متن و نوشته و اشعار زیبای انتظار فرج

متن و نوشته ظهور حضرت مهدی (عج)

ما اول شخص جمع نیست …
از من اگر می پرسی ، تو اول شخص همه ی جمع های دنیایی !
.
.
دلم جز هوایت هوایی ندارد
لبم غیر نامت نوایی ندارد
وضو و اذان و نماز و قنوتم
بدون ولایت بهایی ندارد
دلی که نشد خانه ی یاس نرگس
خراب و است و ویران ، صفایی ندارد
بیا تا جوانم بده رخ نشانم
که این زندگانی وفایی ندارد …
.
.
نیامدی که مبادا بمیرم از شادی ؟
بیا که مرگ به از انتظار میباشد …
.
.
اندر آیینه ی دل عکس شهی می طلبم
به حریم حرم دوست رهی می طلبم
روز و شب ناله زنان ، ندبه کنان ، اشک فشان
از خدا دیدن رخسار مهی می طلبم
.
.
فروغ روی یزدان داری ای دوست
صفای باغ رضوان داری ای دوست
تویی یوسف که در هر کوی و برزن
هزاران پیر کنعان داری ای دوست
مرتضی 0631
.
.
منی که مایه ننگم به حد رسوایی
چگونه از تو بخواهم به دیدنم آیی ؟
چو خویش یار تو دیدم چه نیک فهمیدم
عزیز فاطمه مهدی چقدر تنهایی
.
.
تا کی غروب جمعه ببینم که مادرت
یک گوشه بغض کرده که این جمعه هم گذشت
آقا بیا که درد دلم بی نهایت است
تعداد درد من به خدا از رقم گذشت
مرتضی 0631

.
.
انتظارش انتظارم سیر کرد
آنکه می خواهد بیاید دیر کرد
تا به کی در انتظارش دیده بر در دوختن ؟
آمدن … رفتن … ندیدن … سوختن …
.
.
جهان در حسرت آیینه مانده ست
گرفتار غمی دیرینه مانده ست
شب سردی ست بی تو بودن ما
بگو تا صبح چند آدینه مانده ست ؟
.
.
خسته ام از بس چیزهای کوچک از خدا خواستم
میخواهم این بار اندازه بزرگی خودش تو را بخواهم
.
.
پایان تمام عاقبت ها نیک است
صبح است که پایان شب تاریک است
یک عمر اگر چشم به راهی کردی
تردید نکن ، ظهور او نزدیک است …
.
.
از پرده ها برون شد ، سوز نهانی ما
کوک است ساز دلها ، کِی میل شور داری ؟
در خواب دیده بودم ، یک شب فروغ رویت
کِی در سرای چشمم قصد ظهور داری ؟
.
.
گفتم که خدا مرا مرادی بفرست
توفان زده‏ ام مرا نجاتی بفرست
فرمود که با زمزمه یا مهدی
نذر گل نرگس صلواتی بفرست
مرتضی 0631
.
.
هزار یوسف مصری فدای یک نگهت
بیا که این دل من را صفا دهد قدمت
هنوز منتظر هستم بینمت روزی
بیا که سری من دهم در آمدنت
.
.
با یاد خدا همیشه در زمزمه باش
از غصه روزگار بی واهمه باش
هر لحظه دلت شکست یادت نرود
آن لحظه به یاد یوسف فاطمه باش
.
.
دلم هوای تو کرده ، هوای آمدنت
صدای پای تو آید ، صدای آمدنت
بهار با تو بیاید به خانه دل ما
قدم به خانه ما نِه ، صفای آمدنت
.
.
خواب دیدم که پیامک به رفیقان زده ام
و نوشتم که بشارت “گل زهرا آمد”
.
.
ای طبیبا به سر بستر بیمار بیا
بهر دلداری دلسوخته زار بیا
تو که دل را به نگاهی بربودی ز کفم
به پرستاری بیمار دل افکار بیا
مرتضی 0631
.
.
تورو حس میکنم هرجا توی هر گوشه از دنیام
تورو میشناسم از عطرت که می پیچه توی رویام
دل من روشنه نورت یه روز می گیره دنیامو
میاد اون روز که می بینم توی بیداری رویامو
تورو تو گریه ها خواستم ، تورو از هر دعا خواستم
از اونی که دوسِت داره ، تورو من از خدا خواستم
.

SMSkhor.IR
.
ماه رمضان آمد و آن یار نیامد
آن عاشق و دلداده و دلدار نیامد
آدینه در آدینه گذشت و شب قدر
از حال دل ما خبردار نیامد
هر روز به یمن قدمش روزه گرفتیم
بر روزه ی دیدار دل ، افطار نیامد
چشمان شقایق به هلال مه نو بود
آمد مه نو ، نوبت دیدار نیامد
فرجام دل ما بجز از اشک روان چیست ؟
بر این دل دلسوخته دلدار نیامد
.
.
ای التماس و خواهش بالا دوازده
ظهر اذان عقربه ی ما دوازده
من حقم است هشت گرفتم چرا که من
یک جمله هم نساخته ام با دوازده
با چند نمره باشد اگر رد نمی شوی
یک ، دو ، سه ، هفت ، هشت ، نه آقا دوازده
بی تو تمام اهل قیامت رفوزه اند
ای نمره ی قبولی دنیا ، دوازده
ثانیه های کند توسل می آورند
یا صاحب الزمان خدا یا دوازده !
حالا که ساعت تو و چشم خدا یکی ست
آقا چقدر مانده زمان تا دوازده ؟
امروز اگر نشد ولی یک روز می شود
ساعت به وقت شرعی زهرا ، دوازده
“علی اکبر لطیفیان”
.
.
غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد
از شما دور شدن زار شدن هم دارد
هر که از چشم بیفتاد محلش ندهند
عبد آلوده شدن خار شدن هم دارد
عیب از ماست که هر صبح نمی بینیمت
چشم بیمار شده تار شدن هم دارد
همه با درد به دنبال طبیبی هستیم
دوری از کوی تو بیمار شدن هم دارد
ای طبیب همه ، انگار دلت با ما نیست
بد شدن ، حس دل آزار شدن هم دارد
آنقدر حرف در این سینه ما جمع شده است
این همه عقده تلنبار شدن هم دارد
از کریمان فقرا جود و کرم می خواهند
لطف بسیار طلبکار شدن هم دارد
نکند منتظر مردن مایی آقا ؟
این بدی مانع دیدار شدن هم دارد
ما اسیریم اسیر غم دنیا هستیم
غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد
.
.
آنقدر مرا با غم دوریت نیازار
با پای دلم راه بیا قدری و بگذار
این قصه سرانجام خوشی داشته باشد
شاید که به آخر برسد این غم بسیار
این فاصله تاب از من دیوانه گرفته
در حیرتم از این همه دلسنگی دیوار
هر روز منم بی تو و من بی تو و لاغیر
تکرار … و تکرار … و تکرار … و تکرار …
من زنده به چشمان مسیحای تو هستم
من را به فراموشی این خاطره نسپار
کاری که نگاه تو شبی با دل ما کرد
با خلق نکرده ست نه چنگیز ، نه تاتار
ای شعر ! چه می فهمی ازین حال خرابم ؟
دست از سر این شاعر کم حوصله بردار
حق است اگر مرگ من و عالم و آدم
بگذار که یک بار بمیریم نه صدبار !!!
تصمیم خودم بود به هرجا که رسیدم
یک دایره آن قدر بزرگ است که پرگار
اوج غم این قصه در این شعر همین جاست :
من بی تو پریشان و تو انگار نه انگار …
.
.
با اینکه روضه خوانم و می خوانم از شما
فهمیده ام که هیچ نمی دانم از شما
یا ایها العزیز ! ذلیل معاصی ام
باید ز شرم چهره بپوشانم از شما
می ترسم از رسیدن آن جمعه ای که من
جای سلام ، روی بگردانم از شما
رویی نمانده است به چشمت نظر کنم
پس بی دلیل نیست گریزانم از شما
من اصل انتظار تو را برده ام ز یاد
با انتظارهای فراوانم از شما
من نان به نرخ نام تو خوردم ، حلال کن
محض رضای ذائقه می خوانم از شما

مطالب مرتبط :
پیامک و مسیج مخصوص نیمه شعبان 92
اس ام اس مذهبی نوروز 92 و انتظار ظهور
اس ام اس امام زمان و انتظار فرج

7
اشتراک‌گذاری
admin

۲۲۶ دیدگاه

  1. سلام
    ممنون از وب و مطالب ارزشمندتون
    ازتون دعوت می کنم از این پست دیدن فرمایید و در صورت تمایل آنرا اشاعه دهید :
    شناخت امام زمان عج
    taavus.blogfa.com/post/108

  2. hamid

    امروزم نیومدی اقا

  3. زهرا939

    عاقل نبود هر آنکه مجنون تو نیست / مجنون نبود هر آنکه مفتون تو نیست
    مومن نبود کسیکه نشناخت ترا / شاکر نبود کسی که ممنون تو نیست .

  4. زهرا939

    اگر خواهی که با مهدی (عج) نشینی / گلی از خرمن وصلش بچینی
    اگر مصداق ‌(( … قبل ان تموتوا )) / شوی قطعا جمالش را ببینی

  5. زهرا939

    کشتی شکسته ایم نجات غریق کو ؟ / ناجی ما ز بحر مخوف و عمیق کو ؟
    از غصه فراق رسیده است جان به لب / یارب شریک قصه و یار شفیق کو ؟

  6. زهرا939

    خدارا یک نگاهی سوی ما کن
    ز چنــگ نفس امــاره رهــا کن
    کرم کن مهدیـا در خدمت خود
    نصیـــب و روزی ما کـربـــلا کن . . .

  7. زهرا939

    آمد بهار و حیف که ما را بهار نیست
    وین جرعه ها به کام دلم خوش گوار نیست
    گفتم بهار آمد و پر شد جهان ز گل
    دیدم که یار نامد و گفتم بهار نیست . . .

  8. سلام ممنون از سایت مفیدتون

  9. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    بچه ای که با حسرت به خوراکی ها نگاه میکنه…
    مردی که کلافه جیبای خالیشو چندین بار چک میکنه..
    مادری که با دل ضعفه ی بچه هاش میمیره و کاری ازش برنمیاد..
    اینا کافی نیست واسه اومدنت اقا؟!؟!؟

    • زهرا939

      کی شود در ندبه های جمعه پیدایت کنم / گوشه ای تنها نشینم تا تماشایت کنم
      مینویسم روی هر گل نام زیبای تو را / تا که شاید این شب جمعه ملاقاتت کنم

  10. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    همیشه حرف از رفتن هاست کاش کسی با آمدنش غافلگیرمان کند…!!!(اللهم عجل لولیک الفرج)

  11. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    من برای آمدنت ای تک سوار گل دل را پر پر،قران به سر گرفته فریاد کنان باز نوحه سر می کنم ،اشک چشمم اگر کم است برایت دلم را آب میکنم…!!!

  12. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    یا صاحب الزمان داستان یوسف را گفتن و شنیدن به بهانه ی توست شرمنده ایم می دانیم گناهان ما همان چاه غیبت توست…!!!

  13. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    ترسید “چراغ دوازدهم” را هم بشکنند..!!
    جایش یک “شمع” داد تا ببیند چه می کنند با او،پروانگی آموخته اند؟

  14. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    دو سه روز که دلم بدجوری هواتو کرده
    باز دوباره هوس گرمی نگاتو کرده
    چندشبه که باز دوباره تو به خوابم نمیای
    تو سراغ این دل خونه خرابم نمیای
    هرجمعه دارم من باخودم میگم که امروز تومیای
    اما وقثی که دیگه غروب میشه
    دلم میدونه نمیای
    هر غروب جمعه من با یه سبد یاس پرپر
    میشینم منتظرت تا تو بیایی از سفر
    هرجمعه دارم من باخودم میگم که امروز تومیای
    اما وقثی که دیگه غروب میشه
    دلم میدونه نمیای
    هر غروب جمعه من با یه سبد یاس پرپر
    میشینم منتظرت تا تو بیایی از سفر
    تا تو بیایی ازسفر تا تو بیایی از سفر
    هرجمعه دارم من باخودم میگم که امروز تومیای
    اما وقثی که دیگه غروب میشه
    دلم میدونه نمیای
    هر غروب جمعه من با یه سبد یاس پرپر
    میشینم منتظرت تا تو بیایی از سفر
    هرجمعه دارم من باخودم میگم که امروز تومیای
    اما وقثی که دیگه غروب میشه
    دلم میدونه نمیای
    هر غروب جمعه من با یه سبد یاس پرپر
    میشینم منتظرت تا تو بیایی از سفر
    تا تو بیایی ازسفر تا تو بیایی از سفر
    ای من به فدای قامت رعناتو اون سبزقبا
    بیا د لگیر دیگه بدون تو حالا این جمعه شبا
    تو بیا که توی دنیا قحطی مهر وعاطفه ست
    واسه عاشقای دنیا عاشقی یه خاطره ست
    عاشقی یه خاطره ست

  15. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    ضریح حاجت ها…
    ای نگاهت ضریح حاجت ها
    کم کن امشب کمی مسافت ها
    همه زائر شدند اما من
    رفته ام جز بی لیاقت ها
    باز جمعه شده دعایی کن
    نشوم جز بی خیالت ها
    یا رفیقَ…بیا رفیقم باش
    خسته ام از همه رفاقت ها
    در جهان بی وجود تو جنگ است
    تو بیا که کمی جنایت ها…
    کاسه ی صبر من شده لبریز
    تو کجایی خدای طاقت ها؟!
    باز جمعه و باز ندبه درد
    چقدر خسته ام از عادت ها
    کی میایی که خون قلبم را
    بکنم فرش زیر پایت، ها!
    صادقانه بگویم you love i
    بی خیال همه خجالت ها
    من دقیقه دقیه هر لحظه
    می چشم تخلی فراقت ها
    تا ابد کا منتظر این است
    گریه ها ندبه ها عبادت ها
    پای هر رشته ای ز چادر او
    هر قراریست در قیامت ها
    دیده اندت کبوتران شهید
    قسمتم کن از این شهادت ها
    صبح یک جمعه وعده ی دیدار
    روز مرگ تمام ساعت ها…
    دل ما از فراق تو پر درد
    (ای مسافر تو را خدا برگرد)

  16. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    من بدون شما، همانند یک ملیون هایی هستم که یکی نداشته باشم…

  17. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    عشقم می گرید…
    دادم از تنهایی است…
    تو که قرار بود یاور تنهایان باشی…!
    پس کجایی؟!

  18. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    ناگهان از پشت یک دریا تلاطم میرسی
    بی خبر، یکباره، دور از چشم مردم میرسی
    تو وفور نعمت عشقی و ایمان عاقبت
    از میان خوشه زار سبز گندم میرسی
    انبیا یک یک به عشق تو مسلمان میشوند
    باعث نزدیکی و صلح و تفاهم، میرسی
    روح باران! میرسی، خورشید تابان! میرسی
    با تبسم میرسی ، غرق ترنم میرسی
    راستی، ای وعده ی پیروزی پروردگار
    روز چندم؟ ماه چندم؟ سال چندم؟ میرسی
    هر سه شنبه وعده ی ما با شما در جمکران
    از حوالی های تهران، اصفهان ، قم، میرسی

  19. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    همه شب دست به دامان خدا تا سحرم

    که خدا از تو خبر دارد و من بی خبرم

    رفتی و هیچ نگفتی که چه در سر داری

    رفتی و هیچ ندیدی که چه آمد به سرم

    گرمی طبعم از آن است که دل سوخته ام

    سرخی رویم از این است که خونین جگرم

    کار عشق است نماز من اگر کامل نیست

    آخر آنگاه که در یاد توام در سفرم

    این چه کرده است که هرروز تورا می بیند؟

    من از آیینه به دیدار تو شایسته ترم

    عهد بستم که تحمل کنم این دوری را

    عهد بستم ولی از عهد خودم می گذرم

    مثل ابری شده ام دربه درِ شهربه شهر

    وای از آن دم که به شیراز بیفتد گذرم…

  20. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    هر صبح و شب از شما سرودن عشق است
    در هر غزلی تو را ستودن عشق است
    اینها همگی به جای خود خورشیدم
    در ظهر ظهور با تو بودن عشق است…

  21. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    این جمعه ها بدون تو دلگیر می شود
    آقا بدون نور تو گل پیر می شود
    خورشید پشت ابر کجایی تلف شدیم..
    آقا بیا، بیا به خدا دیر می شود

  22. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    به دلم دیدنت برات شده، به خدا صبح و شام منتظرم
    همه ی روزها ولی به خصوص، آخر هفته هام منتظرم

    نه شبیهم به هر مسلمانی، نه نماز درست و درمانی …
    چه بگویم خودت که می دانی، من چه اندازه خام منتظرم

    منبرت جای خطبه های کیاست!؟ چقدر جمعه ها برو و بیاست!
    سر سجّاده ها شلوغ ریاست، من در این ازدحام منتظرم

    ندبه خوان های خوش صدا جمعند، همه ی کلّه گنده ها جمعند
    انتظار خواصّ اینجوری است، من شبیه عوام منتظرم

    جیب ها جیب های سُبحه شده، لقمه ها لقمه های شُبهه شده
    انتظارت حلال بعضی ها، من گمانم حرام منتظرم

    تو کجا؟ من کجا؟ چقدر سراب؟ ساقی سال های قحط شراب
    من ولی با همین وجود خراب، دست در دست جام منتظرم

    زود تا محتسب خبر نشده، ریشه ی تاک ها تبر نشده
    کار من تا خراب تر نشده، تا همین جا تمام، منتظرم

    بی جواب از تو بر نمی گردد گریه های سلام هیچ کسی
    السّلام عـلیـک یا موعــود، ــ و عـلیـک السّلام منتظرم

  23. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    حالت عرفانی به پیشگاه والای امام عصر «عج »

    پلک بر هم زدی و شهر چراغانی شد
    ماه ، دیوانه ی آن حالت عرفانی شد

    قل هوالله احد گفتی و همپای ِاذان
    خاک ، آکنده از آن لهجه ی قرآنی شد

    ماهی ِ عشق ، در آرامش اقیانوست
    دل به امواج زد و صخره ی مرجانی شد

    دکمه ی پیرهنت بین کتابم جا ماند
    نخ به نخ شعر شد و مایه ی حیرانی شد

    یوسف ، آزاد شد از چاه ِ حسادت ، اما
    گوشه ی دهکده ای گمشده زندانی شد

    مومیایی شده در مصر، خدایی دیگر
    دل ِ یعقوب همان گونه که می دانی شد

    حال هر کلبه ی برفی ، لب ِ کوهستانت
    رقت انگیز تر از خواب ِ زمستانی شد.

    عرق ِ شرم ِ پدر … آب و کمی نان بیات
    مشقِ هر روزه ی هر طفل دبستانی شد

    آه ِ برخاسته از دودکش ِ همسایه
    در سر ِ پنجره ها مایه ی ویرانی شد

    بادها متفق القول ، شهادت دادند
    گل سرخ از شب هجران تو قربانی شد

    پشت هم می شکند شاخه ی زیتون و انار
    باغبان ! باز هوا ابری و طوفانی شد

    باد با خود نَبَرد لانه ی زنبوران را ؟!
    گل ِ من ! وعده ی دیدار تو طولانی شد

    شهد چشمان تو ، یک روز عسل خواهد شد
    گرچه کندو پر از آهنگ پریشانی شد

    زندگی نامه ی آیینه پر از ابهام است
    نور ، آشفته ی آن تابش پنهانی شد

    هیچ کس از دل و جان درد تو را درک نکرد
    گرچه شعبان شد و هر کوچه چراغانی شد

  24. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    با یک نگاه ، عاشق خود را شهید کن
    این جمعه را به یُمن قدم هات عید کن

    داغ ِ ندیدنت به دل ِ هر شقایق است
    این جمعه ، داغ ِ باغچه را ناپدید کن

    خورشید ِ من! سری به دعاهای ما بزن
    از قطره های کوچک باران خرید کن

    بر روی هر چه مشق شب ما ست خط بکش
    شب را ورق بزن ، دل ما را سپید کن

    دستی به ذوالفقار ببر ، روی خاک را
    پاک از وفور ِ ابن زیاد و یزید کن

    ” از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست ”
    امشب بیا و عالم ما را جدید کن

  25. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    ای همیشه شهد یادت از عسل ها بیشتر

    من به دنبال تو هستم در غزل ها بیشتر
    هرچه می گویند با یک گل نمی آید بهار
    من دلم میگیرد از ضرب المثل ها بیشتر
    در حرم تا غرق بهجت میشوم حس میکنم
    می وزد عطر تو در بعضی محل ها بیشتر
    عده ای ناباورند و خوب می دانم چرا
    هست پیرامون تو بحث و جدل ها بیشتر
    نام تو دکان بعضی ها شده این روز ها
    هست زرق و برق بازار بدل ها بیشتر
    از فرج میخوانم و محو مؤذن زاده ام
    لخظه ی حی علی خیر العمل ها بیشتر
    آسمان ابریست وقتی گرم میگیرد دلت
    تکیه تکیه با علم ها و کتل ها بیشتر
    کربلا را با نگاهت غرق باران میکنی
    گریه ات میگرد اما رو تل ها بیشتر
    در قصاید پای ثابت هستی اما بازهم
    من به دنبال تو هستم در غزل ها بیشتر

  26. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    زمین تشنه ست…باید شیر باران را بپیچانی
    بپیچی مثل یک رود و بیابان را بپیچانی

    درین دریا فقط باد مخالف می وزد آقا !
    بیا ای باخدا ! باید که سکان را بپیچانی

    تماشا کن که پیچ دست ظالم هرز گردیده
    بیا باید که دست هرز ایشان را بپیچانی

    صدای عربده پیچیده در این کوچه ها هرشب
    تو باید پیچ این ضبط رجزخوان را بپیچانی

    بیایی مثل یک آقامعلم…مهربان…خوشرو
    ز روی لطف گاهی گوش انسان را بپیچانی

    نه بدقولی که خیل عاشقان را قال بگذاری
    نه بدعهدی که وقت وعده آنان را بپیچانی

  27. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    دلم گرفته از زمونه دلخورم
    بزار واست گلایه هامو بشمارم
    به کی بگم که کوزه کوزه تشنه ام؟؟
    به کی بگم هزار روزه تشنه ام؟؟
    نیومدی یه هفته خسته تر شدم
    شکسته بودم و شکسته تر شدم
    نیومده و کوچه هم کلافه شد
    یه جمعه به ندیدنت اضافه شد
    یه دل دارم همیشه بی قرارته
    قنوت من دعای انتظارته
    به قطره قطره های گریه هام قسم
    که بی قرار و بی پناه و بی کسم
    یه دل دارم که حفظ شهر دوری رو
    نداره چاره ای بجز صبوری و
    میخواد شریک گریه های من بشه
    بیا ببین دل قریب من چشه…
    نیومدی…نیومدی.. و کوچمون هم کلافه شد
    یه جمعه به ندیدنت اضافه شد
    نیومدی…نیومدی…نیومدی و غصه باز نفس گرفت
    خدا تورو یه جمعه دیگه پس گرفت
    نیومدی حصار دردو بشکنی
    تو آخرین امید چشمای تر منی

  28. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    کجایی مهربونم،بی تو دنیا
    دیگه چیزی نمونده زیرورو شه
    غروب جمعه ها وقتی که نیستی
    میرم کز میکنم تنها یه گوشه
    اگه حتی نباشی باز هستی
    تورو حس میکنم هرجا که هستم
    یه وقتا بس که تو فکر تو غرقم
    تصور میکنم پیشت نشستم

    همین که از تو هرجا یک نشون هست
    خیالم راحته هستی کنارم
    بذار دنیا بگه دورم من از تو
    دیگه کاری با این حرفا ندارم
    میرم کز میکنم تنها یه گوشه
    ولی بازم دلم گرمه به فردا
    به فردایی که با تو توی راهه
    به فردایی که روشن میشه دنیا
    کجایی مهربونم….

    زمان لبریز اندوهه
    زمین دلگیر و بی روحه
    واسه این خسته از طوفان
    نگاهت کشتی نوحه

    تورو تو گریه ها خواستم
    تورو از هردعا خواستم
    از اونی که دوست داره
    تورو من از خدا خواستم

    تورو حس میکنم هرجا توی هر گوشه از دنیام
    تورو میشناسم از عطرت که می پیچه توی رویام
    دل من روشنه، نورت یه روز می گیره دنیامو
    میاد اون روز که می بینم توی بیداری رویامو

    تورو تو گریه ها خواستم
    تورو از هردعا خواستم
    از اونی که دوست داره
    تورو من از خدا خواستم

  29. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    ” تو یک روز میای من دلم روشنه”

    منو موجا هر روز سیلی زدن شکستم ولی صخره بار اومدم
    کنارم نبودی ببینی چطور با این بی کسی ها کنار اومدم
    نمی گم که منت بذارم سرت نه نه
    نمی گم که من از همه بهترم
    فقط کاش بدونی کی از دست رفت
    فقط کاش بفهمی چی اومد سرم
    حو اسم بهت هست که دل وا پسی
    میدونم شبهات صاف و پر نور نیست
    بذار با همین حس نگاهت کنم
    خدا شاهده چشم من شور نیست
    تو یک روز پریدی تو مه گم شدی ولی انتظارت هنوز با منه
    به این قصه خوشبین تر از سابقم تو یک روز میای من دلم روشنه

  30. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    بیمار گشته است قلوب از عیوب ما
    دانیم گشته سد دعاها ، ذنوب ما
    یا غافر الذنوب گناهان ما ببخش
    وانگه رسان ظهور طبیب قلوب ما

  31. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    لعنت به عدو که روح تقوا را کشت / ایمان و کمال عشق و معنا را کشت
    بازآ و بگیر انتقامی سنگین / از آنکه ز راه ظلم زهرا را کشت

  32. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    تو هر زمان که بیایی بهار خواهد بود / مجال شادی بی اختیار خواهد بود
    خوش آن زمان که برآید به یک کرشمه دو کار / یکی ظهور امامو یکی شروع بهار

  33. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    یوسف شود ، آن کس که خریدار تو باشد
    عیسی شود ، آن خسته که بیمار تو باشد

  34. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    آمد بهار و حیف که ما را بهار نیست / وین جرعه ها به کام دلم خوش گوار نیست
    گفتم بهار آمد و پر شد جهان ز گل / دیدم که یار نامد و گفتم بهار نیست . . .

  35. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    بیا ای یوسف زهرا گره بگشا ز کار ما / که از وصلت رسد جانا به پایان انتظار ما
    بیا تا یوسف کنعان شود همچون زلیخایت / فدای روی زیبایت که برد از دل قرار ما

  36. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    اگر عصری ست یا صبحی تو آن عصری تو آن صبحی
    اگر مهری ست یا ماهی تو آن مهری تو آن ماهی
    دل مصر و یمن خون شد ز مکر نابرادرها
    یقین دارم که تو آن یوسف افتاده در چاهی

  37. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    درد ما را خداوند دوا خواهد کرد / بر ظلمت ما شمع عطا خواهد کرد
    فردا همگی به چشم خود می بینیم / شمع با چشم جهان بین چه ها خواهد کرد

  38. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    یا رب زغمش تا چند اشکم ز بصر آید / بنشسته سر راهش ، شاید ز سفر آید
    تا چند بنالم زار شب تا سحر از هجرش / کوکب شِمُرم هر شب ، شاید که سحر آید

  39. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    خدا کند که بهار رسیدنش برسد / شب تولد چشمان روشنش برسد
    چو گرد بر سر راهش نشسته ام شب و روز / به این امید که دستم به دامنش برسد

  40. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود
    عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق می شود
    شرط می بندم زمانی که نه دور است ونه دیر
    مهربانی حاکم کل مناطق می شود

  41. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    ای کاش همه می دانستند دنیایی که در آن حجت خدا نباشد جهنمی بیش نیست.
    جهنمی که اگر نیک بنگری زبانه های آتش آن را خواهی دید.
    آری ای دوست ! تا زمانی که بهشت ظهور نکرده است من و تو مقیم جهنمیم…

  42. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    وقتی میگیم خدا کند که بیایی شاید او می فرماید خدا کند که بخواهید…

  43. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    مهدیا منتظرانت همه در تاب و تبند
    همه ی اهل جهان، جمله گرفتار شبند
    چو بیایی غم و ظلمت برود از عالم
    شاد گردد دل آنان که گرفتار غمند

  44. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    ارباب زمین، امیر مریخ، بیا
    تا نخل ستم برکنی از بیخ بیا
    از قول همه منتظران می گویم
    ای پیرترین جوان تاریخ بیا

  45. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    آقا سلام گرچه بلند است جایتان / می خواهم از زمین بنویسم برایتان

    یک نامه حاوی همه حرفهای راست / یک نامه از کسی که کمی عاشق شماست

    یک نامه از بلندی انسان که پست شد / یک نامه از کسی که دچار شکست شد

    این نامه مدح نیست فقط شرح ماتم است / یک ذره از هزار نوشتم اگر کم است

    بعد از شما غبار به آیینه ها نشست / شیطان دوباره آمد و جای خدا نشست

    پرپر شدند در دل طوفانی از بدی / گلهای رو سپید همیشه محمدی

    آمد به شهر فاجعه، اسلام راحتی / انسان منهدم شده، قرآن زینتی

    بیمارهای عشق خدا« بهتر»ی شدند / جلباب هایمان کم کم روسری شدند

    خورشید مرد و شام تباهی دراز شد / بر روی دشمنان در این قلعه باز شد

    در کسوت قدیمی آزادی زنان / دنیای ما اگرچه گرفتار آمدست

    اما هنوز تشنه نام محمد است / در انتهای نامه خیسم سلام بر

    نام بزرگوار و نجیب پیامبر

  46. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    بــهــار بی گل نرگس شبیه پاییز است

    و بـی تــو کلِ زمانهایمان غم‌ انگیز است

    بیــا کـه مـنجمدانه قیام ممکن نیست

    بــیــا کـه سهم زمین از بهار ناچیز است

  47. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    کاش از لطف شبی یاد ز ما می‌کردی

    یاد از عاشق افتاده ز پا می‌کردی

    کاش بیمار فراقت که ز پا افتاده

    با نگاه ملکوتی تو دوا می‌کردی

  48. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    آن فرقه که تیشه به نخل فدک زدند

    بر قلب پاک ختم رسولان نمک زدند

    مهدی(عج) بیا ز قاتل مادر سوال کن

    زهرا(س) چه کرده بود که اورا کتک زدند؟

  49. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    مردم دیده به هر سو نگرانند هنوز / چشم در راه تو صاحبنظرانند هنوز

    لاله ها، شعلهکش از سینه داغند به دشت / در غمت، همدم آتش جگرانند هنوز

  50. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    مردان که به هنگام خطر گرد آیند / سرباز صفت به یک خبر گرد آیند

    مظلوم تویی که سال ها منتظری / تا سیصد و سیزده نفر گرد آیند

  51. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    کی شود در ندبه های جمعه پیدایت کنم

    گوشه ای تنها نشینم تا تماشایت کنم

    مینویسم روی هر گل نام زیبای تو را

    تا که شاید این شب جمعه ملاقاتت کنم

  52. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    سلامی بر رخ شاه دو عالم / رخ پنهان شده از دیدگانم

    سلامی از ته این اشکهایم / نثار قدوم تو ای انتظارم

  53. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    در آتش رهایم، خدا شاهد است / به غم مبتلایم، خدا شاهد است

    شب است و دل و بیکسی وایِ من / به درد آشنایم، خدا شاهد است

  54. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    دوباره جمعه گذشت و قنوتِ گریان ماند

    دوباره گیسوی نجوای ما پریشان ماند

    دوباره زمزمه ی کاسه های خالی ما

    پس از نیامدنت گوشه ی خیابان ماند

  55. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    کدام جمعه دعا مستجاب خواهد شد

    سـوار صـاعـقـه پـا در رکـاب خـواهد شد؟

    کدام جمعه ز تاثـیـر تـابـش خورشـیـد

    دلی که یخ زده از غصه ، آب خواهد شد . . . ؟

  56. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    سالار وقت آمدنت دیر شد، بیا

    این دل در انتظار فرج پیر شد بیا

    دیدم به خواب آمدی از جاده های دور

    گفتا دلم که خواب تو تعبیر شد، بیا

  57. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    آقا نگاهت جای آهوهاست، می دانم

    دستان پاکت مثل من تنهاست، می دانم

    آقا دلت در هیچ ظرفی جا نمی گیرد

    جای دل تو وسعت دریاست ، می دانم

  58. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    با توام ای دشت بی پایان سوار ما چه شد

    یکه تاز جاده های انتظار ما چه شد؟

    آشنای” لا فتی الا علی” اینجا کجاست؟

    صاحب” لا سیف الا ذوالفقار “ما چه شد . . . ؟

  59. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    ای حضرت حاضری که ناپیدایی

    غایب شده از زشتی و نازیبایی

    شرمنده که جای آمدن، می‌گوییم

    آقا ، تو چه وقت پیش ما می‌آیی . . . ؟

  60. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    جز تو کسی نیامده آقا، سر قرار

    انگار بی تو نیست کسی، غرق انتظار

    این جمعه هم گذشت و تو مثل همیشه باز

    در انتظار خویش نشستی به انتظار…

  61. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    ای پاسخ گرامی امن یجیب ها

    تعجیل کن به خاطر ما ناشکیب ها

    چشم جهان به چشمه ی دستان سبز توست

    جاری شو از ورای فراز و نشیب ها . . .

  62. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    در اضطراب چه شبها که صبح شان گم شد

    چه روزها که گرفتار روز هفتم شد

    چه قدر هفته پر از شنبه شد، به جمعه رسید

    و جمعه روز تفرّج برای مردم شد !

    یا منتقم آل محمد

  63. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    تا کی به شـکل خاطره ای گم ببینمت

    درعطر سیب و مزه ی گندم ببینمت

    من آن همیشه چشم به راهم به من بگو

    یک جمعه در هزاره ی چندم ببینمت . . . ؟

    یا مهدی (عج)

  64. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    و خدا خواست که یعقوب نبیند یک عمر…
    شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد
    اللهم عجل لولیک الفرج

  65. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    تو مختاری بگویی «جود» یا «عشق»
    «کرامت‌های نامحدود» یا «عشق»
    کتاب جمکران از ندبه لبریز،
    کجایی حضرت موعود؟ «یا عشق»!

  66. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    امهدی
    برای اینکه بیایی نکرده ام کاری
    مرا ببخش، برایت همیشه درد سرم…

  67. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    عمری به جز بیهوده گفتن سر نکردیم
    تقویمها گفتند و ما باور نکردیم
    دل در تب لبیک تاول زد، ولی ما
    لبیک گفتن را، لبی هم تر نکردیم

  68. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    مولاجان
    از عشق تو گفتیم و نمک گیر شدیم
    تا ساحل چشمان تو تکثیر شدیم
    گفتند غروب جمعه خواهی آمد
    آنقدر نیامدی که ما پیر شدیم

  69. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    هیچکس همراه نیست. (تنهای اول)
    دارنده بیشترین مشترک مدعی انتظار در دنیا!

  70. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    مولا جان
    آه می کشم تو را با تمام انتظار
    پر شکوفه کن مرا، ای کرامت بهار
    می رسد بهار و من بی شکوفه ام هنوز
    آفتاب من بتاب، مهربان من ببار

  71. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    یاد دردناکترین درد زمین افتادم
    یاد دردمندترین فرد زمین افتادم
    عصر جمعه شد بار دگر در یادم
    یاد دلتنگ ترین مرد زمین افتادم
    اللهم عجل لولیک الفرج…

  72. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    ۱۱۳۸ سال است کسی منتظر ۳۱۳ مرد است.
    آه… مرد شدن چقدر زمان می خواهد؟!

  73. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    غروب پنجشنبه ها بیقرارم / شبیه جمعه ها چشم انتظارم
    فقط یک جمعه میایی ولی من / تمام جمعه ها را، دوست دارم

  74. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    خدا کند که بیاید مسافری که نیامد
    و کوچه کوچه بنازم به عابری که نیامد
    شکست بغض غرورم در انتظار عزیزی
    دعا کنید بیاید مسافری که نیامد

  75. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    مهدی جان، دلمرده ام قبول!
    اما تو که مقتدای مسیحی،
    یک جمعه هم بیا زیارت اهل قبور…

  76. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    دلم به “مستحبی” خوش است که جوابش “واجب” است.
    السلام علیک یا بقیه الله…

  77. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    بی مهر رخت روز مرا نور نماندست
    وز عمر مرا جز شب دیجور نماندست
    صبر است مرا چاره ی هجران تو لیکن
    چون صبر توان کرد که مقدور نماندست

  78. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    می دونم غریبی آقا توی این دوره زمونه
    جمعه ها چشم انتظاری که یکی دعا بخونه…

  79. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    باید از خویش بپرسیم چرا حجت حق
    خیمه را امن تر از خانه ما می داند؟!

  80. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    این دل اگر کم است بگو سر بیاورم
    یا امر کن که یک دل دیگر بیاورم
    مولا خلاصه عرض کنم دوست دارمت
    دیگر نشد عبارت بهتر بیاورم

  81. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    ما منتظر تو نیستیم آقا جان
    تنها همه انتظار داریم از تو…

  82. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    یا اباصالح المهدی(عج)
    هر شب که انتظار تو را می برم به روز
    شرمنده ام که بی تو نفس می کشم هنوز

  83. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    طلوع می کنی آخر، به نور و نار قسـم
    به آسمان، به افق های بی سوار قسم

    هنوز منتظر بازگشتنـت هستـــم
    به لحظه های غم رفتن قطار قسم

  84. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    مولا جان، یا صاحب الزمان(عج)
    آنقدر منتظرم در ره شوق که اگر زود بیایی دیر است…

  85. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    امروز که آیینه جوابش سنگ است
    در ذهن زمانه عاشقی هم ننگ است
    هر کس که نداند تو خودت می دانی
    آقا به خدا دلم برایت تنگ است

  86. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    خدایا !
    آنچنان زمین گیرم نکن که هنگام ظهور مولا، توان برخاستن نداشته باشم…

  87. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    اوّل ضمیر غائب مفرد کجائی؟ / ای پاسخ آدینه های پر معمّا…

  88. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    یوسف زهرا !
    گذشت سن غیبتت ز سن نوح
    ولی…
    شمار مردم کِشتی نکرد تغییری…

  89. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    این همه مدعی و لاف‏زن اهل ظهور
    پس چرا یار نیامد که کنارش باشیم؟
    سال‏ها منتظر سیصد و اندی مرد
    آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم؟

  90. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    عصر یک جمعه دلگیر،
    دلم گفت: بگویم، بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیدست،
    چرا آب به انسان نرسیدست،
    و هنوزم که هنوز است، غم عشق به پایان نرسیدست
    بگو حافظ دل‌خسته ز شیراز بیاید،
    بنویسد که هنوزم که هنوز است،
    چرا یوسف گم‌گشته به کنعان نرسیدست و
    چرا کلبه احزان به گلستان نرسیدست
    عصر این جمعه دلگیر،
    وجود تو کنار دل هر بی‌دل آشفته شود حس
    کجایی گل نرگس؟

  91. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    جمعه یعنی یک غروب وعده دار
    وعده ترمیم قلب یاس زار
    جمعه یعنی مادر چشم انتظار
    در هوای دیدن روی نگار
    جمعه یعنی یه آسمان دلواپسی
    می شود مولا به داد ما رسی

  92. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    رفتی کلاس اول، این جمله را عوض کن:
    “آن مرد تا نیاید، بــاران نخواهد آمد”

  93. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    یکی از جمعه ها جان خواهد آمد
    به درد عشق درمان خواهد آمد
    غبار از خانه های دل بگیرید
    که بر این خانه مهمان خواهد آمد

  94. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    امسال بیا بهار را حفظ کنیم
    چشم و دل بی قرار را حفظ کنیم
    جمعه نه، تمام هفته با ندبه ی خود
    حیثیت انتظار را حفظ کنیم…

  95. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    خوشا بحال آنان که در کلاس انتظار، حتی یک جمعه هم غیبت ندارند…

  96. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    قائم آل نور، یا مهدی
    عطر سبز حضور، یا مهدی
    تا همیشه صبور میمانیم
    در هوای ظهور، یا مهدی

  97. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    تا کی به شکل خاطره ای گم ببینمت ؟
    در عطر سیب و مزه گندم ببینمت ؟
    من آن همیشه چشم به راهم به من بگو
    یک جمعه در هزاره چندم ببینمت؟

  98. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    مهدی جان تقویم ما هنوز بهاری ندیده است
    بشکن سکوت یخ زده ی انتظار را

  99. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    این جمعه هم گذشت، تو اما نیامدی
    پایانِ سبز قصه‌ی دنیا، نیامدی
    مانده ست دلم، اسیر هزاران سؤال تلخ
    ای پاسخ هر آنچه معمّا، نیامدی…

  100. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    عمری در آرزوی وصال تو سوختیم

    با یاد آفتاب جمال تو سوختیم

    ما را اگر چه چشم تماشا نداده اند

    ای غایب از نظر به خیال تو سوختیم . . .

  101. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    بیا ای یوسف زهرا گره بگشا ز کار ما / که از وصلت رسد جانا به پایان انتظار ما

    بیا تا یوسف کنعان شود همچون زلیخایت / فدای روی زیبایت که برد از دل قرار ما

  102. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    ما را به یک کلاف نخ آقا قبول کن

    یـا ایّهـا العــزیز! أبانـا! قــبول کن

    آهی در این بساط به غیر از امید نیست

    یـا نـاامیدمــان ننـمـا یـا، قـبـول کن

  103. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    وقتی میان نفس و هوس جنگ می شود

    قلبم به چشم هم زدنی سنگ می شود

    آقا ببخش بس که سرم گرم زندگی است

    کمتر دلم برای شما تنگ می شود

  104. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    اگر عصری ست یا صبحی تو آن عصری تو آن صبحی

    اگر مهری ست یا ماهی تو آن مهری تو آن ماهی

    دل مصر و یمن خون شد ز مکر نابرادرها

    یقین دارم که تو آن یوسف افتاده در چاهی

  105. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    خدایا در فراغش ناله تا کی

    به سینه داغها چون لاله تا کی

    خدایا رازها در پرده تا کی

    زغیبت قلبها ازرده تا کی

    بنال ای دل بگو با شور و فریاد

    … … که یا مهدی جهان پر شد ز بیداد

    کجایی ای گل زهرا کجایی

    تو ای مهر افرین لطف خدائی

  106. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    خدا کند که بهار رسیدنش برسد

    شب تولد چشمان روشنش برسد

    چو گرد بر سر راهش نشسته ام شب و روز

    به این امید که دستم به دامنش برسد

  107. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    ازفکرگناه پاک بودن عشق است

    ازهجرتوسینه چاک بودن عشق است

    آن لحظه که راه می روی آقاجان

    زیرقدم تو خاک بودن عشق است

  108. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    بیمار گشته است قلوب از عیوب ما

    دانیم گشته سد دعاها، ذنــــوب ما

    یا غــافر الذنوب گناهان ما ببخش

    وانگه رسان ظهور طبیب قلوب ما

    اللهم عجل لولیک الغریب الفرج

  109. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    تو هر زمان که بیایی بهار خواهد بود….

    مجال شادی بی اختیار خواهد بود….

    خوش آن زمان که برآید به یک کرشمه دو کار……

    یکی ظهور امامو یکی شروع بهار….

    تعجیل در فرج آقا ۳ صلوات

  110. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    امسال بهار بی تو آغاز نشد

    امسال گذشت و باز اعجاز نشد

    کِیْ سین سلام بر لبت می شکفد

    عید آمد و سفره دلم باز نشد!

  111. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    درد ما را خداوند دوا خواهد کرد / بر ظلمت ما شمع عطا خواهد کرد

    فردا همگی به چشم خود می بینیم / شمع با چشم جهان بین چه ها خواهد کرد

  112. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    آمد بهار و حیف که ما را بهار نیست

    وین جرعه ها به کام دلم خوش گوار نیست

    گفتم بهار آمد و پر شد جهان ز گل

    دیدم که یار نامد و گفتم بهار نیست . . .

  113. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    یوسف از جرم زلیخا چند سالی حبس رفت…..
    مهدی از اعمال ما حبس ابد گردیده است…
    به امید ظهور آقای خوبی ها که صد البته نزدیک است…

  114. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    چرا پنج شنبه انقدر پر شور و خوشحال و جمعه انقدر دلــــــــــــگـــــــــیـــــــــر؟
    پـنـج شـنـبـه امـــــیــــد هـسـت ڪ بـیـاد ولـﮯ جـمـعـه با غـروبـش میگه ی جـمـعـه دیـگـه و بـازم نــــــــــــــیــــــــــــــومــــــــــــــد

  115. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    نمــازت کــه تمام می شــــود سجاده اتــــــــ را به شهـــادت بگیر کــه هیــــچ نمازی را بی دعـای ِ بـــر فـــرج او تمــــام نکـــرده‌ایی ….

  116. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    اینجا کسی برای تو جا وا نمی کند
    این خاک احترام به دریا نمی کند

    نامت برای دفع بلا روی طاقچه است
    ورنه کسی نگاه به آقا نمی کند . . .

  117. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    امام جعفر صادق (ع) فرمودند:
    خدای تعالی اصحاب قائم (عج)را در یک لحظه مانند ابر های پرا کنده جمع می کند و اصحاب امام زمان (عج)برابرند با سپاه اسلام در جنگ بدر که ۳۱۳نفر بودن

  118. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    در جمکران مانند باران حس بگیریم
    ردّی ، نشانی از گل نرگس بگیریم
    همچون پر پروانه ها اوجی بگیریم
    اینک سراغی از گل نرگس بگیریم

  119. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    دیده در حسرت دیدار شما مانده هنوز
    به تمنای نگاهت دل ما مانده هنوز
    فقرا پیش کریمان که معطل نشوند
    منتظر بر سر راه تو ، گدا مانده هنوز

  120. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    شیعه اگر شیعه بود ، وضع دگر این نبود / یوسف زهرا چنین غریب و غمگین نبود
    شیعه اگر شیعه بود ، دست به دعا می نمود / جمعه دگر می رسید وضع دگر این نبود

  121. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    تقصیر خودم نیست اگر دلتنگم !
    مرا مادرم غروب جمعه زاییده است…

  122. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    شعر: مرحوم محمد رضا آقاسی

    با همه لحن خوش آوایی ام
    در به در کوچه تنهایی ام
    ای دو سه تا کوچه زما دورتر
    نغمه تو از همه پرشورتر
    کاش این فاصله را کم کنی
    محنت این قافله را کم کنی
    کاش که همسایه ما می شدی
    مایه آسایه ما می شدی
    هر که به دیدار تو نائل شود
    یک شبه حلال مسائل شود
    دوش مرا حال خوشی دست داد
    سینه مرا عطشی دست داد
    نام تو بردم لبم آتش گرفت
    شعله به دامان سیاوش گرفت
    نام تو آرامه جان من است
    نامه تو خط عوان من است
    ای نگه ات خواستگاه آفتاب
    بر من ظلمت زده یک شب بتاب
    پرده برانداز زچشم ترم
    تا بتوانم به رخت بنگرم
    ای نفست یار و مددکار ما
    کی و کجا وعده دیدار ما
    ای که هر دم دم ز حیدر میزنی
    بر یتیمان علی سر می زنی
    شاهد اقبال در آغوش کیست
    کیسه نان و رطب بر دوش کیست
    کیست آن کس کز علی یادی کند
    بر یتیمان من امدادی کند
    دست گیرد کودکان درد را
    گرم سازد خانه های سرد را
    ای جوانمردان جوانمردی چه شد
    شیوه رندی و شبگردی چه شد
    شیعگی تنها نماز و روزه نیست
    آب تنها در میان کوزه نیست
    کاسه را پر کن ز آب معرفت
    تا درو جوشد شراب معرفت
    باده مما رزقناهم بنوش
    ینفقون بنیوش و در انفاق کوش
    هم بنوش و هم بنوشان زین سبو
    لن تنالو البر حتی تنفقوا
    جستجویی کن سبوی بده را
    شستشویی کن به می سجاده را
    ای مسلمان زاده بعد از هر اذان
    رکعتی تنهی عن الفحشا بخوان
    گر نمازت ناهی از منکر شود
    از اذانت گوش شیطان کر شود
    هر سحر دست نیایش باز کن
    بیخود از خود تا خدا پرواز کن
    بال مرد حق بود دست دعا
    لیس لالانسان الا ما سعی
    ***
    ساقی سرمست ما دیوانه نیست
    سرگذشت انبیا افسانه نیست
    انچه در دستور کار انبیاست
    جنگ با مکر و فریب اغنیاست
    چیست در انجیل و تورات و زبور
    آیه های نور و تسلیم و حضور
    جمله ادیان ز یک دین بیش نیست
    جز الوهیت رهی در پیش نیست
    خانقاه و مسجد و دیر و کنشت
    هرکه را دیدم به دل بت می سرشت
    لیک در بتخانه دیدم بی عدد
    هر صنم سرگرم ذکر یا صمد
    یا صمد یعنی که ما را بشکنید
    پیکر ما را در آتش افکنید
    گر سبک گردیم در اتش چو دود
    می توان تا مبدا خود پرگشود

  123. مهدیه

    مرسی داداشی. آپ خیلی عالی ای بود. خسته نباشی
    الهم عجل لولیک الفرج

  124. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    طاقتم تاب شد و از تو نیامد خبری
    جگرم آب شد و از تو نیامد خبری
    عاشقانی که مدام از فرجت میگفتند
    عکسشان قاب شد و از تو نیامد خبری

  125. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    هر روز ساعت دلم را عقب میکشم تا خیال کنم دیر نکرده ای هنوز!
    الهم عجل لولیک الفرج…

  126. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    نفس بده تا برایت نفس نفس بزنم
    نفس به جز تو نخواهم برای کس بزنم
    مرا اسیر خود کرده ای آقا دعایی کن
    که آخرین نفسم را در رکابت بزنم

  127. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    به انتظار دیدنت دوباره برگ میشوم
    و با عبور شبنمی غریق اشک میشوم
    مرا رها مکن مگر به روز مرگ و رفتنم
    بدان فقط به یاد تو درون قبر میشوم

  128. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    بخدا دلم تنگ شد از بس گفتیم شاید این جمعه بیاید،آقا جان جمعه هاى عمرمان به سر آمد پس کى میایى تا بر این دل زار ما مرهمى گذارى،آخر کدام جمعه میایى…

  129. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    به راه بیاییم، تاازراه بیاید‏!…
    اللهم عجل الولیک الفرج‏

  130. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    خدایا، در این لحظه و در تمام لحظات،
    سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان ولىّ‏ات
    حضرت حجّه بن الحسن-
    که درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد-
    باش، تا او را به صورتى که خوشایند اوست
    و همه از او فرمانبرى مى‏نمایند
    ساکن زمین گردانیده،
    و مدّت زمان طولانى در آن بهره‏مند سازى

  131. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    میگویند جمعه می آید …

    آری ، روزی که بازار تعلقات دنیا را تعطیل کنیم ؛

    او خواهد آمد …

  132. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    ممکنه منتظر مهمان عزیزی بود ولی مهیای پذیرش او نبود ؟!

    البته که غیر ممکنه !

    افسوس که ما ” غیر ممکن ” رو ممکن ساختیم و ” ممکن ” رو غیر ممکن …

    در وبلاگی چه زیبا نوشته شده بود که :

    ” امام زمان آمدنی نیست ، بلکه آوردنی است. ”

    و این جمعه هم گذشت …

  133. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    ما قیمت روز ارز را می دانیم

    معیار بهای بورس در تهرانیم

    فعلا دو سه روزیست هوا پس شده است

    هر روز دعای عهد را می خوانیم !

  134. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    ما با تو که روبرو شدیم آقا جان!

    پیش تو بی آبرو شدیم اقا جان!

    خواندیم تو را و خودمان خوابیدیم

    چوپان دروغگو شدیم آقا جان!

    نه شرم و حیا، نه عار داریم از تو

    اما گله بی شمار داریم از تو

    ما منتظر تو نیستیم آقاجان

    تنها همه «انتظار» داریم از تو

  135. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    تقصیر من است اینکه، کم می آیی

    هر گاه شدم اسیر غم می آیی …

    این جمعه و جمعه های دیگر حرف است

    آدم بشوم ؛ سه شنبه هم می آیی

  136. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    کنار برکه ی دلم نشستم و نیامدی …

  137. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    دل مرده ام، قبول … ای مسیح من!
    یک جمعه هم زیارت اهل قبور کن…

  138. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    همه گویند، به امید ظهورش صلوات

    کاش این جمعه بگویند، به تبریک ظهورش صلوات

  139. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    دیگر شده ام دچار وسواس، بیا

    بد جور به عصر جمعه حساس، بیا

    گفتی به عموی خود ارادت داری

    این بار قسم به دست عباس، بیا …

  140. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    روزی در برگه تقویم خواهند نگاشت

    تعطیل رسمی – روز ظهور حضرت ولی‌عصر«ع»

  141. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    تفعل زدم نیمه ی شب به قرآن / کتابی که از وحی شیرازه دارد

    برای دلم آیه ی صبر آمد / ولی نازنین ،صبر ، اندازه دارد . . .

    (اللهم عجل لولیک الفرج)

  142. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    روزی هزار بار دلت راشکسته ام

    بیخود به انتظار وصالت نشسته ام

    هربار این تویی که رسیدی و در زدی

    هربار این منم که در خانه بسته ام

    هر جمعه قول میدهم آدم شوم ولی

    هم عهد خویش هم دلت راشکسته ام

  143. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    این دل اگر کم است بگو سر بیاورم

    یا امر کن که یک دل دیگر بیاورم

    خیلی خلاصه عرض کنم ” دوست دارمت ”

    دیگر نشد عبارت بهتر بیاورم

  144. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    باید وسط ِ هفته بیایی آقا

    دیریست که جمعه های ما تعطیل است…

  145. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    این دیده نیست، لایق دیدارِ رویِ تو

    چشمی دگر بده ، که تماشا کنم تو را

  146. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    آقــــا جـــان؛

    بـبـخـش کـه بـا یـک حـرفِ قـبـیـلـه ی مـایـاهـا؛

    یـادمـان رفـت کـه؛

    بـی آمـدن تـو؛

    دنـیـا تـمـام نـمـی شـود …

  147. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    ای آخرین توسلِ سبزِ دعای ما؛

    آیا نمی رسد به حضورت دعای ما؟

    شنبه، دوباره شنبه …، دوباره سه نقطه چین؛

    بی تو، چه زود می گذرد هفته های ما …

  148. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    این آخرین ستاره بخت است در زمین

    آقاى سبزپوش بهاری بیا ببین

    مرهم نمانده است و مداوا نمی‏شود

    احساسهاى زخمى و دلهاى آهنین . . .

  149. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    وقتی میان نفس و هوس جنگ می شود

    قلبم به چشم همزدنی سنگ می شود

    آقا ببخش که سرم گرم زندگی است

    کمتر دلم برای شما تنگ می شود

    چشم آلوده کجا، دیدن دلدار کجا؟

    دل سرگشته کجا، وصف رخ یار کجا؟

    کاش در نافله ات نام مرا هم ببری

    که دعای تو کجا، عبد گنه کار کجا؟

  150. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    ای خالق بهار

    بهار قلب من به شکفتن شکوفه ظهور از زمستان سرد انتظار است

    ای بهار قلبها …

    ادرکنی . الساعه . العجل

  151. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    ازشنبه درون خود تلنبار شدیم

    تا آخر پنج شنبه تکرار شدیم

    خیر سرمان منتظر دیداریم

    جمعه شد و لنگ ظهر بیدار شدیم . . .

  152. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    هر روز برای آمــدنــت دعـــا مــی ‌کــنــیــم و بـرای نـیـامـدنـت کــارهــای زیــادی..!

  153. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    هم چاه سر راه تو باید بکنیم

    هم اینکه از انتظار تو دم بزنیم

    این نامه چندم است که می خوانی؟

    داریم رکورد کوفه را می شکنیم

  154. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    ترسید «چراغ دوازدهم» را هم بشکنند.

    جایش یک «شمع» داد تا ببیند چه می کنند با او،

    پروانگی آموخته اند؟

  155. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    یک روز می افتد ؛

    آن اتفاق خوب را می گویم …

    من به افتادنی که برخاستن اوست ایمان دارم ؛

    هر لحظه ، هر روز ، هر جمعه …

    السلام علیک یا صاحب الزمان

  156. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    این قوم لعین مرامشان نامردی ست

    توهین به حجربن عدی بامعنی ست

    امروز برای شیعیان روشن شد

    از بابت چه مزار زهرا مخفی ست

    بیا ای آخرین نشانه ی بهار؛

    در پائیزِ آخر الزمان …

    السلام علیک یا أباصالح المهدی ادرکنی «عج»

  157. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    امشب که بین خلق، لیل الرغائب است؛

    دانی چه چیز آرزوى قلب صاحب است؟

    ای کاش روز جمعه که از راه می رسد؛

    دیگر کسی نگوید ارباب «عج» غائب است …

  158. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    چه انتظار عجیبی!

    تو بین منتظران هم، عزیز من، چه غریبی!

    عجیب تر که چه آسان، نبودنت شده عادت، چه بی خیال نشستیم

    نه کوششی نه وفایی

    فقط نشسته و گفتیم: خدا کند که بیایی …!

  159. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت

    دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت

    تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم

    یک گوشه بغض کرده که این جمعه هم گذشت

    مولا ، شمار درد دلم بی نهایت است .

    تعداد درد من به خدا از رقم گذشت

  160. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    بازهم – صحبت فرداست قرارِ ما ها

    بازهم – خیر ندیدیم از این فردا ها

    چقدر پای همین وعده ی تو پیرشدند

    جگر ” مادر ها ” موی سر ” بابا ها “. . .

    یا صاحب الزمان

  161. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    ندیدمت که بگویم چقدر زیبایی

    نیامدی که ببینم شبیه دریایی ،

    ببین دوباره غروب است و جاده آماده

    بنا به گفته مردم غروب می آیی !

    شکوه آمدنت را ببخش به چشمانم

    بیا الهه غربت سوار صحرایی .

  162. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    دلتنگت که میشوم

    آسمان هم دلش ریش میشود…

    ای از تبار یاس های خوش بو

    تو ای به رنگ سرمستی

    پنهان شده ای که چه؟!

    تابستان بهانه است

    سرزمینمان داغدار کوچ توست…

    غبار دوریت طراوت را مسموم کرده

    و انگورها مستی ز تو میطلبند .

    به گمانم کم سویی اخترکان محصول غیبت های توست…

    … ای حسن تعلیل جهان!

    نمایان شو

    تا آرامش بر ظرف زمان طلاکوب شود…

  163. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    تو هستی ! و در میان ِ ما می گردی .

    در کوچه و شهر و خانه ها می گردی

    از ما اثری نیست، در این شب، ای خوب!

    دنبال ظهور نور ما می گردی…

  164. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    شب نمایان و

    کوچه در خواب است

    من به یادِ تو مست و بیدارم

    می نویسم: ـ مولا ـ بخوانش عشق

    باورم کن که دوستت دارم!

  165. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    مولا جان،

    بار ها آمدی و نبودم
    در تقلای این زندگی
    نیازمند تو اما بی تو بودم !
    بارها آمدی ونیامدم
    بر دلم بارها نشستی و
    بی تو بودن را گریستم
    میدانم آمده ای…بسیار نزدیک…
    پشت پلک هایی که توان باز شدن به روی زیبایت را ندارد…
    پشت در، دلی که هنوز برای میزبانی تو پاک نشده…
    میدانم آمده ای …
    دعا کن من هم بیایم به پیشواز تو !

  166. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    ما غایبیم، او منتظر آمدن ماست . . .

  167. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    مهدی جان!

    به روسیاهی‌من نگاه نکن و به دستهایم که خالی و گنهکارند

    قلبم را ببین که هر روز، صبح و شام تو را می‌خوانند . . .

  168. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    کدام گوشه ی دنیا نهفته روی چو ماهت / اله من ز که پرسم نشان یوسف چاهت
    چقدر ناز غزل را کشیده ام که سراید / تمام سوز دلم را ز دوردست نگاهت . . .

  169. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    این آخرین ستاره بخت است در زمین / آقاى سبزپوش بهارى بیا ببین
    مرهم نمانده است و مداوا نمی‏شود / احساسهاى زخمى و دلهاى آهنین . . .

  170. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    ای حریم کعبه محرم بر طواف کوی تو / من به گرد کعبه می گردم به یاد روی تو
    گرچه بر محرم بود بوئیدن گلها حرام / زنده ام من ای گل زهرا ز فیض بوی تو . . .

  171. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    مـژده‌ی آمـدنت قیمـت جـان می‌ارزد / تاری از موی تو آقـا به جهـان می‌ارزد . . .

  172. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    گفتم که روی خوبت از ما چرا نهان است ؟ / گفتا تو خود حجابی ور نه رخم عیان است
    گفتم که از که پرسم جانا نشان رویت ؟ / گفتا نشان چه پرسی آن کوی بی نشان است . . .

  173. ـمـ ـتـ ر ـسـ ـکـ

    شنیدم که تو یک روز جمعه بر میگردی / کدام جمعه ؟ نمیشد اشاره میکردی . . . ؟

  174. سحرناز68

    واقعا ممنون اقا مرتضی،عالی بود

  175. تورو حتی تو رویا هم ندیدم
    ولی یه عمر جات خالیه پیشم
    ندیدمت چه احساس غریبی
    ندیدمو برات دلتنگ میشم
    فقط بگو کدوم هفته کدوم روز ،
    کجا منتظر رسیدنت شم
    میخوام کاری بدم دست خودم که ،
    خودم بهونه اومدنت شم
    سپردی دست کی پیراهنت رو ،
    که یه عمره برامون نمیاره
    چه بوی نرگسی می پیچه اینجا ،
    اگه این باد سرگردون بزاره
    بیا تا کفترا دورت بگردن
    براشون هر قدم دونه بپاشی
    چراغون می کنم پس کوچه ها رو
    شاید قسمت بشه این جمعه باشی
    فقط بگو کدوم هفته کدوم روز ،
    کجا منتظر رسیدنت شم
    میخوام کاری بدم دست خودم که ،
    خودم بهونه اومدنت شم
    سپردی دست کی پیراهنت رو ،
    که یه عمره برامون نمیاره
    چه بوی نرگسی می پیچه اینجا ،
    اگه این باد سرگردون بزاره…….

  176. زیر بارون…‏

    توی رویا…

    یه سه شنبه‎…‎

    شب زیبا‎…‎

    یه مسیرو‎…‎

    قدمی سبز‎…

    ته جاده…

    حرمی سبز…

  177. a.moghadam

    nemidoonam chera taeed nashod.dobare minevisam,dobare bekhoon
    =hich kas hamrah nist,tanhaye aval=

  178. زهره

    سلام / من مدت هاست به اس ام اس خور سر می زنم و از مطالبتون استفاده می کنم اونقدری که تقریباً همه ی بچه های اینجا رو میشناسم و بنوعی دوسشون دارم / اما خواننده ی خاموش بودم / این بار این پست بقدری معرکه ست که جا داشت کامنت بذارم و تشکر کنم هم پست معرکه ست هم کامنت هااااااا بی نظیره / دست مریزاد

  179. hoda

    ﺻﺒﺢ ﺑﻰ ﺗﻮ ﺭﻧﮓ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻇﻬﺮ ﯾﮏ ﺁﺩﯾﻨﻪ ﺩﺍﺭﺩ
    ﺑﻰ ﺗﻮ ﺣﺘﻰ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻰ ﺣﺎﻟﺘﻰ ﺍﺯ ﮐﯿﻨﻪ ﺩﺍﺭﺩ
    ﺑﻰ ﺗﻮ ﻣﻰﮔﻮﯾﻨﺪ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﺍﺳﺖ ﮐﺎﺭ ﻋﺸﻘﺒﺎﺯﻯ
    ﻋﺸﻖ ﺍﻣﺎ ﮐﻰ ﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﺷﻨﺒﻪ ﻭ ﺁﺩﯾﻨﻪ ﺩﺍﺭﺩ
    ﺟﻐﺪ ﺑﺮ ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﻣﻰﺧﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﺍﻧﮑﺎﺭ ﺗﻮ ﺍﻣﺎ
    ﺧﺎﮎ ﺍﯾﻦ ﻭﯾﺮﺍﻧﻪﻫﺎ ﺑﻮﯾﻰ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮔﻨﺠﯿﻨﻪ ﺩﺍﺭﺩ
    ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺍﺯ ﺭﻧﺠﺶ ﺩﻭﺭﻯ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﯾﺎﺩﻡ ﺁﻣﺪ
    ﻋﺸﻖ ﺑﺎ ﺁﺯﺍﺭ ﺧﻮﯾﺸﺎﻭﻧﺪﻯ ﺩﯾﺮﯾﻨﻪ ﺩﺍﺭﺩ
    ﺩﺭ ﻫﻮﺍﻯ ﻋﺎﺷﻘﺎﻥ ﭘﺮ ﻣﻰﮐﺸﺪ ﺑﺎ ﺑﻰ ﻗﺮﺍﺭﻯ
    ﺁﻥ ﮐﺒﻮﺗﺮ ﭼﺎﻫﻰ ﺯﺧﻤﻰ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺳﯿﻨﻪ ﺩﺍﺭﺩ
    ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﻗﻔﻞ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﯿﺮﮔﻰ ﺭﺍ ﻣﻰﮔﺸﺎﯾﺪ
    ﺁﻧﮑﻪ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺶ ﮐﻠﯿﺪ ﺷﻬﺮ ﭘﺮ ﺁﯾﯿﻨﻪ ﺩﺍﺭﺩ

  180. پیچیده ترین راز دنیا نه برموداست،نه جاذبه زمین،نه سیارات دیگر…
    پیچیده ترین راز دنیا”عصر دلگیر جمعه هاست”

  181. خیلی آپ خوبی بود داداش مرتضی دمت گرم…

  182. MaJiD

    به طاها به یاسین به معراج احمد
    به قدر و به کوثر به رضوان و طوبی
    به وحی الهی به قرآن جاری
    به تورات موسی و انجیل عیسی
    بسی پادشاهی کنم در گدایی
    چو باشم گدای گدایان زهرا (س)
    چه شب ها که زهرا (س) دعا کرده تا ما
    همه شیعه گردیم و بی تاب مولا
    غلامی این خانواده دلیل و مراد خدا بوده از خلقت ما
    مسیرت مشخص، امیرت مشخص، مکن دل ای دل بزن دل به دریا
    که دنیا به خسران عقبا نیرزد
    به دوری ز اولاد زهرا نیرزد.
    و این زندگانی فانی جوانی
    خوشی های امروز و اینجا
    به افسوس بسیار فردا نیرزد

    اگر عاشقانه هوادار یاری
    اگر مخلصانه گرفتار یاری
    اگر آبرو میگذاری به پایش
    یقینا یقینا خریدار یاری
    بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟
    چه اندازه در ندبه ها زاری یابی؟
    به شانه کشیدی غم سینه اش را؟
    و یا چون بقیه تو سربار یاری
    اگر یک نفر را به او وصل کردی
    برای سپاهش تو سردار یاری
    به گریه شبی را سحر کردی یا نه؟
    چه مقدار بی تاب و بیمار یاری؟
    دل آشفته بودن دلیل کمی نیست
    اگر بی قراری بدان یار یاری
    و پایان این بی قراری بهشت است
    بهشتی که سرخوش ز دیدار یاری

    نسیم کرامت وزیدن گرفته
    و باران رحمت چکیدن گرفته
    مبادا بدوزی نگاه دلت را
    به مردم که بازار یوسف فروشی در این دوره بد شدیدا گرفته
    خدایا به روی درخشان مهدی
    به زلف سیاه و پریشان مهدی
    به قلب رئوفش که دریای داغ است
    به چشمان از غصه گریان مهدی
    به لبهای گرم علی یا علی اش
    به ذکر حسین و حسن جان مهدی
    به دست کریم و نگاه رحیمش
    به چشم امید فقیران مهدی
    به حال نیاز و قنوت نمازش
    به سبحان سبحان سبحان مهدی
    به برق نگاه به خال سیاهش
    به عطر ملیح گریبان مهدی
    به حج جمیلش به جاه جلیلش
    به صوت حجازی قرآن مهدی
    به صبح عراق و شبانگاه شامش
    به آهنگ سمت خراسان مهدی
    به جان داده های مسیر عبورش
    به شهد شهود شهیدان مهدی
    مرا دائم الاشتیاقش بگردان
    مرا سینه چاک فراقش بگردان
    تفضل بفرما بر این بنده بی سر و پا
    مرا همدم و محرم و هم رکاب
    سفرهای سوی خراسان و شام و عراقش بگردان
    یا مهدی یامهدی مددی

  183. از عشق تو گفتیم و نمک گیر شدیم
    تا ساحل چشمان توتکثیر شدیم
    گفتند غروب جمعه خواهى آمد
    آنقدر نیامدى که ما پیر شدیم

  184. شب گر رخ مهتاب نبیند سخت است /
    لب تشنه اگر آب نبیند سخت است.
    ما نوکر و ارباب توئی مهدی جان /
    نوکر رخ ارباب نبیند سخت است..

  185. یک روز به قول خود عمل خواهی کرد
    این تلخی محض را عسل خواهی کرد
    آنوقـــــت تمام بی کسی هایم را
    لبریز لطافــــــت غزل خواهی کرد

  186. عمریست که از حضور او جا ماندیم/
    در غربت سرد خویش تنها ماندیم.
    او منتظر است تا که ما برگردیم/
    ماییم که در غیبت کبری ماندیم.

  187. خدا کند که مرا با خدا کنی آقا / زقید و بند معاصی جدا کنی آقا
    دعای ما به در بسته می خورد ای کاش / خودت برای ظهورت دعا کنی آقا

  188. دیشب کسی برای تو سجاده وا نکرد
    بغضی ترک نخورد و گلویی صدا نکرد
    انگار ما بدون حضور تو راحتیم
    وقتی کسی برا ظهورت دعا نکرد

  189. شب‏های بی ‏تو، پلک غزل بسته می‏شود
    از لحظه‏ های بی‏ تو دلم خسته می‏شود
    بـاور نمـی‏کند، دل مغـرور و ســاکتم یا مهدی
    هر لحظه بیشتر به تو وابسته می‏شود

  190. این جمعه هم از دیدن رویت خبری نیست
    دیگر نفسم هم،نفسِ معتبری نیست
    رد می شود این جمعه و تا لحظه آخر
    از آمدن سبز تو امّا اثری نیست

  191. برگرد که بر بهارمان می خندند
    یک عده به حال زارمان می خندند
    آنقدر نبودنت به طول انجامید
    دارند به انتظارمان می خندند

  192. دارد حنای توبه و شرمی که داشتم
    پیشت عزیز فاطمه بی رنگ می شود،
    آقاببخش،،بس که سرم گرم زندگیست
    کمتردلم برای شما تنگ می شود..

  193. تا کی سخن از شوق وصالت بزنیم
    هر گوشه ی تقویم علامت بزنیم
    از بین تمام هفته پس کی باید
    این جمعه ی غربت زده را خط بزنیم ؟

  194. من از اشکی که میریزد زچشم یار میترسم
    از آن روزی که اربابم شود بیمار میترسم
    همه ماندیم درجهلی شبیه عهد دقیانوس
    من از خوابیدن منجی درون غار میترسم
    رها کن صحبت یعقوب وفرزندش
    من ازگرداندن یوسف سر بازار میترسم
    همه گویند این جمعه بیا اما درنگی کن
    ازاینکه عاشورا باز شود تکرار میترسم

  195. دیگر شده ام دچار وسواس بیا
    بدجور به عصرجمعه حساس بیا
    گفتی که به عموی خود ارادت داری
    این بار قسم به دست عباس بیا

  196. مردم همه دینشان به باد است اینجا
    دکان فروش دین زیاد است اینجا
    شرمنده که کمتر از شما میگوییم
    بازار شما کمی کساد است اینجا

  197. هوای دهرنفس گیرشدبیااقا
    زمان امدنت دیرشدبیااقا
    همه گویندکه لشگرت جوانانند
    دلم جوان ورخم پیرشدبیااقا
    سلاح های شیاطین زکارافتادند
    دوباره دوره شمشیرشدبیااقا
    چراغ عدل وامامت همیشه روشن باد
    فسادوظلم فراگیرشدبیااقا

  198. ای انکه در نگاهت صد ایه نور داری/
    کی از مسیر کوچه قصد عبور داری؟
    در خواب دیده بودم یک شب فروغ رویت/
    کی در سرای چشمم قصد ظهور داری؟

  199. دارد زمان آمدنت دیر می شود
    دارد جوان سینه زنت پیر می شود
    تأثیر گریه های غریبانه شماست
    دنیا ، غروب جمعه چه دلگیر می شود

  200. ما معتقدیم که عشق سر خواهدزد/
    بر پشت ستم کسی تبر خواهد زد.
    اخر شب تار ما سحر میگردد/
    مهــــــــــدی(عج)به میان شیعه بر میگردد.

  201. خورشیدی و چهره ی منور داری/
    از ماه میان اسمان سر داری.
    در بین همه غریب و دور افتادم/
    اقا نکند که دست ازم برداری.

  202. با کدامین رو روز شمارش باشیم/
    شبها منتظر صبح وصالش باشیم.
    سالهاست منتظر سیصدواندی مرد است/
    انقدر مرد نبودیم که یارش باشیم.

  203. دوست دارم یک شب جمعه/
    صبح گردد به رسم خوش عهدی.
    ناگهان بشنوم ز سمت حجاز/
    نوای دلخوش اناالمهـــــدی.

  204. خواب دیدم که پیامک به رفیقان زده ام
    و نوشتم که بشارت “گل زهرا آمد”
    بهترین بود…ممنون…

  205. مرضیه

    خیلی قشنگ بودن… مرسی

  206. سلام اینها که اس ام اس نیست بابا متنه ؛ به این زیادی چه ربطی به اس ام اس داره ؟

    لطفا تا میشه یه چیزی بذارید که بشه اس ام اسش کرد و فرستاد واسه همه !!

    ای کاش که یک دانه ی تسبیح تو بودم

    تا دست کشی بر سره سودا زده ی من…

    اللهم عجل لولیک الفرج

  207. بهاره

    به امیده ظهوره آقا، شاید تموم مشکلات حل شه…خدا یعنی اون روز ما هستیم…؟

  208. کاملیا

    دلم گرفته از زمونه دلخورم
    بزار واست گلایه هامو بشمارم

    ب کی بگم ک کوزه کوزه تشنه ام؟؟
    ب کی بگم هزار روزه تشنه ام؟؟

    نیومدی ی هفته خسته تر شدم
    شکسته بودم و شکسته تر شدم

    نیومده و کوچه هم کلافه شد
    ی جمعه ب ندیدنت اضافه شد

    ی دل دارم همیشه بی قرارته
    قنوت من دعای انتظارته

    ب قطره قطره های گریه هام قسم
    ک بی قرار و بی پناه و بی کسم

    ی دل دارم که حفظ شهر دوری رو
    نداره چاره ای بجز صبوری و

    میخواد شریک گریه های من بشه
    بیا ببین دل قریب من چشه…

    نیومدی…نیومدی.. و کوچمون هم کلافه شد
    ی جمعه ب ندیدنت اضافه شد

    نیومدی…نیومدی…نیومدی و غصه باز نفس گرفت
    خدا تورو ی جمعه دیگه پس گرفت

    نیومدی حصار دردو بشکنی
    تو آخرین امید چشمای تر منی

    خیلی دلم گرفته فقط دعا میکنم ک خودش زودتر بیاد دیگه زندگی خیلی خسته کننده شده…..
    آپت عالی بود آقا مرتضی

  209. دلشکسته

    دلبرم یوسف زهراست خدا میداند
    یادش آرامش دلهاست خدا میداند
    علت غیبت او هست گناه من وتو
    خون جگر از گنه ماست خدا میداند
    بر عطا و کرمش جن و ملک محتاجند
    از دمش زنده مسیحاست خدا میداند
    خاک زیر قدمش سرمه چشم ملک است
    خیمه اش جنه الاعلاست خدا میداند
    همه دنبال زر و سیم و گرفتار دلند
    پسر فاطمه تنهاست خدا میداند
    آری اعمال من و توست حجاب من و تو
    ورنه آن چهره هویداست خدا میداند
    از همه بیشتر آنکس که بود منتظرش
    مادرش حضرت زهراست خدا میداند

  210. baran

    کوچه های شهر ما ویران نمی ماند عزیز
    کاروبار عشق، بی سامان نمی ماند عزیز
    یک نفر فردا زمین را نور باران می کند
    (مهدی)ما تاابد پنهان نمی ماند عزیز…

  211. baran

    ویرانه نه آن است که جمشید بنا کرد!

    ویرانه نه آن است که فرهاد فرو ریخت!

    ویرانه دل ماست که هر جمعه به شوقت،

    صد بار بنا گشت و دگر باره فرو ریخت…

  212. baran

    شمیم شال سبزت این حوالی ست
    کنار هفته های احتمالی ست
    تمامش کن بیا آقای ندبه
    غروب جمعه ها جای تو خالی است…

  213. baran

    یک منتقم از طواف حج می آید
    با اسب، و ذوالفقار کج می آید
    آمینِ خدا، برای اللهم
    عجل لولیک الفرج می آید…

  214. baran

    از دوری تو غمین و نالان هستیم
    وز کرده ی خود کمی پشیمان هستیم!
    اصلیت ما را تو اگر می پرسی
    از کوفه ولی مقیم اینجا هستیم!

  215. roxana

    امید که باشی و فراوان باشی
    مطبوع ترین دلیل انسان باشی
    خورشید تو چشم هایمان را می زد
    ما چشم نبستیم که پنهان باشی
    اللهم عجل لولیک الفرج

  216. عاطفه

    واقعا عالی
    ممنون از سایت خوبتون

  217. baran

    آقا بیا به خاطر “باران” ظهور کن

    ما را از این هوای سراسیمه دور کن

    وقتی برای بدرقه عشق می‌روی

    از کوچه‌های خسته ما هم عبور کن…

  218. baran

    چه جمعه‌ها که یک به یک غروب شد نیامدی

    چه بغض‌ها که در گلو رسوب شد نیامدی

    خلیل آتشین سخن؛ تبر به دوش بت شکن

    خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

    تمام طول هفته را به انتظار جمعه‌ام

    دوباره صبح، ظهر، نه غروب شد نیامدی…

  219. baran

    تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد
    حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد…

  220. baran

    چه انتظار عجیبی
    تو بین منتظران هم
    عزیز من چه غریبی !
    عجیب تر آن که چه آسان
    نبودنت شده عادت
    چه بی خیال نشستیم
    نه کوششی ، نه تلاشی
    فقط نشسته و گفتیم :
    خدا کند که بیایی !

ارسال پاسخ

برای استفاده از شکلک ها رو آن های کلیک کنید

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNo