مجموعه زیبای شعرهای عاشقانه شهریور ۹۱

گلچین زیباترین شعرهای عاشقانه

بگذار که از درد تو بیمار بمیرم
از آتش دل سوزم و تبدار بمیرم
بر گردنم آن زلف سیه حلقه کن ای سرو
در پای تو خواهم به سر دار بمیرم
بگذر نفسی از بر بالینم و بگذار
از تاب و تب لحظه ی دیدار بمیرم
چون سایه ات ای گل ز سرم رفت عجب نیست
از جور خس و سرزنش خار بمیرم
سهل است ز تیر نگهت مردنم اما
ترسم نزنی بر دل و دشوار بمیرم
مستم کن از آن لعل می آلوده که حیف است
می باشد و من پیش تو هشیار بمیرم
تا چند ز بی مهریت ای مادر ایام
یک بار شوم زاده و صد بار بمیرم
اغیار پی زندگی از مرگ گریزان
من زنده که در رهگذر یار بمیرم
ای پرده نشین پرده ز رخ بفکن و برخیز
مگذار که در پرده ی پندار بمیرم
گر دیدن رخسار تو ای ماه گناه است
بگذار نگه کرده گنهکار بمیرم
تا چند صبا در پی عمرم بدوانی
بگذر ز من خسته و بگذار بمیرم

(بیشتر…)

بیشتر بخوانید
2
اشتراک‌گذاری

داستان های کوتاه و آموزنده مرداد ۹۱

داستانهای جالب و کوتاهداستان تقدیر خداوند
آرتور اِش “Artur esh” ستاره سیاهپوست تنیس جهان که قهرمانی در مسابقات جایزه بزرگ ویمبلدون را در کارنامه درخشان ورزشی اش دارد در سال 1983 مصادف با 1362 به سبب خون آلوده ای که هنگام عمل جراحی قلب به وی تزریق کرده بودند با بیماری HIV درگذشت. هنگامی که مشخص شد او به بیماری HIV مبتلا گشته صدها هزار نامه از هوادارانش در سراسر دنیا برای همدردی و حمایت برایش ارسال شد.
در یکی از نامه ها با طعنه از وی پرسیده شده بود که : چرا خدا تو را برای گرفتار شدن به این بیماری ناعلاج انتخاب کرده است ؟
آرتور بسیار در این باره اندیشید ، سپس چنین جوابی داد : “دوست مهربانم در سراسر این گیتی پهناور حدود 50 میلیون کودک شروع به بازی تنیس می کنند ، 5 میلیون نفر بازی کردن تنیس را یاد می گیرند ، 500 هزار نفر تنیس باز حرفه ای می شوند ، 50 هزار نفر در مسابقات تنیس در سطوح مختلف بازی می کنند ، 5000 نفر در مسابقات حرفه ای شرکت می کنند ، 500 نفر در مسابقات مقدماتی گرند اسلم “Grand slem” شرکت می کنند ، 50 نفر به مسابقه ویمبلدون راه می یابند ، 4 نفر به نیمه نهایی و 2 نفر به مسابقه نهایی می رسند و سر انجام یک نفر پیروز می شود. وقتی من برنده تنیس ویمبلدون شدم ، هرگز از خدا نپرسیدم که : چرا من ؟ و امروز که در بستر بیماری افتاده ام و درد سراپای وجودم را گرفته نیز نباید از خدا بپرسم : چرا من ؟

(بیشتر…)

بیشتر بخوانید
3
اشتراک‌گذاری

سه داستان آموزنده و جالب

داستانهای جالب و کوتاهداستان بهترین جنگجو
جنگجویی از استادش پرسید : بهترین شمشیر زن کیست ؟
استادش پاسخ داد : به دشت کنار صومعه برو. سنگی آنجاست. به آن سنگ توهین کن.
شاگرد گفت : اما چرا باید این کار را بکنم ؟ سنگ پاسخ نمی دهد !!!
استاد گفت خوب با شمشیرت به آن حمله کن.
شاگرد پاسخ داد : این کار را هم نمی کنم. شمشیرم می شکند و اگر با دست هایم به آن حمله کنم ، انگشتانم زخمی می شوند و هیچ اثری روی سنگ نمی گذارند. من این را نپرسیدم. پرسیدم بهترین شمشیرزن کیست ؟
استاد پاسخ داد : بهترین شمشیرزن به آن سنگ می ماند ، بی آن که شمشیرش را از غلاف بیرون بکشد نشان می دهد که هیچکس نمی تواند بر او غلبه کند.

(بیشتر…)

بیشتر بخوانید
4
اشتراک‌گذاری

حقایق باورنکردنی و شگفت انگیز علمی

مطالب جالب و سرگرم کننده گونانگونتمام ماده ای که نسل بشر را به وجود آورده است در یک حبه قند جا می گیرد !!!
در اتم ها، 99/99999999999999 درصد فضا، خالی است و به همین دلیل در صورتی که تمامی اتم ها را به گونه ای به هم بفشاریم که فضای خالی میان آنها از بین برود، یک قاشق چایخوری یا حجمی برابر یک حبه قند از این ماده حدود پنج میلیارد تن وزن خواهد داشت یعنی وزنی 10 برابر مجموع وزن تمامی انسان هایی که در حال حاضر در جهان حضور دارند. این در واقع همان پدیده ای است که در ستاره های نوترونی رخ می دهد و وزن آنها را تا حد غیرقابل باوری افزایش می دهد.

تقریبا همه جهان گم شده است !!!
می توان به جرات گفت حدود 100 میلیارد کهکشان در جهان هستی وجود دارد که هر یک از آنها از 10 میلیون تا 10 تریلیون ستاره را در خود گنجانده اند. خورشید در مقایسه با این ستاره ها یکی از کوچک ترین و ضعیف ترین ستاره ها به شمار می رود و حتی می توان نام کوتوله زردرنگ را روی آن گذاشت. در واقع در جهان هستی مقادیر ترسناک و عظیمی از ماده مرئی وجود دارد که انسان تنها قادر به مشاهده دو درصد از آن است. وجود این مقدار ماده به دلیل نیروی گرانش آنها پیش بینی می شود و ماده تاریک نیز که مقدار آن شش برابر جرم ماده مرئی تخمین زده می شود بخش نامرئی جهان را تشکیل داده است. به گزارش مهر به نقل از منابع علمی، جهان وجود انرژی تاریک به عنوان بخشی دیگر از جهان که در واقع مابقی جهان را تشکیل داده است، موضوع را پیچیده تر خواهد کرد. این نوع انرژی با گسترش سریع جهان در ارتباط است و به همراه ماده تاریک همچنان ناشناخته باقی مانده است.

(بیشتر…)

بیشتر بخوانید
1
اشتراک‌گذاری

گل کوچیک و خاطرات دهه شصتی ها

متن و نوشته های سرگزم کننده و باحال

این جمله ها شاید خیلی هارو یاد حال و هوای دوران بچگیشون بندازه…
من هر جمله ای رو که میخوندم یاد خاطرات خوب و بعضا تلخ میفتادم… هرکی این جمله هارو نوشته واقعا دمش گرم… اینکاره بوده…
.
این بچه های جدید چی میفهمن از زندگی؟ چی حالیشونه ؟
.
وقتی یه دست گل کوچیک تو خیابون نزدن…
.
تا حالا با توپ دولایه که لایش گشاد باشه بازی کردن ببینن از راگبی سخت تره ؟
.
تا حالا از این توپ دولایه سفتا خورده تو رونشون حس کنن پاشون قطع شده ؟
.
تا حالا توپشون رو شوتیدن زیر ماشین گیر کنه بگه فیسسسس بعد همه بچه ها فحششون بدن ؟
.
تا حالا توپشون افتاده تو جوب آب ببره دوپا برن تو جوب بیارنش ؟
.
تا حالا توپشون افتاده خونه همسایه، تک بیارن کی بره زنگ بزنه ؟
.
تا حالا توپ دولایه پیدا کردن از خوشحالی تا خونه روپایی بزنن ؟
.
تا حالا شده تو راه بقالی واسه خرید توپ پلاستیکی قرمز و سفید پول رو گم کنن، اونوقت همونجا بشینن گریه کنن ؟
.
میدونن تو گل کوچیک گل زیر طاق حکم تشرف به درگاه حق تعالی رو داشت ؟
.
میدونن لیگ محله از بوندس لیگا مهمتر بود ؟
.
میدونن یعنی چی ساعتها پشت تیردروازه بزرگترا وایسادن تا بازیشون بدن یعنی چی ؟
.
میدونی دعوت بچه های محله بغلی واسه یه سه گله، کم از یک لشگر کشی ناموسی نداشت ؟
.
دریبل تو گل می دونن چیه ؟ سانتر از جناحین تو یه کوچه 6 متری دیدن ؟
.
اصلا میدونن آقای اسماعیل آبادی چطوری توپ جر میداد ؟
.
شوت یه ضرب میدونن چیه ؟ دور نزدیک می فهمن کنایه از کدام ضربه بوده ؟
.
یه تیکه تو گل می دونن کی جایگزین پنالتی میشه ؟
.
یه پا ثابت موقع پنالتی میدونن اشارت به کدام پا داره ؟
.
تا حالا ژست دو پا ثابت موقع پنالتی گرفتن ؟
.
تا حالا موقع حمله به سمت دروازه با صدای بلند آهنگ فوتبالیستها خوندن ؟
.
میدونن داشتن تور دروازه برای گل کوچیک یه آپشن حساب میشد و مخصوص مایه دارا بود ؟
.
اوووه بخوام بنویسم یه کتاب میشه اندر احوالات گل کوچیک… آخه چی میفهمن اینا ؟

بیشتر بخوانید
0
اشتراک‌گذاری