متن و دست نوشته های عاشقانه بهمن ۹۲

دست نوشته های زیبای بهمن 92

سلام خدمت همه دوستان عزیز سایت اس ام اس خور ، شبتون بخیر
یه سری دیگه از دستنوشته های ارسال شده دوستان رو براتون آماده کردم ؛ از نویسنده های مطالب عذرخواهی میکنم چون این نوشته ها خیلی وقت پیش برای سایت ارسال شده بودن و باید خیلی زودتر از اینها وارد سایت میشدن ولی به خاطر حجم زیاد مطالب ارسال شده تا حالا داخل صف بودن !
از خانم ها “♥ هانیـــــه ♥” و “نازی” که مطالب رو برای سایت ارسال کردن تشکر میکنم…
اگر نظر ، انتقاد یا تحلیلی در مورد نوشته ها دارین ، توی قسمت نظرات بنویسید !
شب خوبی داشته باشین !

.
.
خدایا آغوشت را همین حالا نیاز دارم
همین حالا در کنج ویرانه های این دنیا با یک بغل حسرت نشسته ام
آغوشت را برای روزهای تنهاییم نیاز دارم
دستانت را که باز کنی ، هرجا که باشم خودم را به آغوشت میرسانم
تو که باشی ، دنیا با همه ی تاریکی هایش برایم زییا میشود
مهربانم ، صدایم کن که صدایت همچو لالایی مادرانه برایم شیرین است
گلایه هایم را نادیده بگیر ؛ تو خودت خوب میدانی که من دیگر به جز تـــــــــــو کسی را ندارم…
فرستنده : ♥ هانیـــــه ♥
.
.
به گذشته که برمیگردم غرق میشوم ، غرق روزهایی که آنقدر تلخ بودند که هرچه بود تباهی بود و بس.
هرکه آمد و نشست ، شکست و رفت !ای روزگار ، کسی تکه های شکسته ام را جمع نکرد ، هیچکس اشکهایم را پاک نکرد…
آه ای سرنوشت شوم ، زخم ها زدی و دردها دادی ، چه ها که نگرفتی ! زخم هایت هنوز سره باز دارند !
چرخی میزنی و نمکدان به دست نمک میپاشی و من هربار چه عاجزانه به خود میپیچم ، به خود که می آیم به دستان خالی ام زل میزنم ؛ دستانی که روزی برای دستهایش آرامش بودند…
فرستنده : نازی
.
.
بیچاره مادرم
آرزویش خوشبختی من بود ، اینکه منو تو لباس سفید عروسی ببینه
مادرِ سیاه پوش من ، سفید پوشیده ام ولی نه سفیدپوش عروسی
من داغدارم ، من سیاه پوشم ، من از درون سیاه پوشم ، سیاه پوشِ روزی که به عکسام خیره میشی و اشک میریزی ، سیاه پوش روزی که دیگه نیستم اشکاتو پاک کنم و دلداریت بدم ، منو ببخش !
بیچاره مادرم ، سیاه پوشم ، سیاه پوش فریادی که در گلو شکست ، سیاه پوش بغض های نشکسته ، سیاه پوش رفتن ها ، سیاه پوش دردهای بی انتها ، سیاه پوش بی کسی هایم ، سیاه پوش روزی که همه سیاه پوشیدن و من سفید پوش
روزی که می آیی ، افسوس که من خفته در خاکم… افسوس…
فرستنده : ♥ هانیـــــه ♥
.
.
روزهای بی کسی ام تاریک و غم انگیز است ، چشمانم را که باز میکنم همه جا تاریک است…
چشمانم را که میبندم باز هم تاریکی !!! با اینکه نور است و روشنایی ولی من باز هم چیزی نمیبینم ، چشم دلم دیریست جایی را نمیبیند ؛ بزرگان عشق میگویند : به زودی کور خواهم شد ، کورِ عشق… من دیگر نمیبینم ، میبینی ؟؟؟!
فرستنده : نازی
.
.
دلم که میگیرد آشفته بازاری راه میوفتد ، گویی سر از بازار مس گرها درآورده ام !
جالب آن است دلم که میگیرد دور و برم خلوت تر میشود درست مثل آن کوچه ای که منتهی است به بن بست و کسی پا در آن نمیگذارد ، مگر به اشتباه !!!
دلم که میگیرد ، یک آغوش باز میخواهد تا مرحمی بر زخم های سر باز شده ام باشد امــــــــا تمامی آغوشها برایم تابلوی “ورود ممنوع” به دست گرفته اند…دلم که میگیرد…
فرستنده : ♥ هانیـــــه ♥
.
.
شادی هایت را با شکستن قلک کوچک قلبم که مهربانی ها را در آن اندوخته بودم خریدم ولی دارایی ام را به مانند دود سیگارت به باد دادی
دل کوچکم مانند طوفانی سرگردان به دنبال تو می گردد ای تنها دلیل بودنم !کاش میدانستی بی تو از تمام این بودن ها و نبودن ها هیچ نمی خواهم و تو درمان تمام این زخم هایی…
چشمان بی جانم باز خیس است و از نبودنت بیمناک ، تو اما بی تفاوت از کنار تمام این ناآرامی ها گذشتی و من همچنان مانده ام و میمانم در این ویرانه اما تنها…
فرستنده : نازی
.
.
صدایم بغض آلود است و تو آن طرف خط محکم حرف میزنی حسابی ، آنقدر که دلم میلرزد !با عجله و شادی ، انگار از زندان رها شده ای !
میگویی : کاری نداری ؟ پس یادت باشه ! نه زنگ نه اس ، باشه ؟ و این بود پایان من برای تو ! به همین سادگی…
تلفن را که قطع کردم ، گریه تمام وجودم را گرفت ؛ سخت بود فراموش کردن حرفهایت گرچه دروغ بودند !
من هیچکدام از خاطراتمان را به دیگری ترجیح نمیدهم ، تمام با تو بودن ها برایم عزیزند… تو برو به خیانتت برس عزیز دلم !
فرستنده : ♥ هانیـــــه ♥
.
.
این روزگار تلخ بر وفق مرادم نمی چرخد ؛ هربار که چرخی میزند امیدی می گیرد و امیدهای دل عاشقم را یک به یک زنده به گور میکند !دستهایم را دراز کردم تا آرزوهایم را برگرداند ولی چیزی جز “خاک” نصیبم نشد که نشد ، حتی آرزوهایم را با خود به گور نبرده ام…
فرستنده : نازی
.
.
اضافه ام در این دنیا ، در این قسمت از زمین ، در این بخش از جهان !
من یک موجود اضافی شده ام ؛ نه به درد میخورم و نه کسی دردم را میداند…خسته ام از خودخوری و در خود مردن ، از وعده دادن به خود خسته ام ، از انتظار آینده را کشیدن !
فرستنده : ♥ هانیـــــه ♥
.
.
بغض هایم را مسخره نکن ، به سه نقطه هایم نخند !تمام زندگیم نقطه چین است ؛ اینجا تاریکی ذهن من است ؛ اینجا کلبه وحشت من است ، چرخ و فلک خاطره هاست ، سکوت چشم ها و سرسره ی بغض هاست !
در دنیای من خبری از گل و درخت نیست ، روشنی نیست و سیاهی مطلق است…
سکوت کن و رد شو و چشمهایت را ببند تا تن لش زندگی مرده ام را نبینی ؛ گوشهایت را بگیر تا صدای زجه هایم را نشنوی…
اینحا مرگ لحظه هاست ، تلخی نفس هاست و سردی عاطفه هاست !
فرستنده : ♥ هانیـــــه ♥
.
.
به دستهایم که نگاه میکنم جای خالی دستانت را هزاران بار به یاد می آورم… جایت در زندگی ام خالیست ، آنقدر خالی که به هر گوشه ای که می نگرم آزارم میدهد…
آری این نگاه ها آزارم میدهد ؛ این نگاه ها چه سودی دارند وقتی به جای تو جای “خالی”ات را می بینند ؟؟؟ تو بگو !
فرستنده : نازی
.
.
سلامتی روزی که من سفید پوشم
سلامتی روزی که دوستام مشکی می پوشن
سلامتی یه صدای بلند و تکرار جمعیت
سلامتی صوت قرآن کریم
سلامتی اشکا ، سلامتی خاکا ، سلامتی دل کندنا ، سلامتی تنهایی زیر خاک !
سلامتی روزی که من نیستم و به خاطرات می پیوندم !
فرستنده : ♥ هانیـــــه ♥

مطالب مرتبط :
دلنوشته های عاشقانه خانم “نازی”

5
اشتراک‌گذاری
admin

۴۷ دیدگاه

  1. سید علی

    خیلی زیبا بود.

    می گویند هر گلی..
    در هوای خودش می روید
    نیلوفر در آرامش مرداب
    وزنبق در سکوت دره ها
    تو از کدام تیره ای
    که هر جای دنیای من
    سبز می شوی!
    نه فراز می شناسی نه نشیبی..

  2. افشین

    از مزگ میترسم فقط بخاطر گریه هاس مادرم…

  3. تنها ترین عاشق دنیا

    سلام هانیه خانوم مرسی ۲۰ اگه ادمابدین فکر کنم یه مویسنده ۲۰ بشین

  4. ♥هانیـــــــــه♥ مرسی عالی بود …!

  5. ** Rooham **

    من به اندازه چشمان تو غمگین ماندم و به اندازه هر برق نگاهت نگران
    تو به اندازه تنهایی من شاد بمان !

  6. ** Rooham **

    هیچگاه عشق را با محبت، دلسوزی، ترحم و دوست داشتن یکی ندان چون همه اینها اجزاء کوچکتر عشق هستند نه خود عشق

  7. آرزو یاری

    مرسی بابت دلنوشته هاتون اشکها و بغض هام دوباره سر باز کردن.
    فقط میخوام به میلادم بگم ولنتاینش مبارک باشه دلم با یادروزای گذشته به درد میاد و هزار بار تو خودش میشکنه .همسرمن این انصاف نبود پشتمو خالی کنی.

  8. ترنم بهاري

    عالی! خیلی خیلی قشنگ بودن هانیه جون. مخصوصا اون که میگفت: صدایم بغض آلود است و تو آن طرف خط محکم حرف میزنی حسابی….خیلی خوشم اومد.. ولی نازی و هانیه ی عزیزم، انقدر غمگین ننویسید..یه کم امید خرج قلمتون کنید. بذارید دلنوشته های قشنگتون قشنگ تر بشه. مرسی و خسته نباشید

  9. پیام

    «پیشانی ام» سجده گاه لب هایت؛
    «چشمانم» میعادگاه قدم هایت؛
    «دستانم» تکیه گاه خستگیهایت؛
    و «قلبم» حریم دلتنگیهایت؛
    تمامی اینها ، ارزانی «نیم نگاهت»!

  10. مهندس

    سلام از اقا مرتضی هانیه ونازی تشکر میکنم… نوشته ها خیلی افسرده بودن. یه درخواست دارم ازتون اقا مرتضی.. موضوعات سایت دارن به سمت تکراری شدن میرن اگه میشه یه پست جدید بذارید واختصاص بدید به جملات امیدوارانه وازین حرفا… منظورم اینه که تو جملات حرف از اومدن معشوق باشه نه رفتنش. جمله هایی که سرشار از انرژی مثبت وامید باشه. البته منظورم پست عاشقانه نیستا.. یه چیز متفاوت. اگر موافقید بگید، من شدیدا حاضر به همکاریم.

  11. مهندس

    از خدا وعده آمدنت در این بهار را گرفتم، البته گفت: به شرطی که غبارهای دلت را بروبی وسیاهی هایش را بشویی… وقت تنگ است، باید از همین الان شروع کنم.
    این دم عیدی خونه دل همتون تمیزو بی آلودگی باد

  12. پیرکنعان

    سه بار نظر گذاشتم ولی درجش نکردی که اصلا واسم مهم نیست..امید وارم بدون هیچ نیتی بوده باشه که فکر نمی کنم این طور بوده باشه …شما با اقای فرزاد*نویسنه سایت اس تی ار*رفیقی؟؟؟به هرحال کار شما درست نبود به منم هیچ توهینی نشد چون کار اشتباهی انجام ندادمو ولی شما نمی تونی به نظرایی که به ساتتون فرستاده میشه این طوری کنید این طور که همه میدونن یه سایت به بازدید کننده هاش و طرفتاراشه که اس خور هر دوتاشو داره…..
    سایت خوبی دارید…خداحافظ

    • Morteza

      دوست عزیز احتمالا یکی از این دوتا حالت پیش اومده :
      شاید مطلب شما تکراری بوده !
      شاید مطلب شما غیرمرتبط بوده و من متن شمارو کپی کردم تا توی مطلب خودش بزارم.

  13. ˙·٠•●♥Baran♥●•٠·˙

    سر به هوا نیستم امــــــــــــا همیشه چشم به آسمان دارم
    حال عجیبی ست دیدن همان آسمان که “شاید“ تــــــــــــو دقایقی پیش به آن نگاه کرده ای !

  14. ˙·٠•●♥Baran♥●•٠·˙

    هنوز هم ، حوالی خواب های شبانه ام پرسه میزنی
    لعنتی دیر وقت است ، آرام بگـــــــیر
    بُگذار یک امشب را آسوده بخوابم…

  15. سلام
    عالی بود عالی………دستتون درد نکنه

  16. گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم و ببرم بخوابانمش!
    لحاف را بکشم رویش و دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم!
    حتی برایش لالایی بخوانم و وسط گریه هایش بگویم: غصه نخور خودم جان!
    درست می شود ، درست می شود!
    اگر هم نشد به جهنم… تمام می شود… بالاخره تمام می شود…

  17. دستتون درد نکنه “♥ هانیـــــه ♥” و “نازی”

  18. عااالی بودهانیه جون..منم درد زیاد کشیدم اما چندوقته یادگرفتم بخندم وبگم”چون میگذرد غمی نیس”

  19. neda

    هانیه جون عالی بود… تمومش ب حاله این روزای من میاد! بازم مرسی

  20. ♥هانیـــــــــه♥

    مرتضی دستت درد نکنه؛بچه ها ازهمتونم مچکرم که وقت گذاشتین و دلنوشته هامو خوندین؛اگه جایی از دلنوشته هام مشکل داشت شما به بزرگواری خودتون ببخشید و اگه بگید که کجاش باید اصلاح بشه خوشحالم میشم؛امیدوارم خوشتون بیاد؛نازی جونم دلنوشته هات قشنگ بودن

  21. گردن عشــــــــــق را لا به لای گیوتین زمـــان بگذار
    تاب دیدنش را ندارم
    خون تنهــــــایی می پـــــــــاشد بر جســـــــــــم و جان مـن من
    روی بر میگردانم از هرچه پیش رویم استـــــــــ
    امـا بدان در غـــــــم نبودنش
    فریــــــــــــاد دوستت دارم بر می آورم
    و چنگ بر احســـــــاس میکشمــــــ
    هوای روزگار را با اشک هایم اشباع میکنمـــــــــ
    غم انگیز استـــــ
    من با دیدنش بالا می آورم هرچه در دلــــــم مانده نیــــست
    و کلبه ی تنهایی من لبریز شده است از نبودنش
    تو گردنش را بزن
    بیخیال من باش
    من با خودم زندگی را ویــــــــــــران خواهم کرد
    با اینکه با مرگش دلگـــــــــــیر میشوم
    اما گناه کار بود…
    به افکارو خیال داشتنت در سرم اجازه ماندن نداد
    و آن ها را آواره ی کوچه های سردر گم با تو بودن کرد
    بزن گردنش را بزن
    با اینکه نابود میشوم اما بزن
    منتظر خواهش من نمان
    بزن…
    قسمتی ازفیلم نامه ی زندگی با کارگردانی من
    با بازی هیچـــــــــــــکس…

  22. همین الان که اینومیخونی بهش عمل کن دلیل نمیخاد که…اگه مادرت پیشته بوسش کن…اگه پیشت نیست زنگ بزن حالشوبپرس…اگه قهری آشتی کن…اگه ازدستت ناراحته دلشو بدست بیار…اگه درقیدحیات نیست عکسشوببوس وباهاش حرف بزن…
    بغض نکن دیگه دوس نداره
    تقدیم به همه مادرای ایران زمین
    واسه شادی روح مامانم فاتحه یادتون نره

  23. سلام خیلی توپ بود گرچه طولانی بود . هانیه جون منو میشناسی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  24. Baran aram

    ﺭﻭﺯ ﻭﻟﻨﺘﺎﻳﻦ ﺩﻭﺳﺖ پسر نداری؟ دوس دختر نداری؟؟؟ !
    ﺧﻴﻠﻴﺎ ﺭﻭﺯ ﭘﺪﺭ , ﭘﺪﺭﻧﺪﺍرن ! ﺭﻭﺯ ﻣﺎﺩﺭ , ﻣﺎﺩﺭ !
    ” ﭘﺲ فاز بر ندار” به جاش دست مامانتو ببوس باباتو سفت بغل کن…

  25. پیام

    لب هایت را میخواهم…
    نه اینکه بوسه بخواهم…نه فقط میخواهم برایم سخن بگویی !

  26. پرستو....

    گاهی دور از چشم ابرها هم میتوان عاشق شد
    میتوان بغض کرد ، میتوان بارید
    گاهی دور از چشم مداد رنگی ها هم میتوان نقاش شد
    میتوان آسمان داشت ، میتوان آبی شد
    اما گاهی دور از چشم گذشته نمی توان امروز را پشت هیچ فردایی پنهان کرد !

  27. گلبهار

    ای سفر کرده دلم تنگه برات
    نغمه پردازِ هزار چنگه برات
    وقتی بر ساز دلم چنگ می زنی
    دلِ من سازِ خوش آهنگه برات
    ای سفر کرده ، من امشب کجا هستم ، تو کجا ؟
    من کجا تنها به یاد تو نشستم ، تو کجا ؟
    من از این فاصله با شوق به خواب دیدن تو
    چشمهای خسته م رو هر شب کجا بستم ، تو کجا ؟
    نبض من بی تو صدایی نداره
    زندگیم شور و صفایی نداره
    وقتی نیستی توی این شهرِ قشنگ
    دل من میل به جایی نداره

  28. گلبهار

    قصه تلخ جدایی نشود باور من
    شاید این است که هر صبح بخواهم ز نسیم
    تا برویم خبر آرد ز تو ای خوبترین پاکی ناب

  29. گلبهار

    این روزها سهم من از قاصدک ها تنها فقط دیدن و رقصیدنشان درباد است
    چرا دیگر برایم از تو خبر نمی آورند ؟!

  30. گلبهار

    واژه ها قد نمی دهند ارتفاع دل تنگـــــی ام را …
    من فقط سایه ی نبودن تو را بر سر شعر مستــــــــــــدام می کنم …

  31. گلبهار

    دلتنگم نه براى کسى از بى کسى
    خسته ام نه از تکاپو ، از در به درى
    نه دوستى ، نه یادى ، نه خاطره ى شیرینى
    تنهایم تنهاتر از آن سنگ کنار جاده اما مشتاقم ، مشتاق دیدار آنکس که صادقانه یادم کند !

  32. گلبهار

    خدایا …
    ما دنیا رو به خودمون غل و زنجیر کردیم، ولی آزادی و پرواز توقع داریم …

  33. تنهایی شاخه ی درختی ست پشت پنجره ام
    گاهی لباس برگ می پوشد ، گاهی لباس برف اما همیشه هست…
    “رضا کاظمی”

  34. پرستو....

    میان عشق و نفرت پرسه میزنم
    بی هوا روزگار میگذرانم
    چه کنم با تو … چه کنم ؟
    با تو میمیرم… بی تو میمیرم…
    درد دوست داشتنی من
    اشتباه شیرین من
    بعد از تو پر از آهم…مرهمی باید !

  35. شبگرد

    هانیه خانوم واقعا دستون طلا،خیلی قشنگ بودن ،توی هر خطش در عین سادگی غم و درد موج میزنه،من اخری رو خیلی دوست داشتم

  36. پرستو....

    ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺎﻫﻢ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﻟﯿﻠﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻧﯿﺴﺖ…
    ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺭﻓﺘﻦ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﻣﺎ ﺍﺧﺮ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺭﻓﺘﻦ ﻫﺎ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﻧﯿﺴﺖ…
    ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺭﻓﺘﻨﯽ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﭼﻪ ﯾﮏ ﮐﺎﺳﻪ ﺍﺏ ﺑﺮﯾﺰﯾﻢ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺵ ﭼﻪ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﺷﮏ !

  37. پرستو....

    به سلامتی مادرم که هر موقع خواستم یا اعصابم خورد بود دلشو شکوندم اونم هیچی نمیگه،دراخر میگه:بهتری؟!!

  38. پرستو....

    خیلی عالی بودن خسته نباشید همگی!
    راستی!گلبهاری جون،farfarوsetayeshجون مرسی بابت حرفاتون.
    دل است دیگر گاهی دلش میخاهد ببخشد!!!!

    • گلبهار

      خواهش میکنم عزیزم..
      کسی میگفت:اگر آدم خوبی با تو بدی کرد،چنان وانمود کن که نفهمیده‌ای. او توجه خواهد کرد و مدت زیادی مدیون تو خواهد بود…

  39. پسری که خیلی دوست دختر داشت بالاخره عاشق شد و ازدواج کرد بعد خدا بهش یه دختر داد… یه روزبهش گفتم که یادته چجوری اشک دختر ها رو در میاوردی ؟ حالا خودت هم دختر داری…نظرت چیه…؟؟ت حمل اشکش و داری…؟
    بهم گفت:فقط می تونم بگم پشیمونم و امیدوارم همه اونها که دلشون روشکستم منو ببخشن…
    هیچ پدری طاقت دیدن اشکهای دخترشونداره..
    پدر های آینده… به دختر دار شدنتون خوب فکر کنید
    هی فلانی زمین گرده !

ارسال پاسخ

برای استفاده از شکلک ها رو آن های کلیک کنید

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNo