پیام کوتاه و اس ام اس ایام فاطمیه ۹۲

اس ام اس تسلیت ایام فاطمیه 92

ای ماه تمام ، از همه بهتر من
ای مهر مدام ، سایه ی بر سر من
من سیدم و مادر سادات تویی
آه ای همه افتخار من ، مادر من
.
.
نباریده ست بارانی در آتش
دری می سوخت پنهانی در آتش
بر ابراهیم آتش شد گلستان
ولی اینجا گلستانی در آتش
.
.
همه میدانند که مهدیه اسم مکان است و فاطمیه اسم زمان
و من منتظر روزی هستم که مهدیه اسم زمان شود و فاطمیه اسم مکان …
.
.
ای خاکِ درِ تو تاجِ سرها زهرا
وی قبر تو مخفی ز نظرها زهرا
تا باب شفاعت تو باز است چه غم ؟
گر بسته شود تمام درها زهرا
.
.
در زمانی که زمان یاد ندارد چه زمان
و مکانی که مکان یاد ندارد چه مکان
دل من در پی یک واژه ی بی خاتمه بود
اولین واژه که آمد به نظر فاطمه بود
.
.
ای روح دو صد مسیح محتاج دَمَت
زهرایی و خورشید غبار قدمت
کی گفته که تو حرم نداری بانو ؟
ای وسعت دلهای شکسته ، حرمت
.
.
با توام “در” با تو ، تا “دیوار”ها هم بشنوند
عشق یاسین است این یاسی که پرپر می کنی …

.
.
دگر پروانه بال و پر ندارد
نه بال و پر که خاکستر ندارد
مفسرها همه با خون نویسید
که قرآن علی کوثر ندارد
.
.
گر گدای درگه زهرا مقام خویش را
بر سریر سلطنت بخشد عجب دیوانه است
خود شناس ای سائل و زین آستان سر برمدار
کاین گدایی در جهان خود منصب شاهانه است
.
.
زهرا اگر نبود خدا مظهری نداشت
توحید انعکاس نمایانتری نداشت
جز در مقام عالی زهرا فنا شدن
مُلک وجود فلسفه دیگری نداشت
.
.
چه تعبیری خدا در نقطه دارد ؟
که تفسیری جدا هر نقطه دارد
به تعداد بهار عمر زهرا
همین اندازه کوثر نقطه دارد
.
.
دیگر آن خنده ی زیبا به لب مولا نیست
همه هستند ولی هیچ کسی زهرا نیست
قطره ی اشک علی تا به ته چاه رسید
چاه فهمید کسی همچو علی تنها نیست
.
.
بی تو با شمع علی تا به سحر می سوزد
شمع می میرد و او بار دگر می سوزد
یک نفر مثل درختان سپیدار بلند
در خیالش همه شب بین دو در می سوزد
.
.
آزار داده اند بسی در جوانی ام
بیزارم از جوانی و از زندگانی ام
جانانه ام چو رفت ، چرا جان نمی رود ؟
ای مرگ همتی که به جانان رسانی ام
هر شب به یاد ماه رخت تا سحرگاهان
هر اختری است شاهد اخترفشانی ام
بر تیرهای کینه سپر گشت سینه ام
آرم گواه پیش تو ، پشت کمانی ام
یاری ز مرگ می طلبم ، غربتم ببین
امت پس از تو کرد عجب قدردانی ام
موی سپید و فصل جوانی خبر دهد
کز هجرخود به روز سیه می نشانی ام
دیوار می کند کمکم ، راه می روم
دیگر مپرس حال من و ناتوانی ام
سوزنده تر ز آتش غم ، غربت علی است
ای مرگ مانده ام که تو از غم رهانی ام
.
.
چقدر آرد نشسته است روی دامانت
فدای گردش دستاس آسیابانت
از آن زمان که تو را از بهشت آوردند
نشسته اند ملایک سَرِ خیابانت
همیشه فصل بهاری ، همیشه سرسبزی
اگر چه پر شده از برگ زرد ، گلدانت
ببین که پلک خدا هم به هق هق افتاده
به گریه های کبودِ بدون پایانت
سرِ مزار تو حتی مدینه محرم نیست
خدا برای همین است کرده پنهانت
الا مسافر گندم نخورده ی دنیا
چقدر آرد نشسته است روی دامانت
علی اکبر لطیفیان
.
.
شب تاریک کنار تو به سر می آید
نام زهرا به تو بانو چقدر می آیی
آبرو یافته هرکس به تو نزدیک شده
خار هم پیش شما گل به نظر می آید
و نبوت به دوتا معجزه آوردن نیست
از کنیزان تو هم معجزه بر می آید
به کسی دم نزد اما پدرت میدانست
وحی از گوشه ی چشمان تو در می آید
پای یک خط تعالیم تو بانو والله
عمر صد مرجع تقلید به سر می آید
مانده ام تو اگر از عرش بیایی پایین
چه بلایی به سر اهل هنر می آید
مانده ام لحظه ی پیچیدن عطر تو به شهر
ملک الموت پی چند نفر می آید
کاظم بهمنی
.
.
این زخم تا همیشه به جانم نشانه است
انبوه غصه ات به دلم تازیانه است
ای یادگار و چشمه پر خیر مصطفی
داغت شرار آتش اهل زمانه است
از آن شبی که پیکرت از خانه شد برون
روی سیاه دشمن و روضه بهانه است
ای بانویی که مادر بابای خود شدی
بعد از تو چاه محرم راز شبانه است …
.
.
دارد دل و دین می برد از شهر شمیمی
افتاده نخ چادر او دست نسیمی
تسبیح دلم پاره شد آن دم که شنیدم
با دست خودش داده اناری به یتیمی
حتی اثر وضعی تسبیح و دعا را
بخشیده به همسایه چه قرآن کریمی
در خانه زهرا همه معراج نشینند
آنجا که به جز چادر او نیست گلیمی
ای کاش در این بیت بسوزم که شنیدم
می سوخت حریم دل مولا چه حریمی
آتش مزن آتش در و دیوار دلش را
جز فاطمه در قلب علی نیست مقیمی
حالا نکند پنجره را وا بگذاریم
پرپر شود آن لاله زخمی به نسیمی

مطالب مرتبط :
اس ام اس به مناسبت ۲۸ و ۲۹ صفر

4
اشتراک‌گذاری
admin

۱۷۳ نظر در 'پیام کوتاه و اس ام اس ایام فاطمیه ۹۲'

  1. فاطمیه تاحکایت می شودغربت حیدرروایت می شودفاطمیه شور وغوغا می شود درب سوزان بالگد وامی شودفاطمیه فصل بیعت با عل است جرم زهرا گفتن یک یا علی است فاطمیه قتلگاه محسن است از علی بودن گناه محسن است شهادت بهانه کائنات ملک عرش برفرشیان تسلیت باد

  2. عاطفه گفت:

    شمع و گل امشب تهیه کرده ام/ روبه سوی فاطمیه کرده ام/خوشه های گریه امشب چیدنی است / شور و حال فاطمیه دیدنی است.
    شهادت عمر علی (ع) زهرای مرضیه (س) برشما تسلیت بادممنون از سایت زیبایتان

  3. asiye گفت:

    سلام.امیدوارم ازمتنای من برا اپ کردن اساتون استفاده کنین.

  4. asiye گفت:

    هیچ کس نیست ک دستی ب دعابردارد یا ک باری زسرشانه مابردارد،هرک زخمی بتن ازخیبروخندق دارد،امده تاک ازین خانه دوابردارد،حرمت خانه ماحرمت بیت الله ست،فاطمه باپدرش شأن برابردارد،انقدرزوددرخانه پرازاتش شد،ک نشدصاحب این خانه عبابردارد،سپری شدپسرومادری ازپاافتاد،فضه امدک مگرفاطمه رابردارد،سوره کوثرحیدرسرراه افتاده،کاش پاازسرقران خدابردارد،باپرزخمی خودراه سپاهی رابست،ک علی راببردخانه ویا…بردارد

  5. asiye گفت:

    نگاهی شعله ور ای وای مادر،هجومی بیخبرای وای مادر،مغیر…بی هوا…ای وای بابا،تو و دیوارو در ای وای مادر

  6. asiye گفت:

    جهادکوچه جنگی تن ب تن داشت،چهل مردوعلی یک شیرزن داشت،اگردستان حیدربازمیشد،مگرکس جرئت زهرازدن داشت؟

  7. asiye گفت:

    زهراخودش علی ست چراکم بیاورد،چون کوه ازمقابل انهاتکان نخورد،باهیبت ازحریم ولایت دفاع کرد،طوری ک اب دردل مولاتکان نخورد

  8. asiye گفت:

    موجی رسید هیبت دریاتکان نخورد،اتش گرفت دامنش اماتکان نخورد،اوقول داده بودک فدای علی شود،درپشت دربخاطرمولاتکان نخورد

  9. asiye گفت:

    نگاه سردمردم بودواتش،صدابین صداگم بودواتش،بجای تسلیت بادسته گل،هجوم قوم هضیم بودواتش

  10. asiye گفت:

    ای کاش بین کوچه همان لحظه میشکست،دستی ک لطمه زده برغرورتان

  11. آرش گفت:

    ممنون از سایت قشنگتون به وبلاگ من سر بزنید:fadaeyanemahdi.blogfa.com

  12. مرضیه گفت:

    خیلی قشنگ بودن مرسی..

    شهادت خانوم فاطمه زهرا(ع) بر همه تسلیت..

  13. مرضیه گفت:

    آقا جان!
    موکول می کنم گله ی هجر را بعد
    امروز حال مادرتان روبراه نیست …

  14. amoo karim گفت:

    ای دختر افتاب و ای همسر ماه*ای جان جهانیان تو را خاطر خواه*دست من و دامان پراز مهر شما*یا فاطمه س اشفعی لنا عندالله

  15. حديث گفت:

    درد سر، بین گذر، چند نفر، یک مادر … شده هر قافیه ام یک غزل درد آور ای که از کوچه ی شهر پدرت می گذری امنیت نیست ، از این کوچه سریع تر بگذر دیشب از داغ شما فال گرفتم، آمد: دوش می آمد و رخساره… نگویم بهتر! من به هر کوچه ی خاکی که قدم بگذارم نا خودآگاه به یاد تو می افتم؛ مادر چه شده؟! قافیه ها باز به جوش آمده اند: دم در، فضه خبر! مادر و در، محسن پر …

  16. حديث گفت:

    بیرون برید از خانه زینب را که حاشا
    مادر دهد جان و کند دختر تماشا
    خجلت زده از روی فرزندان خویشم
    اسما تو تنها وقت مردن باش پیشم

  17. پریا.خ گفت:

    ishala k harchi hast kheir bashe agha morteza chand vaghte kheili dir nazararo taeid mikonid.movafagh bashid.

  18. فرصاد گفت:

    برای زنده بودن، تنها بهونمی تو

    نه ساله که عزیزم، بانوی خونه می تو

    میدونی این روزا علی ،دلش به غم اسیره

    کدوم زنی از شوهرش، تو خونه رو میگیره

    زخمی شده صورت تو، علی برات بمیره

    داره میشه چشام پر آب، تنها میشه ابو تراب

    ای وای من ای وای من، تنهام نذار زهرای من

  19. فرصاد گفت:

    ای همه ی دل خوشیم،زداغ خود می کُشیم

    بود و نبودم فاطمه،یاس کبودم فاطمه

    عمر علی در گرو صبر توست

    اشک علی دست گُل قبرتوست

    خیز تو با من سوی خانه کن

    گیسوی طفلان مرا شانه کن
    در وسط کوچه تو را می زدند

    کاش به جای تو مرا می زدند
    تو رو خدا نزن،نزن

    براش بمیره حسن،نزن

    غیرت چیه،حیا چیه

    این چی می دونه دین چیه،خدا چیه

    معنی زن زدن، تو کوچه ها چیه

    این هیولا چی میفهمه این حرفارو،بازم بگم درد و دلای آقارو

    راه و نبند برو کنار

    این کوچه ی ماست

    دست تو ،پایین بیار

    داد می زنم بابا بیاد با ذوالفقار

    از کوچه مون برو برو

    دیگه نبینم تو رو،برو

    نزن برای فدک ،کتک

    لگد نگیر چادرو،برو

    یازهرا،حسنم،هشت سال دارم حدوداً،اما یادت باشه:

    مثل یه مرد ایستاده ام

    درسته بچه ام،ولی حیدر زاده ام

    من پسر ارشد این خانواده ام

    خونم بجوش، سینم سپر

    صداتو واسه مادرم، بالا نبر

    دستاتو مشت کردی و بردی روی سر

    می خوای چیکار کنی،آخ یدفعه دید مادر رو زمینه،امان،امان….

    مادر میگه خُصوصیه

    نگو با بابا،قضیه ناموسیه

    به بابا نگی مادرو زدند، امان،امان….
    ایام شهادت بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا ( ع) بر شما تسلیت باد.

  20. فرصاد گفت:

    مانند شمع قصه ات از سر تمام شد
    کوتاه مثل سوره ی کوثر تمام شد
    سیلی وزید در وسط کوچه باد شد
    تا هیجده ورق زد و دفتر تمام شد
    از سوختن نه در اثر ضربه شمع من
    در پشت چارچوب همین در تمام شد
    گفتم یکی نبود و چهل مرد آمدند
    قصه نگفته قصه ی مادر تمام شد
    بابا کشید پارچه را روی مادرم
    آهی کشید و گفت که دیگر تمام شد
    پلکی زد و رسید سرِ ظهرِ واقعه
    این بار قصه واقعا از سر تمام شد
    زینب به فکر روز دهم بود بیشتر
    وقتی وداع مادر و دختر تمام شد
    وقتی که “یا بنی” به گوش حرم رسید
    آرام گفت کار برادر تمام شد
    تازه شروع شد غم زینب به کربلا
    آن لحظه که بریدن حنجر تمام شد

  21. فرصاد گفت:

    زنی شهید می شود،زنی به نام فاطمه
    مدینه زهر می شود برای کام فاطمه
    دری شکسته می شود،دو دست بسته می شود
    یلی سکوت می کند، به احترام فاطمه

  22. فرصاد گفت:

    دانی که چرا سرشک محبوس علیست
    یا آه چرا به سینه مانوس علیست
    یک مرد نبودست بگوید نامرد
    این زن که تو میزی … علیست
    *یا فاطمه اغیثینی*

  23. فرصاد گفت:

    دوای مردمان خسته، هیزم
    کلیدِ خانه‌های بسته، هیزم
    چگونه، تسلیت دادند او را
    به جای دسته گل با دسته هیزم؟

ارسال نظر به




برای استفاده از شکلک ها رو آن های کلیک کنید

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNo