشتیم و یاالله یاالله کنان وارد خانه های هم شدیم و کنار سفره های هفت سین نشستیم ، هرچند اقتصاد همانجا کنار آن سفره های هفت سین هم رهایمان نکرد اما خندیدیم و گذشتیم ؛ حرفی هم اگر زدیم خیلی زود آن را با لبخندی عوض کردیم تا کاممان تلخ نشود.
نوروز تمام شد و رفت و ما حالا دوباره برگشته ایم که سال دیگری را آغاز کنیم …
معلوم نیست تا کی دوباره دوام بیاوریم.
معلوم نیست تا کی از باران و بهار و شکوفه ها لذت ببریم و همه چیز را بد نبینیم.
معلوم نیست تا کی دوام بیاوریم و از خودمان و دیگران و شهر و دیارمان بد نگوییم.
معلوم نیست تا کی و کجا دوام بیاوریم و باز مثل روزهای عادی سال مثل بعضی از خودمان زیر پای هم را خالی نکنیم.
نوروز و تعطیلات نوروز تمام شد و رفت و ما حالا دوباره برگشته ایم که کار کنیم.
نوروز عیدی دادیم و عیدی گرفتیم و خوشحال شدیم و حالا معلوم نیست تا کی هوای عید توی سرمان بماند و خوشحال شویم و خوشحال کنیم.
سال تازه آمده است و ما از درونمان احساس خوبی داریم ، حالمان خوب است و البته انگار می ترسیم ؛ می ترسیم از روزهایی که بیایند و ما تازگی را از دست بدهیم.
می ترسیم از روزها و شب هایی که دوباره خسته شویم و باز بگوییم که این سال کی تمام می شود …
حالا در حال سبک و سنگین کردن روزهای آغاز سال هستیم. می خواهیم بدانیم این روزهای آغاز سال روزهایی نیکوست یا نیست ؟ ما این روزها مدام به این فکر می کنیم که سالی که نکوست از بهارش پیداست ؟
فعلا از باران های بهاری و شکوفه ها و درخت ها و خاطره های نوروز و دید و بازدید ها و تبریک ها شادیم و می خندیم ؛ انگار که بعضی از ما فقط باید تعطیل باشیم و بخوریم و بخوابیم و بگوییم و بخندیم که از زندگی لذت ببریم ، همین است که می ترسیم از روزهایی که باید کار کنیم و خسته بشویم. انگار بلد نیستیم و نمی دانیم که لحظه ها می گذرند و نوروزها می آیند و می روند و آنچه می ماند نتیجه کارهای ماست.
نوروز تمام شد و رفت و هم ما رفتیم و برگشتیم و حالا سالی دیگر پیش روی ماست ؛ سالی که خودمان بیشترین سهم را در چگونه گذراندن آن داریم ، سالی که باز هم تمام می شود و این ماییم که باید در پایان آن دوباره به بهارش بنگریم و ببینیم آیا واقعا سالی که نکوست از بهارش پیداست ؟مطالب مرتبط :
اشعار و نوشته های زیبای فصل بهار و نوروز 93
خاطره های زیبا و به یاد ماندنی روزهای عید
خاطرات خاص و فراموش نشدنی عید نوروز

0
اشتراک‌گذاری
admin

۱۳ دیدگاه

  1. پیام

    kheili khooooooooob bud
    mersiiiiiiiiiiii

  2. هخامنش

    خانمhamide.ghاتفاقا شمادارید ناآگاهی به مردم میدید.همینطور یه متنی به شمارسیده و بدون تحقیق به دیگران هم اعلام میکنید،اصلا خودتون تحقیق کردین؟اگه تحیق کردین رسیدین که خیلی خوبه.امااگه نه،پس خوبه برین تحقیق کنید.درباره مورد اولی،ادرارشتربه عربی میشه:الجمل بول.وجالبه بدونی فقط برای همین شتراز نفر استفاده میکنن،جون اززمان پیامبر(ص)دیه آدم شتربوده والآنم دربینشون هست.مورد سومی تاحدودی قبول دارم،البته بایدخودماایرانیان متوجه بشیم.درموردشاهنامه هم،من خودم نخوندمش،اماتاجایی که میدونم فردوسیی که زحمت کشیده این همه ازایرانیان به نیکی گفته بعیدمیدونم همچین آخری داشته باشه،اماحتما میرم میخونم.البته همه ارق ملی دارن اما سعی کنیم ارق ملی همراه باصیرت داشته باشیم……بصیرت یادتون نره…..

  3. hamide.gh

    عربها به ما آموختندب جای خوراک بگوییم غذا ک خودشان ب ادرار شترهایشان میگویند.
    ب ما آموختند ک برای شمارش خودمان ازنفراستفاده کنیم ک خودشان برای حیوانات بکارمیبرند
    ب ما آموختندک ب جای واق واق سگ بگوییم پارس ک نام سرزمینمان است. ب ما آموختند ک شاهنامه اخرش خوش است چون اخرشاهنامه ایرانی ها از عرب ها شکست خوردند. آیا زمان رهایی ازناآگاهی فرانرسیده؟؟؟؟

    • فرهاد م

      خیلی جالب بود مرسی

    • دوست سما

      hamide.gh چیز های که شما می فرمایید کاملا درست است. همین را بگویم که لغات در فرهنگ های مختلف فرق می کنه.مثلا سکس در ادبیات انگلیس معنی جنسیت می دهد و در ایران معنی دیگری.ایمکه می گوییم شاهنامه اخرش خوش است. منظور جنگ اعراب با ایرانیانی بود که بت ÷رست بودند و بعد از شکست مسلمان شدند که اگر از بعد مذهبی بگوییم خوش بوده چون بت ÷رستی به خداپرستی تبدیل شده است. و تحقیق شما کاملا درست است.

    • kimia

      سلام یه سوال پیش آمد عربها خودشون “پ” رو ندارن چه طور به ما آموختند که به واق واق سگ بگوییم پارس ؟؟؟

  4. gandom

    بگذار عظمت در نگاه تو باشد نه در انچه تو میبینی
    البته میدونم همتون همین جوری هستین
    میدونین چرا ؟ خوب معلومه چون رفیق خودمین
    میخوامتون بد جور

  5. گلبهار

    ممنون جالب بود کی نوشته؟

ارسال پاسخ

برای استفاده از شکلک ها رو آن های کلیک کنید

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNo