برچسب ها ‘طنزهای جک بازار فک و فامیل’

طنزستان بمب خنده فک و فامیله داریم ۹۲

منتشر شده در خرداد ۱۶م, ۱۳۹۲ موضوع فک و فامیله داریم؟,مطالب طنز و خنده دار

جک باحال فک و فامیل خرداد 92

مامانم رفته مسافرت ، خونمون از فرط شلوغی و کصافط مثه خرابه های هیروشیما بعد از انفجاره بمبه !
بابام : کاش یکی میومد خونه رو حسابی تمیز میکرد بیست تومن میزاشتم کف دستش !
من : پول بده من تمیز می کنم !
بابام : لازم نکرده ، تو پول بده خودم تمیز می کنم !
.
.
به مامانم میگم موهام میریزه ، میگه کمتر برو اینترنت !!!
خواستم بگم اگه دردی ، مرضی ، سرطانی چیزی دارین بگین از مامانم بپرسم دلیلش چیه …
.
.
به مامانم میگم : مامان جورابای من رو تخت بود چیکارشون کردی ؟
میگه : چه بدونم حتما گذاشتی تو فیسبوکت !!!
.
.
دختر عمه م برگشته به مامانش میگه مامان چرا بلوتوثت روشنه ؟ عمه م با اعتماد به نفس کامل میگه خب اگه روشن نباشه که اس ام اس نمیاد …
کل فک و فامیل تا نیم ساعت داشتن مثل ذرات معلق بال بال میزدن !
فرستنده : مرتضی 0631
.
.
مامانم داشت آشپزی میکرد رفتم ناخونک بزنم با یه خشم عجیبی گفت این روغنو میریزم رو صورتتا !!!
یعنی 19سال جلبک پرورش داده بود اینجوری رفتار نمی کرد باهاش …
.
.
به مامانم میگم میز مبل برای گل گذاشتن روش نیست ، واسه اینه که پامو بزاریم روش حالشو ببریم !
میگه پس اون جارویی هم که تو خونس برای تمیز کردن نیس برای خوردن تو صورتته …
.
.
یکی از فامیلامونو بعد سالها تو مهمونی دیدم ، بهم گفت : چیکار میکنی ؟ گفتم کار کیف زنونه. گفت با موتور کیف میزنی یا پیاده ؟؟؟

VN:F [1.9.20_1166]
Rating: 0 (from 0 votes)

جک و استاتوس طنز فک و فامیل فروردین ۹۲

منتشر شده در فروردین ۸م, ۱۳۹۲ موضوع فک و فامیله داریم؟,مطالب طنز و خنده دار

جک فک و فامیل فروردین 92

بابام به من میگه این ترم که رفتی دانشگاه چهار واحد ادب و شعور بردار !
من برم کتابمو بدم پدر و مادر واقعیم ازم سوال بپرسن …
.
.
دقایقی پیش مامانم سراسیمه اومده تو اتاقم میگه یه بسته گوشت از فریزر گم شده تو برنداشتی ؟
خو مادر من ، من گربه ام ؟ درنده ام ؟ چی ام ؟ که فکر کردی یه بسته گوشت خام و یخ زده رو میتونم برداشته باشم ؟
.
.
ﺍﺯ خواهرزادم پرسیدم دایی جون ﻗﯿﺎﻓﻪ ﻣﻬﻢ ﺗﺮﻩ ﯾﺎ ﭘﻮﻝ ﯾﺎ ﺧﻮﺷﺘﯿﭙﯽ ؟
ﮔﻔﺖ ﻭﺍﺳﻪ ﺗﻮ ﮐﻪ هیچکدومو ﻧﺪﺍﺭﯼ ﭼﻪ ﻓﺮﻗﯽ ﺩﺍﺭﻩ ؟؟؟
من
پول
قیافه
خوشتیپی
آنتونیو باندراس
مرحوم هوگو چاوز
.
.
یه خواهرزاده دارم 6سالشه از صب که پا میشه به همه چرت و پرت میگه تا شب !
امروز خیلی بی اعصاب بود برگشته به مامانش میگه : عجب گ.ه.ی خوردم که شماها منو به دنیا آوردین !
کلا نسل جدید داغونن …
.
.
به بچه داداشم که به زور 9سالشه میگم داماده عمه میشی بیای دخترمو بگیری ؟
میگه حالا وایسا ببین شوهر گیر خودت میاد !!!
فعلا من …
بهش میگم خوب اگه شوهر کردم تو میای با دخترم عروسی کنی ؟
میگه اگه باهام کل کل نکنه و سیبیل نداشته باشه و کلا زن زندگی باشه شاید بگیرمش !
دوباره من …
من همسن این بودم فکر میکردم مامان بابام با هم خواهر برادرن …
.
.
یه بار زنگ درو زدن منم رفتم جلوی در گفتم بفرمایید ! طرف گفت با داداشتون کار دارم …
منم گفتم یه لحظه گوشی !
اصن یه وضی بخدا ! الان پدر و مادرم دارن دنبال بچه واقعیشون میگردن …
فرستنده : پریا
.
.
تلویزیون داشت می گفت کودک لطیف است با آن به درستی برخورد کنید !
در راستای مسخره بازی به مامانم میگم : ماماااااان من لطیفماااااا …
مامانم : عزیزم تو دیگه از لطافت دراومدی کثاااااافط شدی !!!
به نظر شما آلبوم دادم بیرون اسمشو چی بذارم ؟

VN:F [1.9.20_1166]
Rating: +1 (from 1 vote)

جک های آپدیت باحال فک و فامیل

منتشر شده در اسفند ۱۹م, ۱۳۹۱ موضوع فک و فامیله داریم؟,مطالب طنز و خنده دار

جک های جدید فک و فامیل

یه فامیل دیگه داریم زنش میخواست بره مشاور خانواده جلسه‌ای 60تومن بعد این به زنش گفته بود جلسه‌ای 30تومن بده به خودم به خدا باهات خوب میشم !
.
.
مامان بزرگم خیلی مریض بود و در ضمن دکتری که همیشه میره پیشش مطبش باز نبود ؛ خلاصه به هزار زحمت راضیش کردیم بره پیش یه دکتر دیگه !
وقتی رفتیم داخل ، معاینه که تموم شد مامان بزرگم گفت : آقای دکتر یه چیزی بنویس فعلا خوب بشم تا چند روز دیگه برم پیش یه دکتر درست حسابی !
10سال درس خوندشو شست مثل رخت پهن کرد رو بند !
.
.
امروز مامانم یه لامپ بهم داد گفت عوضش کنم ، داشتم عوضش میکردم متوجه نبودم کلیدش روشنه یهو برقم گرفت ، مامانم برگشته میگه چی شد ؟
گفتم برق گرفت ! گفت لامپ که نسوخت ؟؟؟
میدونم سر راهیم … برم پدر و مادر واقعیمو از توی افق پیدا کنم !
.
.
اون موقع که بچه بودم یه بار به مامانم گفتم : مامان دلم میخواد یه حیوون خونگى داشته باشیم !
گفت : تورو داریم بسه !
من و الی آخر من !
.
.
دختر عمم ۸سالشه اومدن خونمون ، این نشسته بود در رابطه با تهیه کننده مستندهای نشنال ژئوگرافیک صحبت میکرد …
من تا ۱۵سالگی جلو پنکه صدای اورنگوتان درمیاوردم و اطرافیانم تشویقم میکردن !
.
.
امروز از تلفن عمومی زنگ زدم خونمون صدام رو عوض کردم بابام گوشی رو برداشت بهش گفتم : ما پسرتون رو دزدیدیم ۱۰۰هزار تومن بیارین به این آدرس وگرنه پسرتون رو میکشیم !
بابام برگشت گفت ۲۰۰هزار تومن میدم یه جوری بکشینش طبیعی به نظر برسه !
.
.
پسرخالم معدلش شده ۱۹/۴۲ ، سه روزه رفته تو اتاق درو رو خودش بسته …
من همسن این بودم ۱۲ میشدم تا خونه با کیف روپایی میزدم …
.
.
مهمونی بودیم ، آخر شب بود می خواستیم برگردیم خونه ، بابام داشت خمیازه می کشید که مامانم به بابام : تا دهنت بازه روژین رو هم صدا بزن !
بابام : سر شام که بهت گفتم تا آرنجت خمه واسه منم آب بریز یادته ؟ خودت صداش بزن !!!
همچین مامان و بابای انتقام جویی دارم من !

VN:F [1.9.20_1166]
Rating: 0 (from 0 votes)